Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 

دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها تبلیغات در بهشت انیمه

 

امتیاز : ( امتیاز دهندگان : 0 نفر - میانگین امتیازات از پنج : )

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 26

موضوع: تاریخچه کمیک استریپ

  1. #1

    تاریخچه کمیک استریپ

    دوستان من سعی دارم در این قسمت اطلاعاتی که از مجله های پیل بان درباره تاریخچه کمیک استریپ هست برای شما قرار دهم البته اگر یه مقدار در آپدیت کردنش تاخیر وجود داشت مرا ببخشید:d

    این مطالب نوشته:مهدی ترابی مهربانی
    چون تعداد قسمت ها زیاد و هر قسمت مطالب زیادی دارد من باز خودم یه تقسیم بندی می کنم امیدوارم بتونم مطالب مفیدی رو در اختیار شما دوستان قرار دهم

    از دوستانی هم که مطلبی دارند اگر در این بخش قرار بدهند ما خیلی خوشحال و استفاده می کنیم

  2. #2
    قسمت اول
    part1
    در مقالاتی که تحت عنوان تاریخچه نشریات کمیک استریپ عرضه خواهد شد ، سعی خواهیم کرد شما را با تاریخچخ این مجلات از پیدایش تا اواخر قرن بیستم آشنا سازیم. البته منظور از کمیک استریپ یا همان کمیک بوک ، تک پانل های نقاشی شده و یا کمیک استریپ های روزنامه ای نیست و بیشتر سعی خواهد شد به مجلات کامل و مجلدات شناخته شده پرداخته شود.
    به تازگی تحقیق در مورد اولین کمیک استریپ تاریخ به یکی از جذاب ترین زمینه های این هنر تبدیل شده است . تا همین اواخر عقیده عمومی بر آن بود که " کودک زرد پوش " اولین کمیک استریپ تاریخ بوده است. اما در سال 1998 با پیدا شدن کمیک استریپی در کالیفرنیا ثابت گردید که قدمت این مجلات مصور به دوره ای می رسد که اصطلاحاً آن را " دوره ویکتوریایی" نام گذارده اند.

    1- دوره ویکتوریایی( منسوب به ویکتوریا)

    گفته می شود که اولین کمیک استریپ تاریخ " ماجراهای ابادیا الدباک" نام داشته که اول بار در سال 1837 در چند زبان مختلف اروپایی چاپ شد. این کمیک استریپ در سال 1841 به زبان انگلیسی ترجمه شد و یک سال بعد همان نسخه در شهر نیویورک مجدداً به چاپ رسید و بدین شکل اولین کمیک استریپ تاریخ آمریکای شمالی شکل گرفت." ماجراهای ابادیاالدباک"40 صفحه داشت که هر صفحه آن از 6 تا 12 پانل (لوحه) تشکیل شده بود . البته به جای بالون گفتگو (حبابی که شخصیت های کمیک استریپی در آن با هم گفتگو می کنند) از متنی در زیر تصاویر برای توضیح داستان استفاده شده بود.
    (البته شرمنده من این عکس رو از اینترنت گرفتم و نتونستم کیفیت بهتر پیدا کنم)

    خالق این کمیک استریپ، رادولف تایمز از کشور سوئیس بود. او که در اروپا و به تازگی در آمریکا به عنوان پدر داستان های مصور شناخته شده بود. نخستین نوول(Novel) گرافیکی تاریخ در سال 1827 خلق کرد. او سپس با چاپ 7 نوول گرافیکی دیگر ، داستان های مصور را به محبوبیتی کم نظیر رساند. بعضی از این آثار به آمریکا نیز را یافتند و چاپ مجدد آنها تا سال 1877 ادامه داشت . البته هنوز مشخص نیست دقیقاً چه تعداد کمیک استریپ در این دروه خلق شدند اما تحقیقات بعدی در این زمینه هم چنان ادامه دارد. یکی از کمیک استریپ های تاثیر گذار دوره ویکتوریای" Brownies:Their Book " نام داشت که توسط پالمر کالین و به عنوان بخشی از یک مجله کودکان به نام سنت نیکولاس، خلق شد.
    شخصیت های این مجموعه بعداً در سال 1883 در مجلات گوناگون دیگری ظاهر شدند و در سال 1889 مجموعه ای با همین عنوان چاپ شد . گفته می شود که Brownies اولین کمیک استریپ تولید آمریکای شمالی است که در سطح بین المللی نیز به موفقیت های فراوانی دست یافته است .
    به جز مجله سنت نیکولاس، مجلات دیگری نیز بودند که به نوعی از داستان های مصور استفاده می کردند و اتفاقاً به موفقیت هایی نیز دست یافته بودند. در همین زمان روزنامه ها نیز با قراردادن ضمیمه ای از کمیک استریپ در شماره ویژه روزنامه های یکشنبه خود به فکر سود بیشتر بودند. البته آنها نمی توانستند از طراحان معروف و شخصیت های خلق شده توسط آنان استفاده کنند زیرا این مجلات بیشتر با آنان قرارداد بسته بودند. اما یکی از کارکنان مجله Puck به نام روی کاردل به موریل گا دارد سردبیر روزنامه نیویورک ورلد ( که در آن زمان بزرگ ترین روزنامه آمریکا محسوب می شود) گفت که کسی را سراغ دارد که می تواند مشکل روزنامه شان را حل کند . این شخص ریچارد اوت کالت نام داشت که قبلاً در سال 1898 برای مجله Truth تصاویری از کودکان خیابانی طراحی کرده بود. در یکی از این تصاویر می توان پسر بچه ای را در قسمت سمت راست پایین تصویر مشاهده کرد که بعداً به "کودک زرد پوش" معروف شد.

    اوت کالت سرانجام به روزنامه نیویورک ورلد مهاجرت کرد و در آنجا مجموعه "کوچه هوگان" را خلق نمود. او در این مجوعه یک بار دیگر از شخصیت " کودک زرد پوش" استفاده کرد. طبق شنیده ها او ایده اصلی این مجموعه را از منابع مختلفی گرفته بود که از میان آنها می توان به آثار مایکل انجلو وولف و چارلز سالبورگ که در آنها از بچه های خیابانی استفاده شده بود ، اشاره کرد نام این مجموعه نیز از یک ترانه معروف گرفته شده بود.



    در ادامه به دوره های دیگر می پردازیم
    ویرایش توسط amir21 : 09-12-2007 در ساعت 04:28 PM

  3. #3
    قسمت اول
    part2

    2-دوره طلای سفید 1897 تا 1938‏‎

    در سال 1897 کتابی مصور به نام " کودک زردپوش در آپارتمان های مک فادن" به بازار آمد. این کتاب ‏‏116 صفحه در قطعی مربع شکل و به صورت سیاه و سفید و با قیمت 50 سنت توسط شرکت دیلینگهام چاپ ‏شد‎.‎
    به نظر خیلی ها این کتاب اولین کمیک استریپ واقعی تاریخ است. در حقیقت همین کتاب بود که برای اولین ‏بار اصطلاح " کمیک بوک" را از طریق چاب آن بروی جلدش در زبان انگلیسی باب کرد. این کمیک ‏استریپ ، آغازگر دوره ای است که اصطلاحاً به آن دوره طلای سفید گفته می شود‎.‎



    در سال 1899 شخصی به نام هووارث ، کمیک بوکی را خلق کرد به نام " جماعت خل و چل"! این کمیک ‏بوک 16 اینچ پهنا و 12 اینچ طول داشت و باعث شد تا اکثر کمیک استریپ های دیگر این دوره در همین ‏قطع چاپ شوند. لازم به ذکر است که تا این سال تمام مجلات مصور به تجدید چاپ داستان های کمیک ‏استریپ قدیمی می پرداختند و داستان اریژینالی درآنها به چشم نمی خورد.در سال 1901 اولین کمیک بوک ‏تمام رنگی تاریخ به نام " تمشک های سیاه" به چاپ رسید که جلد اعلائی نیز داشت. در این سال برخی از ‏ناشران ، کمیک استریپ های خود را در قطع 17 در 11 منتشر می کردند که از میان آنها می توان به کمیک ‏بوک های " بچه های کاتزن جامز" ،" نیموی کوچک" و " قل چماق خوشبخت" اشاره کرد. اوت کالت پس از ‏مجموعه " کودک زردپوش " ، شخصیت های فراوان دیگری نیز خلق کرد. یکی از این شخصیت ها به نام ‏باستر براون حتی دارای یک سریال شخصی شد که توسط شرکت" کاپلز و لئون" به چاپ رسید. به لطف ‏موفقیت تجاری باستر براون ، شرکت تجاری بیشتری به کمیک بوک ها روی آوردند تا محصولات خود را از ‏طریق کمیک استریپ های جدید تبلیغ کنند. این نوع کمیک بوک ها معمولاً به صورت تمام رنگی و با قیمت ‏‏50 سنت عرضه می شدند و چاپ آنها به مدت یک دهه ادامه داشت‎.‎
    در سال 1910 کمیک بوک جدیدی با عنوان " مات و جف" به بازار آمد که صفحات سیاه و سفیدی داشت. ‏سپس در سال 1919 شرکت انتشاراتی " کاپلز و لئون" کمیک بوک های جدیدی در اندازه 10 در 10 اینچ ‏چاپ کرد که صفحات آن مشتمل بر 5 پانل بودند. در ژوئن سال 1922 اولین کمیک بوک ماهانه با عنوان‎ ‎Comic Monthly ‎عرضه شد که 12 شماره دوام آورد. در هر یک از این شماره ها یکی از شخصیت های ‏منتشر شده توسط شرکت کینگ فیچر حضور پیدا می کرد. کاپلز و لئون نیز کمیک بوک های " آنی بچه یتیم ‏کوچلو" و " اسمیتی" را در سال 1926 چاپ کرد. این مجلات در قطع 7 در 9 اینچ و به همراه روکش ‏مرغوب به فروش می رسیدند و با وجود قیمت 60 سنتی خود به سرعت مورد استقبال قرار گرفتند‏‎.‎
    در سال 1929 شرکت انتشاراتی دل تصمیم گرفت تا شانس خود را با انتشار کمیک بوکی ماهانه به نام " ‏فانیز" بیازماید . این مجله 16 صفحه ای با قیمتی معادل 10 سنت توسط دکه های روزنامه فروشی به فروش ‏رسید. در ضمن " فانیز" به جای چاپ مجدد کمیک استریپ های قدیمی از داستان های اریژینال و غیر ‏تکراری استفاده می کرد. چاپ این مجله مصور پس از 36 شماره و به دلیل کمبود سرمایه متوقف گردید‏‎.‎



    حتی والت دیسنی نیز در این دوره وارد عرضه کمیک بوک شد. اولین تجربه والت دیسنی در زمینه کمیک ‏بوک ، " کتاب میکی ماوس" نام داشت که چاپ آن از سال 1930 تا 1931 ادامه یافت. در داخل این مجله ‏مطالبی همچون ترانه سرگرمی و داستان های مختلف به چاپ می رسید. در سال 1931 " ماجراهای میکی ‏ماوس" که به عقیده اکثر کارشناسان اولین کمیک بوک واقعی میکی ماوس محسوب می شود، عرضه شد. در ‏آن مجموعه سعی شده بود تا شخصیت میکی ماوس به کارتون های او نزدیک تر شود. در سال 1933 دو ‏کمیک بوک متفاوت میکی ماوس به چاپ رسید که اولین آن توسط سینماهای محلی پخش می شد و چاپ آن تا ‏شماره 9 ادامه یافت. دومین کمیک میکی ماوس در این سال توسط شرکت تجاری ردیوی و در 2 نسخه توزیع ‏می شد که هر کدام تا شماره 12 به چاپ رسیدند. پس از آن کمیک بوک جدیدی منتشر شد که " داستان ها و ‏کمیک های والت دیسنی" نام گرفت‎ . ‎
    در سال 1933 پیشخوان روزنامه فروشی ها به کمیک بوکی مزین گردید با عنوان " کارآگاه دان: مامور ‏مخفی 48 " . در داخل این مجله داستان اوریژینال سیاه وسفیدی وجود داشت که به ماجراهای کارآگاه ‏دان( تقلیدی آشکار از شخصیت کارآگاه دیک ترسی معروف) می پرداخت‎.‎
    البته هیچگاه شماره بعدی این مجله به چاپ نرسید . اما شخصیت کارآگاه دان بعداً در مجله دیگری به نام " ‏ماجراهای کارآگاه ایس کینگ" حضور پیدا کرد‎.‎








    ویرایش توسط amir21 : 09-12-2007 در ساعت 04:29 PM

  4. #4

    تاریخچه کمیک استریپ

    قسمت دوم
    part1

    کمیک استریپ های رایگان

    در اویل دهه 30 میلادی ، کمیک بوک های رایگان رواج گسترده ای پیدا کردند که عمده دلیل آن هم بروز رکود اقتصادی در جامعه آن زمان آمریکا بود. از آنجائی که ناشران کتاب نمی خواستند در آن شرایط سخت کار خود را از دست دهند به چاپ این نوع کمیک استریپ ها روی آوردند. شرکت های تجاری نیز به منظور تبلیغ کالاهای خود شروع به چاپ هزاران کمیک استریپ رایگان نمودند. پیشگامان این حرکت سام گولد و کی کامن بودند. از میان این کمیک استریپ های رایگان می توان به "باک راجرز" و " اوالیتن بچه یتیم کوچولو" که از بقیه معروف تر بودند اشاره کرد. در این دوره شرکت انتشاراتی ایسترن کالر پرینتینگ نقش بسیار مهمی در شکل گیری صنعت کمیک استریپ داشت. این شرکت مدیر فروشی 42 ساله داشت به نام هری ویلدن برگ که وظیفه داشت به هر نحو ممکن از ورشکستگی شرکت جولوگیری نماید. او در سال 1939 متوجه شد که کمیک استریپ های رنگی روزنامه ها محبوبیت زیادی نزد خوانندگان دارند و بنابراین تصمیم گرفت تا از آنها برای تبلیغات استفاده کند. او سپس ایده یک کمیک بوک تبلیغاتی را به شرکت نفتی گالف پیشنهاد داد و مدیران این شرکت نیز که از ایده هری خوششان آمده بود سریعاً اقدام به استخدام طراحانی مثل استان شن دل و ویکتور نمودند. در نتیجه کمیک استریپی با نامGulf Comic Weekly شکل گرفت . این کمیک استریپ با 4 صفحه و در قطع 10 در 15 اینچ در پمپ بنزین های شرکت گالف توزیع می گردید. عده ای عقیده دارند که این کمیک استریپ نخستین کمیک استریپ تاریخ است که چاپ و تبلیغ آن خارج از سیستم رایج روزنامه ای آن دوران انجام می شد. شرکت گالف حتی از رادیو برای تبلیغ این مجله استفاده می کرد و به مردم می گفت برای تصاحب آن سری به ایستگاه های پمپ بنزین بزنند. در کمال ناباوری ایستگاه های پمپ بنزین خیلی زود پر از جمعیتی شد که خواستار این مجله بودند. در نتیجه شرکت گالف تصمیم گرفت هر هفته 3 میلیون کمیک استریپ رایگان با عنوان جدید Comic Funnies Weekly منتشر سازد. چاپ این مجوعه تا شماره 422 ادامه یافت و در تاریخ 23 می 1941 متوقف شد. ویلدن برگ سپس تصمیم گرفت حقوق چاپ مجدد برخی از کمیک استریپ های مطرح قدیمی را بخرد. او در ضمن از یکی از طراحانشان خواست تا برای نمونه چند کیمک استریپ طراحی کند تا آنها را برای بزرگترین شرکت های تبلیغاتی کشور بفرستند. اولین شرکت که به او جواب داد Proctor and Gamble نام داشت که 1 میلیون کمیک بوک 32 صفحه ای رنگی سفارش داد و بدین ترتیب کمیک استریپی جدید با نام Funnies on Parade به بازار آمد.





    نکته مهم درباره این کمیک بوک قطع 8 در 11 اینچی آن است . این قطع خیلی زود استاندارد شد به طوری که در حال حاضر اکثر شرکت های کمیک استریپی بزرگ دنیا از آن تبعیت می کنند. تمام 1 میلیون نسخه این کمیک بوک در کمتر از یک هفته در میان مردم پخش شد. در داخل هر نسخه فرمی مربوط به محصولات شرکت Proctor and Gamble دیده می شد. اکثر کسانی هم که در چاپ این مجله با ویلدن برگ همکاری می کردند، بعداً به طور مستقل به این حرفه ادامه دادند. از میان این افراد می توان به سول هریسون اشاره کرد که بعداً به ریاست شرکت کمیک استریپ DC ( یکی از غول های عرصه کمیک استریپ) منصوب شد. ویلدن برگ موفق دومین کمیک استریپ شرکت کالر پرینتینگ را در سال 1933 و با عنوان " کارناوال کمیک بوک ها (Famous Funnies: a Carnival of Comics) " چاپ کرد.
    این مجله 10 سنتی اولین کمیک استریپی بود که تنها از طریق فروشگاههای زنجیره ای بزرگ به دست مردم رسید، اما سود حاصله بسیار ناچیز بود و به همین دلیل چاپ آن خیلی زود متوقف شد در اینجا بد نیست به کمیک استریپ رایگان دیگری نیز مثل "قرن کمیک استریپ (Century of Comice) " و "اسکیپی" اشاره کرد. شخصیت اسکیپی به تدریج به محبوبیت زیادی دست یافت به طوری که ناشر آن مجبور شد ماجراهای این شخصیت را در چند عنوان مختلف به چاپ برساند . در این زمان یکی از کارمندان ویلدن برگ به نام گینز سعی کرد او را متقاعد سازد تا کمیک استریپ هایش را از طریق دکه های روزنامه فروشی به فروش برساند. یک روز او برای اثبات ادعایش چند کمیک استریپ 10 سنتی را به روزنامه فروشی های محلی برد و به صاحبان آنها گفت که قصد دارد میزان استقبال مردم را از کمیک استریپ بسنجد. وقتی که او چند روز بعد به آنها مراجعه کرد،...........(ادامه دارد)


    ویرایش توسط amir21 : 09-12-2007 در ساعت 04:30 PM

  5. #5
    قسمت دوم

    part2


    در کمال تعجب دید که تمام مجلات به فروش رفته اند! این مساله علاقه ویلدن برگ را برای چاپ کمیک استریپ های 10 سنتی غیر اریژینال افزایش داد اما هیچ شرکتی حاضر به سرمایه گذاری نبود زیرا همگان بر این باور بودند که کسی 10 سنت بابت کمیک استریپی نخواهد پرداخت. یک روز یکی از کارمندان ویلدن برگ به نام هارولد مور در قطار به مقاله ای برخورد کرد که در آن از بخش کمیک استریپ یکی از روزنامه های نیویورکی به عنوان رمز موفقیت آن روزنامه یاد شده بود. او سپس نزد رئیس روزنامه امریکن نیوز یعنی هری گولد رفت و با نشان دادن مقاله او را متقاعد ساخت تا کمیک استریپی ماهانه با تیراژی 250 هزار نسخه چاپ کرد.و بدین ترتیب شماره جدیدی از مجله Famous Funnies به بازار آمد. این مجله 64 صفحه ای قسمت های مختلف 4 صفحه ای داشت که در آنها شخصیت های متعددی حضور داشتند. با وجود آن که 90 درصد از نسخه های این مجله به فروش رفت اما امریکن نیوز به خاطر قیمت پایین 10 سنتی آن 4 هزار دلار ضرر کرد. اما ویلدن برگ دلسرد نشد و برای شماره دوم این مجموعه طراحانی استخدام کرد. تا در ازای دریافت صفحه ای 5 دلار برای او داستان هایی اریژینال خلق کنند. از شماره سوم به بعد شخصیت "باک راجرز" تبدیل به شخصیت اصلی مجموعه شد و پس از تقریباً 6 ماه اندک اندک سود قابل توجهی حاصل شد . از شماره هفتم به بعد بود که هر ماه به فروش Famous Funnies اضافه می شد.
    به طوری که ماهانه به طور متوسط 1 میلیون نسخه از آن به فروش می رسید. شرکت کالرپرینتینگ نیز مرتباً با افتخار آمار فروش را به اطلاع مردم می رساند. در حقیقت پس از گذشت یک سال Funnies به مجله ای محبوب بدل گشته بود که بر روی پیشخوان روزنامه فروشی ها و در کنار مجلات معتبر و خوش آب و رنگی همچون Atlantic Monthly و Harpers قرار می گرفت. البته این شرکت در آن زمان 5 رقیب سرسخت نیز داشت که همگی کمیک استریپ های ماهانه به چاپ می رساندند. چاپ این مجموعه در نهایت پس از 218 شماره و در سال 1955 متوقف شد.New Fun Comics کمیک استریپ جدیدی بود که فوریه سال 1934 منتشر شد. سرگرد مالگوم ویلرنیکسون خالق این مجموعه از آنجائی که قادر نبود از پس مبلغ زیادی که روزنامه ها بابت تجدید چاپ کمیک استریپ های قدیمی شان مطالبه می کردند برآید، تصمیم گرفت داستان های اریژینال خلق کند که قبلاً در هیچ روزنامه ای به چاپ نرسیده باشند.
    ناشر این کمیک استریپ یعنی National Allied قطع بزرگ تری را برای آن انتخاب کرد. گفته می شود که این مجله اولین کمیک استریپ تاریخ است که آگهی بازرگانی مختلفی داشت و در دکه های روزنامه فروشی فروخته می شد.




    کمیک استریپ داخل مجله نیز توسط دو دسته کارتونیست طراحی می شدند. عده ای از آنها هنرمندان با تجربه ای بودند که در آن دوران رکود اقتصادی به سختی روزگار می گذراندند و عده دیگر جوان هایی بودند که بیشتر به دنبال نام و آوازه ای برای خود بودند. البته خود آقای مالکوم نیکلسون نیز طراح برخی داستان ها بود. لازم به ذکر است که اکثر کمیک استریپ های این مجله با وجود اریژینال بودن از کمیک استریپ های محبوب قدیمی تقلید می کردند و به همین خاطر شخصیت های آن محبوبیت چندانی کسب نکردند. این مجموعه پس از 6 شماره به More Fun Comics تغییر نام داد. از هنرمندانی که با این مجله همکاری داشتند و بعدها به موفقیت های فراوانی در عرصه کمیک استریپ رسدیدند، می توان از والت کلی و الکساندر کاپ نام برد. چاپ این کمیک بوک در سال 1947 به پایان رسید.
    پس از New Fun Comics مالکوم نیکلسون به فکر عنوان دیگری افتاد این یکی با عنوان New Comics و با محتو ایی اریژینال توسط طراحان مطرحی همچون والت کلی، شلدون هایر و وینسنت سالیوان چاپ شد و به زودی چند عنوان دیگر نیز تغییر نام داد. این مجموعه سال ها با کمک سوپر قهرمانان به حیات خود ادامه داد و نهایتاً در سال 1983 به پایان رسید.



    فرد دیگر به نام لوگلیسون در آن زمان با کمک یک شرکت کمیک استریپی توانست عنوان سردبیر Tip Top Comics را روانه روزنامه فروشی ها کند. در داخل این مجله داستان های مصور بر اساس شخصیت های محبوبی همچون "تارزان"،"رانکوبیل" و "کاپیتان و بچه ها" به چشم می خورد. در ضمن دو تن از طراحان این مجموعه یعنی هاروی کرتزمن و جک دیویس بعدها شرکت EC Comics را به موفقیت های شایانی رساندند. گلیسون در ضمن اولین کسی بود که ایده تجدید چاپ شماره های قبلی را در قالب Trade Paperback مطرح و آن را اجرا کرد. این کمیک استریپ که توسط انتشارات سنت جان و دل منتشر می شد، 225 شماره دوام آورد و در سال 1961 به آخر خط رسید.
    در فوریه 1936 سندیکای شیکاگو تریبیون با کمک مکس گیز و دستیارش شلدون هایر کیمک استریپی منتشر ساخت که بسیاری از شخصیت های معروف کمیک استریپی آن زمان را مثل " دیک تریسی" ،"تری و دزدان دریایی"،"اسکیپی"،"مات وجف"،"آنی بچه یتیم کوچولو" را در خود داشت. این مجله با نام Popular Comics انتشارات دل را تبدیل به یکی از موفق ترین ناشران کمیک اسرتیپی تمام دوران ساخت.

    ویرایش توسط amir21 : 09-12-2007 در ساعت 04:31 PM

  6. #6

    تاریخچه کمیک استریپ

    قسمت سوم
    part1

    از باک راجرز تا تن تن





    در سال1927 مجله ای به نام " داستان های شگفت انگیز" انقلابی در ادبیات معاصرآمریکا ایجاد کرد. در شماره فوریه سال 1928 این مجله که از آغاز با موفقیت فزایندهای روبرو شده بود، داستانی به قلم فیلیپ نولان به چاپ رساند که نامش " پایاندنیا در سال 1924" بود. یکی از خوانندگان این داستان به نام جان فلینت دیلصاحب یکی از روزنامه ها، آنقدر از آن خوشش آمد که با خرید حقوق قانونی آن واستخدام طراحی به نام ریچارد کالکینز، کمیک استریپی بر اساس این داستان به چاپرساند.
    این داستاندر ژانویه سال 1929 به " باک راجرز در قرن بیست و پنجم" تغییر عنوان دادو با استقبال گرمی از سوی خوانندگانش روبرو شد . باک راجرز که یک خلبان جنگی بودروزی در غاری بدام می افتد و در آنجا بدلیل استنشاق گازی سمی به خوابی عمیق فرو میرود. او پس از 500 سال از خواب بیدار می شود و در میابد که کشور آمریکا توسط ارتشمغولان نابود شده است. باک سپس با ملحق شدن به جمع شورشی های آزادیخواه به جنگ بارهبر مغول ها یعنی کیلرکین بدذات می پردازد.
    در آوریلسال 1926 یکی دیگر از از سندیکاهای بزرگ کمیک استریپ تاریخ به وجود آمد. این سندیکا به نام " کینگفیچرز" خیلی زود مجله ای به نام "کینگ کامیکس" خلق کرد.شماره نخست این مجله که توسط دیود مک کی و وروث پلامیطراحی شده بود، شخصیت های محبوبی مثل "پاپای"،"ماندرک جادوگر"و "فلاش گوردن" را در شماره نخست خود داشت . خیل زود شخصیت های دیگریهمچون"رنجرنتها"،"فانت م" و "بلاندی و لولو کوچولو"در این مجله حضور پیدا کردند. چاپ این کمیک استریپ پس از 159 شماره در سال 1952متوقف شد. سال ها بعد طراحان این مجموعه شرکت کمیک استریپی standard publishing راتاسیس کردند و عناوین مختلفی را به چاپ رساندند. بک ماه بعد شماره نخست The Comic Magazine به بازار آمد.خالقان این مجله کمیک استریپ ویلیام کوک و جان میهون بودندکه از کارمندان ناراضیشرکت NationalAllied که به ریاست سرگرد مالکوم ویلر نیکلسون معروف که بعد ها به DC Comics تغییر نام داد، به شمار می آمدند. این دوضمناً شرکت کمیک استریپی خود را به نام Centaur Comic تاسیس کردند. برای شماره نخست این مجله دوهنرمند که بعد ها به تاریخ کمیک استریپ پیوستند یعنی جری سیگل و جو شوستر شخصیتیخلق کردند به نام " مستر میستیک" . این شماره مستر میستیک لباس مخصوصمعروف خود را برتن نداشت اما بعد ها با حضور در شماره 14 مجله " More Fun به یکی ازمعدودترین قهرمان های کمیک استریپی شنل پوش تبدیل شد.









    نام داستانیکه او درآن حضور داشت نیز"The Koth and the seven" بود. یکی دیگر از کیمک استریپ های خلقشده توسط سیگل و شوستر که در شماره های بعدی مجله به چاپ رسید ، "مامورفدرال" نام داشت که بعداً به " مردان فدرال" تغییر نام داد. از شماره6 به بعد نیز عنوان مجله به Funny Pages تغییر یافت.شخصیت TheClock " نیز که نخستین شخصیت کمیک استریپی تاریخ محسوب می شود، دراین مجله متولد شد. این مجموعه که چاپ آن تا شماره 42 ادامه داشت، در نهایت در سال1940 به حیات خود پایان داد.



    ویرایش توسط amir21 : 09-26-2007 در ساعت 01:55 PM

  7. #7
    قسمت سوم
    part2

    هال فاستر طراح کمیک استریپ های تارزان ( که در قسمت های بعدی به آن اشاره خواهد شد) تصمیم گرفت تا در تاریخ 13 فوریه سال 1937 شخصیتی خلق کند که بعدها به محبوب ترین شوالیه کمیک استریپ ها مبدل شد. "شاهزاده شجاع" بدست هال فاستر و در سندیکای کینگ فیچرز خلق شد. این کمیک استریپ که طراحی زیبای آن زبانزد خاص و عام است به عنوان ضمیمه ویژه روزنامه های آن دوران پخش می شد. این کمیک استریپ ماجرای شاهزاده والینت را به صورت مصور نقل می کرد. این شاهزاده که مجبور است دوران کودکی اش را به همراه پدرش تبعید شده کشور تیول ( شمالی ترین منطقه در دنیای کهن) در باتلاق های انگلستان سپری کند. والینت روزی با عجوزه پیری به نام هوریت دیدار می کند. هوریت پیش بینی می کند که او آینده ای پر از ماجرا خواهد داشت اما در آینده نزدیک با غم بزرگی روبرو خواهد شد. والینت با مراجعه به خانه متوجه می شود که مادرش مرده است و بدین ترتیب پیشگوئی های هوریت کم کم به واقعیت می پیوندد و خوانندگان مجله در شماره های بعدی شاهد نبردهای حماسی او با موجودات اساطیری مثل غول و اژدها بودند. در سال 1938 او شمشیر آوازخوان معروف خود را بدست آورد و یک سال بعد توسط آرتورشاه به درجه شوالیه ای رسید. او بالاخره با شجاعت های خود پدرش را یکبار دیگر به مقام پادشاهی کشور تیول رساند. در حال حاضر کینگ فیچر در دو نسخه به تجدید چاپ کمک استریپ های " شاهزاده شجاع" می پردازد. روی کرین نیز در سال 1932 کمیک استریپ " کاپیتان ایزی" را خلق کرد که ضمیمه ویژه روزهای یکشنبه روزنامه ها را تشکیل می داد.



    در این دوره نویسنده و طراحی خلاق به نام های داشیل هامت و آلکس ریموند تصمیم گرفتند برای سندیکای کینگ فیچرز کمیک استریپی براساس ماجراهای کارآگاه خصوصی به نام " مامورمخفیx-9" خلق کنند. اما متاسفانه حاصل این همکاری که می توانست در نوع خود شاهکار باشد بسیار ناامید کننده بود. در اینجا سعی می کنم به دلائل این ناکامی بپردازم تا شاید شرایط کاری هنرمندان در آن دوره بیش از پیش نمایان گردد. مسئولان کینگ فیچرز در ابتدا قصد داشتند با این شخصیت با محبوبیت فزاینده کارآگاه دیک تریسی رقابت کنند اما ناگهان به این نتیجه رسیدند که برای یک قهرمان تنها یک کارآگاه خصوصی سرسخت بودن کافی نیست و به همین دلیل تصمیم گرفتند از این شخصیت یک مامور مخفی بسازند. اما هامت با این مسئله مخالف بود. او می خواست تا این سخصیت کارآگاه خصوصی باقی بماند ( البته جای تعجبی هم نبود زیرا هامت پیشتر با خلق داستان هایی همچون"سام اسپید"،"عملیات بین قاره ای"و " نیک و نورا چارلز" که همگی کارآگاهان خصوصی بودند، معروف گشته بود).اما از آنجائی که کینگ فیچرز ماموری ناشناس و مرموز می خواست ، شروع به بازنویسی داستان های هامت کرد و به همین دلیل اشتباهات فاحش و تناقضات زیادی در این کمیک استریپ روزنامه ای به چشم می خورد به طوری که در شماره نخست این مجموعه به x-9 به عنوان یک مامور ناشناس تلفن زده می شود و او فراخوانده می شود تا مرد پولداری را از مخمصه ای که گریبانگیرش شده نجات دهد اما اگر او ناشناس است پس چطور به او تلفن زده اند؟! شاید آن مرد پولدار نام او را از دفترچه تلفن عمومی شهریافته باشد! طراح و نویسنده این مجموعه هیچ یک از این موضوع راضی نبودندو در نتیجه تنها پس از یک سال هامت رفتنی شد و لزلی کارتریز خالق"The Saint" به عنوان نویسنده جدید استخدام شد. یک سال بعد نیز نوبت به ترک ریموند طراح مجموعه رسید. او خیلی زود به طراحی کمیک استریپ های "فلاش گوردن" و "جیم جنگلی" پرداخت. فعالیت های مستمر او در عرصه کمیک استریپ نام او را به تالار افتخارات کمیک بوک اضافه کرد. او ضمناً در سال 1946 کمیک بوک شخصی خود را نام " Ripkirby" براه انداخت. او در این اثر یکبار دیگر به عشق اصلی خود یعنی ژانر کارآگاهان خصوصی برگشت. و اما در سال 1938 چارز فلاندز مامور طراحی "مامور مخفی X-9" شد و خوش شانس بود که از سوی نویسندگان نسبتاً خوب مورد حمایت قرار می گرفت. اما ایده اصلی هامت رها شد و این شخصیت با داستان هایی در مورد عملیتات های پلیسی، ضد جاسوسی به یک مامورمخفی تمام عیار تبدیل شده بود. سپس در دهه 1960 این مجموعه به "کاریگان:مامور مخفی" تغییر نام داد. به تازگی در اینترنت و در سایتی موسوم به The Newstand می توان ماجراهای جدیدی باعنوان اصلیX-9 خواند که البته هنوز با ایده اریژینال هامت فاصله زیادی دارند.




    Centuar Publication اولین شرکتی بود که در این دوره کمیک استریپ های تک شخصیتی چاپ کرد. از میان این عنواین می توان به " داستان های مصور کارآگاهی" ، " داستان های مصور وسترن" و " داستان های مصور فکاهی" که برخلاف نامش داستان های ماجراجویی داشت، اشاره کرد." داستان های مصور کارآگاهی" با کمک هنرمندانی مثل "ویل ایسنر" و "باب کین"(خالق بت من) تا شماره 5 ادامه یافت . " داستان های مصور فکاهی " نیز پس از 4 شماره به Comics Pages تغییر نام داد. از میان طراحان این مجموعه که بعدها به معروفیت زیادی رسیدند می توان به چالزبایرو و باب وود( که عمده محبوبیت خود را به خاطر کمیک بوک " جنایت عاقبت ندارد" کسب کرده بودند) و یا به فرد گوآدینو(که بعدها آثار زیادی برای DC خلق کرد) اشاره کرد. و در نهایت چاپ " داستان های مصور وسترن" نیز پس از 4 شماره که تمامی آنها توسط ویل ایسنر خلق شده بودند ، به پایان رسید.


  8. #8
    قسمت سوم
    part3

    در ماه مارس سال 1937 شماره نخست مجله ای به چاپ رسید که در تاریخ کمیک استریپ از اهمیت بسزائی بهره مند است. این کمیک استریپ با عنوان "Detective Comics" در حقیقت نخستین کمیک استریپ واقعی DC نیز محسوب می شود. این شماره محصول دو شرکت کمیک استریپی بود که پس از مدتی شرکتDC را شکل دادند. در آن زمان مالکوم ویلر نیکلسون پول چندانی از بابت چاپ کمیک استریپ هایش ( که یکی از آنها New Fun بود) بدست نمی آورد و پول زیادی به کارگردان چاپخانه بدهکار بود. در نتیجه او مجبور شد برای چاپ این مجله با پخش کننده خود یعنی هری دانفلد شریک شود. اکثر داستان های این مجله مایه های ضد چینی داشتند به طوری که چینی ها عمده شخصیت های خبیث ماجراها را تشکیل می دادند. یکی از این داستان ها را با عنوان " پنجه های اژدهای سرخ" خود آقای مالکوم نیکلسون نوشت. جری سیگل و جو شوستر نیز داستانی را خلق کردند که در آن شخصیتی به نام اسلم برادلی حضور داشت. این شخصیت شباهت زیادی به شخصیت دیگری که چند سال بعد به نام سوپرمن توسط آنها خلق شد ، داشت. در واقع از همان صفحه اول که با حادثه ای هیجان انگیز همراه است تا صفحات دیگر که طی آن قهرمان سخت کوش موفق به نجات دختر مورد علاقه خود می شود، می توان به شیوه خاص این طرح و نویسنده در روایت کمیک استریپ های قهرمانی پی برد. این شیوه در آینده از سوی دیگران بسیار مورد تقلید قرار گرفت.
    داننفلد موفق شد تا سال 1938 حقوق قانونی کمیک استریپ های دیگر مالکوم نیکلسون را بخرد و بدین ترتیب تنها صاحب شرکت شد. او سپس با دوست حسابدار خود یعنی جک لیبوتیز شریک شد. آنها شرکت خود را به National Periodical Publication تغییر نام دادند. لیبوتیز بعدها مدیر بخش حسابداری DC شد اما داننفلد با کمک شرکت شخصی خود سیستم پخش کمیک استریپی DC را گسترش داد. او حتی رئیس DC شد و تا پایان عمر خود در سال 1965 ریاست خود را حفظ کرد. لیبوتیز نیز در سال تا سال 1970 در شرکت DC باقی ماند و در سال های پایانی عمر خود عضو هیأت مدیره شرکت برادران وارنر شد و سرانجام در سال 2000 با زندگی وداع کرد. Detective Comics با سابقه ترین کمیک استریپ کمپانی DC است که چاپ آن هرگز متوقف نشده است.(اگر اشتباه نکنم چندی پیش شماره 600 آن نیز به چاپ رسید) زیرا پس از دوسال شخصیتی افسانه ای در آن حضور یافت که در شماره های بعدی به او خواهیم پرداخت .شاید نام اورا شنیده باشید؛بت من!


    سندیکای یونایتد فیچر نیز درآوایل 1938 Comics on Parade را چاپ کرد که تا شماره 104 ادامه یافت . در شماره نخست این مجله شخصیت هایی مثل "تارزان" ،"کاپیتان و بچه ها"،"ماری کوچلو"،"آلسیندرز" و "برانکوبیل" حضور داشتند.


    در اینجا بد نیست به یکی از مجموعه های کمیک بوکی اروپایی که علی رغم محبوبیت استثنائی اش در سطح بین المللی در آمریکا زیاد شناخته شده نیست بپردازیم. ژوژو رمی که بیشتر به نام هرژه در نزد هوادارانش شناخته می شود، تن تن را در سال 1922 خلق کرد. او خودش هم خبرنگار بود وتا سال 1967 یعنی زمان چاپ آخرین کتاب تن تن به این حرفه ادامه داد. همین مسئله باعث شد تا هرژه بتواند داستان های خود را براساس رخدادهای واقعی بین المللی بنویسید. شاید به همین دلیل شخصیت تن تن اینفدر واقعی به نظر می رسد. نخستین کتاب های تن تن به نام های "تن تن در اتحاد جماهیر شوروی" و "تن تن در کنگو" مایه های ضد کمونیستی داشتند واصلاً به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به کمونیزم به چاپ رسیده بودند. این دو کتاب توسط شرکت بلژیکی Edition du petit vingtieme و به شکل محدود به چاپ می رسیدند زیرا هرژه فکر می کرد که موفقیت تن تن زودگذر خواهد بود. پس از آنکه فروش کتاب بالا رفت، وظیفه چاپ آن درسال 1931 به شرکت معتبرتر Edition Castreman سپرده شد.
    در فاصله بین دو جنگ جهانی این شرکت به چاپ این کتاب به صورت سیاه وسفید و در اندازه ای کمی بزرگتر از کتاب های فعلی تن تن بود، ادامه داد. در آن زمان از آنجائیکه هرژه محدودیتی در قبال تعداد صفحات نداشت، اندازه کتاب ها بسیار متغییر بود. به طوری که " تن تن در اتحاد جماهیر شوروی" و"خرچنگ های پنجه طلائی" به ترتیب 130 و 104 صفحه داشتند. همچنین او هنوز به طور کامل تکنیک قصه نویسی افسانه ای خودش را نداشت و تنها با اتکا به تخیل خود داستان ها را بصورت هفتگی می نوشت و فقط به خلق موقعیتی پر از تعلیق در پانل های پایانی می اندیشید. به همین دلیل است که می توان در نسخه اولیه تن تن بخش های زائد و فرعی زیادی یافت که به آن حالتی آشفته داده بودند. پس از مدتی هرژه که متوجه محبوبیت شخصیت خود شده بود، سعی کرد از کتاب های "گل آبی" به بعد اهمیت بیشتری به انسجام داستان های خود بدهد. او در ضمن با کم کردن از تعداد صفحات کتاب ها سعی داشت آنها را به واقعیت نزدیکتر کند.



    تغییرات و تحولات در داستان های تن تن، مصادف شد با تغییرات در سیستم چاپ و نشر.هرژه دیگر نمی توانست داستان های تن تن را به صورت سیاه وسفید چاپ کند و بنابراین او پیشنهاد کرد که ناشر تن تن کتاب ها را به صورت رنگی چاپ کند. اما از آنجائی که در طول جنگ جهانی دوم قیمت کاغذ 50 درصد افزایش یافته بود، شرکت کاسترمن به هرژه گفت که اگر او کتاب ها را تا 62 صفحه کاهش دهد حاضر است انها را در 4 رنگ چاپ کند. و بدین ترتیب در سال 1942 اولین ماجرای رنگی تن تن به نام "ستاره اسرارآمیز" به جهانیان عرضه شد.هرژه در ضمن زحمت طراحی مجدد کتاب های چاپ شده قبل از جنگ جهانی را نیز به جان خرید.او را در این کار مشقت بار، ادگارجیکوبز یاری داد و این چنین بود که تیم هنرمندان استودیو هرژه شکل گرفت. و درسال های بعد کتاب های تن تن بیشتری به بازار آمدند. همین کتاب ها و ماجراهای بیادماندنی بودند که باعث شدند لحظات خوبی را در سخت ترین سال زندگی ام برروی تخت بیمارستان داشته باشم .


  9. #9
    Registered User mehrdad-sensei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    صندلی کامپیوتر
    نگارشها
    406
    مروری بر سالهای اولیه کمیک استریپ...

    شاید تماشای نقاشی هایی از یک پسر بچه خیابانی کچل و زشت با گوشهای بزرگ و لباس خواب گشاد برای خواننده امروزی چندان جذاب نباشد. حتی نوشته های طنز آمیزی که بر روی لباس زرد پسرک نوشته شده و صحبت های پسرک را بیان می کند نیز ممکن است اکنون لوس به نظر برسند.

    ولی همین پسر زشت با داستانهای معمولی اش بیش از یک قرن پیش پایه گذار پدیده ای شد که در دوران طلایی خود در دهه پنجاه یکی ازبزرگترین صنایع سرگرمی در امریکا محسوب شده و امروزه نیز - اگر چه در مقیاس کوچکتر - از جایگاه قابل توجهی برخودار است.

    اگرچه کمیک استریپ امروزه در اقصی نقاط دنیا به اشکال و سبک های مختلف تولید می شود و طرفداران زیادی دارد، ولی در هیچ جای دنیا به اندازه زادگاهش، یعنی امریکا، در اعماق فرهنگ عمومی مردم جا خوش نکرده است. از این رو همواره بسیاری از علاقه مندان و کارشناسان کمیک استریپ برای به دست آوردن درک بهتر از این هنر به مطالعه سیر تکاملی آن در امریکا پرداخته اند.


    سرآغاز

    اولین کمیک های امریکایی در اواخر قرن نوزده میلادی و به هدف بالا بردن فروش روزنامه ها در روزهای یکشنبه به وجود آمدند.

    بسیاری، پیدایش نخستین کمیک را به ریچارد اتکالت، پدید آورنده کمیک «خیابان هوگان» نسبت می دهند. او که کار هنری خود را به عنوان یک تصویرگر در روزنامه «نیویورک ورلد» متعلق به جوزف پولیتزر آغاز کرده بود، در سال ۱۸۹۵ و زمانی که روزنامه پولیتزر فروش خوبی نداشت، کشیدن کارتونی را شروع کرد که تقریبا به تنهایی توانست روزنامه او را از ورشکستگی نجات دهد.

    این کارتون که شخصیت اصلی آن پسر بچه کچل معروف ما بود، با چنان استقبالی روبرو شد که در مدت کوتاهی تیراژ روزنامه را از 20 هزار به يکصد هزار افزایش داد.

    موضوع این مجموعه کارتونی که در روزهای یکشنبه منتشر میشد شوخی و انتقاد به آداب و رسوم طبقه مرفه جامعه امریکایی بود که در قالب کارها و سخنان کنایه آمیز این پسر بچه خیابانی - سخنانی که روی لباس یکسره و گشاد او نوشته شده بود - بازگو می شد.

    کمی بعد، چاپگران روزنامه «ورلد» که آن روز ها برای نخستین بار چاپ رنگی را تجربه میکردند، لباس این پسر را برای آزمایش رنگ زرد انتخاب کردند، و این کارتون به «پسر زرد» شهرت یافت.

    با مشاهده محبوبیت این کمیک، راندلف هرست صاحب امتیاز روزنامه «نیو یورک ژورنال آمریکن» که همزمان در نیویورک منتشر می شد و رقابت شدیدی با روزنامه پولیتزر داشت، با دادن پیشنهاد مالی وسوسه انگیزی توانست ریچارد اتکالت و کمیک محبوب اش را به روزنامه خود ببرد و با این کار آغازگر جنجال و کشمکشی بین این دو روزنامه شد که سالها به طول انجامید و پای هر دو روزنامه را به دادگاه کشاند.

    عبارت «روزنامه نگاری زرد» نیز با توجه به نقش محوری «پسر زرد» در این ماجرا بر سر زبانها افتاد.


    نخستین نقاشی نواری


    با توجه به محبوبیت حیرت انگیز کارتون های پسر زرد، روزنامه های دیگر نیز به پیروی از روزنامه «نیویورک ورلد» اقدام به تولید ضمیمه های کمیک در روزهای یکشنبه نمودند و به زودی تب این نوع کارتون ها سراسر امریکا را فرا گرفت.

    در همین سالها بود که مشخصات پایه ای کمیک های امروزی شکل گرفت؛ شخصیت های ثابت هر هفته مانند یک سریال تلویزیونی در نقاشی یک کمیک ظاهر می شدند و سخنانی طنز آمیز بیان می کردند و بادکنک های گفتاری - به صورت خطوطی بسته - صحبت های شخصیت ها را در خود جا می دادند. با وجود اين، اکثر کمیک ها در قالب یک عدد نقاشی هفتگی و در یک پانل یا فریم ساخته می شد.

    دو سال دیگر طول کشید تا اصلی ترین مشخصه کمیک های امروزی، یعنی چند-پانلی بودن آنها به وجود بیاید.

    در سال ۱۸۹۷ رودالف درکس، مهاجر آلمانی که در روزنامه هرست کار میکرد، کمیک استریپی به وجود آورد که برای اولین بار در هر نوبت از چند نقاشی در کنار هم، مانند فریم هایی از یک فیلم، برای بازگو کردن داستان استفاده می کرد.

    این کمیک که «بچه های کاتزن يامر» نام داشت، در واقع لغت «استریپ» يا «نوار» را در واژه «کمیک استریپ» نشاند و فصل جدیدی در این راه گشود.

    رودالف درکس این کمیک را با الهام از داستانهای مصور هموطن آلمانی خود ویلهلم بوش ، به نام "مکس و موریتس" ساخته بود، کتابهایی که در زمان کودکی خود در آلمان خوانده بود. از همین رو تاثیر اروپایی ها در شکل گیری هنر کمیک غیر قابل انکار است.

    موضوع این کمیک استریپ درباره خرابکاری های دو پسر بچه شیطان به نام هانس و فریتز بود که با لهجه غلیظ آلمانی صحبت می کردند.


    کمیک استریپ در محکمه

    با مشاهده استقبال بیش از پیش مردم از این نوع کمیک جدید، این بار نوبت پولیتزر بود که «بچه های کاتسن يامر» را از چنگ هرست و « ژورنال آمریکن» او درآورده و با پیشنهادی هوس انگیز، درکس را به روزنامه خود ملحق کند. این حرکت با شکایت هرست روبرو شد و نخستین پرونده قضایی راجع به کمیک استریپ و حق نشر آن شکل گرفت.

    با رای دادگاه، حقوق استفاده از شخصیت های این کمیک در اختیار درکس، خالق آنها، قرار گرفت ولی حق استفاده از عنوان آن (بچه های کاتسن يامر) به هرست و روزنامه اش واگذار شد.

    بدین ترتیب درکس در«نیویورک ورلد» نام کمیک خود را به «هانس و فریتز» (و بعد ها به «کاپیتان و بچه ها») تغییر داد و هرست نیز با استخدام هنرمندی دیگر تحت عنوان اصلی «بچه های کاتسن يامر» کمیک استریپی با شخصیت های مشابه منتشر کرد.

    این دو کمیک استریپ تا سال 1979 که انتشار «کاپیتان و بچه ها» برای همیشه متوقف شد همزمان منتشر شدند. امروزه «بچه های کاتسن يامر» هنوز توسط های آیزمن تولید شده و لقب قدیمی ترین کمیک استریپ دنیا را با خود یدک میکشد.


    شروع دوران طلایی

    شیوه جدید کمیک نویسی که درکس پایه گذاری کرده بود مورد تقلید صدها کمیک نگار دیگر قرار گرفت و با پیشرفت فناوری چاپ رنگی، کمیک استریپ ها بیش از پیش شکوفا شدند و روز به روز به تعداد آنها افزوده شد.

    در اوایل دهه ۱۹۰۰ ، بیش از ۱۵۰ استریپ توسط سندیکاها توزیع و در روزنامه های مختلف چاپ می شدند. در این زمان کمیک استریپ دیگر مختص روزهای یکشنبه نبود و اکثر روزنامه ها، علاوه بر روزهای یکشنبه که ضمیمه کمیک پر و پیمانی داشتند، صفحات روزانه ای نیز به کمیک استریپ اختصاص میدادند.

    بدین ترتیب استریپ سازی به شغل تمام وقت هنرمندانی تبدیل شد که برای سندیکا ها کار کرده و از طریق آن کمیک هایشان را در سراسر آمریکا توزیع می کردند.

    بسیاری از کمیک نویسان روزنامه ای از این دوران به عنوان دوران طلایی کمیک یاد می کنند. چرا که این تنها دوره ای در تاریخ بود که نقاشی های رنگی هر کمیک در اندازه های بسیار بزرگ به چاپ می رسید و هنرمندان از نظر جا در مضیقه نبودند.


    سرزمین رویایی


    سی سال دیگر، یعنی تا اواسط دهه بیست، طول کشید تا قدم بزرگ بعدی در سیر تکاملی کامیک برداشته شود. در این مدت، طنز و شوخی کوتاه، محور اصلی داستانهای کمیک ها را تشکیل می داد و نقاشی های کارتونی سبک حاکم بر این استریپ ها بود.

    همچنین، داستانهای کمیک معمولا دنباله دار نبود و با وجود شخصیت های ثابت، در هر نوبت آن داستان آغاز و پایانی مشخص داشت.

    در همین دوران یک کمیک استریپ با نوآوری هایش زمینه ساز تغییر و تحولی بزرگ در صنعت کامیک گشت. در اکتبر سال ۱۹۰۵، اولین قسمت از کمیک استریپی در روزنامه نیویورک هرالد منتشر شد که به عقیده بسیاری از کارشناسان یکی از بهترین کمیک استریپ های تاریخ این هنر است.

    این کمیک استریپ، که بر خلاف نمونه های دیگر زمان خود کاری جدی، سورئال، و بعضا خوفناک بود، «نیمو کوچولو در سرزمین رویاها» نام داشت و حکایت مصور خوابهای پسر کوچکی به نام نیمو و دنیای مشوش رویاهای او بود.

    نویسنده این کامیک، وینزور مک کی ، یکی از معدود کمیک نگارانی است که کارهایش در موزه متروپولیتن نیویورک به نمایش درآمده اند و همواره به خاطر سبک دقیق و زیبای نقاشی هایش مورد تقدیر و ستایش قرار گرفته است.

    اگر چه این کمیک استریپ با موضوعات «بزرگسالانه» و جدی ترش از محبوبیت عمومی کمتری نسبت به دیگر همقطاران خود برخوردار بود، ولی با جلب توجه منتقدان هنری موجب پیدایش جنگ دیگری بین سردبیران روزنامه های معروف برای آوردن مک کی به روزنامه خود شد.

    مهمتر از آن، این کمیک با وارد کردن شاخصه های جدید به این عرصه - مانند ادامه دادن یک داستان در چند هفته - راه را برای نوع جدیدی از کمیک ها گشود که در آنها ماجراجویی حرف اول را میزد.


    تولد ماجراجویان: تابز، گوردون و تارزان


    آوریل سال ۱۹۲۴ شاهد دوران جدیدی در بلوغ کمیک استریپ بود. در آن ماه، روی کرین بیست و دو ساله، داستانهای «واشنگتن تابز» را خلق کرد. واشنگتن تابز، پسر جوانی بود در جستجوی گنج و با ماجراهای هیجان انگیز خود هفته به هفته خوانندگان را به دنبال خود همراه می ساخت.

    بدین ترتیب برای اولین بار کمیک استریپی سریالی و دنباله دار به وجود آمد که ماجراجویی را جایگزین طنز کرد. این بار نیز استقبال بی اندازه مردم از این کمیک استریپ موجب پیدایش کمیک های بیشمار دیگر در همین سبک شد.

    از جمله معروف ترین این کمیک ها، باک راجرز، داستان علمی - تخیلی خلبانی بود که پس از گیر افتادن در غار و استنشاق گازی بیهوش کننده، ۵۰۰ سال به خواب فرو می رود. پس از به هوش آمدن، باک با دنیایی روبرو می شود که در آن مغولها آمریکا را تسخیر کرده و عده ای مبارز در حال جنگیدن با آنها هستند.

    بدین ترتیب باک نیز به صف مبارزان پیوسته و درگیر نبردی پایان ناپذیر برای آزاد سازی آمریکا میشود.

    کمیک استریپ ماجرایی مشهور دیگر، تارزان، انسان معروف جنگلی بود که با حیوانات وحشی نبرد کرده و به خاطر پخش سریالهای تلویزیونی آن در ایران نیز شخصیتی شناخته شده است.

    این استریپ توسط هارلد فاستر، یکی از بزرگان هنر کمیک در امریکا در ژانویه ۱۹۲۹ خلق شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

    بعد از مدت کوتاهی فاستر توجه اش را به پروژه های دیگر معطوف کرد و کار نقاشی کمیک استریپ تارزان را رکس مکسون بر عهده گرفت.


    از جمله کمیک استریپ های ماجرایی محبوب دیگر که در همان دوران چاپ شد می توان از دیک تریسی، ماجراهای نبرد پلیس مخفی با گانگستر ها و فلش گوردن، داستان جنگ قهرمانی به نام فلش گوردون با دشمنی شرور در فضا نام برد.

    اما در همان حال که فلش گوردن بر روی کره مریخ با دشمنان بشریت گلاویز می شد، تحول دیگری بر روی زمین در حال شکل گرفتن بود که انقلابی در صنعت کمیک به وجود می آورد؛ انقلابی به نام «کتاب کمیک».


    ویرایش توسط AliMH : 01-29-2008 در ساعت 02:23 PM

  10. #10
    Registered User mehrdad-sensei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    صندلی کامپیوتر
    نگارشها
    406
    كنفرانس مطبوعاتي گل‌آقا با موضوع ارائه گزارش سالانه فعاليتهاي اين مؤسسه فرهنگي و توضيحاتي درباره اولين نشريه كميك استريپ گل‌آقا روز سه شنبه (23/ اسفندماه 86) در محل كتابخانه مؤسسه گل‌آقا برگزار شد. اين مراسم كه قرار بود در ساعت 11 صبح برگزار شود با يك تأخير كوتاه 45 دقيقه‌اي و با حضور گيتي صفرزاده( سردبير ماهنامه گل‌آقا و مدير روابط عمومي مؤسسه)، اميرحسين داودي (سردبير نشريه كميك استريپ گل‌آقا) و مرتضي محمد(طراح اولين شماره اين نشريه) شروع شد. در ابتدا گيتي صفرزاده ( كه نويسنده داستان نشريه كميك استريپ هم هست) صحبتهايش را با گزارش كوتاهي از عملكردهاي يك‌ساله آبدارخانه شروع كرد و گفت: امسال نشريه كميك استريپ گل‌آقا همزمان با نشريات نوروزي روي دكه ها آمده و بعد به چاپ ماهنامه و نشريه بچه‌ها و همينطور مشكلاتي كه در سال گذشته سر راه انتشار «بچه ‌ها... گل‌آقا» قرار داشت اشاره كرد كه باعث شد اين نشريه در يك دوره شش ماهه به صورت ماهنامه منتشر شود. او درباره كلاسهاي طنز و كاريكاتور آبدارخانه هم توضيحاتي داد و آينده اين كلاسها را روشن و روند استقبال مردم از آنها را رو به رشد خواند . حرفهاي صفرزاده با يادي از عمران صلاحي و جاي خالي‌اش به پايان رسيد.

    در ادامه امير حسين داودي به خالي بودن جاي يك نشريه كميك در ميان نشريات ايراني اشاره كرد و گفت كه تأثير بيشتر اين نشريات وقتي است كه به صورت هفته نامه منتشر شود. او اميدوار بود انتشار اولين شماره از اين نشريه شروعي باشد براي كار كميك و همكاري ساير كاريكاتوريستها با اين نشريه. داوودي در پايان حرفهايش به ايراني بودن داستانهاي نشريه كميك استريپ گل‌آقا هم اشاره كرد و آن را نقطه قوت مهمي دانست.
    مرتصي محمد (طراح كميكهاي اولين شماره نشريه) به نكاتي درباره طراحي كار اشاره كرد و گفت وقتي به بچه‌ها درس مي‌داده متوجه علاقه زياد آنها به شخصيتهاي كميك استريپ شده. ايشان هم كه مثل بقيه جاي خالي شخصيتها و اسطورهاي ايراني را در اين نوع كار حس مي‌كرد گفت اميدوار است نشريات ايراني كميك استريپ بتواند روي اسپايدرمن را كم كنند!


    بعد از پايان اين توضيحات خبرنگاران حاضر در جلسه سؤالاتشان را مطرح كردند. اولين سؤالي كه مطرح شد به اين موضوع اشاره داشت كه چرا حتي دارا و سارا با وجود تبليغات گسترده‌اي كه دارند نتوانستند جاي خود را در ميان بچه‌ها باز كنند و آيا كميك استريپ ايراني هم به اين سرنوشت دچار خواهد شد؟ امير حسين داودي در پاسخ به اين سؤال گفت: نشريه كميك استريپ به زمان نسبتاٌ طولاني احتياج دارد تا بتواند جاي خودش را ميان كميكهاي غربي باز كند. خبرنگار ديگري علت رنگي نبودن اين نشريه را پرسيد و مرتضي محمد سياه و سفيد بودن را كه نمادي از تقابل نيروهاي خير و شر است جزو تكنيكهاي كار برشمرد. او گفت كه رنگ براي بچه‌هاي كم سن و سال اهميت زيادي دارد و وقتي با مخاطبان با سنين بالا رو به رو هستيم مي‌توانيم كار سياه و سفيد موفق هم خلق كنيم.

    پرداخت شخصيتها و اساس پرداخت آنها سؤالي بود كه از گيتي صفرزاده پرسيده شد. او در پاسخ به اين سؤال منبع داستان كتاب كميك استريپ را مجموعه‌اي از حكايتهاي قديمي ايراني دانست و درباره گويش آنها هم گفت: در مورد گويش سعي كرديم محاوره‌اي باشد اما به لهجه تهراني نزديك نشود.

    در پايان مرتضي محمد به جذابيت شخصيتهاي منفي اشاره كرد و اينكه شخصيتها بايد جذابيت ظاهري خودشان را داشته باشند تا احساسات مخاطب را برانگيزد.

    در پايان از مهمانان محترم با مجموعه‌اي از نشريات نوروزي گل‌آقا و شيريني و چاي پذيرائي شد. در ادامه از هنرمندان عرصه كاريكاتور دو سوال درباره كميك پرسيديم:


    1- تعريف شما از كميك‌استريپ؟
    2- نظرتان در مورد انتشار يك نشريه كميك استريپ ايراني؟


    پاسخ‌ها را با هم مي‌خوانيم:

    * بهرام عظيمي (كاريكاتوريست و انيماتور)
    1- شايد بتوان در اصطلاح فارسي كميك‌استريپ را نوعي كارتون دنباله‌دار معني كرد. گاهي اوقات موضوعي به ذهن كاريكاتوريست مي‌رسد كه در تك‌فريم جا نمي شود و ناچار است از چند فريم براي بيان منظور خود استفاده كند. در ايران معمولاً كميك‌ها در حد3-2 صفحه است اما در خارج كميك‌استريپ با همان معناي كميك بوك تلقي مي شود. يعني يك كتاب كه يك داستان را به‌صورت كميك استريپ نقل كرده است. اما مي‌توان كميك‌استريپ را يكي از زيربناهاي انيميشن دانست. به‌طوري‌كه حتي انيماتورها در استوري‌بوردها اين كار را انجام مي‌دهند. اما فرق استوري‌برد انيميشن و كميك‌استريپ در اين است كه در كميك‌استريپ طراحي ، دكوپاژ و تدوين در كل كار وجود دارد كه به سينما نزديك است. ما در كميك حتي افكت‌ها را هم مي‌نويسيم كه در استوري‌برد اين كار را انجام نمي‌دهيم و كسي كه دارد كميك مي خواند و مي‌بيند انگار دارد فيلم سينمايي يا يك انيميشن نگاه مي‌كند. در حال حاضر از خيلي از كميك‌استريپ‌هاي قديمي فيلمهاي سينمايي و انيميشن‌هاي زيادي خلق شده و حتي به دليل علاقه‌مندي مخاطبان به شخصيتهاي ماندگار كميك‌استريپ‌هاي قديمي، كمپانيها با صرف ميليونها دلار هزينه، اقدام به ساخت انيميشن و فيلم در مورد آنها مي‌كنند.
    2- اگر اين اتفاق در ايران بيفتد خيلي خوب است و قطعاً بازار خوبي خواهد داشت. البته خدا را شكر اين اواخر ديدگاههاي منفي نسبت به كميك كمتر شده و در خيلي از مجلات شاهد صفحات كميك هستيم. حتي كتابهاي خوبي هم براي كودكان به چاپ رسيده كه جنبه آموزشي داشته و خيلي هم با استقبال مواجه شده‌اند. اما اصل قضيه در كميك اين است كه ماجرا همراه يك اكشن باشد و يك شخصيت اصلي و ابر قهرمان داشته باشد كه ما تا به حال در ايران چنين چيزي نداشته‌ايم و اين اتفاق تاكنون براي كميك ايران نيفتاده است!


    * توكا نيستاني (كاريكاتوريست)
    1- كميك‌استريپ يك داستان نسبتاً بلند است كه در چند تصوير ارائه مي شود. تعداد تصاوير آن هم از 2 تصوير است تا جايي كه داستان ادامه داشته باشد.
    2- من خيلي با اين اتفاق موافقم. منتها حتماً يك علتي دارد كه تا به حال چنين مجله‌اي نداشته‌ايم. فكر مي‌كنم بزرگ‌ترين علت اين ماجرا آن است كه تعداد آدمهايي كه بتوانند يك داستان بلند را نوشته و طراحي كنند كم است. در كميك نياز به يك داستان يا داستانك هست چرا كه اگر بتوان موضوع را در يك تك‌فريم بيان كرد دليلي ندارد كه بيخود آن را طولاني كرد. در خارج از كشور اين كار به‌صورت تيمي انجام مي‌شود. يعني يك گروه داستان را مي نويسد و گروه ديگري به طراحي داستان مي پردازد كه البته اين دو گروه با هم در تعامل هستند. اما متأسفانه معمولاً كار تيمي در ايران جواب نمي‌دهد و مسأله ديگر اين است كه وقتي كار طولاني مي‌شود و قرار است يك گروه روي آن فعاليت كنند، بحث مسائل مالي پيش مي آيد. به طوري كه ساختن يك كميك دست كمي از ساختن يك فيلم نداشته و نياز به يك اسپانسر مالي دارد. اما متأسفانه چنين تهيه‌كننده و اسپانسري هم وجود نداشته و به هر حال صرف وقت و انرژي بايد با يك بازده مالي همراه باشد مگر اينكه كسي از خود گذشتگي كند! به هرحال فكر مي‌كنم كه مجموع اين دلايل باعث شده كه تا به امروز خيلي روي كميك‌استريپ سرمايه‌گذاري نشود.

    * احمد عرباني(كاريكاتوريست و انيماتور)
    1- در زبان فارسي به كميك‌استريپ مي‌گوييم داستان مصوري كه طنزآميز باشد و مي‌تواند از دو فريم تا تعداد نامحدودي فريم ادامه داشته باشد. منتها از ابتدا تا انتهاي آن بايد يك سوژه داشته باشد و به صورت تدوين شده پشت سرهم قرارگيرد، طوري كه مخاطب گيج نشود و اين موضوع به تبحر و استادي كاريكاتوريست وابسته است. در استوري‌بردهاي انيميشن هم از كميك‌استريپ استفاده مي‌شود.
    2- خيلي خوب است و واقعاً جاي آن در كشور ما خالي است. در كشورهايي مثل ژاپن در ترامواها و اتوبوسها ، كميك‌بوك‌هايي وجود دارد و چون به زمان كمي براي خواندن و فهميدن نياز دارد مخاطب خيلي زود با آن ارتباط برقرار مي كند و طرفداران زيادي دارد. حتي يادم مي‌آيد در زمان بچگي ما كيهان بچه‌ها چهار صفحه كميك رنگي داشت كه خيلي پرطرفدار بود. الان هم اگر گل‌آقا مي‌خواهد اين كار را انجام دهد واقعاً كار خوبي است و بدون شك طرفداران زيادي دارد.

    * حسين صافي(كاريكاتوريست)
    1- به داستان مصور كميك‌استريپ گفته مي‌شود كه اين داستان مصور مي‌تواند مضمون طنزآميز داشته يا نداشته باشد.
    2- بسيار عالي است و كاملاً موافقم. اما به نظرم خواندن كميك نياز به فرهنگ دارد. فرهنگي مانند فرهنگ روزنامه ‌خواندن، كتاب خواندن و... و بايد نياز به آن احساس شود. قاعدتا ً لازم است كه اين كار را افرادي كه قدرتي دارند شروع كنند و نيازمند حمايت سازمانهاي دولتي است. چرا كه تا مدتي براي آن فقط بايد هزينه شود. به نظر من قطعاً اين نياز وجود دارد اما چون فضايي براي آن نبوده، نهفته است و اگر بيان شود و عموميت پيدا كند حتماً احساس نياز به آن آشكار خواهد شد. درحال حاضر در خيلي از كشورهاي دنيا كميك‌استريپ به صورت يك صنعت دنبال مي‌شود كه با رشد اين هنر در كشورمان براي خيلي از جوانان خلاق و توانا هم بازار كار ايجاد مي‌شود و نوعي سرگرمي است كه مي‌تواند با تعقل همراه باشد.

    * رحيم بقال اصغري(كاريكاتوريست)
    1- فرق كميك‌استريپ با كارتون‌استريپ در اين است كه در كميك‌استريپ: 1- نوشته وجود دارد. 2- كار شكل و شمايل گرافيكي دارد. 3- حالت قهرمان سازي و داستان‌پروري دارد. 4- از ابزار و سايل و جلوه‌هاي گرافيكي بيشتر استفاده شده. اما در كارتون‌استريپ تعداد فريمها محدود و شكل و شمايل كاراكترها كارتوني است و در آنها از نوشته استفاده نمي‌شود.
    2- به نظر من جايش واقعاً خالي است و اگر روزي چنين مجله‌اي داشته باشيم خود من به عنوان اولين نفر 300 نسخه از آن را براي اعضاي انجمن كاريكاتوريست‌هاي تبريز مي‌خرم. در سفري كه به كره داشتم از نزديك مشاهده كردم كه مردم آنجا بيشتر از كاريكاتور به كميك‌استريپ علاقه‌مند بودند و حتي كتابهاي كميك در قطع جيبي داشتند كه مي‌توانستند در هر جايي از داستان آن را پيگيري كنند. كميك از گرافيك، كاريكاتور، سينما و ادبيات چيزهاي زيادي وام گرفته و واقعاً جايش در كشور ما خيلي خالي است. حتي در كشورهاي ديگر وزنامه‌ها براي فروش بيشتر، هر هفته يك كتاب كميك هم ضميمه روزنامه‌شان قرار مي‌دهند.


    *اردشير رستمي(طراح و كاريكاتوريست)
    1- چون در اين زمينه صاحب‌نظر نيستم ترجيح مي‌دهم صحبتي نكنم.
    2- هر نوع سبك در هر هنري خصوصاً در نقاشي، تآتر، سينما و موسيقي مخاطبين خاص خودش را دارد. چرا كه اگر جهان به يك منوال پيش رود خسته‌كننده و تكراري خواهد شد. به همين دليل ژانرهاي هنري بيشتر شده و مخاطبين هر كدام از اين ژانرها هم افزايش مي‌يابد. گاهي هم هنرمند در زماني احساس مي‌كند كه مي‌تواند در ژانري خاص حرفهايش را بهتر بزند. اما در مورد ايراني بودن اين هنر، فكر مي‌كنم كه موفق خواهد بود. نه به خاطر اينكه ايراني يا آسيايي برتر از آمريكايي يا غربي است بلكه به اين دليل كه هر شخصي در كشورش نگاه عميق‌تر و ويژه‌اي به مسائل داشته و موفق‌تر خواهد بود. براي مثال يك آمريكايي نمي‌تواند به آن شكل كه يك شرقي مينياتور مي‌كشد اين كار را انجام دهد. اما اگر روزي مرزها از بين برود و يك فرهنگ مشترك به وجود آيد، اين موارد هم از ميان خواهد رفت و دموكراسي بوجود مي‌آيد و انواع نگاههاي مختلف به جهان از غرب به شرق در حركت خواهد بود كه خيلي اتفاق خوبي است.

    * سيد مسعود شجاعي طباطبايي (كاريكاتوريست و مسؤول خانه كاريكاتور)
    1- به داستان مصور طنزآميزي كه دنباله‌دار باشد كميك‌استريپ گفته مي‌شود. معادل ژاپني آن مانگاست كه در ارتباط با يك سري اتفاقات و تصويرسازيهاي اغراق شده صورت گرفته است.
    2- اتفاقاً خود ما در سال گذشته چند شماره«پارازيت» را منتشر كرديم كه كار بسيار سختي بود. از يك جهت بايد پشتوانه مالي قوي پشت اين قضيه باشد تا كاريكاتوريست بتواند بدون دغدغه وقت بگذارد و كارش را انجام دهد، از جهت ديگر فرق اين گونه هنري با گونه‌هاي ديگر در اين است كه كاريكاتوريست علاوه بر اينكه بايد يك سري تصوير را كنار يكديگر بگذارد، بايد توجه داشته باشد كه تركيب‌بندي داستان و تصوير هم متناسب باشد و علاوه بر اينها نحوه رنگ‌آميزي و جاهايي كه نوشته مي‌آيد هم مهم است. اين كارها در غرب به صورت گروهي انجام مي‌شود و هر كدام از بخشها به عهده افراد خاصي است. حتي در كشورهايي مثل آمريكا و ژاپن اين هنر به يك صنعت تبديل شده. اما در ايران هم اگر كسي بخواهد سرمايه‌گذاري كند به يك حمايت قوي مالي نياز دارد. چرا كه كار وقت‌گير و پر زحمتي است و اگر از نظر مالي حمايت نشود امكان پيشرفت آن كم است. اما اگر اين اتفاق يعني انتشار يك نشريه كميك براي اولين بار در عرصه كاريكاتور كشورمان بيفتد قطعاً اتفاق مهمي است ولي به نظرم به چند پيش شماره نياز دارد تا ببينيم استقبال از آن چطور است. چرا كه لازم است فرهنگ كميك‌استريپ هم در كشورمان جا بيفتد كه اين امر نياز به زمان دارد.

    * غلامعلي لطيفي(كاريكاتوريست)
    1- دو اصطلاح « كميك‌استريپ» (واژه لاتين) و «استريپ‌كارتون» ( واژه لاتين) كه هر دو نوار باريكي از تصاوير هستند نبايد باهم خلط شوند. مراد از كميك‌استريپ نوعي داستان مصور است كه در آن يك روايت به تصاوير متعددي(فريم) تقسيم و با هر تصوير بخشي از داستان بيان مي‌شود.
    2-كميك ايراني كار سهل و ممتنع است. يعني بايد براي مخاطبانش كه بيشتر بچه‌هاي كوچك هستند طراحي شود. ولي استريپ‌كارتون برخلاف كميك‌استريپ براي بزرگ‌ترهاست. قبل از ظهور راديو و تلويزيون به شدت در غرب رواج داشت و با استقبال زيادي از سمت كودكان روبه‌رو بود و همين امر باعث نگراني مسؤولين شده بود كه كميك‌استريپ باعث تخريب كودكان خواهد شد. نمونه‌اش تن تن بود كه هر هفته همه را بي‌صبرانه منتظر نگه مي‌داشت. كميك بايد خلاقيت و جذابيت داشته باشد تا مخاطب جذب آن شود. يادم مي‌آيد زماني هم در ايران كميك‌استريپ خلبان بي‌باك را داشتيم كه در كيهان بچه‌ها چاپ مي‌شد و طرفداران زيادي داشت.

    * جواد عليزاده (كاريكاتوريست)
    1 – همان‌طور كه از اسمش مشخص است، كميك‌استريپ يك داستان دنباله‌دار خنده‌آور است كه مي‌تواند بدون شرح يا داراي شرح باشد.
    2 – اتفاقاً اين اتفاق چند باري هم در كشورمان افتاده. مثلاً سال گذشته مجله "پارازيت" چند شماره منتشر شد كه كار خوبي هم بود. اما فكر مي‌كنم در ايران به آن شكل استمرار نداشته، چون كار گروهي و سنگيني است و چند نفر بايد به طور مداوم مشغول به كار باشند. در كنار اينها يك سري مسائل اقتصادي هم وجود دارد كه مي‌تواند سد اين كار شود. اما در نسل جديد كاريكاتوريستهاي كشورمان استعدادهاي خوبي ظهور كرده است كه قطعاً مي‌توانند موجب موفقيت اين شاخه هم بشوند. اما اگر گل‌آقا قصد انتشار چنين نشريه‌اي را دارد پيشاپيش تبريك مي‌گويم.


    * بزرگمهر حسين‌پور (كاريكاتوريست و انيماتور)
    1 – به يك سري تصاوير پياپي و پشت سر هم كه گوياي يك داستان باشد كميك‌استريپ گفته مي شود.
    2 – خيلي خوب است. منتها چون تجربه ثابت كرده كه ما در انجام كارهاي گروهي همواره دچار مشكل بوده‌ايم و از طرفي كار كميك‌استريپ و انيميشن حتماً بايد به صورت گروهي انجام شود، معمولاً در اين زمينه‌ها دچار ضعف هستيم. به نظر من اول بايد روحيه كار گروهي را پرورش دهيم و سپس دست به اين كار بزنيم. به نظر من مشكل از خودمان است كه تا به حال چنين نشريه‌اي نداشته‌ايم.

    * محمدرفيع ضيايي (كاريكاتوريست)
    1 – در مورد كميك‌استريپ به صورت مفصل در ماهنامه گل‌آقا بحث داشته‌ايم. اما به طور خلاصه‌تر، به طرحهاي پياپي كه مانند يك سريال، يك اپيزود خاص را روايت مي كند در اصطلاح استريپ مي‌گوييم. حال اگر اين استريپ‌ها با شيوه طنز و فكاهه همراه باشد، كميك‌استريپ ناميده مي‌شود. كميك‌استريپ‌ها از آمريكا شروع شد و كم‌كم به كشورهايي مثل فرانسه، ژاپن، هند و... راه پيدا كرد.
    2 – طبيعتاً در كشور ما هم جا دارد و خيلي خوب است. اما تجربه اين كار در كشورهاي ديگر نشان داده كه در كشورهايي مثل فرانسه، ژاپن و هند، مدتي پس از ورود اين هنر هويت پيدا كرده و از نظر محتوايي تغيير پيدا كرده و با داستانهاي بومي آن كشورها گره خورده است. به نظر من اگر در ايران هم چنين اتفاقي بيفتد، بايد با روايتهاي ايراني شروع كند و از داستانهاي قديمي ايراني استفاده كند تا موفق شود. از طرف ديگر شيوه طراحي هم خيلي مهم است و بايد سعي شود كه از كشورهاي ديگر تقليد نشود.
    ویرایش توسط AliMH : 01-29-2008 در ساعت 04:14 PM

  11. #11
    Registered User mehrdad-sensei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    صندلی کامپیوتر
    نگارشها
    406
    مطالبی در مورد کمیک استریپ
    برای ورود به این مبحث، به جاست تعریف کوتاهی از این اصطلاح داشته باشیم. کمیک به معنای مضحک است و با واژهٔ کمدی هم خوانواده می باشد. استریپ نیز به معنای نوار یا باند است. معمولاً در چنین شیوه ای تصاویر گرافیکی متعددی با موضوع واحد، در پی یکدیگر می آیند و داستانی را کامل می کنند. نکته بسیار مهمی که در مبحث کمیک استریپ ناگفته مانده این است که واژهٔ کمیک، مفهوم اصلی خود به معنای مضحک را از دست داده است. توضیح اینکه در دهه نخست تولد این هنر، تمام موضوعات کمیک استریپ، کمدی بود ولی بعدها بسته به ذوق و سلیقه متقاضیان، موضوعات دیگری پیدا کرد که با صفت خشونت و هیجان، قابل توصیف بود.
    در دهه دوم تولد کمیک استریپ، اغلب موضوعات، بیشتر دارای شم پلیسی و رزمی بودند... و به ندرت مضحک به نظر می رسیدند.
    در حال حاضر باید پذیرفت که واژه کمیک، معنای دومی را نیز به خود داده است. معنای دوم کلمه Comic، "نقاشی های متعدد با موضوع واحد" است.



    برای اطمینان خاطر می توانید به فرهنگ آکسفورد نیز مراجعه ای داشته باشید. در آنجا، واژه کمیک را به معنای "داستان مصور دنباله دار" نیز آورده است. بنابراین می توان معنای اولیه کلمه کمیک را کنار بگذاریم و آن را به صورتی کلی تر، یعنی "مجموعه ای از نقاشی های متعدد با موضوع واحد" در نظر بگیریم.
    حال،‌این نقاشی ها می تواند موضوعات متنوعی را ارائه دهد. این دیگر تأثیری در اصل ماجرا نخواهد داشت. اصل این است که از آن تاریخ به بعد، هر گونه تصویر دنباله دار به نام کمیک استریپ شناخته شد. ناگفته نماند که تصویر حتماً باید توسط دست ترسیم می شد. یعنی تصویری نقاشی شده!!
    اگر به جای این نقاشی ها، عکس بگذاریم، کار ما "فتو استریپ" نام خواهد گرفت. سخن آخر اینکه در بعضی از کشورها، به جای کمیک استریپ، از کارتون استریپ استفاده می کنند...
    البته تعریف هر دو یکی است. در زبان فارسی بدان کاریکاتور دنباله دار نیز می گویند.



    سیر کمیک استریپ:
    با گذشت یک قرن از تولد کمیک استریپ، این هنر توانسته است تحول گسترده ای به عنوان یک وسیله ارتباط قوی در جهان رسانه ها پیدا کند. به ویژه کمیک استریپ های سیاسی که قریب به اکثر مطبوعات دنیا را عرصه هنرنمایی خود ساخته اند.
    کمیک استریپ در ابتدا توسط یک نفر آماده می شد ولی امروزه معمولاً یک تیم چند نفره، تخصص خود را به کار می گیرند تا مجموعاً بتوانند به خلق یک کمیک استریپ موفق نائل آیند.
    یک کمیک استریپ همانند یک فیلم انیمیشن دارای سناریو است گاهی سناریو، از آن کاریکاتوریست است. او خود داستان می سازد و خود آن را به وسیلهٔ نقاشی های خود شکل می دهد.
    گاهی که سناریو از جای دیگر به کاریکاتوریست پیشنهاد می شود و او صرفاً اجرای آن را بر عهده می گیرد. در خارج به ویژه ایالات متحده همانگونه که کاریکاتوریست برای نقاشی خود مزد می گیرد، سناریست نیز برای ایده خود، مزد دریافت می کند. علاوه بر آن بالون نویس ها (باکس نویس ها) هم دارای حق و حقوق خاص اند. در ایالات متحده متن نویسی بالون ها یا باکس ها اغلب به متخصصین امر واگذار می شود.
    بالون نویس ها به تکیه کلام های خاص و اصطلاحات ویژه ای عادت دارند که درواقع فرهنگ استریپ را در تسخیر خود گرفته است. به عنوان مثال "چیزی" در آب می افتد. صدای خاصی دارد که به وسیلهٔ کلمه خاصی نوشته می شود. مثلاً در زبان فارسی شالاپ می گوییم و غیره... البته مبحث صداهای طبیعی در کمیک استریپ، گفتار جداگانه است که مقاله دیگری را می طلبد.

    منبع : نشریه پیل بان
    ویرایش توسط AliMH : 01-29-2008 در ساعت 02:25 PM

  12. #12

    پاسخ : تاریخچه کمیک استریپ

    قسمت چهارم
    part1

    قهرمانان وارد می شود


    در نيمه اول قرن بيستم، آمريكايى هاى كتاب خوان به منبعى از سرگرمى دسترسى داشتند كه امروزه ديگر وجود ندارد، يعنى مجلات پالپ (Pulp ). اين مجلات روى كاغذ نامرغوب چاپ مى شدند ولى جلد رنگارنگ و گول زننده اى داشتند. در داخل اين مجلات نيز داستان هاى مختلفى مثل وسترن، رمانس، علمى تخيلى، تاريخى و ماجراجويى چاپ مى شد. در حقيقت هر شماره از اين مجلات را چند داستان كوتاه دنباله دار تشكيل مى داد و خوانندگان مجبور بودند كه براى اطلاع از پايان داستان ها، شماره های بعدى مجله را نيز خريدارى كنند. اگر شما در سال 1912 از كنار يک دكهروزنامه فروشى دريكى ازشهرهاى آمريكا گذر مى كرديد، شايد متوجه شماره ماه اكتبرمجله پالپ (15 سنتى) به نام " All Story" مى شديد، روى جلد اين شماره تصوير مرد خنجر به دستى طراحى شده بودكه مثل بربرها لباس پوشيده و با شيرى خشمگين مبارزه مى كرد. عنوان اين داستان هم مثل طراحى آن نامتعارف بود:" تارزان: مرد ميمون نما!". خالق این داستان به نام ادگار رايس باروز به جاى آن كه داستانش را جند قسمتى كند، تمام آن را در يك شماره به چاپ رسانده بود و اين موضوع اهميت قهرمان داستان یعنى تارزان را نشان مى داد. تارزان چند سال بعد يعنى در تاريخ 7 ژانويه 1922 براى اولين بار به صورت كميک استريپ چاپ شد. طراح فوق العاده با استعداد اين مجموعه نيز كسى جز هارولد فاستر نبود.(كه در شماره پيش به نقش مهم او درپيدايش كميک استريپ "شاه زاده شجاع " اشاره کرديم).

    در سال 1927 يک كارتونيست با تجربه به نام چسترگولد كميک استريپی را براى روزنامه ها خلق كرد كه در ضمن مشهورترين اثر او نيز به شمار مى آيد. شخصيت اصلى اين مجموعه كميک استريپ، كارآگاهى شجاع و شيک پوش به نام "ديک تريسى" بود. در ابتدا، اين مرد مجرد، خوش تيپ و 34 ساله، قصد داشتكه تشكيل خانواده دهد و زندگى آرامى داشته باشد، اما با قتل پدرنامزدش توسط يكى از گانگسترهاى محلى ملقب به" بيگ بوى"، وىتصميم مى گيرد براى انتقام گيرى به عنوان يک كارآگاه لباس شخصى، به نيروى پليس شهر" بيگ سيتى" بپيوندد. در حقيقت كارآگاه شدن ديك تريسى به جاى آن كه داوطلبانه باشد، بيشتر جنبه انتقام جويانه داشت. چسترگولد مخلوق خود را نوعى "شرلوک هولمز" مدرن مى دانست كه از تكنولوژى ييشرفته اى در مبارزه با جنايت استفاده مى كرد. از ميان اين وسايل يبشرفته مى توان به تلويزيون مچى و يا ماشين بدون موتورش كه حتى يك بار او را به كره ماه برد! اشاره كرد. در طى اين سال ها، ديک دستياران زيادى داشته و خلاف كاران زيادى را به زندان يا گورهايشان فرستاد. او هميشه آماده انجام هر كارى برای حفظ دموكراسى بود.

    به عقيده خيلی ها ديکتريسی عمده جذابيت خود را مديون خلاف كاران منحصر به فردی است كه چسترگولد به عنوان شخصيت های منفی داستان هايش، طراحی می كرد. لازم به ذكر است كه ماجراهای ديک تريسی هم چنان درقرن بيست و يكم ادامه دارد و او با خلاف كاران به روزتری مثل جنايت كاران اقتصادی، قاچاقچی های رايانه ای، آلوده كنندگان محيط زيست، ربايندكان هواپيما،يا تروريست ها، در حال جنگ است.



    درسال 1934 يكی ديكر از قهرمانان افسانه ای عالم كميک استريپ متولد شد. اين شخصيت" فلاش گوردون"، يک فوتباليست معمولی است كه روزی يک شهاب سنگ عظيم الجثه سرگردان، با هواپيمايی كه او با آن درحال سفر است، برخورد مما كند. به زودی فلاش به همراه يكی ديگر از مسافران هواپيما، در يک آزمايشكاه مرموز به هوش می آيند. در آنجا شخصی به نام دكتر زاركوف آن ها را به زور اسلحه مجبور می كند تا به همراه او با موشكی كه ساخته به داخل شهاب سنگ بروند، برای نجات كره زمين آن را منهدم کنند! در داخل موشک فلاش موفق می شود دكتر زاركوف را مغلوب كند؛ اما موشک كه هدايت كننده ای ندارد روی كره ماه سقوط می كند. در آنجا فلاش گوردون متوجه می شود كه شهاب سنگ توسط ديكتاتور پليدی به نام" مينگ"و برای تخريب كره زمين فرستاده شده است. ازاين مرحله به بعد، فلاش جنگ ابدی خود را با مينگ برای نجات كره زمين و ماه شروع می كند.
    محبوبيت اين شخصيت فراگير شد و خيلی زود مغازه ها پر شدند از محصولات گوناگونی كه نام و يا تصوير وی بر آن ها حک بود. درسال 1936 نيز شركت فيلم سازی يونيورسال يک سريال تلويزيونی بر اساس اين كميک استريپ، روانه آنتن كرد كه با استقبال چشم گيری از جانب بينندكان روبرو شد.




    يكی ديكر از قهرمانانی كه از مجلات پالپ سربرآورده است،" سايه"Shadow"نام دارد. با وجود آن كه اين شخصيت قادر به انجام كارهايی بود كه انسان های عادی از انجام آن ها عاجز بودند، اما هرگز يک" سوپرقهرمان" (فردی كه با بهره گيری از توانايی های فوق بشری خود به ياری مردم می شتابد) خوانده نمی شد. اين شخصيت ابتدا يک مجری راديويی بود كه شركت انتشاراتی استريت و اسميت آن را برای تبليغ مجله "Detective Story Magazine" خلق كرده بود، مسئله ای كه باعث محبوبيت اين شخصيت در نزد شنوندگان راديو شد، خنده شيطانی او بود و پس از مدتی به دليلی محبوبيت زياد او، اين شركت تصميم گرفت با برگزاری رقابتی از شنوندگان بخواهد تا با استفاده از 10 سرنخی كه دربرنامه راديويی سايه داده می شد، شخصيت او را توصيف كنند. نتایج اين رقابت باعث شد كه سايه از يک صدای راديويی گم نام به قهرمانی بذله گو تبديل شود، كه شنل كوتاهی می پوشيد، توانايی های بدنی بالايی داشت و استاد هدف گيری بود.





  13. #13

    پاسخ : تاریخچه کمیک استریپ

    قسمت چهارم
    part2



    كميک استريپ سايه نيز برای نخستين بار در آوريل سال 1931 منتشر شد. داستان اين مجله كه" سايه زنده است" نام داشت توسط والترگيبسون نوشته شده بود. اين عنوان أن چنان محبوب گشت كه پس از مدتی ، به جای يک بار، در هر ماه دو بار چاپ می شد. در سال 1937، سايه به صورت فيلم درآمد و تغييراتی نيز در برنامه راديويی آن به وجود آمد، تا او علاوه بر راوی داستان، ستاره اصلی برنامه نيز باشد. اورسون ولز (كارگردان بهترين فيلم تاریخ سينما يعنی" همشهری كين") تا سال 1939 مسئول تأمين صدای سايه بود. البته لازم به ذكر است كهدر سال 1938 و با ظهور سوپر قهرمانانی مثل سوپرمن، سايه نيز دارای يک قدرت فوق بشری شد؛ او می توانست با تيره كردن ذهن دشمنانش ، خود را نامريی كند. در سال 1940 شماره نخست كميک استريپ جديدی براساس ماجراهای سايه به عنوان"Shadow Comic" به بازار آمد و چاپ آن نيز تا سال1949 ادامه يافت. پخش برنامه راديويی سايه نيز تا سال 1954 ادامه داشت. البته ازآن سال به بعد شخصيت سايه به شكل های مختلف، در عرصه سرگرمی حضور یافت. برای مثال در سال 1963 ، کتابی به نام "بازگشت سايه " توسط والترگيبسون نویسنده اولین داستان کیک استریپی سایه، عرضه شد.به علاوه پس از يکدهع شرکت DCدر سال های 1973،1986،1987،1989 به طور محدود کمیک استریپ هایی بر اساس شخصیت سایه منتشر ساخت .یکی دیگر از قهرمانان کمیک استریپی که قبل از دوره سوپر قهرمانان ظهور کرد ، پاپای( یاهمان ملوان زبل )بود. او که توسط الزی سگار خلق شده است، اولین بار در كميک استريپى به نام "Thimble Theater"حضور يافت. به رغم آن كه پاپاى با جرم، جنايت مبارزه نمى كرد، اما مى توانست با خوردن يک قوطى محتوى اسفناج، به نيروهاى فوف بشرى دست يابد و با دشمن اصلى خود به نام بلوتو دست و پنجه نرم كند.
    در سال 1936 نيز اولين كاراگاه نقاب دار تاریخ كميک استريپ ها به نام"The Clock"درصفحات شماره 6 مجله "Funny Pages" خلق شد. اين نخستين بارى بود كه يک شخصيت كميک استريپى بر صورت خود نقاب مى زد. بعد ها استفاده از نقاب به امرى عادى براى قهرمانان تبديل شد، تا آن ها بتوانند هويت اصلى خود را از ديگران پنهان كنند.





    در همان سال"لى فالک" نويسنده جوان كميک استريپ "ماندريک جادوگر"، دومين كميک استريپ خود را تحت عنوان فانتومPhantom" "خلق كرد. فانتوم اولين قهرمان تاريخ كميك استريپ محسوب مى شود كه لباس مخصوصى برتن مى كرد. فالک كميک استريپ را وسيله اى براى رسيدن به آرزوى ديرينه خود، يعنى ورود به عالم سينما مى دانست. به همين منظور وى ابتدا قصد داشت كه فقط يكى دو سال به خلق كميک استريپ هاى روزنامه اى بپردازد و سپس حرفه اى در سينما به دست آورد. او در آن زمان نمى دانست كه چه آيندهای در انتظار اوست، زيرا در نهايت صاحب 6 سالن تأتر شد و كارگرداأنى، تهيه كنندگى تاترهاى با شكوهى همچون"اتلو" را بر عهده گرفت. اما محبوبيت بى نظير"فانتوم" باعث شد تا او هرگز نوشتن كميک بوک را رها نكند. در حقيقت ركورد شگفت آور او را در نوشتن كميك استريپ روزنامه اى هیچ كس نشكسته است. داستان هاى فانتوم تركيبى از عناصر جادويى، علمى بود. او با رجوع به ادبيات كلاسيک جهان، اسطوره شناسى، تاریخ، هنر نمايش و رخدادهاى بهروز بين المللى، داستان هايى خلق كرد كه براى همگان جذابيت داشتند.
    فانتوم در اصل نوجوانى به نام كيت بود؛كه روزى با مشاهده قتل پدر خود توسط دزدان دريايى، به جزيره اى دوردست در آفريقا مى رود و آنجا در ميان پیگمه ها(مردمانى كوتاه قد درافريقا)سكنى مى گزيند. او سپس سوگند ياد مى كند تا عمر خود را صرف مبارزه با دزدان دريايى و جرم و جنايت در سراسر دنيا كند. او مقر خود را نيز در غارى شبيه به جمجمه انسان تاسيس مى كند و لباس مخصوص تيره رنگى برای خود مى دوزد كه شباهت هاى زيادى به يكى از خدايان پيگمه ها به نام واساكا دارد. بدين ترتيبا او سوار بر اسب وفادار خود و به هم راهى يک گرگ وحشى، نبرد ابدى خود را با آدم هاى خبيث و بد ذات شروع مى كند. در حال حاضر فانتوم قهرمانى متأهل محسوب مى شود. اما ازدواج، مانع از ماجراجويى هاى او در سطح بين المللى نشده است. لى فالک گاهى اوقات از ماجراهاى فانتوم براى آشناسازى خوانندگان با آثار ادبى مشهور تاریخ استفاده مى کرد. او كه يک رمان نويس و جهانگرد بود، از دانش و تجربه گران بهاى خود براى خلق طرح هاى داستانى پيچيده بهره مى گرفت. شخصيت فانتوم نمونه بارز يک قهرمان كلاسيك است كه به قول جوزف كمپل "دست خوش دگرگونى مى شود و خود را به خاطر دیگران به خطر مى اندازد". در مجموع، به خاطر محتوا و طراحىهاى زيباى اين كمیکاستريپ، خوانندگان به مدت 6 دهه ماجراهاى فانتوم را تعقيب کرده اند. خود لى فالک به مدت دو هفته طراحى اين مجموعه را بر عهده داشت اما به دليل مشغله هايى كه در تأتر داشت مجبور شد اين مسئوليت را به طراح ديگرى واگذار كند. آن ها با هم به فرمولى دست يافتند كه با استفاده از آن، توانستند شخصيت فانتوم را به محبوبيتى چشم گير برسانند. در طى سال هاى جنگ جهانى، ويلسون مک كوى طراح مجموعه شد واين وظيفه خطير را تا زمان مرگش در سال1961 ادامهداد. او حتى يک بار شخصآ به آفريقا سفر كرد، و از نزديک محل زندگى قبيله اى كه فانتوم در آنجا رشد كرده بود، را ديد. يس از او بيل ليگنانت طراح معروف جلسات دادگاهى آمريكا كه طراحى صحنه هاىدادگاه جنايت كاران مخوفى همچون رادنى کینگ، چارلز مانسون، صيرحان را بر عهده داشت، و مدت 8 سال به طراحى ماجراهاى كميک استريپى فانتوم پرداخت. پس از او نيز ساى بارى به كمک گروهى مستعد متشكل از آندره لى بلان (طراح معروف داستان هاى انجيل) جو گيلا (طراح بت من و ماری وورث) و دان هک فقید، به محبوبيت فانتوم افزود. در حال حاضر نيز طراحى شماره ويژه روزهاى يكشنبه فانتوم توسط طراح قديمى كميک استريپ هاى" ماندريک جادوگر" يعنى فرد فردريكز، انجام مى شود. درمورد شخصيت فانتوم حتمأ بايد به ماهيت بين المللى او اشاره كرد، او در سراسر جهان هوادار دارد. طورى كه حتى اولين شماره كميک استريپ فانتوم به جاى أمريكا دراروپا و در كشور ايتاليا چاپ شد. فانتوم در آن كشور بسيار محبوب كشت تا جايى که پس از ممنوعيت چاپ مجموعه توسط بنيتو موسيلينى ، شخصيت ديگرى به نام "مرد قانون نقاب دار" خلق شد كه شباهت هاى غيرقابل انکار زيادى به فانتوم داشت ولى به موفقيت دست نيافت و همين مسئله باعث شد تا فدريكوفلينى(كارگردان پراوازه ايتاليايى) به طور پنهانى به سبک آثار لى فالک چند داستان از فانتوم را بنويسد. بالاخره پس از عادی سازى روابط ايتاليا با آمريكا، هزاران كميک استريپ فانتوم در روزنامه هاى اين كشور چاپ و توزيع شد. در حال حاضر نيز در كشور سوئد شركت "Semic Press" هر دو هفته يک بار كميک استريپ فانتوم را چاپ مى كند كه در تمام قاره اروپا نيز توزيع مى گردد. در نزديكى شهر استكهلم نيز پاركى تفريحى منسوب به فانتوم وجود دارد كه در آن هزاران نفر از هواداران اين شخصيت با لى فالک ملاقات كرده و از او امضاء گرفته اند.


    جالب است بدانيد كه در كشور نيوزيلند، وقتى فانتوم در سال1977ازدواج كرد، فعاليت هاى پارلمانى متوقف گشت تا بر سرآينده این شخصيت بحث شود!. درضمن فانتوم كميک استريپ شماره 1 استراليا محسوب مى شود، وچاپ آن بدون هيچ وقفه اى از دهه 40 ادامه داشته است.
    درآمريكا نيزمجلاتى مثل" ايمى كينگ"و" Harvey Comic Hits " بارها كميک استريپ های روزنامه اى فانتوم را تجديد چاپ نموده اند.


  14. #14
    Registered User rezaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    نگارشها
    303

    پاسخ : تاریخچه کمیک استریپ

    مــروری کــوتاه بــر تاریخـچه کمـــیک
    امیر باروتیان
    قدر مسلم پیدایش هر پدیده ای در زندگی بشر ریشه هایی تاریخی دارد کمیک هم که شیوه ای بیانی دیگریست که در کنار دیگر هنرهای تصویری به تکامل رسیده است .
    کمیک در واقع لحظه های تصویریست که به دنبال هم مشاهده میشوند شروع این هنر که در واقع نوعی ادبیات تصویری است به دوران مصر باستان باز میگردد . اشتباها شروع کمیک را از کارهای Richard felton Qutcault که به خلق کار اکتری به نام بچه زرد The yellow kidدست زد میدانند و آن را قدمهای اولیه در کمیک میدانند. در واقع اهمیت این کمیک (بچه زرد ) در نوع آوری و ایجاد بالن هایی بود که برای نوشتن گفتار و داستان ایجاد شده بود که این خود پدیده ای بود که کمیک با آن به رشد خود رسید وبدون چون وچرا اهمیت و بار سنگینی کمیک را همین گویشها در بالن ها به عهده دارند - هر چند که بعد ها هنرمندانی چون Miller & Mobius توانسستند کمیک های پیچیده و هنری با حذف نوشته را ارایه کنند- .
    بدون شک باید ازاین حقیقت دفاع کرد که مصری ها اولین کسانی بودند که از خط تصویری استفاده میکردند و با ایجاد این تصاویر برای گفتگو با یگدیگر و ارتباط از تصاویر حیوانات و کارا کترهایی شبیه حروف استفاده میکردند . اما در تصاویر نمایشی مصری بدونه هیچ منظوری کاراکترهایی مشاهده میشوند یا بهتر بگوییم کمیک کاراکترهایی دیده میشوند که روی پاپیروس کشیده شده اند که به عنوان مثال میتوان به یکی از انها Hunefer(هونفر)۱۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح اشاره کرد .هونفر در واقع نگهبان و شوالیه و هدایت کننده به سمت مرگ بوده است .
    در تاتری در شهر روم به نام Epiduros تصاویری از Asklepios خدای طب و درمان درافسانهای یونانی به دست آمده که در سه بخش ترسیم شده و تک تک در کنار هم سکانس بندی شده است .در این تصاویر میتوان به راحتی دید که چطور مریض شانه مجروح شده خود را به طبیب نشان میدهد و طبیب یا دارو میمالد یا جراحی میکند .این به خوبی مشخص نیست که آیا (آسکلیپوس) وسیله جراحی در دست دارد یا چیزی که با آن دارو را مورد استفاده قرار میداده است.
    در فرهنگ و ادبیات روم اولین بار استفاده از تصویر برای شرح ماجرا یا روایت در سال 113 بعد از میلاد مسیح به دستور یکی از سرداران روم به نام Marcus ulipus Trajan صورت گرفته است .
    به دستور او یکی از لشکرکشیهایش در سکانس بندی های متفاوت بر روی یک ستون سنگی به ارتفاع 33 متر در 155 سکانس در طول 200 متر تراشیده شده است .
    در قرون وسطا نیز سکانس بندی از تصاویری موجود است که در دوره بیزانس در کتابها به شرح ماجراهای میپرداخته اند. غالبا این تصاویر در کلیساها روی دیوار یا روی شیشه به شرح ماجراهای مذهبی ایجاد میشده اند و عموما به شرح یک ماجرا با چندین سکانس متفاوت میپراخته اند .
    همچنین بعضی اوقات نیز ازمواد و مصالحی برای به تصویر کشیدن و شرح ماجرا استفاده میشده که کمی غیر قابل باور به نظر میرسند . مانند یکی از معروفترین آثاری که بر روی فرش ایجاد شده این اثرنبردی را در آخر قرن 11 که در Hastings یکی از شهرهای انگلستان رخ داده است را نشان میدهد
    در قرن 12 نیز عکس نقاشی هایی نیز بر روی پرچم و بیرق ها کشیده میشده است که نوشته های نیز در انها استفاده میشده که شاید بتوان انها را پیشگامان بالن هایی که امروز دیالوگ در آن قرار میگیرد دانست.
    ویرایش توسط rezaee : 04-27-2008 در ساعت 10:57 PM

  15. #15
    Registered User rezaee آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    نگارشها
    303

    پاسخ : تاریخچه کمیک استریپ

    در نخستین سال های دهه سی میلادی، در کوران بحران اقتصادی، افسردگی بزرگ کاملا بر امریکا سایه افکنده بود.
    ولی بر خلاف جامعه امریکا، صنعت کمیک استریپ نه تنها افسرده نبود، بلکه دوران طلایی خود را تجربه می کرد.
    شرایط بد اقتصادی و کمبود منابع تفریحی دیگر باعث شده بود تا مردم برای سرگرمی به کمیک خوانی - تفریحی ارزان قیمت - روی بیاورند و کمیک استریپ ها که تا آن زمان در روزنامه ها چاپ می شدند طرفداران بسیاری داشتند.

    در این شرایط، و در سال ۱۹۳۳، چاپخانه ایسترن کالر پرس به پیشنهاد یکی از مدیران فروشش یعنی ماکسول گینز تصمیم گرفت تا برای صرفه جویی در هزینه از کار انداختن دستگاه چاپ و دوباره روشن کردن آن میان کارهای نشر، با چاپ ضمیمه هشت صفحه ای کمیک استریپ دستگاههای خود را روشن نگاه دارند.
    آنها با تا کردن صفحات این ضمیمه که حاوی کمیک استریپ هایی بود که قبلا در روزنامه ها چاپ شده بودند، کتابچه ای با قطع کوچکتر از روزنامه به وجود آوردند که زمینه ساز پیدایش اولین کتابهای کمیک مدرن شد.



    این کتابچه که «کارناوال شادی» نام داشت به طور مجانی و به ازای کوپن هایی که داخل برخی از محصولات خانگی موجود بود برای مردم فرستاده می شد.
    با مشاهده استقبال مردم از این کتابچه ها، ایسترن کالر در سال بعد با همکاری انتشارات دل - که خود دو سال قبل برای مدت کوتاهی اقدام به چاپ کتابچه مشابهی کرده بود - ضمیمه کمیک دیگری به نام «لطیفه های مشهور» چاپ کرد و برای نخستین بار آن را به قیمت ده سنت در دکه های روزنامه فروشی توزيع کرد. با فروش خوبی که این مجله کمیک به دست آورد، ایسترن کالر انتشار آن را به صورت ماهانه ادامه داد.

+ پاسخ به موضوع

Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ