|
|
|||||||
|
به انجمن بهشت انيمه و انيميشن و مانگا خوش آمديد. بهشت انیمه نخستین انجمن تخصصی انیمه و انیمیشن و مانگا می باشد. در حال حاضر شما به صورت مهمان هستيد كه دسترسى محدودى را در نمايش مباحث و دسترسى به امكانات انجمن در اختيار شما قرار مى دهد. با ثبت نام در انجمن آ شما به امکاناتی که انجمن برای کاربران خود در نظر گرفته دسترسی خواهید داشت. ثبت نام سهل و آسان ميباشد لطفا براى عضويت از ثبت نام در انجمن بهشت انيمه انيميشن و مانگا!استفاده نماييد. در صورت بروز هر گونه مشكلى در فرآيند ثبت نام لطفا از طريق تماس با ماموضوع را به ما اطلاع دهيد. با تشكر بهشت انیمه انيميشن و مانگا |
محلي است كه در ان داستان هاي طرفداران انيمه ها و فيلم ها قرار مي گيرد .اينجا سلطان و فرمانرواي داستان شماييد . شما هستيد كه تصميم ميگيريد كاراكتر محبوبتان بخندد يا گريه كند . مثبت باشد يا منفي باشد . بكشد يا نجات بدهد . اينجا مكانيست كه از خواندن نوشته هاي هم ديگر لذت ببريم . فن فيكشن ( fan fiction ) يعني قلمرو فرمانروايي شما .آموزش داستان نویسی; |
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع |
|
|
#1 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
آموزش داستان نویسی
خوب دوستان تو این تاپیک آموزشهای داستان نویسی مینویسیم
من قبلا یه تاپیک به همین نام تو DF زدم ..اما از اونجایی که Apایسمم میخوام کپی پیست کنم مطالب رو (پست های خودمو کپی پیست میکنم ).من یه سری از متنها رو از سایتهای خارجی گرفتم و یا سری از سایتهای ایرانی ...اونایی که انگلیسی هستن رو به ترتیب ترجمه میکنم و همراه با متن انگلیسیش میپستم .چون ترجمه ی من حتما نقصهایی هم داره و شما در صورت گمراه شدن میتونین به متن انگلیسی مراجعه کنید. ![]() قوانین: 1-از اونجایی که بعضی از متن ها ممکنه ترجمه شده باشن ...احتمال اشتباه در ترجمه حتما وجود داره ..پس دوستان از مسخره کردن هم بپرهیزند و اشکالات رو تو پ.ن بگن تا متن ویرایش بشه . 2-اگر متنی که قرار میدین ترجمه از روی نسخه ی انگلیسی هست ....متن اصلی رو هم به صورت QUOTE(نقل قول ) قرار بدن. 3-از پست کردن متنهای تکراری خودداری کنین ...منظور متنهاییه که کاملا مشابه هستن ...نه اینکه در چند مورد تشابه داشته باشند. 4-اگر متنی پیدا کردید و به دلیلی نمیتونین ترجمه کنین اونو به صورت QUOTE قرار بدین تا دوستان دیگه ترجمش کنن. 5-از ترجمه کردن قسمتهایی که مخالف قوانین جمهوری اسلامی و قوانین این سایت پرهیز کنین. 6-ذکر منبع اجباری هست .اگه مطلبتون رو از جایی گرفتین حتما در اخر منبع رو ذکر کنید. اگه چیری جا موند که نگفتم یاد آوری کنین تا این پست رو ویرایش کنم . ![]() فهرست مطالب چه كسانی می توانند هنرمند باشند؟ ویژگیهای یك قصه خوب كدامند؟ چه موضوعهایی را برای داستان انتخاب كنیم؟ ویژگیهای یك نثر خوب داستانی. پیرنگ یا طرح داستان ویژگیهای یك پیرنگ فنی ساختمان داستان چگونه یک داستان تخیلی بنویسیم !
چگونه یک نژاد تخیلی بسازیم ؟ موضوع-2( subject)چگونه دنیای تخیلی خود را بسازیم؟ موضوع-1( subject)چگونه یک رمان کوتاه بنویسیم هشت قانون اول برای نوشتن داستان تخیلی چگونه یک کتاب داستان واقع گرایانه بنویسیم چگونه دیالوگ داستان واقع گرایی بنویسیم 8 فن اول برای نوشتن دیالوگ موضوع-3( subject) الهام-1(inspiration ) الهام-2(inspiration )
__________________
Buono ♥ ![]() ویرایش توسط vahiddreamer : 09-23-2009 در ساعت 12:04 AM |
|
|
|
| 11 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#2 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
چه كسانی می توانند هنرمند باشند؟ وارد شدن در هر رشته ای نیازمند وجود یك زمینه قبلی در شخص داوطلب است.پیش زمینه عالم هنر نیز به اعتقاد عده ای وجود «هوش» و «حساسیت» در شخصی است كه می خواهد به این وادی قدم بگذارد. یك مطالعه سطحی در زندگی هنرمندان اصیل و مشهور جهان نشان می دهد كه آنها از این دو ویژگی برخوردار بوده اند. منظور ازهوش، داشتن بهره هوشی بالاتر از متوسط و مقصود از حساسیت، داشتن آنتنهای حسی قوی و تیزتر یك فرد نسبت به پیرامون خود در مقایسه با افراد دیگر است به طوری كه فرد در قبال مسائل و اتفاقاتی كه در پیرامون او و جهان رخ می دهد عكس العملهایی به مراتب عمیقتر و گسترده تر نشان می دهد.در برابر حوادث مختلف بسته به نوع آن مانند بچه ها از شادی لبریز یا مانند زنان به سادگی اشك بریزد و یا مانند افراد زود رنج و كم تحمل از عمق وجود خشمگین شود و از شدت خشم همه چیز را به هم بریزد. هوش و احساس کامل دو عنصر لازم برای ورود به عرصه هنر است وقتی مجموعه متناسبی از این دو عامل در شخصی جمع شد و با یك ذوق تربیت یافته هنری همراه شد، ما شاهد یك «هنرمند بالقوه» خواهیم بود، یعنی هنرمندی كه تنها استعدادهنری دارد اما هنوز این استعداد به عرصه ظهور نرسیده است. برای بالفعل شدن این استعداد مطالعه، تحقیق وتمرین بسیار زیاد تا حد اشباع شدن در آن رشته خاص باید انجام گیرد تا فرد فوت و فنها و چم و خمهای آن رشته را به خوبی فرا بگیرد تا كاملابر آن فنون مسلط و سوار شود. برای قصه نویس شدن نیز باید مراحلی طی شود كه از آن جمله خواندن هزاران داستان است. یعنی وقت گذاشتن و به قول قدیمیها دود چراغ خوردن وشب بیداری ها وگذشتن از بسیاری از تفریحات و مشغولیتهای دیگر. برای قصه نویس شدن باید مراحلی طی شود كه از آن جمله خواندن هزاران داستان است در این راه میان بر وجود ندارد باید تمام راه را رفت و آن هم پیاده تا به سر منزل مقصود رسید. تحمل این رنجها نه تنها در مراحل ابتدایی آن وجود دارد بلكه تا رسیدن به مرحله پختگی و كمال نیز باید ادامه یابد. در باره رمان عظیم حدودا دوهزار صفحه ای «جنگ وصلح» اثر «لئو تولستوی» نوشته اند كه او آن را هفت بار پاكنویس كرد. حال آنكه دنیا او را از نوابغ كم نظیر عالم ادبیات می داند. «ارنست همینگوی» می گوید داستان «پیرمرد و دریا» را بیش از دویست بار باز نویسی كرده است. غرض آنكه خوش باوری و ساده انگاری است كه كسی گمان كند بدون كوشش و تلاش بسیار و تنها با داشتن ذوق واستعداد هنری می تواند در این راه به جایی برسد و یك شبه ره صد ساله را بپیماید و به قله های موفقیت دست یابد. پس كار خود را با خواندن داستانهای مختلف وبرگزیده شروع می كنیم. از كجا آغاز كنیم؟ كسی كه می خواهد قصه نویس خوبی شود حتما باید از همان دوران كودكی قصه بخواند و خیلی زیاد هم بخواند. اما این تاكید نباید كسی را به اشتباه بیندازد كه مطالعه چنین شخصی تنها باید به قصه محدود شود. موضوع كار قصه نویس انسان و زندگی است. انسان یك موجود چند بعدی است و در مسیر زندگی خود با كل هستی در ارتباط بده و بستان متقابل است. پس نویسنده برای طرح درست ودقیق و كامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی كامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا كند. او تاریخ و گذشته ای دارد و در این سیر تاریخی شكستها و پیروزیهایی را پشت سر گذاشته، آزمایشها و خطاهایی كرده، خام بوده و پخته شده تا به صورت امروزی در آمده است. پس نویسنده لازم است چیزی از تاریخ زندگی نوع انسان، تاریخ نژاد و كشورش و آداب و رسوم ملت خود بداند. نویسنده برای طرح درست ودقیق و كامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی كامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا كند از دیگر سو، انسان تنها بعد مادی و جسمانی ندارد و دارای جنبه ای عمیقتر و پیچیده تر ـ كه از آن به بخش روحی ومعنوی یاد می كنند ـ است و باید این جنبه را هم به خوبی شناخته و مطالعاتی نیز در این زمینه داشته باشد. از جمله یك نویسنده باید در زمینه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، روان شناسی و مردم شناسی وغیره مطالعات عمیقی انجام دهد. پس از طی این مراحل او بایدبا دید و زاویه ای جدید به پیرامون خود نگریسته و جنبه های جدیدی از موضوعات را كشف كند. او باید بتواند بر آفت بزرگ «عادت» و «روز مرگی» غلبه كند و هیچ چیز را عادی و معمولی تصور نكند بلكه به هر چیز و هر كس چنان نگاه كند كه گویی اولین بار است آن را می بیند. آنگاه است كه در میان همین جریانها و پدیده های از نظر دیگران معمولی زندگی، چیزهایی را خواهد دید و كشف خواهد كرد كه بقیه متوجه آنها نشده اند. یكی از قصه نویسان مشهور می گوید: آنچه را كه انسان می خواهد در قصه بیان كند، باید مدتی دراز و با دقت فراوان نگاه كند، تا بتواند جنبه ای از آن را پیدا كند كه پیش از آن به وسیله هیچ كسی گفته نشده باشد حرف آخر لئو تولستوی، نویسنده شهیر روسی می گوید: «هنر انتقال احساس تجربه شده است.» یعنی در واقع، یك اثر هنری از زمانی شروع به آفریده شدن می كند كه هنرمند در چار چوب یكی از قالبهای هنری، دست به كار انتقال احساسی كه خود پیشتر به ژرفترین شكل ممكن آن را تجربه كرده است، به مخاطبانش می شود. اگر هنرمندی به شرح و وصف و تجسم چیزها و حسهایی كه خود با آنها آشنایی عمیق و بی واسطه ندارد، بپردازد حاصل كارش نمی تواند دارای اصالت هنری لازم باشد. به همین سبب نیز، اثر مخلوق او، تا ثیری را كه لازمه یك اثر هنری ارزشمند است برمخاطبانش نخواهد گذاشت . بعد دیگر كار، به عشق و علاقه هنرمند به موضوع و عناصر كارش ارتباط پیدا می كند. به بیانی دیگر: شرط رسیدن برای جذاب و مؤثر از كار در آمدن یك اثر هنری، آن است كه هنرمند، تا خود به شدت تحت تاثیر موضوعی قرار نگیرد در صدد خلق اثری در آن باره بر نیاید. نوشته محمدرضا سرشار برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار ویرایش توسط vahiddreamer : 05-27-2009 در ساعت 03:49 PM |
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#3 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
ویژگیهای یك قصه خوب كدامند؟
دربخش قبلی در مورد عناصر لازم برای ورود به عرصه هنر ، چگونگی قدم گذاردن به عرصه هنر داستان نویسی و شرایط لازم برای مرود به این عرصه ، سخن گفتیم. اینک و در این مقال ، به ویژگیهایی که یک قصه خوب می بایست داشته باشد ، می پردازیم. در این مورد به طور خلاصه می توان به ویژگیهای زیر اشاره نمود: 1) - خدا محوری: یك قصه خوب قبل از هر چیز باید خدا محور باشد. یعنی در همه جای آن خدا حضور داشته باشد. معنی این حرف آن نیست كه جا و بیجا، با مناسبت یا بی مناسبت نام خدا یا آیا ت قرآن را بیاوریم ، بلكه بدان معنا ست كه نشان دهیم قصه از یك تفكر توحیدی سرچشمه گرفته و جوشیده است. علاوه بر اینكه به غیر از نشان دادن ارزشهای عالی انسانی به خواننده برسانیم كه محور عالم وجود خداست و سرچشمه همه خیرها و فیوضات اوست و انسانها در این میان وسیله ای بیش نیستند و هر چه نیكی و خوبی هم كه از قهرمانان و شخصیتهای بزرگ داستان سر می زند همه از طرف خدا بوده و آنها تنها واسطه ای بوده اند كه خدا این توفیق را به آنان داده در خدمت همنوعان خود باشند. 2) - عبرت انگیزی: خداوند یكی از ویژگیهای عمده قصه های قرآنی را «عبرت انگیزی» ذكر كرده است. «لقد كان فی قصصهم عبره لاولی الالباب» و این ویژگی آن قدر مهم است كه اگر داستانی فاقد آن باشد، یعنی صرفا برای سرگرمی و تفریح خواننده یا به شگفتی انداختن او نوشته شده باشد، از نظر ما چیزی در حد یك لطیفه یا معماست و نباید اسم قصه را روی آن گذاشت بنابراین قصه نویس های مسلمان هرگز نباید صرفا برای سرگرم ساختن و تفنن خواننده دست به قلم ببرند؛ چون در این صورت، حداقل اجر معنوی از این كار نخواهند برد. 3) - كشش ، جذابیت وگیرایی: قصه ای كه جذاب و گیرا نباشد و نتواند تا آخرین لحظات خواننده را همراه خود بكشد ولو با بهترین پیام و محتوی، قصه موفقی نخواهد بود، قصه خوب قصه ای است كه این هر دو یعنی محتوا و پیام و كشش و گیرایی را با هم داشته باشد؛ و نمی توان به صرف داشتن یك محتوای خوب، جذابیت و گیرایی را نادیده گرفت. 4) - طبیعی و منطقی و قابل قبول بودن روال داستان: قصه باید طوری نوشته شود كه خواننده بتواند ماجراهای آن را باور كند. یعنی اصل علت و معلول به دقت در قصه رعایت شود به طوری كه هر ماجرا نتیجه طبیعی ماجراهای قبلی و مؤثر در ماجراهای بعدی باشد، و طوری زمینه لازم برای وقوع ماجراها فراهم شود كه خواننده در محتمل بودن آن شك نكند. 5) - گزیده گویی: حاشیه روی زیاد از حد، خارج شدن از موضوع اصلی قصه، وپرداختن به مسائل فرعی كه چندان نقشی در پیشبرد قصه ندارد، باعث كسل شدن خواننده و خارج شدن رشته كلام از دست او می شود. 6)- نثر یا زبان قصه: نثر یا زبان قصه بایستی متناسب با موضوع قصه و نیز گروه و قشری باشد كه برای او می نویسیم. 7) - عفت قلم: نویسنده مجاز نیست تحت این عنوان كه «حرفی كه از دهان شخصیتهای داستان بیرون می آید متناسب با تیپ و خصوصیات اجتماعی آنان باشد یا؛ بیان این حرفهای غیر اخلاقی ، داستان را طبیعی و ملموس تر جلوه خواهد داد.» سخنان زشت و موهن را حتی از زبان آنان ، در نوشته اش بیاورد. در صورت لزوم بایستی غیر مستقیم و در لفافه به بیان این موضوع پرداخت. بطور کلی یک قصه خوب دارای ویژگیهای زیر است : خدامحوری ، عبرت آموزی ، کشش و جذابیت ، منطقی و عقلانی بودن ، گزیده گویی ، نثر متناسب ، عفت قلم و کلام ، تقوی ، پرداختن به ریشه ها و یکدست بودن نوشتار. 8) - تقوی در نوشتن: نویسنده مجاز نیست محور داستانش را روی سوژه های صرفا جنسی و شهوانی قرار دهد، و در قصه های معمولی نیز مجاز نیست به بهانه طبیعی و ملموس تر جلوه دادن قصه، به ذكر صحنه های جنسی یا توصیف اندام و ریزه كاری های صورت زنان بپردازد. و در هر حال باید توجه داشته باشد كه قصه های او را ممكن است افراد گوناگون با افكار و روحیات مختلف و در سنین مختلف بخوانند و اگر خدای ناكرده قصه او باعث بیدار شدن غرایز جنسی خفته ای حتی در یك نفر، یا تشدید آن در فرد دیگری بشود، عواقب ناشی از آن مستقیما متوجه نویسنده قصه خواهد بود و او در پیشگاه خدا و خلق خدا باید پاسخگو باشد. 9) - برخورد ریشه ای با مسائل: قصه خوب تنها به بیان سطحی درد ها نمی پردازد بلكه ریشه ای با مسائل برخورد می كند و عمق آنها را نشان می دهد. به عبارت دیگر علتها را هدف قرار می دهد، نه معلولها را! او از معلولها به علتها می رسد، نه آنكه در معلولها در جا بزند و احیانا آنها را به عنوان علت نیز معرفی بكند. البته این كار باید بسیار ظریف و هنرمندانه صورت بگیرد. همچنین وظیفه قصه نویسی تنها بیان دردها نیست بلكه باید چاره درد را كه همان پیاده شدن صحیح احكام اصیل اسلامی در سراسر جهان است را نیز بیان كند. در غایت بیش از آنكه محرك احساس باشد، راهگشا و راهنما و مرشد باشد. 10) - یكدست بودن نوشته: به این معنی كه یك نوع هماهنگی و ارتباط دقیق بین تمام اجزاء قصه (مقدمه ، ماجراها ، شخصیتها ، محیط ، پایان و گره گشایی و...) وجود داشته باشد، و نوشته در طول كار ، دچار نوسانهای نابجا نشود. نوشته محمدرضا سرشار برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار |
|
|
|
| 6 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#4 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
چه موضوعهایی را برای داستان انتخاب كنیم؟ در دو قسمت قبلی پیرامون الفبای قصه نویسی وویژگیهای یک قصه مناسب سخن گفتیم . در این مطلب به مبحث انتخاب موضوع برای نوشتن داستان می پردازیم. در میان ماجراهای مختلفی كه در طول زندگی برای شما به عنوان یك نویسنده اتفاق می افتد یا خود شاهد آن بوده یا از دیگران شنیده یا تخیل كرده اید تنها ماجراها یی قابل تبدیل به داستان هستند كه آنقدر غیر معمولی، غیر تكراری و واجد آنچنان تازگیها و ارزشهایی باشند كه قابلیت بازگویی برای جمعی وسیع در حد یك جامعه و ملت را داشته باشند. موضوعی كه بناست محور یك داستان قرار گیرد اگر هیچ خصوصیت بارزی نداشته باشد، حداقل باید دارای نكته ای باشد كه آن را از موضوعهای معمولی و تكراری متمایز كند. عده ای قابل توجه از مردم داستان را برای تغییر ذائقه و ایجاد تنوع در زندگی خود می خوانند پس دور نیست كه در داستان به دنبال فرهنگها، فضاها و آدمهایی بگردند كه با آنچه پیوسته پیرامون خود می بینند متفاوت باشند. خواهان ماجراهایی باشند كه خود به سبب محدودیت های شخصی وشرایط خاص اجتماعی شان قادر به درگیر شدن با آنها نیستند و در یك كلام طالب داستانی هستند كه برای ساعتی ولو در عالم خیال نسیمی از تازگی بر زندگی آنها بوزاند و به هیجانشان بیاورد. گروهی دیگر طالب دریافت شناختی عمیقتر از خود و دیگران و مشاركت در تجارب ناب عاطفی و احساسی همنوعان خویش از طریق داستان هستند. یا نگاه طنز آمیز به گوشه هایی از زندگی مردم می تواند برای عده زیادی از مردم جذاب باشد. نویسنده ای كه در انتخاب موضوع داستانش و كار روی آن به این موارد و خواستهای مخاطبانش بی توجه باشد، متقابلا نباید از آنان توقع استقبال و همدلی داشته باشد. نویسنده ای كه می خواهد هم در حد كافی خواننده داشته باشد و هم اثری فراتر از یك وسیله تفریحی و سرگرمی برای مخاطبان خود خلق كند باید مراقب باشد كه موضوع داستانش را با دقت كافی انتخاب نماید. از میان نویسندگان موفق در این زمینه می توان از آقای سید مهدی شجاعی نام برد. برخی از آثارخواندنی ایشان عبارتند از : ضیافت ، ضریح چشمهای تو ، امروز بشریت ، دو كبوتر – دو پنجره –دو پرواز. ادامه دارد... نوشته محمدرضا سرشار برگرفته از سایت شخصی |
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#5 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
ویژگیهای یك نثر خوب داستانی در راستای آموزش مبانی داستان نویسی ، به مواردی همچون :الفبای قصه نویسی ،ویژگیهای یک قصه مناسب ، وموضوعات داستانها پرداختیم . امروز و در دنباله بررسی این موارد به مقوله ویژگیهای یک نثر داستانی مناسب می پردازیم . -- ویژگیهای یك نثر خوب و مناسب داستانی 1 - انتخاب صحیح و دقیق كلمات: در ادبیات تنها وسیله انتقال فكر واحساس كلمات هستند. نویسنده اگر شخصی مسلط بر زبان شد، در به كار گیری هر كلمه، تركیب، تعبیر، تشبیه، حرف اضافه وحتی هر علامت نگارشی در متن خود منظور خاصی خواهد داشت. او به وسیله هر یك از این انتخابها می خواهد فكر و احساس یا تصویر خاصی را به خواننده اثرش منتقل كند. به تعبیر پیش كسوتها هر كلمه، بار عاطفی و احساسی خاصی دارد. به همین خاطر برای بیان هر حس تنها یك كلمه یا تعبیر وجود دارد و نویسنده باید همان را به كار بگیرد، نه كلمات مترادف آن را، تا بتواند حس مورد نظر را به خواننده منتقل كند. یك نثر خوب مثل یك بنای زیبا و مستحكم است كه در آن هیچ چیز نابجا و زایدی وجود ندارد. همه چیز به جای خود و به اندازه است به همین علت است كه می گویند در یك نثر هنری اصیل هیچ چیز اتفاقی و تصادفی نیست. 2 - تازگی و زنده بودن: یك نویسنده باید از تعبیرات و تشبیهاتی استفاده كند كه زنده و معاصر با زبان قصه باشد نه تعبیراتی كه در گذشته استفاده می شده و امروزه به كار نمی رود. مانند روی زیبا كه در هزار سال پیش به ماه آسمان تشبیه می شده و حال بر اثر استعمال مكرر تازگی خود را از دست داده و از آن روح، انرژی و بار عاطفی خالی شده است. پس در یك نثر داستانی اصیل و خوب باید از تشبیهات بكر و دست اول استفاده كرد. 3- بی پیرایگی: از ویژگیهای مثبت یك نثر داستانی خوب این است كه خواننده در عین دریافت آن مواردی كه منظور نظر نویسنده است، وجود چیزی به نام نثر جدای از داستان را احساس نكند. باید همانند هوایی كه تمام اطراف ما را احاطه كرده و زندگی ما در لحظه لحظه اش به آن وابسته است، نثر داستان هم باشد و نباشد؛ تاثیر بگذارد ولی دیده نشود و تنها زمانی به وجود آن پی ببریم كه اختلالی در جریان طبیعی آن به وجود بیاید. نباید با تكلف و پیچیدگی نوشت بلكه ساده و روان ولی در عین حال زیبا نوشت. 4 - ایجاز: ایجاز همان كم گفتن و گزیده گفتن است. یعنی نویسنده آنقدر بر زبان مسلط باشد كه با كمترین كلمات بیشترین مقصود ممكن را برساند و نوشته اش چیزی اضافه نداشته باشد. نگاه كنید كه سعدی با تعداد كمی كلمه چقدر مطلب بیان كرده است حال آنكه اگر بخواهید همین چند سطر را معنی كنید مجبورید تعداد كلماتی به مراتب بیشتر از این مصرف كنید : -- «منت خدای عز و جل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت.» 5 - یكدستی نثر : هماهنگی یا یكدست بودن نثر نیز از امتیازات یك قصه خوب است. منظور از یكدستی این نیست كه نوشته از آغاز تا پایان یك آهنگ ثابت و یكنواخت داشته باشد. به عكس یك قصه هنری قصه ای است كه آهنگ نثرش با آهنگ حركت داستان و ماجراهای آن همخوانی داشته باشد. به عبارت دیگر ارتباط نثر با صحنه ها و حوادث مختلف داستان درست مثل ارتباط موسیقی با آواز در یك سرود است. در داستان گاه اوضاع آرام است و زمانی ماجراهای تند و هیجان انگیز اتفاق می افتد. صحنه ای خشونت آمیز است و صحنه ای دیگر حالتی عاطفی و تاثر انگیز دارد. نثر قصه اگر بخواهد یكنواخت باشد نثر فنی موفقی نخواهد بود ولی باید نثری یكدست و روان داشته باشد. 6 - تناسب نثر با موضوع قصه: هر قصه ای نثر مخصوص به خود را می طلبد. مثلا یك قصه تاریخی مربوط به هزار سال پیش نثر ی را می طلبد كه مناسب قصه امروزی نیست. همچنان كه در نوشتن یك قصه احساسی و عاطفی باید طوری نوشت و در یك قصه خشن جنایی – پلیسی یك طور دیگر یا در یك داستان فكاهی و طنز آمیز باید نثری مخصوص را به كار برد. در داستانهای تخیلی به دلیل بی زمان و مكان بودن هر چه نثر غریبتر و غیر آشناتر باشد بهتر است و داستان جالبتر می شود. 7 - غنا: هر زبانی به طور معمول دارای دهها هزار كلمه مختلف است و در آن، برای بیان یك موضوع گاه چندین كلمه متفاوت وجود دارد. نویسنده ای كه حافظه اش گنجینه ای غنی از لغات دارد، نثری می آفریند كه از تكرارهای زیان آور و فقر لغت بری است. حال آنكه نویسندگان بی مایه، تعداد معدودی لغت بیشتر ندارند كه از زیادی استعمال در نوشته توی ذوق می زند. از سوی دیگر فرهنگ عامیانه و ادبیات هر كشوری لبریز از تكیه كلامها، ضرب المثلها، كنایه ها و تشبیهات است كه به آن زیبایی و غنا می بخشد. نویسنده باید بر این فرهنگ و ادبیات مسلط باشد تا بتواند نثر خود را از خشكی و بی روحی و یكنواختی نجات دهد و به آن غنا ببخشد. چکیده : انتخاب صحیح و دقیق كلمات ، تازگی و زنده بودن ، بدون تکلف و بدون پیچیدگی ، کم گفتن و گزیده گفتن ، یکدست بودن نثر ، تناسب نوع نثر با موضوع داستان ، و استفاده از واژه های مناسب و بهره گیری از غنای ادبی موجود در فرهنگ از ویژگیهای بارز یک نثر داستانی مناسب و خوب است . نوشته محمدرضا سرشار برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار |
|
|
|
| 6 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#6 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
پیرنگ یا طرح داستان تعبیرپیرنگ به جای «plot» كه اولین بار «ارسطو» به كار برد، نخستین بار توسط «محمدرضا شفیعی كدكنی» پیشنهاد شد و به وسیله «جمال میر صادقی» به كار گرفته شد. پیرنگ در واقع همان بیرنگ است. بیرنگ طرحی است كه نقاشان به روی كاغذ می كشند و بعد آن را كامل می كنند، یا طرح ساختمانی كه معماران می ریزند و از روی آن ساختمان را بنا می كنند. وقتی بذر اولیه ای كه استعداد تبدیل شدن به یك داستان را دارد، در مزرعه ذهن شخص كاشته شد نباید بلافاصله به كار نوشتن پرداخت. بلكه باید به وسیله چشمه های جاری خیال و عاطفه و تجربه های انسانی آن را آبیاری كرد و با یك توجه و مراقبت پیوسته آن را پرورش داد تا به صورت كاملتر و بهتری در بیاید. حاصل این فعالیت شدید تخیلی، عاطفی و روانی در كاملترین و بهترین صورت خود، شكل گیری یك قصه یا پیرنگ داستان در ذهن نویسنده است. در این مرحله باید این طرح را یادداشت كرده و در شرایط و فرصت مناسب از آن داستانی خلق كرد. به گفته سامرست موام: «پیرنگ به منزله خطی است كه به توجه خواننده سمت می دهد. و در داستانسرایی، این شاید مهمترین نكته باشد. زیرا با سمت دادن به همین توجه است كه نویسنده خواننده را صفحه به صفحه با خود می كشاند و حالت مورد نظر را در او ایجاد می كند.» بنا بر این هر چه پیرنگ فنی تر و دقیقتر باشد به همان نسبت می توان امیدوار بود كه داستان مربوط به آن پر كشش تر و مؤثرتر خواهد بود. خلاصه فشرده اما كامل و گویایی كه شامل خط سیر ماجراهاست و ما پس از دیدن یك فیلم یا نمایش یا مطالعه یك داستان برای دیگران بیان می كنیم همان قصه داستان یا پیرنگ است كه حاصل دیده ها شنیده ها، تجربه ها و یا تخیل آزاد افرادی است كه ممكن است لزوما داستان نویس هم نباشند. مثال ساده و در عین حال گویایی از «فورستر» در زمینه قصه داستان یا همان پیرنگ هست كه توسط بسیاری از كسانی كه وارد این موضوع شده اند، بارها تكرار شده و مورد استناد قرار گرفته است. اومعتقد بود: «شاه مرد و پس از چندی، ملكه نیز در گذشت» یك قصه است. زیرا روایتی از رویدادهاست كه به ترتیب زمانی وقوعشان آرایش یافته اند. اما«شاه مرد و پس از چندی، ملكه از فرط اندوه در گذشت» پیرنگ است. در این جا نیز توالی حفظ شده ،لیكن حس بر آن سایه افكنده است. همین مرگ ملكه را در نظر بگیرید: اگر قصه باشد، می گوییم:«خوب ،بعدش چه؟» اگر پیرنگ باشد، می پرسیم: «چرا؟» *** نوشته محمدرضا سرشار برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار |
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#7 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
ویژگیهای یك پیرنگ فنی درمطلب قبلی در مورد مفهوم پیرنگ در داستان صحبت کردیم . یكی از راههای دستیابی به چنین پیرنگی، ترتیب و تنظیم حساب شده و هوشمندانه حوادث اعم ازاصلی و فرعی است. نویسنده نباید خود را در قید و بند ترتیب توالی زمانی وقوع حوادث قرار دهد بلكه بسته به نیاز تاثیر مورد نظر خود از داستانش می تواند در این ترتیب دخالت كند. مثلا در برخی موارد، آن را به هم بریزد و جای حادثه 1 و 3 را با یكدیگر عوض كند. یا موردی را كه در ابتدای داستان است به انتهای داستان ببرد. این دخالت و جابجایی، لااقل به دو قصد انجام می گیرد: 1- هر چه تاثیر گذارتر كردن مضمون و محتوای مورد نظر نویسنده 2- ایجاد یا تقویت عامل انتظار و حفظ آن تا پایان داستان این عمل برای راز آمیز شدن داستان و جلوگیری از خطی وصاف بودن داستان بكار می رود و پیچ و خمهایی به آن داده می شود تا علاقه خواننده تا پایان داستان حفظ شود. یكی دیگر از ویژگیهای یك پیرنگ فنی وجود رابطه علت و معلولی بین حوادث مختلف است. هیچ یك از اتفاقاتی كه در داستان رخ می دهد بی دلیل و بدون ریشه نیست هر چند منشاء آنها بلافاصله آشكار نشود. این حوادث بر شخصیتها اثر می گذارند و شخصیتها نیز متقابلا بر حوادث مؤثرند. البته باید این حوادث طبیعی و محتمل الوقوع به نظر برسند تا برای خواننده قابل پذیرش باشند نه این كه دور از ذهن و محال به نظر آیند كه به «واقعیت نمایی » داستان مربوط است. در هر اثر هنری حتی نوع واقعیتگرای آن، تخیل نویسنده نقشی قابل توجه ایفا می كند. مبالغه، از طریق بزرگ نمایی برخی عناصر و كوچك نمایی بعضی عنصرهای دیگرهست، حذف و اضافه هست و موارد دیگر همچنین تصرفها و دخالتهایی كه هنرمند در واقعیت می كند تا از میان آن،جنبه هایی را كه مورد نظرش است برجسته تر و چشمگیرتر كند. با این همه، نكته ظریف و حساس در این ارتباط این است كه همه این كارها باید به گونه ای صورت گیرد كه حاصل كار، قابل قبول و باور پذیر به نظر برسد. «تصادف» یك چرخش ناگهانی در وقایع داستان است بی آنكه قهرمان داستان در آن دخیل باشد. در بعضی موارد می توان از عامل تصادف در داستان استفاده كردكه عبارتند از: 1- اگر شروع داستان با یك تصادف باشد. مثلا عوض شدن دو كیف یك شكل در كوپه قطار كه محتوای یكی از كیفها با ارزش باشد. 2- چنانچه تصادف علیه قهرمان داستان عمل كند. 3- اگر تصادف، درجهت پیچیده تر كردن پیرنگ داستان به كار گرفته شود. پس ویژگیهای یك پیرنگ فنی سه مورد است: «راز آمیزی، وجود رابطه علت و معلولی و واقعیت گرایی» كه یك نویسنده موفق از آنها بهره می گیرد. *** نوشته محمدرضا سرشار برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سر |
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#8 |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
ساختمان داستان ساختمان داستانهای كلاسیك و سنتی، طبق تشخیص و تعریف صحیح ارسطو، از سه بخش عمده تشكیل شده است: مقدمه، تنه و نتیجه. مقدمه مقدمه به آن قسمت از داستان گفته می شود كه پیش از آغاز مشكل و در گیری اصلی «گره افكنی» قرار دارد. بخش مقدمه در داستان، بیش و كم شبیه مقدمه در مقاله یا پیش درآمد آهنگ و مانند اینهاست. به این معنی كه گرچه در آن، گره و مشكل اصلی مطرح نمی شود ولی آنچه كه آورده می شود، كاملا هم بی ربط با اصل موضوع نیست. كار مقدمه آن است كه با ظرافت، خواننده را از عالم واقعیت بیرونی یا عالم درونی خودش بیرون می آورد و نرم نرم، وارد دنیای خاص داستان می كند. مقدمه فضا و موقعیت زمانی و مكانی داستان را تشریح می كند و معمولا شخصیت اصلی را وارد داستان كرده اطلاعات كلی اولیه ای از او به خواننده می دهد. همچنین زاویه دید و مكتب خاص داستان را مشخص می كند. با این همه باید حتی المقدور كوتاه باشد و به درازا نكشد وگرنه باعث كسل شدن خواننده و چه بسا انصراف او از ادامه مطالعه داستان می شود. برای نمونه در یك داستان كوتاه پنج ـ شش صفحه ای مقدمه از یك بند پاراگراف (پنج یا شش سطر) نباید تجاوز كند. تنه تنه در واقع خود داستان است. در یك داستان فنی طولانی ترین بخش اثر را تنه آن تشكیل می دهد. نقطه آغاز تنه، نقطه آغاز موضوع و مشكل اصلی و نقطه پایان آن در واقع همان نقطه اوج داستان است.نقطه اوج مرحله ای از داستان است كه در آن علاقه و توجه خواننده به عالیترین درجه خود میرسد .به بیا نی دیگر ابتدای تنه آغاز به هم خوردن تعادل در داستان و انتهای آن ، پایان این به هم خوردگی و نقطه بر قراری تعادل است . آنچه در پیرنگ و طرح اولیه داستان مطرح می شود عمدتا مربوط به تنه است ومقدمه ونتیجه در آن نقشی ندارند . نتیجه یكی از نقشهایی كه نتیجه ایفا می كند ،این است كه بتدریج خواننده را از عالم داستان بیرون می آورد و آماده ورود به عالم واقعیت بیرونی می كند. نتیجه بر خلاف آنچه در حكایتها و داستانهای قدیمی متداول بود ، بیان عصاره و غرض نهایی از نگارش داستان نیست بلكه در آن سعی می شود نكات ریز اما با اهمیتی كه همچنان برای خواننده مبهم باقی مانده است ، روشن شود . برای نمونه در یك داستان جنایی مبتنی بر معما وراز وقتی قاتل اصلی شناسایی و دستگیر می شود،ممكن است آن نكته اصلی كه درنهایت منجر به شنا سایی و دستگیری قا تل شده است برای خواننده و برخی از قهرما نان داستان مبهم باقی مانده باشدكه آنان علاقه مند به دانستن آن باشند. توضیح كوتاهی كه كارآگاه اصلی در مورد این نكته برای دیگران می دهد ،همان بخش نتیجه داستان را تشكیل می دهد. مثال : حال برای مرور عینی تر و ملموس تر این بحث ، به شرح و تجزیه و تحلیل داستان منظوم و كوتاه « چشمه و سنگ » از محمد تقی بها ر «ملك الشعرا » می پردازیم: جداشد یكی چشمه از كوهسار« مقدمه » به ره گشت ناگه به سنگی دچار« شروع بحران و مشكل » به نرمی چنین گفت با سنگ سخت ، كرم كرده راهی ده ای نیكبخت« آغاز كشمكش» بسی كند و كاوید و كوشش نمود ، كزان سنگ خارا رهی بر گشود«پایان كشمكش ونقطه اوج داستان » ... برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار |
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#9 | |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
چگونه یک داستان تخیلی بنویسیم ! 1-تصمیم بگیرید چی چیزی کیخواهید بنویسید .داستان کوتاه برای بچه ها ؟رمان کوتاه ؟یه یک داستان حماس تخیلی محض ؟اگر دفعه ی اولی هست که مینوسین ,از داستان های کوتاه شروع کنید و خودتان را مضمحل نکنید. 2-یک طرح برای شخصیت و یک پیرنگ برای داستانتان تهسه کنید.شخصیتتان رو پیچیده کنید,آنها را واقعی بسازید و بگذارید یک شخصیت و زندگی داشته باشند. به داستانهای فانتزی ای که تا بحال خوانده اید فکر کنید و اینکه چه چیزی از آنها رو دوست داشته ید ؟حتی اگر به خاطر نمی آورید دوباره کتاب مراجعه کنید. نویسندگانی مثل Tolkein و Rowling از افسانه ها و اسطوره های کهن برا ی نوشتن الگو برداری کرده اند ,شما هم میتوانید از همین کار را برای پرهیز از کپی برداری از داستان های پرفروش استفده کنید. 3-از واقعیت به تخیل حرکت کنید.ایا شخصیت داستان شما از دنیا ی واقعی شروع میشود که عناصر جادویی را که در عمق سطح مخفی شده کشف میکند؟ (هری پاتر). آیا انها به دنیایی منتقل میشوند که همه ی قوانین متفاوت است ؟(نارنیا) .یا اینکه از یک دنیای کاملا متفاوت با دنیای ما شروع میشود و به دنبال تلاشی باشکوه برای کشتن اژدها ها و شکست پلیدی ؟ (ارباب حلقه ها ). 4-دنیا را خلق کنید.چیزهای مانند حیوانات سخن گو ,اژدها و یا حتی دایناسور و در این حال جادو را به آن اضاف کنید.شما میتوانید گونه ی جادویی مخصوص خود را بسازید,و یااز کسی که آنها را از افسانه های قومی اجدادی اقتباس کرده استفاده کنید,و یا اینکه اصلا اینها را نداشته باشید.همین وطلب در مورد جادو هم صدق میکند .سعی کنید تا آنجایی که میتوانید از کلیشه پرهیز کنید -انها را تغییر دهید و بپیچانید. 5-بنویسید.فقط بنویسید.تننها داستان را ننویسید,بلکه پیشینه ی شخصیتتان را بنویسید,به صورت کوتاه و نامرتبط به هم,و هر چه که میپندارید شخصیتتان را پربار میکند.اگر پیرنگ و یک نمای کلی را در ذهن دارید,پس ابتدا چرک نویس کنید-و تنها وقتی که به اتمام رسید برگردید و ویرایش کنید. 6-وقتی که کار شما به اتمام رسید و آماده ی ویرایش هستید ,یک فهرست تهیه کنید و روی اینها کار کنید: -آیا پیرنگ شما امکان پذیر است ؟حداقل مطابق با قوانینی که شما تعریف کرده اید؟آیا به اندازه کافی توضیح داده اید تا تمایل برای باور چیز غیر قابل باور به وجود آید ؟ -آیا دنیا ی شما و قوانینی که بر اساس آن پایه گذاری شده نامتناقض هست ؟ -ایا شصیتهای شما قابل شناسایی وجذاب هستند و به خوبی توصیف شده اند ؟ -آیا مطلب شما ماهرانه است و به خوبی پیش رفته ؟ -آیا سبک نگارش و طرز بیان آن سازگار است و برای مخاطب شما جذاب هست ؟ 7-در آخر بگذارید دیگران کار شما را بخوانند.آنها میتوانند در ابتدا از دوستان صمیمی شما باشند ولی به محض اینکه نقد خوبی دریافت کردید و شروع به ایجاد اعتماد به نفس کردید ,شما میتوانید برای انتشار اقدام کنید. 8-خوب است که از کتاب های دیگر برای الهام گیری استفاده کنید. 9-نوشتن داستان با استفاده از رمز آفرینی میتواند خوب باشد ,منتها آنقدر کنترل را از دست ندهید به گونه ای که کسی نداند موضوع چه بوده است ویا شما در چه مورد صحبت میکردید . 10-بیش از حد از واژه های پیشرفته استفاده نکنید,چرا که ممکن است داستان شما را ضایع کند .نمایاندن پاره ای از لغات با شکوه بسیار خوب است, ولی داستان را با کلماتی که تنها 1% از جمعیت مردم پر نکنید . ترفندها : -در ضحنه پردازی خلاق باشید.سیاهچالهای زیرزمینی و قصرهای قرون وسطایی تنها مکان برای یافتن اژدهاها نیستند. -از سرازیر کردن اطلاعات جلوگیری کنید.اگر میخواهید شخصیت شما پیچیده باشد ,کتاب را با 7 صفحه توضیح برای معرفی آنها شروع نکنید.به همین صورت در مورد دنیایتان.اطلاعات را در داستان پخش کنید :این کار باعث افزایش تعلیق میشود و خواندن کتابتان را لذت بخش میکند. -ساختن شخصیت همانند ساختن یک دوست است :مطمئین شوید که واقعی بودن شخص باورپذیر است.خود را به جای شخص تصور کنید و چیزی که فکر میکنید آنها ممکن است بگویند و یا انجام دهند بنویسسد.مطمئن شوید که شخصیت شما بر خلاف یک انسان کامل ضعف هم دارد در این صورت کتاب شما خسته کننده نمیشود. -در مورد تکه کلام ها و ژستهای شخصیت/ها ی اصلی فکر کنید-ناخن جویدن,چرخاندن مو ,همه را "love" صدا زدن و تکه کلامهایی که میتواند به شخصیت سازی کمک کند.اگرچه همچنان میانه روی کلبید اصلی است. - اسمی مناسب برای شخصیتها انتخایب کنید.برای گونه های نا متعارف اسمهای نامتعارف و برای شخصیتهای اسرار آمیز اسم های اسامی مرموز و... -اگر در پیدا کرد ایده مشکل دارید از ایده های قدیمی کمک بگیرید.همانطور که شکسپیر این کار را کرد.اما نوشته های شخص دیگری را کپی نکنید.به آن تغییر,بازسازی , و پیچش دهید آن هم از نوع خاص خودتان . -بیش از اندازه از جادو استفاده نکنید.حتی اگر دنیای شما از جادو غنی است,استفاده از جادوبرای فرار از هر مخمصه ای پی از مدتی کسل کننده میشود. -اگر مایلید میتوانید یک کتاب داستان قصه ی پری که هر کسی آن را میداند بگیرید و آن را به یک نوع جدید خاص تغییر دهید. -سعی کنید داستانتان را با پیدا کردن راههایی برای مقایسه ی چیزی با چیز دیگر طولانی تر کنید. -در مورد چیزهایی که خودتتان تجربه کرده اید که نوشتنشان راحتر است بنویسید. -از فرهنگ لغت استفاده کنید ! -اگر در مورد توضیح شخصیتتان مشکل دارید سعی کنید شخصیتهایتان را بکشید.حتی اگر هنرمند هم نیستید این کار باعث نظم دادن به تفکرات شما میشود. How to Write a Fantasy Story
ویرایش توسط vahiddreamer : 05-27-2009 در ساعت 04:41 PM |
|
|
|
|
| 8 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#10 | |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
چگونه یک نژاد تخیلی بسازیم ؟ مراحل :1-برای برای نژاد خود اسم انتخاب کنید.از تغییر دادن جزئی نژادهایی که اشخاص دیگر ساخته اند نترسید,فقط مطمئن شوید که از خودتان باشد .(برای مثال بجای الف میتوانید الف های بیابانی و یا Low Elf استفاده کنید) . 2-تصمیم بگیرید که نژاد شما کجای دنیایتان قرار دارد.کشیدن نقشه برای منطقه تان میتواند به شما کمک کند. 3-شکل ظاهری شخصیتهایتان را بنویسید.آیا آنها اقلب پوستی سبز روشن و یا چشمانی به رنگ فندقی دارند ؟چرا ؟خلاق باشید! و فراموش نکنید که به آنها دم و یا بازوهای اضافی بیافزایید. 4-نژادتان را نقاشی کنید (اختیاری ). 5-وبژگی های شخصیتی نژادتان را توصیف کنید(آیا آنها پلید اند و یا همیشه نقش مثبت حوادث اند ؟) 6-آیا نژاد شما هیچ گونه خویشاوندان نزدیکی دارد ؟ 7-پیشینه ی نژادتان رو توضیح دهید. ترفند ها : -خلاق باشید! -اگر شما گیر کرده اید در اینترنت و یا منابع دیگر جستجو کنید. -از ان لذت ببرید ! www.wikihow.com
ویرایش توسط vahiddreamer : 05-27-2009 در ساعت 04:17 PM |
|
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#11 | |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
چگونه دنیای تخیلی خود را بسازیم؟ 1-در مورد اسم مکانهایتان فکر کنید.شما میتوانید اسمتان را انتخاب کنید و به آخر ان آکیا,تاپیا,آیلیا و ... اضاف نمایید. نامهایی را انتخاب کنید که سلیس هستند .برای مثال Lolitopia خوب است ولی Zachtopia نیست.اگر منصنف باشیم Zach به بسیاری از اسم ها نمیخورد ). 2-در دنیای شما چه نژادی زندگی میکند ؟ایا چنید نژاد زندگی میکنند ؟ 3-تصمیم بگیرید که دورنمای شهر شما چگونه باشد !بیابان ها کجا هستند ؟کوهستان ها کجا هستند ؟کشور های مختلفی بیافرینید! پرچم ها چگونه اند ؟ 4-برای دنیایتان تاریخ خلق کنید .چه کسی آن را پیدا کرد ؟ 5-در مورد دین دنیایتان تصمیم گیری کنید .(این مطلب اغلب برای کسانی که شدیدا به دینشان در دنیای واقعی با وفا هستند حساس است .فقط به خاطر داشته باشید که شما هنوز به خدای خودتان اعتقاد دارید,شما اعتقادتان را به هیچ وجه از دست نمیدهید.دعا کردن میتواند کمک خوبی در این مرحله باشد .) 6-در مورد زبانی که شخصیتها قرار است صحبت کنند تصمیم گیری کنید.آیا آنها انگلیسی صحبی میکنند ؟فرانسوی ؟اسپانیولی ؟ و یا میتوانید زبان جدید خلق کنید .اگر زبان جدید خلق میکنید ابتدا از لغات آسان شروع کنید,لغاتی که مردم در زندگی رومزره ی خود استفاد میکند,مانند خدا,خاک,شهرها و ... 7-زندگی روزمره چگونه است ؟ایا در آینده اتفاق میافتد ؟ در دوره های میانه ؟ 8-حالا شما پروسه ی طولانی کشیدن نقشه را شروع خواهید کرد.ابتدا مرکز شهر را بسازید,و کلان شهرها,سپس نام کشورها ,استانها,اقیانوس ها , صحراها ,جنگلها و ....این کار به نظر طاقت فرسا می آید,فقط آرام باشید و هیچ چیز دیگر فکر نکنید...تنها بگذارید ایده های شما شناور شوند. شما میتوانید ان را در یک جعبه ی فرضی در ذهن خود قرار دهید, یا اینکه آن را روی یک برگه یادداشت کنید. 9-یک طرح کلی از از نقشه تان را طراحی کنید ,به استثنای[به غیر از] جزیره های کوچک.مطمئن شوید که لبه های قاره هایتان را دندانه دار بکشید,نه به صورت نرم و با انحنا.استفاده از رایانه به شما کمک میکند که چون ویرایش در ان نسبت به برگه کاغذ آسانتر است. 10-حال جزیره های کوچک را اضافه کنید. 11-نشانه ها را با نمادهای ساده مانند مثلث برای کوه و نقطه برای شهر به نقشه ی خود اضافه کنید.سپس اسم مکان ها را به آن بیافزایید. مطمئن شوید که نام قاره ها را از نام کشورها , نام کشور ها را بزرگتر از شهر ها و....انتخاب میکنید.فراموش نکنید که اندازه ی نشانه های شهر را سازگار کنید و نشانه های متفاوتی برای مرکز شهر ها ,کشور ها و استانها انتخاب کنید. 12-نقشه ی خود را هر طور که دوست دارید رنگ آمیزی کنید ,به نرمی بپیچانید ,و به همین راحتی !شما نقشه تان را کشیدید. 13-حالا شما میتوانید یک نقشه با بزرگنمایی از کشور خود را خلق کنید.برای اینکار شما میتوانید کشورهای همسایه را خاکستری یا قرمز-قهوه ای کنید. سپس هر یک از دیگر استان ها را با رنگ روشن متفاوت رنگ آمیزی کنید. 14-سیاست خود را خلق کنید.سیستم دولتی هر کدام چگونه است ؟(رئیس جمهور/شاه/ملکه/وزیر).کدام کشور ها متحد هستند ؟کدام کشور ها در جنگ هستند ؟این کار به شما کمک میکند تا با کشور ها ارتباط برقرار کنید.[تجسم خوبی داشته باشید].برای مثال کشورهایی که بر هنر و تحصیل تمرکز میکنند مبنی بر یونان باستانند . 15-افسانه های قومی خلق کنید.افسانه ی هر شهر چه هستند ؟آیا داستانهای شبانه برای ترساندن بچه ها وجود دارد ؟آیا افسانه ی پریان پجود دارد ؟ 16-زندگی روزمره ی هر کشور را ترسیم کنید.بچه ها چه بازی هایی میکنند ؟کدام کشور ها فقیرند ؟کدام غنی اند ؟آیا سختکوشند ؟یا اینکه زمان زیادی برای خوشگذرانی دارند ؟ 17-همه چیز را تایپ کنید و ان را به عنوان یک کتاب چاپ کنید.شما میتوانید مقدمه را طوری بنویسید که گویا شما یک پرفسورید و دارید در مورد آـن تحقیق میکنید و بقیه را طوری بنویسید که گویا شخصیت واقعی هستید.اگر مایلید میتوانید اطلاعاتتان را را در ایتنرنت منشتر کنید. 18-سعی کنید داستانتان را بروز کنید و دوستتان را دعوت کنید تا کشور خودشان را در دنیای شما خلق کنند و شاید شما بتوانید دشمن بزرگ شوید, و شاید بهترین دوست . ترفند ها: -خلاق باشید!به این فکر نکینید که دیگران از چه چیزی لذت خواهند برد,فقط کاری را که میخواهید بکنید. -ذهنتان را همانند یک برکه بیانگارید.بگذارید افکار در شما همانند یک رود جاری شوند .حتی اگر حافظه ی خوبی در هر صورت افکار خود را بنویسید ,در غیر این صورت مانع جریان یافتن افکارتان میشوید,مانند یک سد. -در مورد انجام دادن کارهایی که در این راهنما آمده و یا جهش اذ یکه مرحله درنگ نکنید .این فقط یک راهنما برای خلاقیت شماست . -کتاب های تخیلی و یا وبسایتها میتونند کمک کننده باشند,ولی از دادخواست شدن بپرهیزید,مطمئن شوید که ایده های نویسنده را کپی نمیکنید. -تاریخ یک مکان شگفت انگیزی برای یافتن ایده هاست.موضوعی را که به آن علاق مندید از جمله ارتش و یا عجایب کهن پیدا کنید و یک جستجوی سریع در کتابخانه ی محله تان و یا اینترنت انجام دهید و ببینید چه چیزهایی میتوانید بیابید. -وقتی در دفتر خود مینویسید از دیالوگ ها صرف نظر کنید. -اگر نسخه ای اول را کپی میکنید ,یکی در میان این کار را انجام دهید تا حاشیه نویسی[یادداشت اصلاح] راحت باشد. -وقتی چرک نویس کردید ,از یک automatic spell check استفده کنید,سپس یک نسخه ی اصلاح نشده ی گرامری را پرینت بگیرید و آن را با دقت بخوانید و در مورد آن سخت فکر کنید,و هر گونه تغییری که میخواهید انجام دهید. هشدار ها: -از به اشتراک گذاشتان کشورتان با کسانی که روشنفکر نیستند بپرهیزید .ممکن است شما را دیوانه تصور کنند. www.wikihow.com
ویرایش توسط vahiddreamer : 05-27-2009 در ساعت 04:18 PM |
|
|
|
|
| 8 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#12 | |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
از Anigraphuse و کنت دراکولا که در رفع اشکالات کمکم کردم ممنونم
![]()
چگونه یک رمان کوتاه بنویسیم رمان کوتاه یک کار خیالی و از نظر طولانی بودن چیزی بین رمان و داستان است.و تعداد حروف آن بین 20000 تا 50000کلمه و اگر منتشر شود شاید حدود 50 تا 100 صفحه ی چاپ شده باشد .از نظر طول داستان میتواند تمرین خوبی برای نوشتن داستان های طولانی تر قبل از نوشتن یک رمان کامل باشد.مراحل: 1-فکر بکر ناگهانی کردن:از قبیل دیلوگ با یک گروه اشرافی (Dialogue David Bohm 1996),طرح های ذهنی ,تشکیل دهنده های گرافیکی و نمودار ون.در مورد همه سبک داستان هایی که ممکن است از نوشتن آن لذت ببرید فکر کنید (برای مثال horror).در این مرحله هیچ ایده ای را به هر دلیلی دور نیندازید,آن را به سرعت جایی بنویسید تا بعدآ با آن کلنجار بروید (و یا شاید هم نه ).شما میتوانید در مورد خط داستان فکر کنی, (مقدمه,بحران,اوج وچاره سازی ),ویا با یک ستیز,شخصیت,صحنه پردازی و حتی عنوان مشخصی شروع کنید. 2-سعی کنید آزادانه بنویسید(بطور مثال نوشتن از روی الهامات).اگر ایده های شما با تایپ کردن پیش میروند آن را امتحان کنید.بنویسید تا خلاق شوید,(Creativity by David Bohm 1996),برای شروع کردن هر چیزی را بنویسید تا راه بیفتید.با تم و یا ژانر خود کلنجار روید .این کار را میتوانید با مضمون کردن چیزی در پس زمینه از قبیل موسیقی,ویدئو,بازیهای رایانه ای ,افکتهای صوتی و عکسها انجام دهید تا در حس بروید.اگر ترجیح میدهید,در مورد چیز کاملا متفاوت بنویسید,تنها برای اینکه شروع کنید. 3-یک نبرد بسازید.تقریبا همه ی داستانها,برای اینکه یک ساختار داشته باشند ,به گونه ای بر روی یک جنگ پایه گذاری شده اند. ساختارهایی که تا کنون مورد احترام بودند اینها را شامل میشوند: -تخیل در مقابل واقعیت -مرد/زن/موجود در مقابل حیات. -مرد/زن/موجود در مقابل انسانها. -مرد/زن/موجود در مقابل طبیعت. -مرد/زن/موجود در بر علیه خود. -مرد/زن/موجود در مقابل جامعه. -مرد/زن/موجود در مقابل خدا. -کشور دربرابر کشور. -نژاد در مقابی نژاد. -شخص در مقابل بیماری .ُ -ماهی در برابر دنیای خارج آب(شاید به نوعی مرد/زن/موجود در بر علیه خود.) -بالغ شدن (شاید به نوعی مرد/زن/موجود در بر علیه خود.) -برخورد یک پسر با دختر -برخورد یک پسر با پسر -برخورد یک دختر با پسر -بر خورد یک دختر با دختر -طبیعت دربرابر طبیعت. -جادو در برابر شخص . -شخص در برابر جادو. -دین در مقابل سیاستو -کودک در مقابل بزرگسال -برزگسال در مقابل کودک -عقیده در مقابل عقیده. -علم در مقابل دین. -ُمعلم در مقابل دانش آموز. -دانش آموز در مقابل معلم . -برخورد دو دنیا. 4-طرح ریزی کنید.اگر طرح کلی سنتی راهی نیست که ذهن شما جوابگوست , ساختار درختی,یادداشت آزاد,عکس ها ,ایندکس کارتها [یه چی تو مایه های فلش کارت]و یا حتی یک wiki برای جمع آوری,مرتب کردن,و بازچینی نوشته ها را امتحان کیند.برای ایده ها و الگوها و یا سازمان دهنده ها http://www.eduplace.com/graphicorganizer. 5-طرحتان را از طریق فرآیند رفیق/والدین/معلم ,بازبینی کنید.به محض اینکه ایده ای به ذهنتان رسید آن را مرور کنید و با طرحتان ربط دهید.همیشه میتوانید طرح خود را در سراسر فرایند تغیر دهید.آنها را به ترتیب بچینید,بازچینی کنید,در مورد چیزهای بیشتر فکر کنید,و صحنه ها و یا ایده هایی که در خور نیستیند را باطل کنید. 6-نوشتن خود را با ایجاد طرح کلی داستان کوتاه در ذهتن شروع کنید.(برای مثال :مقدمه ای برای شامل کردن صحنه پردازی و شخصیتها,جنگ برپا شده ,بحران منجر به ظهور جنبش و اوج).به خاطر داشته باشید ,نیازی نیست نوشتنان را از ایتدای داستانتان شروع کنید ,و نیازی نیست تا رمان کوتاهتان را از ابتدای داستان شروع کنید.در واقع,دادن یک نگاه اجمالی [جزئی]در مورد آنچه در پیش روست به خواننده روش عالی ای رای ایجاد تعلیق [ایجاد سوال در ذهن خواننده]و ایجاد سرعت فوری است.March Break 2008تقریبا 30 صفحه شامل تحقیقات و کپی های اولیه بود. 7-برای داستنان سرعت حرکت انتخاب کنید .از آن جایی که رمان کوتاه یک کار کوتاه تر است ,نه لزومی دارد که شما همه ی جزئیات را در طی راه توصیف کنید ,نه این که یک حماسه ی فراگیر که به دنبال زندگی کامل شخصیتتان است بنویسید.از کوتاهتر بودن طول داستان به عنوان برتری برای تمرکز بیشتر بر داستان استفاده کنید تا آن را قوی تر و نیرومند تر سازید.در عین حال از چیزهای بیش از حد خاص چشم پوشی نکنید.به اندازه ای کافی به آن جزئیات اضافه کنید تا آن را باور پذییر,خاص و محسوس سازید. 8-داستان خود را با پیشنهادات خواننده ها اصلاح کنید.شما میتوانید این کار را در همان دقیقه که نوشتنات تمام شد انجام دهید.از طوفی دیگر شما میتوانید به کارتان فرصت دهید به طوری به آن با نگاهی تازه بنگریئ.یا اینکه به فرآیند ویرایش به ان اندازه که شایسته است زمان بدهید,حتی اگز به اندازه ای که فرایند نوشتن اولیه جالب است ,نبود.وقتی که آماده اید,از کسی بخواهید تا آن را بخواند و با یک دید تازه و مجزا آن را نقد کنید. 9-داستان را منتشر کنید و یا آن را در 13-2008 ژانویه به گلچین ادبی DSNB ارائه دهید .این کار میتواند شامل تحویل دادن یک کپی به مادرتان برای به شخصه انتشار کردن در وب و یا بنا به تقاضا (بیهوده )ی یک مطبوعات (به لینکهای خارجی مراجعه کنید)باشد,تا کارتان را به ناشر کتاب یا مطبوعات ارائه دهید.حتی اگر به یک چیزهای کوچک فکر میکنید ,اگر در ذهنتان برای رمان کوتاه خود یک شنونده داشته باشید,این کار باعث بهتر شدن داستان شما میشود. ترفندها: -جز در حالتی که برای یک ناشر و یا فرجه مینویسید,اگر داستان شما بیشتر و یا کمتر آنچه که برنامه ریزی کرده اید طول کشید اشکالی ندارد.این تنها به این معناست که شما در عوض یا یک داستان کوتاه و یا یک رمان دارید.مهمتر این است که داستان بدون آنکه بیش از حد کش بیابد کامل شود.به داستان خود برسید,نه طول دقیق آن. -از برگشتن از برنامه تان نترسید,مخصوصا اگر میخواهید تعداد حروفتان خود را افزایش دهید و یا اگر گیر کرده اید.کلمات اضافه به صرف اضافه کردن کلمه نوشته ی شما را ارتقا نمیدهد,اما در یک قطعه با ندازه ی رمان کوتاه درمورد اضافه کردن حالات روانی, کنکاش پس زمینه و و یا زیر-پیرایه ها درنگ نکنید,و یاشخصیت و یا شخصیتهایتان برای مدتی در خود فروببرید.شما حتی میتوانید در مورد وضعیت هوا صحبت کنید .شما نمیدانید چه هنگامی یک زیر-پیرایه [حوادث فرعی در داستان ] و یا گریزهای دیگر چه هنگام به یک تم اصلی برای داستانتان تبدیل میشوند. -یک زمان را انتخاب کنید و روی آن تمرکز کنید..معمولا برای یک داستان خیالی خواندن زمان گذشته نسبت به حال کمی آسان تر است . -یک شخص را انتخاب کنید و روی آن تمرکز کنید.یا اول شخص (من )و یا سوم شخص (او ,آنها)را انتخاب کنید.د دوم شخص (شما,تو) انتخاب بهتر باقی مانده برای تعلیم دادن ها است .کتاب "ماجرای خود رو انتخاب کنید"را هنگامی که بچه بودید خواندید را به یاد می آورید؟ -اگر با سوم شخص مینویسید,تصمیم بگیرید که ایا درادامه افکار هر شخص را توضیح میدهید ؟(دانای کل) و یا تنها دورنمایی از از یک شخصیت. -نام و سایر جزییات شخصیتتان را بنویسید بطوریکه شما در صفحه ی 26 از این متعجب نمیشوید که آیا او مارک (Mark) بود ویا مایک (Mike) که در صفحه ی 4 ظاهر شد. -به صورت روزمره پیش بروید و در یک زمان ثابت بنویسید. -یک دفتر چه به همراه داشته باشید تا ایده هایتان به محض به ذهن آمدن شکار کنید.آن را کنار تختان هم به همراه داشته باشید.معمولا ذهن بهترین تداعی آزاد را زمانی داراست که در مرض خوابیدن قرار دارد. -اگر کتابی خوانده اید و از آن بسیار لذت بردید سعی کنید یک دنباه برای آن بنویسید.اگر موضوعی را بنویسید که به آن عشق میورزید ,در این ضورت رمان کوتاه شما برای خواننده ها جذابتر خواهد شد. -اگز به دنبال این هستید که این داستان را به یک نمایشنامه ویا فیلمنامه تبدیل کنید , Celtxنرم افزاری رایگان و مفید است.(www.Celtx.com).همچنین مکانی زیبا برای شروع تایپ کردن داستانتان به فرمت text است به گونه ای که دیگر مجبور نیستید که آن را بعدا به نرم افزار Import کنید. هشدارها: -سعی کنید همه ی ********** ها را برای اولین پیشنویس از کار بیاندازید [موقع پیش نویس کردن واسه اولین بار چیزی رو حذف نکنید]و از"به هم ریخته شدن"نترسید.یک راه برای انجان آن این است که تا جایی که میتوانید زیاد بنویسید,تا جایی که میتوانید سریع بنویسید.اگر درنهایت بد جلوه داد,شما همیشه میتوانید آن را بعدا ترمیم و میرایش کنید,و یا اینکه آن را کاملا کنار بگذارید و دوباره سعی کنید.ابتدا ایداه هایتان را پیاده کنید. -دیالوگ بیش از حد وشرح داستان بیش از حد هر دو میتواند داستانتان را با تاخیر بیاندازد.همزمان با اینکه ویرایش میکنید سعی کنید بین این دو تعادل برقرار کنید. -رمانهای کوتاه مشهورترین و یا پرفروشترین قالب نوشتن نیستند و بسیار یه سختی میتوانند منتشر شوند ولی این به این معنی نیست که شما نوشتن آن را امتحان نکنید. -پیشنویس هایتان را در فایل های جداگانه ذخیره کنید(برای مثال:پیشنویس 1,پیش نویس 2)و آن را تاریخ بزنید.ممکن است شما تصمیم بگیرید که نسخه ی اخیر پیشنویستان را بیشتر دوست داشید ,تنها موقعی که ان را پاک کرده اید!!! چیزهایی که به ان نیاز پیدا میکنید: -تصور -زمان برای نوشتن -یک داستان خوب -پیرنگ[موضوع اصلی] -شخصیتها -پیام نهفته در پیرنگ -طرحهای عاطفی در درون شخصیتها منبع :http://www.wikihow.com |
|
|
|
|
| 7 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#13 | |
همکار بخش Fan Arts & Fan Fiction
![]() تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: Mazandaran
نگارشها: 389
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
هشت قانون اول برای نوشتن داستان تخیلی پس شما میخواهید یک رمان تخیلی بنویسید ؟شما کارهای خیلی از نویسیندگان داستان های تخیلی را دوست دارید و تاحدودی یک ایده هی شکل گرفته در مورد الف,کوتوله ها ,و یک عشق مثلثی عجیب دارید.از کجا باید شروع کرد ؟جواب آن اولین هشت قانون من در مورد نوشتن داستان تخیلی است.لذت ببرید!1-از یک دنیا شروع کنید. خلق دنیایی که رمان تخیلی شما در آن واق است یکی از مهمترین قسمتهای خلق یک رمان تخیلی موفق است.این دنیا باید نسبتا وزین باشد قبل از اینکه بخواهید به مرحله ی بعدی قدم بگذارید.میپرسید چرا ؟چون زمین قواعدی دارد که بدون توجیه نمیتوانند نقض بشوند .(برای مثال قانون جاذبه),دنیای شما هم قانون دارد.همچنان جغرافیای ,الگوی اب و هوایی,حیوانات,و نژادهای مردم و یا سایر موجودات تخیلی خود را دارد.اگر شما ناگهان نوشتن رمان خود را شروع کنید بدون آنکه این قوانین را در نظر گرفته باشید ,هنگامی که دنیایتان کاملا خلق شد خودتان را در موقعیتی میابید که باید به دقت دوباره نویسی کنید تا از هر گونه تضاذ پرهیز کنید . 2-چند نقشه تهیه کنید.این نقشه ها میتوانند بسیار کلی باشند به جز در مناطقی که قرار است در آن حوادثی رخ دهد.این نقشه ها میتواند هنگامی که مینویسید به داستانتان مق ببخشد.جزییات شما .... 3-اگر قرار است دنسای شما هر گون جادویی را شامل کند,پس شما نیاز به خلق قوانین برای استفاده از ان قبل از اینکه آن را بنوسیسد دارید.شما باید در مورد حد,بها,کارهای مورد نیاز,استفاده های ممکن از ان تصمیم گیری کنید.تنها با خلق قوانین برای ارادی جادوییش که از ان استفاده میکند به نظر عقلانی و باورپذیر میرسد. 4-اگر میخواهید نژادهای مختلفی را در دنیای خود داشته باشید,پس شما نیاز به خلق یک تاریخ و توضیح در مورد ویژگی های این نژادها دارید.همچنین نیاز دارید که بدانید نژادهای مختلف چگونه با یکدیگر برخورد میکنند.اگر یک تبعیض نژادی در بین نژادهای شما وجود دارد شما باید بدانید که چرا وجود دارد؟جزییات پیشینه و جزییات شما بر اساس این است که چقدر شما از یک شخص در آن نژاد در داستانتان استفاده میکنید. 5-شخصیت پردازی ها باید از نقطه نظر دنیای تخیلی باشد.شما نمیتوانید یک انسان در قرن 21 ام و بر روی زمین را بگیرید و آن را در دنیایتان بنشانید مگر اینکه هدف اصلی داستان این باشد ,در غیر این صورت,شخصیت بوار پذیر نخواهد بود. 6-داستان شما احتمالان حول محور یک تم میچرخد.اگرچه تم های زیادی برای انتخاب هست یکی از متداولترین تم ها "خوبی علیه بدی" است .هنگامی که در مورد تم خود تصمیم گیری کردید ,از گزافه گویی های مربوط به آن به هرقیمتی خودداری کنید.بگذارید خواننده ها خودشان تم را درک کنند و خودشان نتیجه گیری کنند.به جای آنان نتیجه گیری نکنید.شما قرار نیست موعظه گر باشد-این یک خاموشی بسیار عظیم برای خواننده است. 7-ازDeus ex machina دوری کنید.این واژه شاره به یک چاره سازی غیرمنتظره و غیرممکن به یک مشکل در داستان میکند.میتوانید آن را به عنوان دست خدا که ناگهان ظاهر میشود و مشکلاتی که شما به عنوان یک رمان نویس خلق کرده اید و نمیتوانید حل کنید حل میکند دانست .[یعنی تا این حد ضایع هست ]. 8-از کلیشه های داستان های تخیلی دوری کنید مگر اینکه چیری باشد که برای رمانتان نیاز دارید.(برای مثال شما دارید یک داستان برای مسخره کردن یک داستان تخیلی مینویسید [fantasy spoof].شما هرگز نمیخواهید که خواننده ها پس از خواندن چیزی که نوشتید گلایه کنند.کوتوله هایی با ریشهای بلند که مایثریل(نوعی فلز) را دوست داست دارندو از الف ها متنفرند, والفه هایی بلند,باریک,شیطان و انسانهایی که تنها میخواهند بجنگند و لذت ببرند.-به نظر میرسد من اینها قبلا جایی خوانده ام... . برای شما آرزوی بهترین موفقیتها را در حین اینکه بهترین رمان تخیلی بعدی را مینویسید میکنم.نمیتوانم برای خواندنش صبر کنم !!! منبع :http://ezinearticles.com/?Top-Eight-...tasy&id=657919 ویرایش توسط vahiddreamer : 06-04-2009 در ساعت 11:21 AM |
|
|
|
|
| 8 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما vahiddreamer تشكر كرده اند |
|
|
#14 |
Registered User
![]() تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: in my dream
نگارشها: 560
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
خیلی منون از مطالب مفیدت.خیلی به درد من خورد فقط یه سوال اگه به یه داستان به سبک واقعیت گرایی "نه تخیلی "بخوام هیجان بدم باید چی کار کنم؟
دوست دارم داستانم از مرده بودن و سردی بیاد بیرون... |
|
|
|
| 3 كاربر بدليل پست مفيدتان از شما alba22 تشكر كرده اند |
|
|
#15 |
Registered User
![]() تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Moulinsart
نگارشها: 193
My Mood
|
پاسخ : آموزش داستان نویسی
خیلی ممنون!خیلی بدردم خورد!امروز امتحان نگارش داشتیم. معلممونم نویسندست باید انشات خوب باشه تا نمره بگیری.این خیلی بهم کمک کرد.
|
|
|
|
| e-ntei ،اين كاربران از شما تشكر كرده اند |
|
Powered by vBulletin Version 3.7.6
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd. |
|
|