Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 65

موضوع: ايران شناسي

  1. #16
    همکار بازنشسته بخش Dark Side of Eden mana sama آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    konoha
    نگارشها
    725

    پاسخ : ايران شناسي



    پل شهرستان

    قدیمی ترین پل زاینده رود پل شهرستان است که در 4 کیلومتری شرق اصفهان قرار داشته و اکنون در محدوده شهر است . به نظر متخصصین این پل در زمان ساسانیان بنا گردیده و در زمان دیلمیان و سلجوقیان تعمیرو مرمت شد . علت آنکه این پل شهرستان نامیده می شود این است که در روستایی به همین نام در شرق اصفهان واقع شده بود .

    این پل در نزدیکی پل بقعه الراشد با لله خلیفه عباسی قرار دارد که در سال 532 هـ.ق در اصفهان به دست یکی از فدائیان اسماعیلی کشته شد . این پل در واقع یک پل جنگی و نظامی بوده و به لحاظ اینکه تاریخ ساخت آن قبل از اسلام است بسیار حائز اهمیت می باشد .

    نشانی : انتهای خیابان مشتاق دوم


    سي وسه پل



    سی و سه پل در نوع خود شاهکار بی نظیری از آثار دوره شاه عباس اول صفوی است به هزینه و نظارت سردار معروف الله وردی خان بنا شده است . تاریخ ساخت این پل 1005-1011 هـ.ق می باشد.
    این پل در گذشته با 40 دهانه ، چهارباغ عباسی را به چهارباغ بالا ( جلفا ) متصل می کرد که اکنون سی و سه چشمه آن باقی است . اسامی دیگر آن پل الله وردی خان ، پل جلفا) ، ((پل چهل چشمه، پل چهار باغ و پل زاینده رود می باشند.
    این پل در زمره اولین آثاری است که شاه عباس اول دستور ساختن آن را داده ، بنابراین نزد شاه عباس محبوبیت فراوانی داشت و هر سال در جشن نوروز آن را چراغانی و گل ریزان می کردند . در سفرنامه‌های سیاحان اروپائی آن دوران به برگزاری جشن آبریزان ارامنه جلفا جلفا نزدیک این پل اشاره شده است . این شاهکار ابنیه تاریخی ایران با طول 295 و عرض 75/13 متر از سنگ وآجر با پایه‌های آهکی ساخته شده است .
    این پل با وجود گذشت زمان طولانی استحکام وزیبایی و عظمت انحصاری خود را حفظ کرده است.

    نشانی : میدان انقلاب

  2. #17

    پاسخ : ايران شناسي

    ادامه‌ي زيارتگاهها و مقابر رجال

    ( داخل شهر مشهد )


    10 ـ قبرشاه تهماسب صفوى

    يكى از صفّه هاى حرم حضرت رضا عليه السلام كه در قسمت پشت سر حضرت ( در شمال بقعه مطهر ) قرار دارد، مشهور به « صفّه شاه تهماسبى » است و محل قبر آن شاه تلقى مىشود. شاه تهماسب صفوى فرزند شاه اسماعيل و دومين سلطان اين دودمان پس از 54 سال سلطنت، در ماه صفر سال 984 در قزوين در گذشت. جسد وى ابتدا به سبب نزاع جانشينانش در باغچه حرم دفن شد. كمى بعد آن را به امامزاده حسين قزوين منتقل كردند. يك سال بعد حاكم جديد مشهد مأمور انتقال تابوت شاه به مشهد گرديد. جسد در سال 985 در يكى از رواقهاى حرم دفن شد، تا اين كه در سال 997 مشهد به تصرف ازبكان در آمد. ايشان همان سال درصدد برآمدند تا به قصد اهانت به شاهان صفوى اجساد كسانى از ايشان را كه در مشهد و حرم رضوى مدفون بودند به بخارا ببرند. استخوانهايى منسوب به شاه تهماسب و فرزند و جانشين وى ( شاه اسماعيل دوم ) از گورهايشان در آورده و به بخارا منتقل شد. ازبكها كه تا اواخر سال 1006 قمرى خراسان و مشهد را در تصرف داشتند، در سال 1005 شنيدند كه جسد منسوب به شاه تهماسب به وى تعلق نداشته و مقبره او در جاى ديگرى از حرم بوده است. در نتيجه عبدالمؤمن خان يكى از معتمدان خويش را مأمور نبش قبر جديد شاه تهماسب و انتقال استخوانهاى وى به بخارا كرد. آن مأمور كه « دوستم بهادر » نام داشت استخوانهايى را از حرم در آورد و عازم بخارا شد اما در ميانه راه يكى از ارادتمندان دولت صفوى وى را تطميع و تشويق به بردن استخوانها به اصفهان كرد. او نيز پذيرفت و با رسيدن جسد به اصفهان، عامّه اهالى و امراى قزلباش با احترام به تشييع جنازه منسوب به شاه تهماسب پرداختند و آن را در امامزاده على دفن كردند.
    به رغم آنچه گذشت، پس از آن كه ازبكها توسط شاه عباس از خراسان بيرون رانده شدند، گروهى مدعى شدند كه آن جسد دوم هم به شاه تهماسب تعلق نداشته و مدفن او جاى اَمن ديگرى در حرم رضوى است كه همچنان مصون باقى مانده است.
    قبورى كه توسط ازبكها به عنوان مقبره شاه تهماسب حفر شده بود در صفّه پايين پاى حضرت رضا عليه السلام قرار داشت اما اكنون صفّه بالاسر حضرت محل قبر شاه تهماسب شناخته مىشود. مؤلف كتاب عالم آراى عباسى كه ناظر و راوى اصلى وقايا بوده در پايان گزارش مشروح خود نوشته است: « اين قضيه احتمال صدق و كذب داشت. اما بنا بر مصلحت وقت و شهرت بين الاعادى جانب تصديق را جمع نمود. و بالفرض كه صورت وقوع نداشته باشد... [ همان قدر ] كه سبب سلب آن بدنامى از جسد مطهر آن حضرت شود » مقرون به صلاح و صدق است!

    11 ـ قبر مير ( مير على آمويه )


    زيارتگاهى مشهور به « قبر مير » كه در گورستانى واقع در شرق محله قديمى نوغان قرار داشته، در اوايل قرن حاضر خورشيدى تسطيح و تبديل به فضايى آموزشى به نام « مدرسه قبر مير » شده است. مدرسه مزبور اكنون به صورت انبارى در آمده و در اختيار آموزش و پرورش خراسان است.
    قبرمير كه مدفن فرد نسبتاً ناشناخته اى به نام « مير على آمويه » بوده، دست كم از سده دهم هجرى قمرى در شهر مشهد شهرت داشته است. در حدود سال 940 هجرى قمرى كه بارويى براى شهر توسط شاه تهماسب صفوى احداث گرديده، چون يكى از دروازه ها در جوار قبر مير قرار گرفته به نام « دروازه مير على آمويه » خوانده شده است. اين دروازه در شمال شرق شهر ميان دو دروازه شمالى نوغان و جنوبىِ عيدگاه واقع بوده است. در سده دهم كه هنوز خيابان مشهد و دو دروازه بالا خيابان و پايين خيابان توسط شاه عباس احداث نشده بود، راه سرخس از دروازه ميرعلى آمويه آغاز مىشد، چنان كه در سال 1006 قمرى كه ازبكها پس از تصرف دهساله مشهد در صدد ترك اين شهر بر آمدند از « دروازه مير على آمويه بيرون رفتند و به راه سرخس روانه شدند ».
    در همان سالهاى اوليه قرن يازده قمرى مؤلف كتاب تذكره هفت اقليم ضمن معرفى شهر مشهد تنها از مزار مير على آمويه به عنوان زيارتگاهى مهم ياد كرده و نوشته است: « در جوار شهر، مزار فيض آثار ميرعلى آموست، كه هر كس در آن مرقد سوگند به دروغ خورد هلاك گردد ». در سالهاى پايانى قرن دوازدهم ( دوره افشارى ) از قبر مير با عنوان « مشهد مير » هم ياد مىكرده اند، با اين توصيف كه « يك ميدان اسب » با اصل شهر فاصله داشته است.
    چون دروازه مير على آمويه محل حمل اقوام مهاجمِ اُزبك و تركمان و افغان بوده، در زمان قاجاريه آن را مسدود كرده و مردم اعتقاد داشته اند كه هرگاه اين دروازه گشوده شود فتنه اى در شهر درمىگيرد! مردم مشهد اين دروازه را « دروازه ميرعليمون » تلفظ مىكردند و هنوز افراد مسنِّ محله نوغان محل دقيق آن را مىشناسند. چون قبر مير و گورستان مجاور آن محلى محترم بوده، در قرون گذشته بزرگان ديگرى از اهالى مشهد نيز در همان محل دفن شده اند.

    12 ـ پير پالاندوز


    مقبره يكى از عُرفاى شيعه مذهبِ « ذَهَبيه » به نام شيخ محمد المُقتدى كارندهى ( منسوب به قريه كارده مشهد ) مشهور به پير پالاندوز، از زمره قديمىترين زيارتگاههاى عرفانى اين شهر است. اين بنا در حاشيه كوچه شور در اوايل پايين خيابان قرار داشته و پس از انقلاب اسلامى به مناسبت توسعه حريم حرم تخريب و مجدداً بازسازى شده است. بناى اوليه در زمان سلطنت پدر شاه عباس ( سلطان محمد خدابنده ) به سال 985 قمرى ساخته شده است.






    ذهبيه شاخه اى عرفانى از پيروان معروف كَرخى و نجم الدين كُبرى بوده اند كه از سده هفتم قمرى به بعد شيوخى چون مير سيد على همدانى، خواجه اسحاق خَتَلانى و سيد عبدالله برزش آبادى پيشوايى اين فرقه را بر عهده داشته اند. سيد عبدالله كه از اعقاب امام سجاد عليه السلام و نسل بيستم وى بوده عمده عمرش را در قريه بُرزش آباد مشهد گذرانيده و به سال 872 قمرى درگذشته و در همان روستا مدفون شده است. از زمان سيد عبدالله به بعد پيروان وى خصوصاً به ذَهَبيه شهرت يافته و عمدةً روى به تشيّع نهاده اند. ششمين قطب سلسله ذهبيه پس از سيد عبدالله برزش آبادى همين شيخ محمد كارندهى بوده است، چنان كه در اين باره گفته اند:


    هم زختـلانى بـه عبدالله رسيد............... برزش آبادى است آن شاه جديد
    شيخ رشيد الدين بِدوازى دگـر............... شيخ شاه اسفـرايينى برشمـر
    شيخ حاجى محمد آمد شـاه كل............... آن خبوشانى است يا بستان گل
    شيخ غلامعلى دگـر من بعد او ...............شيخ تاج الدين حسين آمد از او
    شيـخ درويش محمد كـارندهى ..............بود خفـاف آن شهنشـاه ولى
    به اعتقاد مردم مشهد، شيخ محمد با اين كه از اقطاب و اولياء الله بوده از طريق پالان دوزى يا پاره دوزى امرار معاش مىكرده و داراى كراماتى بوده است، بدين سبب به گور وى احترام مىگذارند و بدان اعتقاد دارند. بعضى هم گفته اند پيش از آن كه پير پالاندوز در اين محل دفن شود يكى از عرفاى مشهور توس به نام ابونصر سرّاج در اوايل سده پنجم در آن جا مدفون شده است.

    13 ـ گنبد سبز


    گنبد سبز كه نامش را از رنگِ گنبد خود گرفته،
    بنايى متعلق به دوره صفوى و مقبره يكى ديگر از عرفاى شيعه مذهب ذَهبيه در شهر مشهد است.

    گنبد سبز اكنون در قلب شهر و مجاور ارگ سابق در خيابان آخوند خراسانى ( خاكى پيشين ) قرار دارد اما قبلاً در حاشيه جنوب غربى شهر و مجاور باره در كنار گورستانى به نام « ميرهوا » ( ميرهما ) واقع بوده است. اين بنا داراى گنبدى فيروزه اى رنگِ متمايل به سبز، چهار ايوان و هشت ضلع مىباشد و در سالهاى اخير توسط سازمان ميراث فرهنگى مرمّت شده است. در زير گنبد بنا كتيبه اى به خط ثلث وجود دارد كه در پايان آن تاريخ 1058 قمرى نوشته شده است.

    بنابراين گنبد سبز در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ق ) ساخته و يا تكميل و تزيين شده است. بر روى گور داخل بنا لوحه اى سنگى نيز وجود داشته كه هر چند شكسته اما اين بيت در آن قابل قرائت است:

    سال تاريخ ايـن خجسته بنا.................بيت معمور قلب مؤمن دان
    مصرع دوم بدون محاسبه كلمه « دان » برابر با 1036 قمرى، و با آن 1091 مىشود، كه سال اول همزمان با سلطنت شاه عباس اول ( 996 ـ 1038 ) و سال دوم منطبق با زمان سلطنت شاه سليمان صفوى ( 1077 ـ 1105 ) است. بنابراين گنبد سبز احتمالاً در سال 1036 ساخته و در سالهاى 1055 تا 1058 تكميل و تزيين شده است در زمان قاجاريه بعضى از مردم مشهد اعتقاد داشته اند كه فرد مدفون در گنبد سبز « شيخ مؤمن » نام داشته و در سال 904 فوت كرده است.
    گرچه در قرن حاضر بعضى وى را محمد على مؤذن از شيوخ ذهبيه دانسته اند، اما فرد مدفون در گنبد سبز را عموماً به نام « شيخ محمد مؤمن عارف استرآبادى » مىشناسند. اين مقبره مورد توجه و زيارت مردم محلى مشهد، خصوصاً پيروان تصوف و عرفان است، موقوفاتى هم دارد كه زير نظر اداره اوقاف و امور خيريه ناحيه يك مشهد اداره مىشود.

    14 ـ مقبره شيخ بهايى

    مقبره عالم بزرگ شيعى عصر صفوى، بهاء الدين محمد عامِلى معروف به شيخ بهايى، تشكيل رواقى مستقل را در مجموعه حرم حضرت رضا عليه السلام داده است.
    شيخ بهايى در سال 953 هجرى در بَعلبك لبنان ولادت يافته و در سن هفت سالگى به همراه پدر خويش به ايران هجرت كرده است. او عمده عمر فعّالش را در زمان سلطنت شاه عباس اول صفوى ( 996 ـ 1035 ق ) در ايران، خصوصاً شهر اصفهان، سپرى كرده است. شيخ در سال 1010 قمرى كه شاه عباس فاصله اصفهان تا مشهد را پياده پيموده او را همراهى كرد. چون وى زمانى در مشهد به تدريس اشتغال داشته پس از آن كه در آخر سال 1030 هجرى در اصفهان در گذشته جسدش به مشهد منتقل و در جوار مَدرَسِ پيشينش مدفون شده است.




    مَدرَس شيخ و مقبره وى در گوشه جنوب غربى صحن نو ( آزادى ) و شرق حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام واقع است. بناى فعلى مقبره در سالهاى 4 ـ 1323 خورشيدى احداث شده و شرح حال نسبتاً مفصل شيخ بر روى سنگ قبر نفيس وى و هم ديوارهاى مقبره او تحرير و حك شده است. ابعاد مقبره شيخ بهايى 10 در 30/10 متر و ديوارهاى آن آيينه كارى است. درِ مقبره هم از چوب گردوى منبّت كارى شده ارزشمندى است كه همزمان با احداث بناى جديد ساخته شده است.


    15 ـ گنبد حاتم خانى

    گنبد حاتم خانى مقبره « حاتم بيك اردوبادى » و شامل رواقى در پايين پاى حضرت رضا عليه السلام در مشرق بقعه مطهر است. به نظر مىرسد پس از آن كه شاه عباس صفوى در سفر پياده سال 1010 خود به مشهد دستور گشودن درى از سمت پايين پاى بقعه مطهر را صادر و اجراى آن را عملى كرده، احداث رواقهايى در آن سمت مورد توجه دولتمردان وى قرار گرفته است. در نتيجه گنبد حاتم خانى از آن زمان تا سال 1019 قمرى كه حاتم بيك اردوبادى ( وزير شاه عباس ) درگذشته احداث شده است. ابعاد گنبد حاتم خانى 30/7 در 5/13 متر و ارتفاع گنبد آن 6/11 متر است. اين گنبد از زمره قديمىترين رواقهاى دوره صفوى در حرم حضرت رضا عليه السلام است.

    16 ـ گنبد الله وردى خان

    بناى مشهور به گنبد الله وردى خان را سردار مشهور شاه عباس صفوى به عنوان مقبره خويش در شمال شرق گنبد حاتم خانى و شرق توحيد خانه احداث كرده و از رواقهاى بسيار هنرى و ارزشمند حرم حضرت رضا عليه السلام است. ساختمان بنا در سال درگذشت الله وردى خان ( 1022 ق ) به پايان رسيده و خان در آن مدفون شده است.



    اين رواق بنايى هشت گوش با هشت صفّه است. كمترين فاصله اضلاع رو به رو 57/8 و بيشترين آنها 30/12 است. ارتفاع گنبد از كف 9/16 متر مىباشد. ديوارهاى گنبد الله وردى خان با كاشيهاى نفيس رنگارنگى پوشيده شده است. اين رواق در سالهاى 1340 تا 1347 خورشيدى مرمّت و رويه بيرونى گنبد آن با مس پوشانده شده است؛ به همين سبب ظاهراً كبوتران حرم از نشستن بر روى اين گنبد پرهيز مىكنند در حالى كه بر روى گنبد طلا مىنشينند. از گنبد الله وردى خان در دوره صفوى و نادرى عموماً به عنوان ضيافت خانه و محل صرف شربت استفاده مىشده است ( به جاى دارالضيافه ).


    17 ـ مقبره ميرزا ابراهيم رضوى

    ميرزا ابراهيم رضوى كه يكى از نُقباى سادات رضوى مشهد و از زمره واقفان بزرگ عصر صفوى در اين شهر بوده داراى مقبره اى در مجاور كوهسنگى ( انتهاى خيابان دكتر بهشتى ) است. اين بنا در سال 1047 قمرى در باغى مصفا به گونه اى ساخته شده كه هم مقبره باشد و هم محل نماز. بدين سبب ايوان بنا و گنبد روى آن به دو بخش تقسيم شده است. نيمه شمالى كه مجاور صحن واقع است به محل دفن ميرزا ابراهيم اختصاص يافته و نيمه جنوبى كه در قبله قبر قرار دارد ويژه برگزارى نماز احداث شده است؛ اين بخش داراى محرابى است كه در اطراف آن ابيات زير نوشته شده است:

    گرديد مزيّن ايـن رواق از دو طرف...............تا كـرد بنـايش خلـفِ شـاه نجف
    يك نصف از آن مقبره گشت چو خُلد..............آن نصف دگر مسجد با عزّ و شرف

    * * *

    ايـن عمـارت بـدور شـاه صـفى...............به زميـن آمـد از بهشـت نعـيـم
    حـوض پيـش عمـارتـش گـويى................مـىدهـد يـاد كوثـر و تسـنيـم
    گفت « فخـر » از براى تـاريخش...............« عالمـست و مقـام ابراهيم »
    ايوان مقبره داراى 30/8 متر ارتفاع و 10/8 متر عرض است. عمق آن هم 60/11 مىباشد و در طرفين ايوان دو حجره دو اُشكوبه تعبيه شده است. در صحن مقبره تعدادى از علماى قرن اخير خراسان مدفون هستند. اين فضاى تاريخى ـ فرهنگى بر جاذبه هاى كوهسنگى مشهد افزوده است. مقبره و باغ آن به سادات رضوى مشهد تعلق دارد و ايشان عموماً به زيارت جّدِ واقف خود مىروند. بازديد از مقبره ميرزا ابراهيم براى عموم آزاد است.

    18 ـ مقبره شيخ حرّ عاملى

    شيخ المحدثين محمد بن حسن، مشهور به حُرّ عاملى، از علماى بزرگ شيعى است كه در سال 1033 قمرى در يكى از قراى جَبَل عامِل لبنان ولادت يافته و در چهل سالگى به مشهد آمده و در اين شهر سكونت ورزيده است. وى مؤلف آثار بسيارى است، از اين ميان دو كتاب مشهور خويش به نامهاى « وسائل الشيعه » و « امل الآمل » را در سالهاى 1080 و حدود 1097 قمرى در مشهد تأليف كرده است. او در مشهد گذشته از تدريس در حوزه پررونق اين شهر، مقامهاى قاضى القضاتى و شيخ الاسلامى را هم بر عهده داشته است. شيخ حرّ عاملى در سال 1104 هجرى قمرى در مشهد درگذشته و دريكى از حجرات تحتانى مدرسه ميرزا جعفر مدفون شده است. درب ورودى مقبره شيخ مستقل از مدرسه ميرزا جعفر اما در مجاور درب آن در ضلع شمالى صحن انقلاب تعبيه شده و پس از گذر از چند پلكان به فضاى سالن مانند مقبره وى در زير زمين مىرسد. شيخ حرّ عاملى بعد از شيخ طبرسى و شيخ بهايى سومين عالم شيعى است كه در مجموعه حرم حضرت رضا عليه السلام داراى مقبره ويژه است. عموم زائران حضرت رضا معمولاً از قبر شيخ هم زيارت مىكنند. فرزند شيخ ( محمد رضا ) نيز در كنار پدر خويش مدفون است.

    19 ـ مقبره سعدالدين محمد وزير

    سعدالدين محمد كه وزير خراسان در نيمه دوم سده يازده قمرى و بانى مدرسه تخريب شده پايين پا ( سعديه ) و واقف موقوفات كرامندى بر مدرسه هاى پايين پا و بالاسر بر آستان قدس بوده است، فروتنانه در كنار مدرسه پايين پا واقع در ضلع شرقى مسجد جامع گوهرشاد سر بر خاك نهاده و قبرش تا اوايل قرن حاضر بر جا و مورد احترام بوده است، اما از آن پس به سبب احداث تالار تشريفات آستان قدس رضوى و صحن موزه ( پهلوى، امام خمينى كنونى ) مقبره اش تسطيح و بى اثر شده است.
    گرچه در شهر مشهد واقفان و بانيان خيّر بسيارى وجود داشته اند كه گور اكثر ايشان در اين شهر خصوصاً مجموعه حرم رضوى قرار داشته و در سده اخير تسطيح و ويران شده است، اما سعدالدين محمد با نقشى كه در احداث مدرسه هاى پايين پا و عباسقلى خان و مرمّت مدرسه بالاسر و عرصه وقف داشته از زمره مستحق ترين افرادى است كه شايسته است زائران حرم حضرت رضا عليه السلام و اهالى مشهد نام وى را به فراموشى نسپرند.

    20 ـ آرامگاه نادرشاه افشار

    نادرشاه افشار كه براى اولين بار شهر مشهد را مركز حكومت ايران كرد، اولين مقبره خويش را در اين شهر ميان سالهاى 1145 ـ 1143 قمرى احداث و رقباتى را وقف آن نمود. وى پس از آن هم كه در سال 1148 قمرى رسماً شاه ايران شد و بلافاصله در صدد فتح هند بر آمد، چون از سفر پر غنيمت مزبور بازگشت تصميم گرفت مقبره ديگرى براى خويش در مشهد احداث نمايد. بدين منظور اَمر كرد تا سنگهاى مرمر سياهِ حجيم و سنگينى را از دهخوارقان آذربايجان به خراسان حمل كنند. بعضى از اين سنگها كه بيست تا شصت خروار وزن داشتند هزينه حمل هر مثقالشان يك و نيم مثقال نقره شد، بدان سبب سه قطعه از سنگهاى مزبور را « ايران خراب »،« عالم خراب » و « خراج عالم » ناميدند. اين مقبره دوم ظاهراً در شمال « خيابان » و مقابل مقبره پيشين ساخته شد، همان جايى كه اكنون مقبره نادرشاه قرار دارد. وى بالأخره در سالهاى پايانى عمر در كلات نادرى هم بناى ديگرى مناسب مقبره خانوادگى احداث كرد ( عمارت خورشيد ) اما عاقبت در هيچ يك از مقابر سه گانه مزبور به خواب ابدى فرو نرفت. سرِ او پس از قتلش در سال 1160 از قوچان به هرات فرستاده شد، جسد بىسرش هم كه موقتاً در يكى از مقابر ساخته وى در مشهد مدفون شد بعداً توسط آغا محمدخان قاجار به تهران منتقل گرديد تا امكان اهانت به آن براى قاجارها آسان تر شود. ضريح نفيس و گرانقدر يكى از مقابر او در شهر مشهد نيز در آغاز سلطنت چهل روزه سيد محمد متولى، به عنوان جانشين شاهرخ ( نوه نادر ) در سال 1163 قمرى به حرم حضرت رضا عليه السلام منتقل شد.
    بدين سان نادرشاه تا مدتها در شهر مشهد داراى مقبره اى نبود تا اين كه قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشيدى ) در محل يكى از مقابر ويران شده نادرى آرامگاه جديدى براى وى ساخت و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور حمل كردند. اين بناى جديد كه در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا اين كه انجمن آثار ملى ايران در سال 1335 خورشيدى درصدد بر آمد آرامگاهى مناسبِ شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوام السلطنه احداث نمايد. اين كار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پايان رسيد.




    مقبره كنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا ( نادرى سابق ) كه پس از حرم حضرت رضا عليه السلام مهمترين موضع توريستى ـ تاريخى شهر مشهد تلقى مىشود، در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است. مقبره شامل سكويى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خيمه مانند بر روى قبر، سكويى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن ديگر در پى او، يك غرفه فروش كتاب و دو تالار براى موزه است.

    طراح بنا مهندس سيحون بوده و مجسمه ها را هنرمند فقيد ابوالحسن صديقى ساخته است. مصالح مقبره عمدةً از سنگهاى خشن و سخت گرانيت كوهسنگى مشهد است. بعضى از قطعات سنگ بسيار بزرگ انتخاب شده تا تداعى كننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره كاملاً به مانند چادر عشايرى است، كه نادر در آن زاده و هم كشته شده است. پوشش ديوارهاى داخلى مقبره نيز از سنگهاى مرمر اُخرايى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى نمايد. از موقوفات كرامند نادرى كه از تصرف وقف خارج شده بود روستاى دهشك در مجاور شهر تابران توس احيا شده و در اختيار موقوفه نادرى قرار گرفته است كه احتمالاً به زودى از محل در آمد آن به بخشى از نيّات واقف بر سر قبر وى عمل خواهد شد.

    21 ـ مقبره عليشاه افشار


    عليشاه افشار در زمان حيات خويش مقبره با شكوهى در شمال حرم ( مجاور قبرستان قتلگاه ) براى خود و بستگانش ساخته، كه بعداً تخريب شده است. وى در واپسين ماههاى زندگى به تاريخ ماه رمضان سال 1161 قمرى وقف نامه اى نوشته و موقوفات كرامندى را از مزارع و مستغلات شهر مشهد به مصارف مقبره خود اختصاص داده است. در وقف نامه مزبور، بناى قبر به صورت زير معرفى شده است:
    « مقبره فردوس اساس.... جهت مضجع خود... و نواب عليّه عاليه خورشيد احتجاب... زينت سلطان بيگم ملقب به گوهر تاج بيگم... واقع در سر مزار مير ... »، كه غرض از مزار مير ظاهراً مقبره سيد فخرالدين از اعقاب امام سجاد عليه السلام و مشهور به قبر سبز در مجاور قتلگاه مىباشد. وى رقبات مهمى چون مزرعه امين آباد و مزرعه گَونَدوك عليا در شهر مشهد و هفده مزرعه و رقبه ديگر از جمله ارداك و ميان جوين و خادر را « بر مصارف مقبره رفيعه » مزبور و « رونق و انتظام » آن وقف كرده است؛ كه خدمه آن عبارت بوده اند از دوازده حافظ قرآن، دو مؤذن، يك چراغچى، ده سقا، دو خادم، يك مستغلچى. با اين شرط كه چنانچه وجهى از در آمد موقوفات مزبور اضافه آيد به مصلحت متولى و ناظر آن « ما بين ارباب استحقاق » تقسيم شود.
    پس از تخريب مقبره عليشاه و حيف و ميل موقوفات آن، مقبره كوچكى براى وى در قبرستان قتلگاه ساخته شده است. با احداث فلكه حضرت و خيابان طبرسى ( 1308 ـ 1312 خورشيدى ) مقبره عليشاه در ابتداى خيابان طبرسى واقع شده و در سال 1314 تجديد بنا شده، كه شامل ساختمانى آجرى بوده است. اين بنا هم هنگام توسعه حريم حرم در سالهاى پس از انقلاب اسلامى تخريب شده، لذا خاندان وى جسد عليشاه را به گورستان عمومى بهشت رضا منتقل كرده و در يك مقبره خانوادگى دفن كرده اند.
    اينك بخشى از موقوفات عليشاه احيا شده و از محل درآمد آن كارهاى خير فرهنگى ـ دينى جالب توجهى در شهر مشهد انجام مىشود.

    22 ـ مقبره عباس ميرزا و ديگر دولتمردان قاجار


    در دوره قاجار دولتمردان فراوانى اعم از واليان خراسان و متوليان آستان قدس و ديگر رجال براى خويش در حرم حضرت رضا عليه السلام گورجايى تدارك ديده و در نهايت هم سر در خاك اين آستان نهاده اند. عباس ميرزا فرزند و وليعهد فتحعليشاه قاجار كه در سال 1247 قمرى حكمران شرق ايران و والى خراسان گرديد، در سال 1249 درگذشت و در رواق دارالحفاظ مدفون شد. از آن پس تا اواخر عهد قاجار تعداد كثيرى از دولتمردان قاجارى در رواقهاى پيشين حرم دفن شده اند، كه فهرست نام برجسته ترين آنها را مؤلف مطلع الشمس نقل كرده است. اما از ميان اين همه دولتمرد مدفون كمتر كسى مانند دولتمردان عهد صفويه براى خويش گنبدخانه و رواقى نو ساخته است، در نتيجه قبور ايشان جايى ويژه و قابل توجه را در حرم حضرت رضا عليه السلام به خود اختصاص نداده تا قابل ذكر باشند.
    همچنين دانشمندان و علما و رجال فراوان ديگرى در صحنها و رواقهاى حرم حضرت رضا عليه السلام مدفون هستند كه نام بعضى از آنها را مؤلفين كتب ويژه آستان قدس رضوى ذكر كرده اند. تعداد سرشناسان اين مدفونين به قدرى است كه كتابهاى مستقلى در معرفى آنها ضرورت يافته است. اما از اين ميان عمده ترين مدفونينِ حرم همانهايى هستند كه رواقى ويژه را به خود اختصاص داده اند، چون شيخ بهايى، حرّ عاملى، شاه تهماسب، الله وردى خان، حاتم بيك اردوبادى؛ كه شرح حال و مشخصات قبورشان ذكر شد.

    23 ـ مقبره كلنل محمد تقى خان پسيان

    كلنل محمد تقى خان پسيان، افسر ميهن پرست ايرانى كه در زمان ولايت قوام السلطنه در خراسان فرمانده ژاندارمرى اين ولايت بود، در سال 1300 خورشيدى به سبب مخالفت قوام با وى به دست كردهاى شمال خراسان كشته شد و جسدش ابتدا در باغ نادرى و بعداً ( در همان سال ) به اَمر قوام السلطنه در گورستانى واقع در بيرون دروازه سراب دفن گرديد. اما در سال 1331 خورشيدى، زمان نخست وزيرى دكتر مصدق، مردم ميهن پرست خراسان جسد كلنل را با احترام و تشييع رسمى از گورستان مزبور به مقبره نادرشاه منتقل كردند. در سال 1336 كه قرار بر تخريب مقبره فرسوده نادرى و احداث بنايى نو گرفت جسد كلنل از داخل مقبره به گوشه باغ نادرى منتقل شد تا پس از اتمام بنا در كنار جسد نادر به خاك سپرده شود. اما بعداً چنين نشد و جسد كلنل در همان گوشه باغ باقى ماند. تا سال 1380 گور وى سنگ قبرى عادى داشت اما در آن سال به مناسبت هشتادمين سال شهادت وى يادمان گونه اى بر سر گورش ساخته شد. بر لوحه جديد يادمان كلنل چنين نوشته شده است:
    « محمد تقى خان از ميهن پرستان جوان و پرشور ايران بود. در سال 1309 هجرى در تبريز متولد شد و در سال 1324 به تهران آمد و پس از پنج سال تحصيل در مدرسه نظام به درجه سلطانى رسيد و پس از آن در جنگ معروف به مصلى روسها را شكست فاحشى داد و صيت شهرت و لياقت او از مرزهاى ايران گذشت. در سال 1335 هجرى به آلمان رفت و در سال 38 پس از بازگشت به فرماندهى ژاندارمرى خراسان در دولت مشيرالدوله رسيد. در ذيحجه سال 1339 آزادى خواهان خراسان به رهبرى كلنل قيام كردند. اين قيام كه براى كسب استقلال ايران بود توسط رؤساى عشاير و به تحريك قوام السلطنه و سپاهيان دولتى ايران مورد هجوم قرار گرفت و كلنل پسيان كه او را در شمار مردانى چون جلال الدين خوارزمشاه و لطفعلى خان زند مىدانند در زد و خورد با اكراد بجنورد در جعفرآباد قوچان به خدعه كشته شد. »
    ویرایش توسط alitopol : 07-22-2008 در ساعت 06:53 PM

  3. #18
    همکار بازنشسته بخش Dark Side of Eden mana sama آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    konoha
    نگارشها
    725

    پاسخ : ايران شناسي

    پل خواجو یا پل شاهی به امر شاه عباس دوم در سال 1060 هـ.ق بر روی ویرانه های پلی از دوره تیموری به صورت امروزی آن ساخته شد. این پل در عصر صفویه یکی از زیباترین پلهای جهان بشمارمی رفت .

    در وسط پل ، ساختمانی شامل چند اتاق مزین به نقاشی دارد .واین اتاقها اختصاص به بزرگان و امرائی داشت که به هنگام ایجاد دریاچه مصنوعی مسابقات شنا و قایقرانی را تماشا می کرده اند. پل خواجو به دلیل معماری و تز ئینات کاشیکاری بر سایر پلهای زاینده رود برتری دارد.

    هدف شاه عباس دوم از احداث این پل ارتباط دو قسمت محله خواجو و دروازه حسن آباد به تخت فولاد و راه شیراز بود .بنابراین به پل حسن آباد و پل شیراز معروفیت پیدا کرد. این پل با طول 133متر و عرض 12متر ،همراه با تزئینات کاشیکاری فراوان از آثار بسیار ممتاز اصفهان می‌باشد بطوریکه کلیه سیاحان وجهانگردانی که در دوره های مختلف به اصفهان آمده اند. زیبائیهای پل خواجو را وصف کرده وآنرا در زمره شاهکارهای مسلم معماری ایرانی ، اسلامی به شمار آورده اند.




    نشانی : انتهای جنوبی خیابان چهار باغ خواجو

  4. #19
    همکار بازنشسته بخش Dark Side of Eden mana sama آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    konoha
    نگارشها
    725

    پاسخ : ايران شناسي

    منار ساربان


    منار ساربان

    این منار زیبا در انتهای شمالی محله جویباره شهر اصفهان واقع شده است . مسجد پای منار درحال حاضر از بین رفته است منار ساربان شباهت کلی به منار مسجد علی دارد .
    از سه طبقه بدون پایه ساخته شده و ارتفاع آن حدود 48 متر می باشد . منار ساربان با آجر چینی بر جسته ، آجرهای تراشیده و کاشی معرق به سبک خط کوفی ریحان تزیین شده است . تاریخ ساخت این منار در کتیبه های فعلی آن موجود نیست اما به دلیل شباهت زیاد آن با منار مسجد یمن از نظر تزیینات و همچنین از لحاظ معماری و نحوه نگارش کتیبه ها سال ساخت منار بین 525 - 550 هـ..ق می‌باشد . این منار کمی به سمت غرب تمایل پیدا کرده است .
    زیر منار فضایی خالی وجود داشته که به عنوان زیرزمین ازآن استفاده می‌شده . در سال1324 شمسی این فضای خالی رابا دقت پر کرده و آن را بستند .

    نشانی : خیابان کمال


    منارهای دردشت و بخت آغا


    دو منار دردشت بر فراز سر در بلندی به ارتفاع حدود 15 متر قرار دارد که با قیمانده مدرسه با شکوهی از دوره پادشاهی محمد آل مظفر می‌باشد.
    منارهای دردشت متصل به بنایی برج مانند بنام مقبره سلطان بخت آغا همسر سلطان محمد آل مظفر میباشد که در سال 769 به قتل رسیده است. سنگ قبر سلطان بخت آغا ، سنگ سماق قرمز بسیار نفیسی است که کتیبه آن در سال 753 هـ.ق 15 سال قبل از به قتل رسیدن سطان بخت آغا به دستور خود وی نوشته شده است . این آرامگاه با گنبدی کاشیکاری ، یک بنای تاریخی زیبا و دیدنی است .
    کتیبه منارهای دردشت که یکی از آنها ریخته و دیگری با قی است به خط بنائی آجری بر زمینه کاشی فیروزه ای است .
    خطوط سر در مجلل آن نیز به خط بنائی با کاشی فیروزه ای به زمینه آجری است .

    نشانی : خیابان عبد ا لرزاق اصفهانی


    منارهای دارالضیافه


    در طرفین کوچه‌ای بنام حاج کاظم درمحله جویباره اصفهان دو منار مرتفع مدور معروف به منارهای دارالضیافه قرار دارند که در قرن هشتم هـ.ق ساخته شده اند و نام دیگر آنها منارهای دارالضیا ء می باشند.
    سر در مجللی که منارها بر فراز آن قرار دارند سر در مهمانسرای مشهوری بوده که به امیران و حکمرانان حکومت سلطان محمد خدا بنده تعلق داشته است .
    کتیبه منارها ریخته وتاریخ دقیق ساخت آنها معلوم نیست . تزیینات کاشیکاری آن به سبک دوره مغول است . شبها بر فراز منارها آتش می افروختند تا مسافران از راه دور اصفهان ر ا ببینند و مسیر خود را گم نکنند . بنابراین به این دو منار زیبا دارالضیاء می‌گفته‌اند .

    نشانی : خیابان کمال‌


    منار چهل دختران

    این منار عظیم در قسمت شمال جویباره واقع شده و از نظر قدمت دومین منار تاریخی در ایران شناخته شده است . ارتفاع این منار حدود 29 متر است و تاریخ ساخت آن 501 هـ.ق است و نام دیگر آن منار گارلنگ می باشد که با تزیینات آجری و کتیبه‌هایی به خط کوفی و نسخ قدیمی آراسته شده است . بانی ساخت آن ابوالفتح نهوجی می باشد.

    دو تا از 3 کتیبه این منار به خط کوفی و دیگری به خط نسخ می‌باشد . در بالای منار پنجره ای با دهانه مستطیل شکل رو به قبله ساخته شده که محلی برای گفتن اذان بوده است . سکنه اطراف ، منار را بنام گارلنگ یا گارلند می‌نامیدند . وجود کتیبه‌ای به خط نسخ بسیار زیبا و موزون منار چهل دختران ر ا منحصر به فرد کرده است .

    نشانی : خیابان کمال


    منارمسجد علی


    منار مسجد علی


    منار مسجد علی جالب ترین و عظیم‌ترین منار موجود در اصفهان می باشد که با فاصله‌ی کمی از مسجد جامع عتیق در کنار مسجد علی قرار دارد .
    ابتدا این منار نزدیک مسجد سلطان سنجر بوده که به همین نام خوانده می شد و اکنون که مسجد علی را به جای آن مسجد ساخته اند منار مسجد علی خوانده می‌شود . تاریخ ساخت این بنا 525 - 515 هـ.ق می باشد.
    این منار عظیم از بناهای باشکوه دوره سلجوقی در قرن ششم هجری قمری است . ارتفاع این منار حدود 5/51 متر می باشد و 164 پله دارد . ارتفاع منارچه بر فراز منار 75/7 متر می باشد .
    منار مسجد علی دارای 5 کتیبه می باشدکه 3 کتیبه اول از پایین به بالا به خط کوفی با کاشی فیروزه ای بر زمینه آجری با کلمات و عبارات مذهبی تزیین شده است .کتیبه چهارم به خط بنائی گچی بر زمینه شطرنجی در مربعهای بزرگ با شعار مذهبی و زیبا یی آرا سته شده است . بر کتیبه پنجم به خط بنائی آجری برجسته بر زمینه گچی که هم سطح با ، بام مسجد علی می‌با شد .آیه ای از سوره آل عمران آمده است .

    نشانی : میدان قیام ( سبزه میدان ) ابتدای کوچه مشیر


    منارجنبان


    منار جنبان

    یکی از بناهای تاریخی و معروف اصفهان منارجنبان می‌باشد. این منار در مسیر اصفهان به نجف آباد قرار دارد . تاریخ ساخت منارجنبان که در واقع دو منار است دقیق مشخص نیست و تنها تاریخ قید شده ، بر روی سنگ قبر یکی ازصالحان معروف آن دوره بنام عمو عبدالله است که سال 716 هـ.ق را نشان می‌دهد .
    آرامگاه عمو عبدالله ایوان منار نیز محسوب می شود . این ایوان به سبک مغولی ایرانی بنا شده وتزئینات ایوان با کاشیهای لاجوردی به شکل ستاره چهار پر و چند ضلعی به رنگ فیروزه ای انجام گرفته است .
    نکته بسیار جالب و دیدنی این دو منار این است که با حرکت دادن یکی از آنها دیگری به حرکت در می‌آید و جالب تر اینکه علاوه بر حرکت دو منار کل بنا نیز به ارتعاش در می آید.

    نشانی : خیابان آتشگاه


    منار گلدسته


    این منار بر روی میله فرو ریخته منار قدیمی بنام گلدسته ساخته شده و همین نام را بر خود گرفته است . منار گلدسته در محله دردشت نزدیک مدرسه شفیعیه قرار دارد .
    قدمت این منار به پیش از تاریخ ساخت مدرسه شفیعیه بر می‌گردد و احتمال می‌دهند که متعلق به مدرسه یا مسجدی بوده که اکنون از بین رفته است .
    این منار به سبک ساختمان منار شعیا ساخته شده . اما زمان ساخت بنا بعد از دوره‌ای است که منار شعیا را ساخته‌اند . از وضع ظاهری ساختمان می‌توان زمانی حدود نیمه دوم دوره سلجوقی ر ا برای آن تعیین کرد .

    تاریخ ساخت : قبل از سال 1067 هجری قمری


    منار باقوشخانه


    منار باقوشخانه از بناهای قرن هشتم هجری است که در قسمت شمال غربی محله جویباره در مجاورت باغ باقوشخانه قرار دارد . اکنون در نزدیکی دروازه قدیمی طوقچی قرارگرفته و به همین دلیل آنرا به اسامی باقوشخانه و طوقچی نیز می‌خوانند و زمانی بدلیل مجاورت با آرامگاه علی بن سهل منار علی بن سهل خوانده می‌شد . منار باقوشخانه با قیمانده یکی از دو منار طرفین مسجد مصلی است که اکنون اثری از آن نیست . این منار حدود 38 متر ارتفاع دارد . تزیین آن به خط بنایی فیروزه ای بر زمینه آجری به طور مارپیچ از تکرار جمله الله اکبر تشکیل شده است.کتیبه منار شکل گردنبند است به خط ثلث سفید معرق بر زمینه گل و برگ آجری که قسمتهای زیادی از آن ریخته است . با توجه به تزیینات و نحوه معماری زمان ساخت آنرا مربوط به دوران مغولها می دانند.

    نشانی : میدان طوقچی ، خیابان زینبیه جنوبی

  5. #20
    همکار بازنشسته بخش Dark Side of Eden mana sama آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    konoha
    نگارشها
    725

    پاسخ : ايران شناسي




    كليساي وانك

    ارامنه بعد از کوچ بزرگ یعنی در سال 1605 به دستور شاه عباس دوم به اصفهان آورده شدند . آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وحله‌ی اول کلیساها را بنا کردند .
    ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت . پس این باعث می‌شد که محلی برای دعا و راز و نیاز با خدای خود داشته باشند . اولین آنها کلیسای وانک بود .
    وانک اولین بار در سال 1604 ساخته شد که البته این بنا خیلی کوچکتر از بنای فعلی و با وسعت کم ساخته شد.
    50 سال بعد از ساخت اولیه به خواست و تشویق خلیفه‌ وقت داویراول ( خلیفه شخصی است روحانی که ازدواج نمی‌کند و امور ارامنه در دست اوست این شخص از ارمنستان و یا لبنان که رئوس مذهبی ارامنه هستند انتخاب شده وبه نقاط مختلفی که ارامنه ساکن هستند فرستاده می‌شود )
    این مکان ویران شده و جای آن بنایی با طرحی شکوهمند و عظیم ساخته می‌شود .
    ساخت این مکان 9 سال به طول می‌انجامد .
    و در سال 1664 در زمان سلطنت شاه عباس دوم به اتمام می‌رسد این مکان را برای تعلیم راهبان و اسکان خلیفه بنا می‌کنند این کلیسا و یا دیر آمناپرگیچ ( ناجی همگان ) در جنوب اصفهان در محله‌ جلفا یعنی در میدان بزرگ این محله واقع است ، بنای عظیم و برج ساعت آن از فاصله‌ی دور مشخص است با ایرن این بنا با ذوق و سلیقه‌ی مردمان این منطقه بیشتر آشنا می‌شویم مردمانی که خاک خود را رها کرده وبه سرزمین غریب آورده شدند و اثری چنین زیبا خلق کرده‌اند .
    این بنا دو در ورودی دارد که در اصلی دری چوبی بزرگ است که مردم از آن رفت و آمد می‌کنند .
    سر در این ورودی منظره‌ای از داخل دیر با کاشی لاجوردی و خاکستری مزین شده بالای تصویر به خط ارمنی این چنین نوشته شده ( دیر ناجی همگان محلی برای راهبان )
    بعد از ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاٌ در آن اتاقها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی می‌کردند ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازه‌ای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها استفاده می‌شود .
    دالان ما را به سمت پلکان ورودی راهنمایی می‌کند .
    در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع است در زیر این برج دو قبر وجود دارد این قبرها مطعلق به سربازی ارمنی و دیگری مطعلق به پیشوای ارمنی است این برج 38 سال بعد از بنای اصلی دیر ساخته می‌شود هزینه‌ی آن را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل می‌شود .
    در سمت راست این بنا ( برج ناقوس ) کتیبه‌ای بزرگ به رنگ آبی مشخص است و دور آن را سنگهای صلیبی احاطه کرده‌اند این سنگهای صلیبی به زبان ارمنی ( خاچ کارم نام دارند یعنی همان سنگ صلیبی ) این سنگها یا خاچ کارها از کلیساهای ویران شده‌ی جلفا به این مکان آورده شده و در این دیوار نصب شده‌اند .
    در قسمت سمت چپ برج ناقوس بنای یاد بودی چشم بیننده را به طرف خود جلب می‌کند این بنای یاد بود ، یاد بودی از قتل عام ارامنه است که در سال هزار و نه صد و پانزده به دست ترکان عثمانی صورت گرفته هر ساله در این مکان در روز بیست و سه آوریل مراسم برگذار می‌شود که مردم ( ارامنه ) جمع شده و شمع روشن می‌کنند و یاد شهدای ارمنی را گرامی می‌دارند .

    اتشگاه


    در غرب اصفهان واقع در جاده‌ نجف‌آباد ، نزدیکی منار جنبان قدیمی‌ترین میراث از گذشته‌های دور موسوم به بنای آتشگاه در کوه سنگی به ارتفاع 1680 متر قرار دارد .




    بنای آتشگاه آتشدانی بزرگ و مدور است با دریچه‌های متعدد . این ساختمان از خشتهای گلی خام به طول و عرض 40 سانتیمتر و قطر 14 سانتیمتر ساخته شده و مصالح خشتها ، گل و سنگ ریزه و نی‌های ساحل زاینده رود است . در آثار باستانی کمتر خشت خام بدین بزرگی و با این مصالح دیده می‌شود.
    در اطراف این آتشدان در سطحی پایین‌تر اتاقهای زیادی ساخته بودند که به علت خام بودن خشتها در مجاورت باد و باران به مرور زمان از بین رفته‌اند . بقایای این اتاقها در شمال و شمال شرقی بر جای مانده است .
    برخی قدمت بنای آشتگاه را به دوره ساسانیان و هخامنشیان نسبت می‌دهند .
    ولی محققین با مطالعات تخصصی بر روی نی‌های موجود در ملات خشتهای بنا ( کربن 14 ) طول عمر مصالح به کار رفته را بیش از 2500 سال تخمین زده‌اند و این بنا را به تمدن عیلامی نسبت می‌دهند .

    نشانی : مغرب اصفهان ، جاده اصفهان نجف‌آباد
    ویرایش توسط mana sama : 07-23-2008 در ساعت 05:48 PM

  6. #21
    کاربر افتخاری فروم
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    ايران.يه جايه سبز.
    نگارشها
    1,090

    پاسخ : ايران شناسي

    سلام بچه ها شيراز شهر من نيست اما شهري يه كه به خاطر حافظ عزيز بسيار دوستش دارم و با اين كه هرگز نديدمش اما مثل اصفهان زيبا و مشهد عزيز برام دوست داشتنيه.. چون صبر كردم و ديدم دوستان شيرازي دست به كار نميشن چراغ اول اين شهر زيبا رو من روشن كردم عكسا رو ازجاهاي مختلف برداشتم)ميدونين كه معتقدن بعد از ادينبورگ شيراز دومين شهر فرهنگي دنياست:
    فایل پیوست 39499
    مطالب راجع به اين شهر زيبا رو از ماخذ زير آوردم:
    �����

    Anime Spoilerمتن پنهان: شهر شيراز:


    اسلامي، الله‌قلي. "تاريخچة شهرشيراز". دوره 10، ش 114 (فروردين 51): 64-67،تصوير.
    خلاصه:بررسي تاريخچة شهر: ازنه هزارسال ق.م برمبناي آثار بجاي مانده شامل غارها ـ دوران پيش ازاسلام برمبناي آثار بدست آمده در اثر خاك برداري‌ها: اشياء مفرغي، الواح، سكه‌ها، بناها، قطعات سفالها ـ عهدقرون وسطي برمبناي سفرنامه‌هاي جهانگردان
    Anime Spoilerمتن پنهان: شهر شيراز:
    خارجي و كتب تاريخي، منابع مورد استفاده.
    فایل پیوست 39500
    تاريخچة شهر شيراز
    الله قلي اسلامي
    در نقاط مختلف فارس تاكنون كاوشهاي مهم باستان شناسي صورت نگرفته است كه بتوان در مورد قدمت نقاط قبل از تاريخ اين منطقه اظهار نظر قطعي نمود وهنوز غارها و مساكن بشر اوليه و تپه هاي نئووليتيك و كالكوليتيك1 بسياري وجود دارد كه بايد مورد كاوش و بررسي دقيق قرار گيرد تا بتوان در مورد ساكنين اوليه اين منطقه اظهار نظر نمود، ولي با كاوشهائيكه در سالهاي گذشته در جلگه مرودشت و يا ساير نقاط فارس بوسيله هيئت هاي ژاپوني، بلژيكي، انگليسي صورت گرفت واداره كل باستان شناسي نيز قسمتي از آنها را در گذشته و حال دنبال نمود، آثاري ازهزاره پنجم قبل از ميلاد مسيح در اتلال باستاني اين منطقه بدست آمد و نيز در تپه هاي مختلف آثاري از هزاره اول، دوم ، سوم، چهارم، پنجم قبل از ميلاد مسيح ضمن كاوشهاي چند ساله كشف گرديد . از نظر مقايسة آثار مكشوفه با قديمي ترين آثار كشف شده در ساير تپه هاي بايران مانند گودين، شوش، جعفرآباد ، گيان، سيلك، حسنلو، گنج درّه هرسين برابري نموده و همدوره مي باشد.اظهار نظر مذكور مربوط به اتلال و آثاري است كه در جلگه ها قرار دارد و آثار مذكور نيز بطور كامل مورد كاوش قرار نگرفته بلكه مربوط به كاوشها و گمانه زنيهاي موقتي است كه در بعضي از اين اتلال صورت گرفته است. تعداد زيادي تپه هاي باستاني و آثار تاريخي در منطقه مذكور وجود دارد كه فقط شايد اسمي از آنها در كتب برده شده باشد و با مختصر بررسي معلوم گرديد تعداد بيشماري تپه و آثار باساتاني وجود دارد كه اسمي هم از آنها در فهرستها و كتب برده نشده است و بايد بتدريج مورد كاوش و بررسي قرار گيرد. با بررسيهاي بعدي اين امكان وجود دارد كه غارهائيكه تمدن آن خيلي قديمي تر از دوره مذكور باشد در منطقه كشف شود. در كاوشهاي تپه هاي باستاني جلگه مرودشت بوسيله هيئت مشترك ايران و ژاپون و هيئت مشترك ايران و بلژيك آثار و ابزار سنتي بدون وجود فلز از طبقات آخري تپه ها بدست آمده و اين آثار مربوط بدوره نئوليتيك است كه قدمت آن بين 5000 تا 7000 سال قبل از ميلاد مسيح ميرسد و نتيجه اي كه از اين كاوشها عايد ميشود آن است كه در حدود نه هزار سال قبل جلگه مرودشت و يا ساير نقاط فارس مسكون و ساكنين آن داراري تمدن عالي بوده اند. در مورد شهر شيراز نيز اطلاعات دقيقي در دست نبود و مورخين اسلامي قدمت آن را مربوط باوايل دوره اسلام مي دانستند عده اي از جهانگردان اروپائي و غير اروپائي كه در طي قرون گذشته از شيراز ديدن نموده اند درباره اين شهر زيبا مطالب مفصلي در سفرنامه هاي خود نوشته اند كه ما قسمتي از آنها را ذيلاً نقل مي كنيم :
    ابن بطوطه سيّاح معروف مراكشي كه از سال 725 هجري قمري مسافرت خود را بطرف ايران آغاز كرد در سفرنامه خود در مورد شهر شيراز چنين مي نويسد:
    از نايين به شيراز رفتيم شيراز شهري است قديمي و وسيع و مشهور و آباد و داراي باغهاي عالي و چشمه سارهاي پرآب و بازرهاي بديع و خيابانهاي خوب در اين شهر نظم و ترتيبي عجيبي حكم فرما است هر يك از اصناف پيشه وران در بازار جداگانه اي متمركز مي باشند و از افراد صنفهاي ديگر در ميان جداگانه اي متمركز مي باشند و از افراد صنفهاي ديگر در ميان آنها داخل نميشوند هيچ شهري از لحاظ زيبائي بازرها و باغها و آبها و خوشگلي مردم به پايه دمشق نميرسد مگر شيراز اين شهر در زمين مسطحي واقع شده و گردگرد آن را ازهر سو باغها فراگرفته و پنج نهر از وسط شهر مي گذرد يكي از آنها نهر معروف ركن آباد است كه آب شيرين و گوارائي دارد.
    اوژن فلاندن كه در سال 1841 بايران مسافرت نموده در صفحه 271 سفرنامه خود در مورد اين شهر مي نويسد : اهالي شهر در حدود ده هزار است كه در دوازده محله كه شش دروازه بزرگ ميدارد منقسم تقريباً بوسط شهر ارگ يا قصر مستحكمي است كه حصار كنگره داري بدورش مي باشد و از كريم خان زند است اين محوطه بسيار بزرگ و از چندين منزل تشكيل يافته است كه بعضي مختص به حاكم و ديگران براي خدمتكاران ونوكرانش مي باشد .
    مادام ديولافوا در معيت همسرش مارسل ديو لافوا در سال 1881 بايران مسافرت نمود در سفرنامه خود راجع به شهر شيراز چنين مي نويسد: مورخين اسلامي بناي آن را در سال 695 ميلادي ذكر كرده اند و بنوبت بتصرف سلاطين مختلف ايران در آمده است. در زمان كريم خان زند به اوج ترقي خود رسيده است. كريم خان عنوان پادشاهي اختيار نكرد و ملقب وكيل الرعايا قانع شد دورادور شهر خندق و حصار كشيد و ابنيه عالي در آن بنا كرد و در بيرون محوطه شهر باغهاي سرو و مركبات زياد ايجاد نمود و در محله اي كه هنوز بنام او افتخار دارد قصر و بازاري ساخت كه بهترين بازارهاي ايران است و مسجد و مدرسه بسيار با ابهتي باين ساختمانها ضميمه كرد. باري با اينكه ابنيه مذهبي شيراز از روي نقشه ابنيه اصفهان ساخته شده است از حيث تزئينات وضع جداگانه اي دارد چنين بنظر مي آيد كه هنرمندان شيرازي تخته رنگ پيشينيان خود را بدور انداخته و اصول جديدي از باغهاي با صفاي شيراز بعاريت گرفته اند.
    فایل پیوست 39501
    در مورد شهر شيراز بنابر آنچه تاكنون تحقيق بعمل آمده و مطالبي كه در كتب و تواريخ نوشته شده است قدمت آن را مربوط باوايل دوره اسلام مي دانند و بنا بآنچه مشهور و در تواريخ نوشته شده در سال 74 هجري قمري بوسيله محمد برادر حجاج ابن يوسف ثقفي كه در آن موقع حاكم فارس بود شهر شيراز بنا گرديد و بتدريج روي بآباداني نهاد قسمت عمده آبادي شهر شيراز بعد از تخريب شهر باستاني استخر صورت گرفت. در سال 436 هجري قمري ابوكالنجار فرزند عضدالدوله ديلمي شهر استخر را ويران نمود و مردم شهر مذكور را بشيراز كوچ داد و از اين تاريخ شهر شيراز رو بتوسعه و آباداني نهاد. اين خلاصه مطالبي است كه در كتب و تواريخ در مورد بناي شهر شيراز ذكر شده است. كاوشهاي باستان شناسي كه در اطراف شهر شيراز صورت گرفته قدمت آن را كمي بجلو برده است. در شش كيلومتري مشرق شيراز بقاياي ابنيه و ديواري سنگي و آجري ديده مي شود كه به قصر ابونصر مشهور است. در سالهاي 1311 تا 1313 شمسي از طرف موزه مترو پوليتن نيويورك كاوشهاي علمي مفصلي در آن صورت گرفت و نمونه هاي سفال و قطعات ظروف سنگي عهد هخامنشي با سكه ها و آثار ديگري از دوره پارتها و ساسانيها در آن كشف گرديد و بناي مستحكمي از دوره پارتها برروي آثار هخامنشي از زير خاك خارج گرديد كه بقاياي آن هم اكنون در محل مذكور ديده ميشود و در دوره ساسانيان نيز بناي پارتي مورد استفاده بود. نام شيراز قبل از اين در كتيبه ها و يا الواح قديمي ديده نشده بود تا اينكه در اواخر سال 1312 شمسي هنگام خاكبرداري گوشه شمال شرقي صفه تخت جمشيد و در قسمت شمالي دروازه نيمه تمام به سي هزار لوح برخورد گرديد و چون در آن موقع خاكبرداري آثار باستاني تخت جمشيد بوسيله دانشگاه شرق شيكاگو انجام ميگرفت كليه الواح در اختيار دانشگاه مذكور قرار گرفت، و تاكنون نيز در حدود پنج هزار عدد از الواح مذكور پس از بررسي خوانده شده است و خواندن بقيه آنها ادامه دارد.
    فایل پیوست 39502
    در نبشته هاي گلي مذكور كه بخط ميخي ايلامي و تعدادي نيز به پارسي باستان است و در كاوشهاي مذكور بدست آمد چند جا نام شيراز ديده مي شود و اين الواح صورت دستمزد كارگراني است كه از طرف داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشي در شيراز مشغول كارهاي ساختماني بوده اند و دستمزد خود را از شهريار هخامنشي دريافت مينمودند. براي مزيد اطلاع ترجمه لوحه شماره 42 نقل ميگردد:
    «ارتاخما بوهوش خزانه دار پارسه گزارش ميدهد: 37 كارشا و يك شكل و ربعشكل نقره معادل نصف مزد كارگراني كه با كورادا عنوان سركاري صدنفر كارگر را در شيراز دارد و مسئول كار ايشان است بابت ماه ساميا در سال نوزدهم «سلطنت خشايارشا» داده مي شود و صورت ريز كارگران و ميزان دستمزد هر كي بشرح زير در لوحه ذكر شده است: 12 نفر مرد هركدام سه شكل و 4/3 شكل 11 پسر بچه هر كدام دو شكل و 2/1 شكل …. در ماه ساميا از سال 19 اين دستور مهر شده داده شد و از مگابيزوس درپارسه رسيد دريافت گرديد».
    ] شكل2 نقره واحد پول نقره در دوره هخامنشي است [ .

    سه پايه مفرغي مكشوف در كنار شهر شيراز ، مروبط باوئل هزاره اول قبل از ميلاد مسيح.

    نام شيراز در كتيبه (تي رازي ايش) خوانه شده و در بعضي ديگر (ش – را – زا – اي – ايش) نوشته شده است وتاريخ كتبيه نيز مربوط به اواخر سال 466 پيش از ميلاد مي باشد. بهرحال اطلاعاتي كه ما از تاريخچه شهر شيراز داشتيم از اين حدود تجاوز نمي كرد تا اينكه در اواخر بهار سال 1349 مقداري اشياء و آثار در حين خاكبرداري در يكي از كوره هاي آجر پزي شيراز كشف گرديد.
    اشياي مذكور از هر لحاظ جالب توجه و مورد مطالعه مي باشد و از طرفي چون اشياي مذكور در كنار شهر شيراز و در قسمت جنوبي شهر بدست آمده و مربوط به اوايل هزاره اول پ . م . مي باشد معلوم مي گردد كه شهر شيراز در اوايل هزاره اول پ . م . مسكون و داراي تمدن بسيار عالي بوده كه نمونه آن اشيار مكشوفه در محل مذكور مي باشد و اينك بطور اختصار اشياي مكشوفه را مورد بررسي قرار مي دهيم:


    محل كشف اشياء
    اشياي مورد بحث و آثار مربوط به آن در موقع خاكبرداري يك كوره آجر پزي در مجاور شهر شيراز و در قسمت جنوبي آن بدست آمده است . محل كارخانه آجر پزي در خارج شهر شيراز در قسمت جنوب غربي شهر در ابتداي راه شيراز به كازرون قرار دارد، كارخانه آجرپزي در قسمت جنوب غربي مخزن نفت دروازه كازرون و يك كيلومتري جنوب غربي جاده واقع شده است.
    محل كشف اشياء و آثار سمت جنوب غربي كوره آجرپزي قرار دارد. بعلت كشف اشياء در محل مذكور خاكبرداري در اين قسمت از كوره آجرپزي متوقف گرديد. اشياي مكشوف از شش فقره تجاوز نمي نمايد و جالب ترين اشياي مكشوف عبارتنداز:
    1 – سه پايه اي از جنس مفرغ داراي دو حلقه در بالا و پائين پايه ها كه اين دو حلقه بوسيله هشت ستون بهم مربوط گرديده اند و بهر يك از ستونها مجسمه رب النوع يا ربت النوعي به پشت نصب گرديده است.
    2 – ظرف و قدح سنگي از جنس مرمر كه داراي شيار برجسته اي در لبه مي باشد.
    3 – قطعاتي از يك بشقاب مرمر كه با وصالي نمودن امكان كامل بودن آن ميرود.
    4 – يك سرپوش از جنس مفرغ كه بصورت مخروط ناقص ساخته شده است.
    اينك به معرفي اشياي مكشوفه مي پردازيم:

    كاسه مرمري مكشوف در كنار شهر شيراز، مربوط باوائل هزاره اول قبل از ميلاد مسيح.


    1 – سه پايه مفرغي
    در حين خاكبرداري كارگران كارخانه آجرپزي متوجه ميشوند كه كلنگ آنها به شيئي سختي برخورد نموده است و بهمين جهت با دقت بيشتري بخاكبرداري خود ادامه ميدهند و در نتيجه يك شيئي مفرغي كه شبيه سرپوش ظرف و بصورت مخروط ناقص از جنس مفرغ بود كشف و بعد سه پايه مفرغي كه در زير آن بود از خاك خارج ميگردد. متأسفانه سرپوش مفرغي از چند نقطه بوسيله كلنگ زخمي و سوراخ شده است طرز قرار گرفتن سرپوش مفرغي برروي سه پايه جالب بود قسمت مخروطي سرپوش در داخل سه پايه قرار اشت ومسلماً سرپوش مفرغي و سه پايه مورد بحث بهم مربوط و جنبه مذهبي داشته اندو در مواقع انجام مراسم مذهبي از اين دو استفاده مي نمودند. حال چه استفاده از سرپوش و سه پايه زير آن مينمودند قابل بحث و جالب است . از سه پايه براي افروختن آتش و از سرپوش روي آن براي گرم نمودن آب يا مواد غذايي و نوشيدني استفاده مينمودند. در موزه ايران باستان سه پايه اي با اين طرح زيبا نديده ام و شايد در نوع خود منحصر بفرد و جالب باشد. سه پايه مذكور را كه بايد هشت پايه ناميد بطرز بسيار جالب و مخصوصي ساخته اند. دو حلقه كلفت مدوّر در پايه و و بالاي سه پايه قرار دارد و اين دو حلقه بوسيله هشت ستون مفرغي بهم مربوط شده اند بطوريكه باكمال دقت در ساخت بصورت يك شيئي يك پارچه درآمده است.


    قطر دهانه بالاي سه پايه 5/30 سانتيمتر وفاصله دو دست باز ربت النوع 5/8 سانتيمتر و بلندي ربت النوع 11 سانتيمتر و فاصله بين دو حلقه سه پايه 22 سانتيمتر مي باشد . بر هر پايه مجسمه رب النوع يا ربت النوعي به پشت نصب شده است . رب النوعها و ربت النوعها در حال نيايش ديده مي شوند. منظره روحاني بسيار جالبي در نظر انسان مجسم مي شود. رب النوعها دست را بطرفين بازنموده و دو زانو نشسته اند . دستهاي باز شده در طرفين سر آنها عمودي قرار دارد و دستها از آرنج خم شده است و يك جنبه روحاني بخود گرفته اند. دو پاي مجسمه ها بهم وصل شده و بوسيله يك دنباله مفرغي ربت النوعها باز بهمان ترتيب بستون چسبيده اند و دستهايشان بهم بسته شده و در مقابل صورت آنها قرار دارد. پستانها و اندام بدن ربت النوعها خيلي برجسته نشان داده شده و در حال نيايش ديده ميشوند.
    يكي از پاهاي ربت النوعها زيرتنه جمع شده و پاي ديگر از نيمه تا خورده وبوسيله يك حلقه فلزي به حلقه زيرين سه پايه مربوط ميگردد.

    سرپوش مفرغي مكشوف دركنار شهر شيراز، مربوط باوائل هزاره اول قبل از ميلاد مسيح.

    سه پايه مفرغي مكشوف در كنار شهر شيراز، مربوط باوائل هزاره اول قبل از ميلاد مسيح.


    2 - سرپوش مفرغي روي سه پايه
    يادآوري گرديد كه در موقع خاكبرداري سرپوشي برروي سه پايه قرار داشت. شكل آن بصورت يك مخروط ناقص و چند جاي بدنه ظرف با كلنگ صدمه ديده است. سرپوش چون بصورت مخروط ناقص مي باشد و در موقع قرار دادن روي سه پايه قسمتي از آن داخل سه پايه فر ميرود و با افروختن آتش در زير سه پايه مراسم مذهبي را معمول ميداشتند.
    3 – 4 – بشقاب وكاسه مرمري
    در جزء اشيائي كه در محل مذكرو كشف گرديد يك بشقاب و يك كاسه از جنس مرمر آهكي وجود دارد. بشقاب مرمري كه در گذشته شكسته شده بود بصورت هشت قطعه جدا از هم جمع آوري گرديد. كاسه مرمري نيز بسيار جالب توجه و تقريباً سالم است و در لبه آن پريدگيهاي مختصري ديده مي شود . جنس كاسه نيز از نوع سنگ مرمر آهكي است و داراي شيار برجسته اي در لبه مي باشد.
    منظور از معرفي اشياي فوق بررسي تاريخ و تاريخچه شهر شيراز است و آنچه تاكنون براي ما شناخته بود قدمت شيراز را باوايل دوره هخامنشي نسبت ميداديم باكشف اشياي مذكور و آثار مربوط بآن در كنار شهر شيراز معلوم ميگردد شهر شيراز در اوايل هزاه اول شهري آباد بوده و مركزيتي از نظر تمدن داشته است و بدون وجود يك تمدن عالي ساختن اشيائي نظير سه پايه مفرغي و مجسمه هاي زيبا برروي آن امكان نداشته است چه ميدانيم شايد در حفاريهاي بعدي شيراز خيلي قديمي تر از هزاره اول شناخته شود و قدمت آن از سه هزار سال نيز تجاوز كند.
    فهرست منابع و مآخذي كه براي تهيه اين مقاله بآنها مراجهه شده است:
    1 – ايران از آغاز تا اسلام تأليف دكتر گيرشمن.
    2 – باستان شناسي ايران تأليف پرفسور واندنبرگ، ترجمع دكتر عيسي بهنام.
    3 – نگاهي بهتر به هنر معماري ايران تأليف سيد محمد تقي مصطفوي.
    4 – اقليم پارس تأليف آقاي سيد محمد تقي مصطفوي.
    5 – الواح گلي تخت جمشيد تأليف پروفسور ژرژ كامرون ترجمه آقاي سد محمد تقي مصطوفي.
    6 – تمدن مردم فلات ايران تأليف آقاي دكتر عيسي بهنام.
    7 – شيراز نامه ابن ابي الخير زركوب شيرازي.
    8 – هشت سال در ايران تأليف سر پرسي سايكس.
    9 – فارس نامه حاج ميرزا حسن فسائي.
    10 – سفرنامه اوژن فلاندن، ترجمه آقاي نور صادقي.
    11 – مجلد چهارم گزارشهاي باستان شناسي.
    12 – سفرنامه مادام ديولافوا.
    13 – تاريخچه شهر شيراز و شرح آثار باستاني آن تأليف آقاي علي سامي.
    14 – جلد اول و دوم تمدن هخامنشي تأليف آقاي علي سامي.

    پاورقي ها:
    1 – Noelithic كه بدان در فارسي دوران نوسنگي گفته اند در حدود 10000 سال پ . م . مي باشد و Chalcalithic كه شايد بتوان بدان نام دوران «سنگ مفرغي» داد بلافاصله پس از نوسنگي است و در حدود 5000 سال پ . م . تقويم كرده اند.
    2 – به كسر اول و دوم .


  7. #22
    کاربر افتخاری فروم
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    ايران.يه جايه سبز.
    نگارشها
    1,090

    پاسخ : ايران شناسي

    خب از جمله زيبايي هاي جهاني شيراز باغ زيباي ارمه:
    اما اين باغ زيبا كجاست و چه ويژگي هايي داره؟( اين مطلب از ويكي پدياي فارسي اخذ شده.به اين نشاني
    باغ ارم - ویکی‌پدیا
    Anime Spoilerمتن پنهان: باغ زيباي ارم در شيراز:

    روایت کرده‌اند که ارم نام باغی بهشت‌گونه بود که شداد پسر عماد، پادشاه عربستان جنوبی، به‌منظور رقابت با بهشت ساخته بود. تاریخ ساخت و بنیان‌گذار اولیه باغ ارم شیراز، به‌درستی مشخص نیست؛ ولی توصیف‌هایی از آن در سفرنامه‌های متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمده‌است. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل‌ها و گیاهان درآمده‌است. در حال حاضر این باغ در اختیار دانشگاه شیراز است؛ باغ گیاه‌شناسی آن در اختیار دانشکده کشاورزی و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد.
    ویژگی بناها
    عمارت وسط، هسته مرکزی این باغ محسوب می‌شود و جالب توجه‌ترین جنبه باغ است. این عمارت، از سه طبقه، با تزئینات فراوان تشکیل شده‌است.
    ( باغ ارم جديد:
    فایل پیوست 40107
    اتاق‌های طبقه زیرین که تقریباً زیرزمین هستند، محلی است برای استراحت در روزهای گرم تابستان. تزئینات این اتاق‌ها، کاشی‌کاری‌های رنگین است. دو طبقه بالایی دارای ستون‌هایی است که از تخت جمشید الهام گرفته شده‌اند.
    در پیشانی بنا، دو نیم‌دایره در دو طرف، و یک تابلو بزرگ در وسط قرار گرفته که از ۳ هلال روی هم تشکیل شده‌است. این تابلو، تصاویری از شاهنامهٔ فردوسی و نبرد شاهان قاجار را نشان می‌دهد.
    فایل پیوست 40105
    تاریخچه
    باغ ارم شیراز بطور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گورکانیان وجود داشته و با توجه به اینکه سیستم فئودالی بطور کامل بر جامعه آن دوره حاکم بوده بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم که باغی ارزشمند بوده، در آن زمان حکام وقت بوده‌اند. احتمال می‌رود اتابک قراچه که از طرف سنجر سلجوقی به حکومت فارس منصوب بوده دستور احداث این باغ را داده باشد.
    بعد از وی تا جلوس شاه شیخ ابواسحاق اینجو که احتمالاً باغ ارم را در تصدی داشت، اطلاعی از نحوه مالکیت این باغ در دست نیست. شاه شیخ ابواسحاق اینجو در سال ۷۴۲ ه.ق جلوس نموده و در سال ۷۵۷ ه.ق کشته شد. پس از انقراض سلسله آل اینجو به‌وسیله آل مظفر، احتمالاً باغ ارم به مالکیت سلاطین آل مظفر در آمده‌است و در عهد شاه منصور آخرین پادشاه این خاندان که به دست گورکانیان کشته شد، باغ در نهایت آبادانی و شکوه بوده‌است. از عصر صفویه به بعد باغ ارم در نوشته‌های جهانگردان، آباد و باشکوه توصیف شده‌است. در عهد کریم خان زند احتمالاً باغ ارم در مالکیت سران سلسله زندیه بوده و مانند سایر ابنیه و باغهای شیراز مرمت یافته‌است. از اواخر دوره زندیه تقریباً بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بوده‌است. خاندان جانی خان قشقایی که از دوره فتحعلی شاه قاجار با سمت ایلخانی و ایل بیگی بر ایل قشقایی فرمانروایی می‌کردند، مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشته و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده می‌کرده‌اند. نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان و پسرش محمد قلی خان عمارتی با شکوه در این باغ بنا نهادند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی که مالکین سابق باغ ارم بوده‌اند در گوشه‌ای از این باغ به خاک سپرده شده‌اند که در حال حاضر نشانی از این قبور در دست نیست. ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصرالدین شاه قاجار هنوز مرغوب و قابل توجه بوده‌است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، حاج نصیرالملک شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریداری نموده و ساختمان فعلی موجود در باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا نمود ولی احتمالاً اساس ساختمان قبلی را حفظ کرده‌است. پس از درگذشت حاج نصیرالملک در سال ۱۳۱۱ ه.ق تزئینات بنا و بعضی قسمت‌های ناتمام به‌وسیله ابوالقاسم خان نصیرالملک، مالک این باغ اتمام یافته‌است.
    در آن زمان توصیفی توسط فرصت‌الدوله شیرازی راجع به این باغ داده شده که به شرح زیر می‌باشد: «... بستانی است بی مثال و گلشنی است بهشت تمثال ...، سروهایش سر به افلاک کشیده، عماراتی دارد شاهانه مشتمل بر تالاری که به واسطه دو ستون قوی پیکر بر پاست و ارسی‌ها، گوشواره‌ها و اتاقها و رواقهای دیگر را از فوقانی و تحتانی داراست. آبشارهای متعدده از هر جانب آن روان است و سبزه‌های اطراف جویش چون خط برگرد عارض نوش لبان. بنای اول آن را محمد قلی خان ایلخانی نهاده سپس مرحوم حاجی نصیرالملک خریده و حکم به بنیاد عمارات مذکور داده. حاجی محمد حسن معمار... آن بنا را برآورده باغی دیگر برآن افزوده‌اند. آن نیز هوایش معطر است...، خلوتی دیگر دارد که نارنجستانش نام نهاده‌اند. باربند و کوشکی هم برای آن قرار داده‌اند.»
    دونالد ویلبر درباره باغ ارم شیراز چنین نگاشته‌است: «... برای مدت لااقل ۷۵ سال این عمارت در تصاحب خان‌ها و یا سران قبیله قشقایی بود. همین ساختمان هسته مرکزی باغ به شمار می‌رود. در این موقع دیواری در وسط باغ احداث کردند و بدین ترتیب باغ به دو قسمت تقسیم گردید. باغ ارم محبوبیت فراوان خود را مدیون درختان مرکبات و خیابان طویلی است که در دو طرف آن سروهای باشکوه غرس گردیده و ساختمان جالب توجهی که شاهد مهمان‌نوازی بی دریغ ایل قشقایی بوده‌است. هرچند سال یکبار مقداری از درختان مرکبات بر اثر سرمای سخت از بین می‌روند درحالی که سروها در عرض پنجاه سال اخیر همچنان جذابیت خود را حفظ کرده‌اند ... .» در تهیه طرح باغ، محور طولانی آن مشخص گردیده‌است.
    امروز کوشک اصلی، هسته مرکزی این باغ و جالب‌توجه‌ترین جنبه آن را تشکیل می‌دهد. اطاقهای طبقه زیرین تقریباً زیرزمین است و تالار مرکزی آن را برای استراحت در روزهای گرم تابستان در نظر گرفته‌اند. نهر آب مستقیماً از این تالار می‌گذرد و در سر راه خود قبل از اینکه به حوض بزرگی فرو ریزد استخر را پر می‌کند. دیوارها و کف این تالار از کاشی‌های رنگین پوشیده شده‌است. پلکانی این طبقه را به طبقه بالاتر و به راهروهایی که به تالار بزرگ منتهی می‌گردد متصل می‌سازد.
    ( باغ ارم جديد:
    فایل پیوست 40106
    منظره جنوبی آن همان ادامه محور اصلی است و از طرف شمال چشم انداز آن را تپه‌هایی تشکیل می‌دهد که در حاشیه رودخانه قرار گرفته‌است. در این محل نیز مانند بسیاری دیگر از ساختمانهای شیراز کاشیهای براق و سنگهای تراش میراث قدیم را از نو رواج می‌دهد. این قسمت سه گوش (سنتوری) منظره‌ای را متعلق به دوره ساسانیان که با کاشیهای رنگی زینت شده نشان می‌دهد درحالی که در طبقه‌ای که هم‌سطح زمین ساخته شده تخته سنگهای آهکی نسخه‌های تحریف شده‌ای است از نقوش برجسته دوره هخامنشیان که در تخت جمشید دیده می‌شود. در سراسر این ناحیه وسیع بوته گل سرخ کمتر دیده می‌شود و به جای آن در گلخانه که داخل آن را با چوب به طرز پلکانی ترتیب داده‌اند انواع گلها را در گلدان نگاهداری می‌کنند تا آنها را در نقاط اصلی در داخل کوشک و خارج آن قرار دهند.
    باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملک به فرزندش رسید و پس از چندی به یکی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمده و به دانشگاه شیراز واگذار شده‌است. دانشگاه شیراز مدتها به عنوان کاخ پذیرایی از آنجا استفاده می‌نمود. در سالهای ۱۳۵۰_۱۳۴۵ه.ش این باغ با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و زیر نظر مسئولین وقت دانشگاه، تعمیر اساسی شده و زمین وسیعی نیز در حاشیه بلوار ارم و بلوار آسیاب سه‌تایی به آن افزوده شده‌است. امروزه باغ ارم همچنان در اختیار دانشگاه شیراز می‌باشد و در حقیقت به تمام مردم تعلق دارد.


  8. #23
    کاربر افتخاری فروم
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نگارشها
    598

    پاسخ : ايران شناسي

    خب راستش من سعی می کنم زیاد کپی پست نکنم ولی اینو دیگه واقعن حیفه که خونده نشه! (خودم دارم برنامه ریزی می کنم برای یه سفر کوتاه به این منطقه!) :
    منبع: سایت خبری تاب ناک!

    يکي از بينندگان «تاب ناک» در مطلبي کوتاه، از حواشي سفرش به استان کردستان آورده است: در روزهاي تعطيلي، توفيق سفر خانوادگي به استان کردستان و شهرستان مريوان را يافتم و دو روز را در کنار درياچه زيبا و رؤيايي زريوار يا زريبار گذراندم. درياچه آب شيريني که به قولي بزرگترين چشمه دنياست و مردم با استفاده از هواي خوب و زيبايي‌هاي آن از ماهيگيري و قايقراني نيز بهره مي‌گيرند و مي‌توان گفت که يکي از زيباترين نقاط ايران است. البته اين درياچه، تنها چند سالي است که از غربت بيرون آمده و گرد و غبار دوران جنگ را از تن خود زدوده است و هم‌اكنون مسافران و مردم منطقه، استقبال خوبي از آن کرده‌اند و امکانات خوبي نيز در آن ايجاد شده که البته ناکافي است و جا دارد تسهيلات بسيار بيشتري، از جمله هتل و غيره در آن ايجاد كرد و نسبت به جذب گردشگران داخلي و خارجي تبليغ شود.


    زيباتر از وجود اين بهشت‌واره در اين منطقه، اخلاق و رفتار مردم کردستان و به ويژه اهالي مريوان است که واقعا جاي تحسين دارد؛ نخست اين كه مردم با افراد غريبه و مسافر ان با روي باز و با محبت زياد برخورد مي‌کنند و در استفاده از امکانات نسبت به آنها اولويت قايل مي‌شوند و حتي آنها را به منزل خود دعوت مي‌کنند. يک مورد که براي صاحب اين قلم پيش آمد، موضوع صدور بيمه‌نامه بود که در روز تعطيل، مسئول نمايندگي بيمه با وجود آن‌که به خارج از شهر رفته بود، شماره تلفن همراهش را روي شيشه دفتر بيمه نوشته بود و به محض تماس، با خوشرويي آمد و با وجود انتظار براي وصل شدن برق، کار ما را راه انداخت؛ درود به اين نجابت و حس مسئوليت. يا مرد جواني در سنندج با ديدن ما که نياز به راهنمايي داشتيم، وقت گذاشت و بدون آن‌که وظيفه اي داشته باشد، ما را با ماشين خود همراهي نمود.


    اينجانب تأکيد دارم اين ويژگي‌هاي اخلاقي به صورتي پررنگ نشان داده شود تا ذهنيت‌ها درباره آن منطقه واقعي‌تر شود. دوم آن كه بر خلاف برخي شهرهاي ديگر و حتي تهران، مردم در تميز نگهداشتن محيط خود و جلوگيري از ريخته شدن زباله در معابر به طور خودجوش اقدام مي‌کنند و من شاهد بودم که اگر زباله اي هم ريخته شده بود، ناشي از عملکرد مسافراني امثال حقير بود. سوم؛ از نزاع‌هاي خياباني و رفتار‌هاي خلاف شأن در معابر خبري نبود و به ويژه بانوان با نهايت امنيت در حال رفت و آمد بودند.


    اگر قرار است شهري يا منطقه‌اي را به صفت اخلاق خوب شهروندي وصف کنيم، شايد شهر مريوان و منطقه کردستان، يکي از آنها باشد.

    خالي از لطف نيست که توصيه کنم کساني که به کردستان سفر مي‌کنند، حتما در سنندج ديدار از پارک کوهستاني آبيدر و ميراث فرهنگي خانه کرد را فراموش نکنند.





  9. #24
    کاربر افتخاری فروم
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    ايران.يه جايه سبز.
    نگارشها
    1,090

    پاسخ : ايران شناسي

    به به آسورا جان چه خاطرات خوبي رو با گفتن از كردستان زنده كردي.. من اين سعادت رو داشتم كه دو روزي در خدمت مردم و دانشجوهاي خوب سنندجي باشم( حالا چرا بمونه) تو دانشكده علوم سنندج درختچه هاي بامزه زرشك بود كه تو ارديبهشت كه من اونجا بودم هنوز نرسيده بودن..
    شب سنندج هم بسيار زيباست..
    وقتي از جاده ها كه هي از بالا مارپيچان به سمت پايين مياد و ميرسه به سنندج.. خود سنندج از اون بالا مثل يه تور سبز نقره اي يه.. من از خواهرم كه تو همون شهر دوسالي درس خونده پرسيدم چراغا سبزن؟گفت نه اين رنگي از دور به نظر ميان!
    ديگه از خلق مردم مهربونش نگم.. يادم بيارين يه سري عكس از لباس هاي محلي قشنگشون بذارم.
    از پيگيري اونا برا اين كه هر مسافر چطور و با چه وسيله اي به مقصد نهايي برسه ديگه نگم.. واقعا شهر سنندج رو دوست داشتم و دارم

  10. #25
    **** APTA Translator **** مدير بخش کميک و بخش بازی Boss Hunter آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همونجا
    نگارشها
    2,716
    Boss Hunter's: batman

    پاسخ : ايران شناسي

    بازار اراک
    --------
    تاریخچه احداث
    بازار اراک از بناهای اولیه شهر اراک می‌باشد. بنای اولیه این بازار را حاکم وقت اراک (سپهدار اعظم) که نام مسجد و مدرسه‌ای در بازار نیز به نام وی می‌باشد در اوایل قرن 13 گذاشت. با این همه بنای مجموعه بزرگ بازار اراک شامل حمام، مسجد، مدرسه، آب انبارها، گذرها و کاراوانسراها در زمان فتحعلی شاه قاجار و توسط یوسف خان گرجی در سال 1228 هجری قمری در بافت مرکزی سلطان آباد(نام قدیم اراک) بنیان گذاشته شد.
    -----------
    معماری
    این بازار دارای دو محور عمود بر هم می‌باشد که یکی محور شمالی جنوبی به طول 720 متر و دو ورودی یکی در شمال و یکی در جنوب و محور شرقی غربی به طول 200 متر و دارای 8 گذر و ورودی شرقی غربی.

    محور شمالی جنوبی و محور شرقی غربی همدیگر را در محلی معروف به چهار سوق قطع می‌کنند که در این چهار سوق یک حوض سنگی نیز وجود دارد. مساحت کل مجموعه بازار بالغ بر 14 هکتار می‌باشد. در قدیم در چهار طرف بازار 4 دروازه به نام‌های دروازه قبله و دروازه راهجرد و دروازه شهرجرد و دروازه حاج علی‌نقی وجود داشته که در گذر زمان از بین رفته‌اند. در ساخت این مجموعه بیشتر از آجر استفاده شده و ملات گچ و آهک و خاک رس نیز مکمل بنای بازار هستند و برای استحکام بنا از تیرچه چوبی استفاده شده است. در پای ستون‌ها نیز صفحات و ورق های منجمد مسی و سربی استفاده شده است.

    سقف بازار به صورت گنبدی می‌باشد و در نمای پشت بام گنبدها در دو محور شمالی جنوبی و شرقی غربی بصورت ممتد دیده می‌شوند که گنبد مربوط به چهار سوق یا همان محل تلاقی دو محور بزرگ‌تر و متمایزتر از باقی گنبدها ست. در مرکز هر گنبد نور گیر چند ضلعی تعبیه شده که علاوه بر نقش نورگیری کار تهویه هوا را نیز بر عهده دارد. به علت معماری خاص بکار رفته در ساخت بنای بازار هوای داخل بازار در زمستان گرم و متبوع و در تابستان علی‌رغم سر پوشیده بودن بسیار خنک می‌باشد.
    ---------------
    مکان‌های موجود در بازار
    در بازار 500 باب مغازه وجود دارد که همه در راسته بازار فعالیت می‌کنند و مکا‌ن‌های دیگر مانند بازارچه‌های اختصاصی و بار اندازها و انبارها و کارگاه‌های تولیدی در 20 سراچه و تیمچه فعالیت دارند. در طرفین بازار و به فاصله 50 متر از یکدیگر ساخته شده‌اند که از آن جمله میتوان به سرای کاشانی که به بازار فرش اختصاص یافته و سرای مهر که به صنایع دستی مختص شده یا سراهایی دیگر مثل نوروزی و گلشن آقایی و کتاب فروشان و نوذری و اکبری که هر یک به کالایی خاص اختصاص یافته‌اند مثل پوشاک. همچنین اماکنی چون حمام و آب انبار و مسجد و مدرسه سپهدار که الان به نام حوزه علمیه اما ******************** تغییر نام داده است وجود دارد. مدرسه سپهدار دارای مسجد و آب انبار و یک صحن بزرگ و همچنین یک حوض سنگی است و حیاط مدرسه از پشت بام بازار کاملا در دید است. همچنین یکی دیگر از مکان‌های موجود در بازار اراک موزه صنایع دستی استان مرکزی است که در یکی از گذرها و در خانه‌ای قدیمی و تاریخی به نام خانه حسن پور قرار گرفته است.



  11. #26
    **** APTA Translator **** مدير بخش کميک و بخش بازی Boss Hunter آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همونجا
    نگارشها
    2,716
    Boss Hunter's: batman

    پاسخ : ايران شناسي

    درباره اراک
    اراک کشور : ایران
    استان : مرکزی
    شهرستان : اراک
    بخش : مرکزی
    جمعیت شهر اراک : (۱۳۸۵) ۴۳۸٬۳۳۸
    جمعیت شهرستان اراک : (1385) ۶۱۵٫۷۰۲
    اراک یکی از شهرهای ایران و مرکز استان مرکزی است. این شهر مرکز شهرستان اراک نیز است. اراک با جمعیتی برابر با ۴۳۸٬۳۳۸ نفر (سرشماری سال ۱۳۸۵) قطب جمعیتی استان و پانزدهمین شهر پرجمعیت ایران به حساب می‌آید. این شهرستان از دو بخش خنداب و مرکزی تشکیل شده است [۱]. مرکز آن شهر اراک است.
    *ریشه شناسی نام ” اراک ” *
    اراک در گذشته سلطان ‌آباد نام داشت و در دوره رضا شاه اراک نام گرفت. هنگامی که راه آهن سراسری ایران از کنار شهر عبور کرد ایستگاهی در کنار شهر احداث گردید. نام این ایستگاه را اراک گذاشتند وسپس طی بخشنامه ‌ای ابلاغ گردید که نام آبادی ‌های مجاور ایستگاه به نام همان ایستگاه «اراک» خوانده شوند.
    برای کلمه « اراک » معانی گوناگونی ذکر گردیده ‌است که تعدادی از آنها عبارت‌اند از :
    پایتخت، باغستان، نخلستان و شهرستان. بعضی کلمه «اراک» را برگرفته از ایراک که معرب آن کلمه عراق است، دانسته‌اند. زیرا در بازه‌ های زمانی خاصی به اراک، عراقِ عجم نیز گفته شده که به واسطه تلفظ اکثر خارجی ‌ها که عراق را ایراک تلفظ می‌ کرده‌اند، کم کم بصورت اراک تغییر یافته ‌است.
    در حال حاضر شهرستان اراک به عنوان یکی از قطب‌ های بزرگ صنعتی ایران محسوب شده و صنایع بزرگی نظیر پالایشگاه، پتروشیمی، ماشین سازی، آذر آب ، هپکو (ساخت ماشین آلات راهسازی)، آلومینیوم ‌سازی (ایرالکو) ؛ واگن پارس (ساخت واگنهای قطارهای درون و برون شهری) ؛ آونگان (سازنده برجهای مخابراتی و انتقال نیرو) ؛ نورد آلومینیوم ایران و صدها مجموعه صنعتی دیگر در این شهرستان قرار دارند.
    هتل ۵ ستاره بین المللی امیر کبیر و مجموعه حفاظت شده هفتاد قله، از بارزترین قطب‌های گردشگری هستند.

    (عکس = میدان باغ ملی اراک) - پیکر تراشی از شاه سابق ایران به جای مجسمه کنونی بوده است

    *تاریخ*
    شهر اراک از نظر تاریخی نسبت به سایر شهرهای استان از قدمت چندانی برخوردار نیست. زمان احداث شهر اراک به دوره قاجار و سلطنت فتحعلی شاه می‌رسد. در اوایل سلطنت قاجار در عراق عجم به علت وسعت زیاد و جمعیت فراوان همواره ناامنی و اختلافات محلی بروز می‌کرد و این امر از لحاظ سیاسی و اقتصادی برای حکومت مرکزی بروز مشکل می‌کرد. در زمان فتحعلی شاه قشونی به نام عراق تشکیل گردید و یوسف خان گرجی از فتحعلی شاه تقاضا نمود که برای مرکز قشون عراق عجم قلعه ‌ای نظامی احداث کند. به همین جهت تأسیس ساختمان اولیه شهر به ‌صورت قلعه‌ای به نام سلطان آباد، شروع و در سال ۱۲۳۱ به پایان رسید.
    اماکن دیدنی
    مجمو عه تاریخی بازار اراک
    بنای تاریخی حمام چهار فصل (واقع در عباس آباد)
    بنای تاریخی مدرسه سپهدار
    شهر زیر زمینی ذلف آباد
    بنای تاریخی پیر مراد آباد
    روستای ساروق انجدان
    امامزاده شاهزاده حسین
    مرقد شاهزاده محمد عابد
    آتشکده برزوی راهگرد
    بنای تاریخی کاروانسرای اراک
    امامزاده ابراهیم (اراک)
    امامزاده حوا خاتون
    امامزاده هفتاد و دوتن ساروق
    امامزاده اهل ابن علی. واقع در ۴۵ کیلو متری اراک
    منزل حاج سامان طلعتی
    منزل اعیانی خاکباز (از اربابان سابق پرنفوذ روستاهای بخش فراهان)
    موقعیت جغرافیایی
    شهرستان اراک از شمال به تفرش،از مغرب به همدان و ملایر،از مشرق به شهرستان محلات و از جنوب به شهرستان خمین و سربند محدود شده و ارتفاع متوسط شهرستان حدود 1700متراز سطح دریاست واز لحاظ وسعت دومین شهرستان استان بعد از شهرستان ساوه می‌‌باشد.

    (عکس = نمایی از شهر اراک و مجموعه تاریخی بازار اراک از بالا) - این مجموعه در فهرست آثار ملی ثبت شده است

    سوغات اراک
    فتیر، فرش دستباف، باسلق، کشمش سبز، صابون محلی، شیره انگور و …
    مراکز آموزش عالی
    اراک یکی از شهرهای دانشجوپذیر کشور است. یکی از دانشگاه‌ های این شهر با حدود ۱۵٬۰۰۰ دانشجو دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک است. (یکی از جامع ترین واحدهای دانشگاهی غرب کشور) ؛ دانشگاه علوم پزشکی اراک، دانشگاه اراک و دانشکده فنی مهندسی وابسته به آن، دانشگاه علم و صنعت ایران (واحد اراک) نیز از دیگر مراکز دانشگاهی و آموزش عالی این شهر هستند.
    آب و هوا
    شهرستان اراک به لحاظ برخورداری از عوامل آب و هوایی (مانند مجاورت با کویر میقان،وجود ارتفاعات و…) دارای نوسانات اقلیمی است، بطور کلی تابستانهای نسبتاً ملایم و زمستانهای سرد از خصوصیات اقلیمی شهرستان اراک است .

    طبیعت
    از مهم‌ترین کوههای آن می‌ توان به کوههای راسوند، سفیدخانی و هفتادقله اشاره کرد. همچنین رودخانه شراء و سرشاخه‌های آن در غرب شهرستان اراک جریان داشته که در خنداب با رودخانه قره چای یکی شده، به ‌طرف همدان جریان پیدا می‌کند.
    تقسیمات کشوری
    شهرستان اراک دارای دو بخش مرکزی و خنداب و چهارده دهستان است:
    دهستان های بخش مرکزی شهرستان اراک:
    دهستان امان آباد
    دهستان امیریه
    دهستان داودآباد
    دهستان ساروق
    دهستان سده
    دهستان شمس آباد
    دهستان مشک آباد
    دهستان مشهدمیقان
    دهستان معصومیه
    نقاط شهری: اراک، سنجان، داودآباد و کرهرود.
    دهستان های بخش خنداب شهرستان اراک:
    دهستان اناج
    دهستان خنداب
    دهستان دهچال
    دهستان سنگ سفید
    دهستان جاورسیان
    نقاط شهری: خنداب
    گویش
    اهالی این شهرستان عمدتاً به فارسی و در بخش‌ هایی به گویش وفسی تکلم می‌کنند.
    جاذبه‌های طبیعی
    جریان سرچشمه‌های قره چای (رودخانه شراء و مهاجران) در غرب شهرستان اراک به علاوه وجود مناطق سرسبز در حواشی این رودخانه و همچنین اقلیم کوهستان و نقاط مرتفع جهت کوهنوردی، این قسمت از شهرستان اراک را از سایر مناطق جدا نموده است.

    (عکس = ساختمان هتل بین المللی ۵ ستاره امیر کبیر اراک)

    چشمه‌ها
    چشمه چپقلی
    چشمه کیخسرو (سراب حک)
    چشمه دوروزن آب روستای چناس (چشمه ای فصلی بوده وتا اواخر بهار آب دارد و شدیدا تحت تأثیر بارش باران و برف است. این چشمه و چشمه های دیگر این روستا سرچشمه اصلی رودخانه اراك می‌باشند.)
    چشمه سراب چناس (چشمه‌ای دایمی بوده و فقط در خشكسالی‌های شدید بی آب می‌شود)
    چشمه سیلی چناس (چشمه‌ای فصلی بوده و تا اواسط بهار آب دارد و شدیدا تحت تأثیر بارش باران و برف است)
    چشمه دره چناس (این چشمه در میانه‌ی كوه غربی دشت دربند چناس قرار دارد كه در تمامی فصول سال آب دارد. عجیب است كه در بالای كوه همیشه آب دارد.)
    چشمه آب رضا آباد در امامزاده سهل ابن علی
    چشمه آب عمارت واقع در ۴۰ كيلومتري اراك بعد از روستاي هفته كه در تمام فصول سال آب دارد
    امامزاده شاهزاده محمد حصار بعد از روستاي هفته در ۴۰ كيلومتري اراك
    باغ اربابي واقع در روستاي هفته در ۴۰ كيلومتري اراك
    غارها
    شهرستان اراک به خاطر گسترش سازنده‌های آهکی و دولومیتی، محل تشکیل غارهای بسیاری بوده است:
    غارقلعه جوق و مقبره اسرار آمیز آن
    غار سفید خانی
    غار انجدان
    غار آسیلی
    غار كل چناس (این غار ورودی كوچكی دارد كه ده متر نشسته باید رفت سپس به تونل بزرگ شیبداری می‌رسد در انتهای سمت چپ راه باریكی دارد كه به قسمت اصلی غار می‌رسد.این غار تا اوایل بهار آب دارد. ازحیوانات این غار خفاش را می‌توان نام برد)
    ایوان غار كل چناس (این یك غار كوچك است كه به علت ارتباط با غار كل به ایوان غار كل معروف است. شكارچیان در زمستان در این ایوان استراحت می‌كنند.)
    غار برآفتاب روستای چناس (این غار در بالای كوه برآفتاب قرار دارد.این كوه سه غار دارد كه یكی از اینها درون صخره های نوك كوه است)
    کوه‌ها
    برآفتاب چناس (این کوه در قسمت غربی روستا قرار دارد و آفتاب صبح به آن می‌تابد)
    گورآب چناس (این کوه در قسمت شرقی روستا قرار دارد وهنگام صبح سایهٔ این کوه بر روستا باعث اختلاف دمای آن با روستاهای مجاور می‌باشد)
    میشو چناس (این کوه بلند ترین کوه آنجا بعد از اشترانکوه می‌باشد و فصول زیادی از سال برف دارد ارتفاع این کوه ۲۹۲۵ متر از سطح دریا می‌باشد)
    کوه غار یا شاه نشین چناس (این کوه به علت وجود غاری در آن کوه غار نام گرفته‌است. غار این کوه تمام سال آب دارد و شکارچیان زیادی برای شکار به این چشمه می‌روند)
    کوه غاغان (این کوه در قسمت غربی اراک قرار دارد و آفتاب عصر به آن می‌تابد)
    صنایع
    وجود کارخانه‌ها و صنایع مختلف در محدوده شهرستان اراک از سویی و مرکزیت استان از سویی دیگر باعث جذب فعالیتهای صنعتی و خدماتی در اراک شده است.از صنایع دستی عمده آن فرش بافی است که فرش ساروق اراک در این مورد از شهرت خاصی برخورداراست.
    منابع
    1 - اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳ خ.
    2 - پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران
    وب‌ گاه شهرداری اراک : www.arakcity.org
    برگرفته از : دانش نامه مجازی ویکی پدیا – فارسی
    لازم به ذکر است برخی مطالب که در داخل پرانتز آمده است توسط نویسنده وبلاگ اضافه شده است که زاده اراک است.



    منبع:اخبار ایران IraNews




  12. #27
    **** APTA Translator **** مدير بخش کميک و بخش بازی Boss Hunter آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همونجا
    نگارشها
    2,716
    Boss Hunter's: batman

    پاسخ : ايران شناسي

    ساوه يكی از شهرها و مناطق باستانی بازمانده از دوران ساسانی است. تپه باستانی ساسانی آسياباد (سير آباد) در مجاورت شهر، هم چنين تپه ها و محوطه های تاريخی هريسان، خرم آباد، آوه نشان گر قدمت اين است. ساوه منطقه‌اي است كه با نام شهرك اسلامي در قرون اوليه اسلامي به متون جغرافي نويسان اسلامي و ايراني راه يافته است . ساوه يكی از شهرستان های استان مركزی از خاور به شهرستان تهران و قم، از شمال به شهرستان كرج، از باختر به بخش های خرقان و نوپران از توابع شهرستان ساوه و از جنوب به شهرستان تفرش محدود می‌شود. اساس اقتصاد شهرستان ساوه بر پايه كشاورزی و دام‌داری استوار است. سيستم كشاورزی منطقه در سال های اخير از حالت سنتی به صورت نيمه مكانيزه در آمده به طوری كه حدود 80 درصد درآمد مردم از راه كشاورزی و 20 درصد از راه صنعت تامين می‌شود. صنايع دستی اين شهرستان را قالی‌بافی، جاجيم بافی و گيوه‌دوزی تشكيل‌مي‌دهد. باغ هاي سرسبز و پررونق انار، قزقلعه‌ساوه، مسجدانقلاب، مسجدجامع ساوه،كاروان‌سراي باغ شيخ، امام‌زاده سيد اسحاق ساوه برخي از مهم‌ترين ديدني هاي شهرستان ساوه را تشكيل مي‌دهند.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    باغ هاي سرسبز و پررونق انار، قزقلعه ساوه، مسجدانقلاب، مسجدجامع ساوه، كاروان‌سراي باغ شيخ، امام‌زاده سيداسحاق ساوه برخي از مهم‌ترين ديدني‌هاي شهرستان ساوه را تشكيل مي‌دهند.


    کشاورزی و دام داری


    اساس اقتصاد شهرستان ساوه بر پايه كشاورزی و دام‌داری استوار است. سيستم كشاورزی منطقه در سال های اخير از حالت سنتی به صورت نيمه مكانيزه در آمده به طوری كه حدود 80 درصد درآمد مردم از راه كشاورزی و 20 درصد از راه صنعت تامين می‌شود. منابع آب جهت آبياری زمين های زراعی و باغ‌ةاي ميوه از رودخانه قره چای و چاه های ژرف و كاريزها تامين شده و از عمده‌ترين فرآورده ها اين منطقه گندم، جو، تره بار، پنبه، علوفه دامی، بنشن، ميوه های سر درختی مانند انار، انجير، انگور، زردآلو، گيلاس، بادام و گردو را می توان نام برد. دام‌داری بر اساس و روش سنتی و پرواری انجام می شود كه شامل پرورش گاو، گوسفند و طيور است كه نيازهای داخلی مردم را تامين می‌كند. صنايع دستی اين شهرستان از قديم شامل قالی‌بافی، جاجيم بافی و گيوه دوزی است. بازرگانی در زمينه محصولات كشاورزی و دامی رواج دارد. عمده ترين صادرات اين شهرستان گندم، ذرت، بنشن، انار و انجير است.


    مشخصات جغرافيايي


    ساوه يكی از شهرستان های استان مركزی از خاور به شهرستان تهران و قم، از شمال به شهرستان كرج، از باختر به بخش های خرقان و نوپران از توابع شهرستان ساوه و از جنوب به شهرستان تفرش محدود می‌شود. مركز شهرستان از نظر جغرافيايی در 50 درجه و 22 دقيقه ی درازای خاوری و 35 درجه و 1 دقيقه ی پهنای شمالی و ارتفاع 1050 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان ساوه در منطقه ای دشتی قرار گرفته و كوه های پراكنده در اطراف آن واقع شده اند. شهرستان ساوه از آب و هوای معتدل و خشك برخوردار است. رودخانه قره چای از مهم ترين رودخانه‌هاي اين شهرستان به شمار مي‌آيد. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از :
    - جاده آسفالته ساوه – تهران به درازای 130 كيلومتر
    - جاده آسفالته ساوه- همدان به درازای 170 كيلومتر
    - جاده آسفالته ساوه – قم به درازای 70 كيلومتر


    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    ساوه يكی از شهرها و مناطق باستانی بازمانده از دوران ساسانی است كه به معني خرده طلا آمده است. تپه باستانی ساسانی آسياباد (سير آباد) در مجاورت شهر، هم چنين تپه ها و محوطه های تاريخی هريسان، خرم آباد، آوه نشان گر قدمت اين است. ساوه در روزگار پارتيان با نام «سواكينه»، يكی از منازل مهم ميان راهی و در سده هفتم قبل از ميلاد يكی از دژها و منازل سرزمين ماد به شمار می رفته است. از وضعيت ساوه در روزگار پيش از اسلام اطلاع دقيق و مستندی در دست نيست، اما از قرن دوم هجری به بعد در مورد اين شهر اطلاعات و روايات مكتوب زيادی موجود می باشد. ورود حضرت معصومه (ع) به ساوه در راه سفر خراسان و بيماری ايشان در ساوه، نخستين رويدادی است كه در تاريخ اوايل دوران اسلامی اين شهر ذكر شده است. به نظر می رسد كه گسترش خلافت اسلامی تا مرزهای چين، حمل و نقل كالا، كاروان های زيارتی حجاج و آبادانی راه ابريشم، توسعه شهر ساوه را در سده های نخستين اسلامی فراهم آورده است.
    ناحيه و شهر ساوه در روزگار ديالمه و سلجوقيان پيوسته مقر زمستانی سلاطين ديلمی و سلجوقی و سپاهيان آنان بوده كه معمولا ييلاق را در ناحيه خرقان و همدان می گذرانده اند. سرای معروف ديلمان و كوشك سلطانی ساوه اقامتگاه شاهان سلجوقی بوده است. رونق و آبادی شهر ساوه در روزگار سلجوقيان به اوج خود رسيد و ساوه به مركز سران قبايل متحد سلجوقی كه لقب اتابك داشتند، تبديل شد. از اين روزگار تا دوره خوارزمشاهيان بسياری از وزرای سلجوقی و خوارزمشاهی ساوجی بوده اند كه هريك در زمان خود در آبادانی و ايجاد بناهای شهری آن كوشيدند. ساوه در جريان حمله خانمان بر انداز مغول در قرن هفتم هجری صدمه و آسيب فراوانی ديد. مغولان شهر را ويران كرده و ساكنان آن را از دم تيغ گذراندند. عماد الملك ساروجی وزير با تدبير و دانشمند سلطان محمد و سلطان جلال الدين خوارزمشاهی از جمله افرادی است كه در جريان حمله مغول جان خود را از دست داد. در دروه جانشينان هلاكو (ايلخانان) قسمت عمده ای از خرابی های هجوم مغول مجددا بازسازی شد. در اين دوره نيز ساوجيان هم چنان در مقامات و مناصب ديوانی دولت ايلخانی به خدمت در آمدند كه از آن جمله می توان به خواجه سعد الدين ساوجی وزير غازان خان، امير نظام الدين يحيی ساوجی، خواجه ظهير الدين ساوجی، خواجه شمس الدين ساوجی و… اشاره كرد.
    ساوه در دوران تيموريان و آق قويونلو از غارت های متعدد و رقابت های ميان شاهزادگان آق قويونلو صدمه فراوانی ديد. ورود تركمانان چادر نشين و استقرار آنان در اطراف ساوه و دستيابی سران آن به حكومت و درگيری و رقابت داخلی آنان، صدمه و آسيب سنگينی به اقتصاد و نيروهای توليدی شهر وارد ساخت. در دوران صفويه بلوكات ساوه يكی از قلمرو های استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (قزلباش و شاهسون ها) شد. اينان در حقيقت به مثابه قوای نظامی حكومت در نواحی مجاور پايتخت استقرار يافتند. از جمله ايل بيات كه در دشت های ساوه و زرند مستقر شدند و آن جا را به عنوان قلمرو زمستانه خود برگزيد. در دوره صفويه شهر ساوه دوباره آباد شد و كاروان‌سراها، راه ها، رباط های ميان راهی، مساجد، بازار سرپوشيده و بناهای متعددی در آن احداث گرديد. با اين حال خرابی های ناشی از هجوم و حمله تيموريان، جنگ ها و كشمش های زمان آق قويونلو ها به تمامی بازسازی نشد. در اواخر دوره صفويه به ويژه در زمان حكومت شاه سلطان حسين صفوی، ضعف حكومت مركزی و تاخت و تاز قبايل و ايلات، رويدادهای ناشی از جنگ های ايران و عثمانی و فتنه افغان، آسيب های جدی و فراوانی به رشد و توسعه شهر وارد كرد.در روزگار زنديه با احداث بنای معروف چهار سو، در احيای مجدد بازرگانی ساوه كوشش شد. در فاصله پايان دوران صفويه تا قاجاريه، شهر در تسلط حكام وابسته به گروه های ايلی پر نفوذ ناحيه مانند خلج ها قرار گرفت. با پايتخت شدن تهران، اهميت ساوه كاسته شد. در حال حاضر شهر ساوه يكی از شهرهای آباد استان مركزی است و توسعه صنعتی آن موجبات رشد روز افزونی را فراهم آورده است.
    منبع:ایرانگردی-گردشگری-توریسم-ایران-تور-سفر

  13. #28
    **** APTA Translator **** مدير بخش کميک و بخش بازی Boss Hunter آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همونجا
    نگارشها
    2,716
    Boss Hunter's: batman

    پاسخ : ايران شناسي

    غار چال‌نخجیر
    غار چال‌نخجیر یکی از پدیده‌های جدید‌الکشف و نادر زمین‌شناسی منطقه است که در 8 کیلومتری شمال شرقی شهرستان دلیجان (حد فاصل نراق - دلیجان) در دامنه کوه واقع شده و به دوران سوم زمین شناسی تعلق دارد. رسوبات دولومیتی به مقیاس قابل توجهی به صورت لایه‌های سفید رنگی (رسوبات سفید برفی) کف راهروها و دالان‌های مسیر اصلی این غار را پوشانده است.

    غار چال نخجیر حاصل عوامل تکتونیکی و هوازدگی شیمیایی است و عموما کریستالیزه بوده و از پتانسیل عظیم سنگ های تزئینی برخوردار است. این غار در سال 1368 ‏شناسایی شده و گروه‌های کوهنوردی تا عمق 2000 متری آن پیش روی کرده‌اند. اخیراً نیز غارنوردان موفق شده‌اند با شناسایی دو مسیر انحرافی به انتهای اصلی غار دست یابند.

    ارتفاع این غار گاهی از 20 متر تجاوز می‌کند. دره‌های عمیقی که بیشتر راه‌های انحرافی را فرا‌گرفته بازتاب نور از منشورهای بلور و کلسیت درکنار آویزهای متنوع، پوشش اسفنجی بلورین دیواره‌ها وکف غاره آن را در ردیف یکی از زیباترین غارهای جهان با جاذبه بسیار در جذب جهانگردان و ایرانگردان قرار داده است.

    لازم به ذکر است که در انتهای این غار استخر آبی وجود دارد و تالارهای بزرگی نیز درکنار این استخر مشاهده شده است. مجموعه این مناظر بدیع ، جاذبه طبیعی کم نظیری را آفریده که سرآمد همه غارهای استان مرکزی است و از اهمیت جهانگردی بالایی برخوردار است.

    در سال ۱۳۸۷ و در جریان توسعه و بهبود دهانه ورودی غار بر اثر اهمال مسئولان بخش های عمده غار تخریب گردید.



    آورده اند که: غار چالنخجیر با 70 میلیون سال قدمت یکی از زیباترین غارهای طبیعی جهان به شمار می رود. این غار در منطقه ای به نام چالنخجیر در حد واسط بین نراق و دلیجان واقع شده است. عامل اصلي و اوليه بوجود آمدن اين غار، گسل معکوسي است که در منطقه عمل کرده است. و پس از گذشت ميليون ها سال به گونه کنوني خود در آمده است.

    زمين شناسان قدمت آن را مربوط به دوره سوم زمین شناسی می دانند و با توجه به مناظر کم نظیر اهمیت ویژه ای در امر جذب جهانگردان جهان دارد. با توجه به قرار گرفتن غار در دامنه کوه دسترسی به آن بسیار آسان است و علاقمندان به راحتی قادر به بازدید این محل هستند. تنوع سنگ های موجود، سنگهای کریستال با شکلهای مختلف مثل آبشار، زیبایی خاصی به غار داده است به طوریکه هر بیننده ای را به شگفتی وا می دارد. غار چالنخجیر نراق دارای یک حوضچه بسیار بزرگ نیز می باشد که بنوبه خود به ارزش آن افزوده است. این غار جزء آثار ملی ایران است.
    منبع: zelzele11.**********************

  14. #29
    **** APTA Translator **** مدير بخش کميک و بخش بازی Boss Hunter آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همونجا
    نگارشها
    2,716
    Boss Hunter's: batman

    پاسخ : ايران شناسي

    کاروانسرای دودهک
    کاروانسرای دودهک در ساحل شرقی رودخانه قم‌رود قرار دارد. قدمت این بنا به دوره صفویه برمی‌گردد.

    ابعاد آن70/53 در 60/53 ‏متر است و در هر یک از د یوارهای شمالی و شرقی و غربی آن سه برج تعبیه شده که نشان می‌دهد کاروانسرا شبیه به یک قلعه نظامی بوده است. پس از عبور از دروازه ورودی کاروانسرا، ایوانی به طول30/11 متر90/3 متر وجود دارد که انتهای آن با پله‌هایی به حیاط متصل می‌شود. ایوان های جنوبی و غربی آن که بعد از ایجاد بنا ساخته شده‌اند، دارای فرورفتگی‌هایی در دیوار هستند.

    ایوان شرقی بر روی یک آب انبار زیرزمینی ساخته شده است. در سمت راست ایوان دو اطاق ساخته شده که اولی مربعی با ضع 8/4 ‏مترو پوشش گنبدی است که درگذشته به وسیله یک در بزرگ به اطاق کناری ارتباط داشته است. این اطاق نمازگاه کاروانسرا بوده است. چهارگوشه کاروانسرا مشابه یکدیگر نیستند. گوشه‌های شمال شرقی و جنوب غربی برای نگهداری بار و دوگوشه دیگر به عنوان اصطبل مورد استفاده قرار می‌گرفته اند. پی‌های این بنا از سنگ و بقیه بنا از آجر ساخته شده است. حیاط این کاروانسرا20/27 ‏متر طول و 10/27 ‏متر عرض دارد.


  15. #30
    **** APTA Translator **** مدير بخش کميک و بخش بازی Boss Hunter آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    همونجا
    نگارشها
    2,716
    Boss Hunter's: batman

    پاسخ : ايران شناسي

    تاریخچه نراق
    راق از قدمت تاریخی بسیار طولانی برخوردار است . بعضی از مورخان تاریخ نراق را قبل از اسلام می دانند ،به طوری که معتقدند نراق در محل فعلی نبوده ، بلکه از هفت دهکده پراکنده تشکیل می شده که این دهکدهها در اطراف نراق در قسمت شمال و جنوب شرقی و غرب آن بوده اند .
    این دهکده های کوچک ه ظاهرا مردمی با دین مجوس یا گبر داشته است به نام های : گرینان ، بیدشک علیا ، بیدشک سفلی ، در چاله سرخ ، شمس آباد ، کندقه و … بوده است . در کنار این دهکده ها آثار زندگی ، از سفال تا برج و باروها و نیز قبرهایی به چشم می خورد و این آثار در قسمت بیدشکین ( علیا و سفلی ) بیشتر در معرض دید است . در قسمتی از این محل ، کوهی به نام کافران قرار دارد که بر فراز آن قلعهای جهت نگهبانی و سکونت سر گروههای آن قوم قرار داشته و این قلعه در حمله افغان ها تخریب شده و فقط تعداد کمی از سنگ های آن همچنان بر فراز کوه باقی مانده است .


    به هر حال ، شهر نراق از نظر قدمت در سطح شهرهای قدیمی ایران است . چنان چه مرحوم شیروانی در کتاب بستان السیاحه خود قدمت نراق را به هزار سال ذکر کرده و می نویسد : “نراق بر وزن عراق ، قصبه مانند و محلی است خاطر پسند از توابع کاشان ، در دامن کوه اتفاق افتاده ، سه طرفش فی الجمله گرفته و سمت مغربش غایت گشاده است و مردمش شیعه مذهبند .”
    ابن بطوطه نیز نراق را به قدمتی برابر هفتصد سال معرفی می نماید .
    آنچه است ، نراق دارای قدمتی بیش از هفتصد سال است . اما همان طوری که ذکر شد ، نراق فعلی پس از اسلام و توسط شخصی به نام ریش بلند که در آن زمان سمت کدخدایی داشت ، در محل سفلی نراق جمع شدند و به خانه سازی پرداختند و از آن جمله مسجدی با نام مسجد پایین بنا گردید .
    از نظر تاریخ نویسان ، نراق به معنای نر یا نره و عبارت از برآمدگی و بلندی زمین است و چون زمانی سلطان آباد ( اراک امروزی ) را با نام عراق می شناختند و نراق در بلندترین نقطه عرق قرار داشت ، آن را نر عراق ( یا بلندترین نقطه عراق ) نامیدند . کم کم نیز نر عراق به نراق مبدل گشته است . بعضی از مورخان اسم نراق را اقتباس از نام ستاره ای می دانند و برخی دیگر ازمردم قدیمی نام نراق را از حروف درهم ریخته قرآن دانسته و اعتقاد بر این دارند که چون نراق فعلی در زمان گرویدن مردم به اسلام و نابود شدن کفار در اطراف این شهر به وجود آمده است این نام را بر این شهر گذاشته اند .ولی به نظر می رسد که نظر اول موافق وجه تسمیه نراق باشد .
    نراق پس از اسلام نیز سابقه درخشانی در تاریخ داشته به طوری که سبک بناهای تاریخی آن نشان دهنده این واقعیت است . سبک معماری مسجد سفلی نراق که در محله سفلی بناگردیده نشان می دهد که این ساختمان در قرون اولیه اسلام در سه قسمت که دالان هایی به هم مرتبط می شود ساخته شده و تاریخ ساخت آن دقیقا مشخص نشده است .
    در دوران شاهان صفوی و قاجاریه از رونق ویژه ای در ساختمان سازی و به کار بردن مصالح ساختمانی خاص آن زمان که در این محل تهیه شده است داشته و در تجارت نیز جلوه ای خاص داشته است . به طوری که این شهر از نظر تجارت و قرار گرفتن بر سر راه شهرهای مهمی چون همدان ، اراک ، کرمانشاه ، جاپلق و کاشان شهره بوده است .
    کاروانسراهایی که در کنار مجموعه تاریخی بازار قرار دارد به همین منظور بنا شده بودند . بازار نراق که متشکل از راسته بازار و دکان هایی در اطراف و دارای چند تیمچه است قدمت و سابقه درخشان تاریخی و تجاری نراق را بیشتر آشکار می کند .
    با توجه به مطالب فوق الذکر و تاریخچه شکل یابی نراق ، چه در زمانی که متشکل از هفت قست پراکنده بوده و چه زمانی که به صورت مجتمع در محله سفلی بنای تشکیل شهری را نهادند ، نمی توان نسبت به پیشینه تاریخی نراق نظری ارائه نمود و تنها در اثر کاوش های باستان شناسی می توان به تاریخ دقیق و نیز نتیجه علمی قابل اعتمادی دست یافت .
    منبع:Web



Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ