Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 43

موضوع: زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

  1. #1
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    news زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    سلام خدمته هم دوستان نیک اندیش .

    خوب عنوانه تاپیک کاملا گویای مطالب و فعالیت این تاپیک می باشد ولی خوب بد نیست 1ذره بیشتر توضیح بدم ...
    قبل از هرچیز کتابی رو معرفی میکنم و به همراه مختصری توضیح درباره کتاب و بعد از اون لینک دانلود کتاب رو براتون میذارم ، بعد از اون به نکاتی که پیغمبر زرتشیان همیشه متذکر میشد را برای شما میذارم (هر روز چندتا از این نکته هارو)
    و بعد از ان میرسیم به خوده فلسفه فروهر و نماد ان و بعد از ان کوتاهی درباره ی هخامنشیان و داریوش و کوروش بزرگ .


    امیدوارم مطالب این تاپیک مورد پسند و توجه دوستان قرار گیرد و توانسته باشیم با این مطالب به علاقه مندان به این موضوعات کمکی کرده باشیم .
    ویرایش توسط ASUMA : 03-21-2011 در ساعت 05:16 PM
    vi veri veniversum vivus vici
    به قدرت حقیقت ، من جهان هستی رو فتح میکنم

  2. 17 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  3. #2
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    کتاب : چنین گفت زردشت



    چنین گفت زردشت، کتابی برای همه و هیچ‌کس (به آلمانی: Also sprach Zarathustra: ein Buch fur Alle und Keinen)
    نام کتابی فلسفی و شاعرانه است که فریدریش نیچه فیلسوف و شاعر آلمانی آن را طی سال‌های ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵* نگاشته‌است. نیچه در این کتاب عقاید خود را از زبان این شخصیت بیان داشته‌است.
    . این کتاب حالت داستان‌گونه دارد و قهرمان اصلی آن شخصی به نام «زرتشت»است.

    این کتاب مهمترین اثر نیچه است که در آن نظریاتی چون «ابرمرد» و «بازگشت جاودانی» کامل‌ترین صورت و مثبت‌ترین معنی خود را پیدا می‌کنند. "زردشت" پس از ده سال آمادگی در عزلت کوههای آلپ احساس می‌کند که می‌خواهد شهد خرد خویش را به انسانها بچشاند، پس به شهر فرود می‌آید؛ اما مردم به صدای برخاسته از الهام گوش نمی‌دهند، زیرا جز به کف زدن برای بندبازیهای یک بندباز توجه ندارند و به سخنان او که آنها را نمی‌فهمند می‌خندند. پس زردشت باید حواریونی برای خود برگزیند که بتواند «گفتارهای» خویش را که تحقیر آرمانهای کهن است و به سبکی انجیلی تقریر می‌شود، خطاب به آنها بیان کند. نخستین گفتار تمثیلی است با عنوان «سه دگردیسی» که در آن می‌توان چگونگی تحول روح انسانی را درک کرد، از اطاعت که با نماد شتر نشان داده می‌شود گرفته تا نفی شدید که با نماد شیر مجسم می‌شود، و تصدیق محض که کودک تجسم آن است. در گفتارهای بعدی به موضوعات بسیار متنوعی پرداخته می‌شود: نویسنده با ضعف نفس آدمهای کم‌مایه‌ای که به رخوت آرام اخلاق پناه می‌برند؛ با متافیزیک، که جهان را با موعظه تجرید بی‌اعتبار می‌کند؛ با جمود کتابی فرهنگی که بیش از حد در خود فرورفته است؛ با ریاضت‌کشی که انسان را به فکر مرگ می‌اندازد؛ با کیش دولت‌پرستی که انسانها را با تبدیل آنها به بردگان دستگاهی غیرشخصی خفه می‌کند؛ و سرانجام با ابتذال اندیشه به مبارزه برمی‌خیزد. گفتارهای دیگر برعکس حاوی تصدیقاتی تهییج‌کننده است: یکی جنگ را به مثابه محرک انرژی انسانها می‌ستاید؛ دیگری در دوگانگی شخصیت که ثمره عزلت و تأمل است زیباترین صورت دوستی را مشاهده می‌کند؛ دیگری در مقابل ارزشهای مجرد، ارزش زندگی را می‌نشاند که غایت خود را در خود دارد؛ و سرانجام در آخرین گفتار، آن سخاوتمندی وافر فضیلت سالم را که دوست دارد به خود ببخشد تعلیم می‌دهد.
    زردشت بار دیگر به عزلت کوهستان بازمی‌گردد؛ پس از «ماهها و سالها» وعظ خویش در مخالفت با «ایدئالیستها» را از سر می‌گیرد: زندگی باید پیروز شود و انسان با پیروزی بر خویش باید خود را از غریزه زیانبار اطاعت خلاص کند تا به تثبیت شادمانه اراده خویش برکشیده شود. پس مجادلات تازه‌ای با کرنش‌گران ضعیف در مقابل ترس از خداوند، با نوع‌دوستان، کشیشان و پرهیزکاران، با کسانی که مساوات را موعظه می‌کنند، با دانشمندان، شاعرانی که خیالات واهی می‌آموزند و با سیاستمداران آغاز می‌شود. نیچه برخلاف این مجادلات، به صورت نوعی میان‌پرده، سه ترانه باشکوه از زردشت می‌سازد: «ترانه شبانه» که در آن سرشاری سعادت، که بی‌وقفه خواستار عطای آن است، ستایش می‌شود؛ «بالاد» که به ستایش زندگی در حالت طبیعی آن می‌پردازد؛ «ترانه سوگواری» که سرودی است در تعظیم قدرت‌طلبی. زردشت سرانجام پس از بزرگداشت خرد انسانی، به مثابه غفلت الاهی، و اعتماد به زندگی، یک‌بار دیگر دوستانش را ترک می‌کند.
    زردشت پس از فهم آموزه «بازگشت جاودانی»، یعنی عالی‌ترین صورت تصدیق، سومین بار خود را به انسانها می‌نمایاند و این‌بار ناخودآگاهی خوشبختی را تمجید می‌کند؛ به ستایش قدرتهای طبیعی که طغیانشان شکل خشن و شگفت‌آوری از رضایت است می‌پردازد، پیروزی بر غم را می‌ستاید و انسانها را دعوت می‌کند تا خود را از ثقل خویش رها سازند؛ زیرا در طریق خرد زردشت، باید «سبکپا» بود. سرانجام «الواح نوین» ارزشهای خود را تقریر می‌کند که به افتخار «بی‌اخلاقی» سازنده زندگی، مفاهیم کهن مبتنی بر اصل خیر و شر را زیر و زبر می‌کنند. اما زردشت اکنون دیگر به عزلت خویش بازگشته است. پس از سرگردانی دشوار در شک و تردید، به ستایش سرشاری روح خویش و زندگی می‌پردازد، و به نام شادی، ابدیت را فرامی‌خواند.
    و سرانجام، آخرین بخش کتاب نوعی «وسوسه زردشت» است. او در عزلت از فریادخواهی اضطراب‌آمیزی شگفت‌زده می‌شود: پس از اینکه به جستجو برمی‌آید به هفت مخلوق، برخورد می‌کند که تجسم نمادین باقی ماندن ارزشهای کهن یا چهره مبدل ارزشهای نوین‌اند: یک غیب‌گو که تجسم بیزاری از زندگی است؛ دو شاه دلزده از دروغین بودن قدرت؛ یک «روح وسواسی» مسموم از جهل خویش؛ یک جادوگر، برده خیالات تمام‌نشدنی‌اش؛ آخرین پاپ که از زمانی که «خدا مرده است» بی‌هدف سرگردان است؛ زشت‌روترین مرد جهان که از سر بغض و کینه خدا را کشته است؛ فقیر ارادی در جستجوی سعادت زمینی. این انسانهای برتر به نزد زردشت پناه برده‌اند. بدین‌گونه ضیافت به افتخار «ابرمرد» آغاز می‌شود؛ ابرمردی که از میان توده مردم سربرمی‌آورد و به این ترتیب به او توان تازه‌ای می‌بخشد. اما همین که زردشت دور می‌شود میهمانان او خود را در چنگال نوعی اضطراب مبهم حس می‌کنند؛ آنها که نمی‌توانند بدون خدا زندگی کنند خری می‌پرستند. اما زردشت غفلتاً بازمی‌گردد و این ننگ و رسوایی را پاک می‌کند و سپس «ترانه سرمستی» واپسین تصدیق ایمان به بازگشت ابدی را سرمی‌دهد. کتاب با «روندوی زردشت» که شعر فشرده و کوتاهی است پایان می‌یابد که در آن، همانند ترانه نیمه شب، از «ابدیت ژرفِ ژرف» طلب یاری می‌شود. بدین‌گونه سرگذشت زردشت در صبحگاه درخشان پایان می‌گیرد و به زودی نوبت به ظهور حواریون حقیقی او فرا خواهد رسید.
    نیچه در افسانه خود قانون «قصاص» را به کار برده است، زیرا می‌خواهد همان زردشتی که «توهم یک نظام اخلاقی در عالم را به وجود آورد» به انسانها بیاموزد که خود را از اخلاق‌گرایی رهایی بخشند. درباره اسطوره «ابرمرد» هم باید گفت که این اسطوره از پاک‌ترین اعماق اندیشه نیچه برآمده است؛ در عین حال این نامی که نویسنده مدعی است از «خیابان جمع کرده است» از گوته به او رسیده است. (فاوست، اول، ۱، و منظومه مرسوم به «اهدانامه» اشعار).با همه این اوصاف ارزش هنری زردشت در همه‌جای آن یکسان نیست.
    اثر از نوعی نمادگرایی سنگین خالی نیست؛ بازی با کلمات که تا سرحد جناسهای مبهم پیش می‌رود و فصاحتی بیش از حد دریافت مخاطب در آن دیده می‌شود. مع‌هذا به همین صورت نیز نوعی شاهکار شعری است و علی‌رغم تنوع منابع (که از انجیل تا اشعار گوته و از لوتر تا کلمات قصار اخلاقیون فرانسوی را در برمی‌گیرد) اصالتی تام را حفظ می‌کند. نیچه توانست به حق نزد دوست خود روده (۲) به خود ببالد از اینکه با چنین گفت زردشت، زبان آلمانی را به سرحد کمال خود رسانده است.
    این اثر نیچه مستقیماً الهام بخش ریشارد اشتراوس (3) (۱۹۴۹-۱۸۶۴)، موسیقی‌دان آلمانی، گردید که در ۱۸۹۶ «پوئم سمفونیک»ی به نام چنین گفت زردشت (اپرای ۳۰) ساخت که از درخشان‌ترین آثار این نوع است
    .

  4. 14 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  5. #3
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    لینک چیز شد ، دوباره اپ میکنم !

    لینک کتاب


    از خواندن کتاب لذت ببرید دوستان من ...
    ویرایش توسط ASUMA : 03-28-2011 در ساعت 01:19 AM

  6. 14 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  7. #4
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    خوب تا تنور داغه میخوام یک چیز خیلی جالب راجع به کوروش کبیر بذارم ...

    این مطالب رو که میذارم نزدیک به 2سال پیش تو ارشیو اطلاعاتی هاردم جمع اوری کرده بودم ، برا همین منبع دقیقش رو نمیدونم و خلاصه از ذکره منبع عاجزیم ...
    خوب شاید خیلی ها راجع به منشور حقوق بشر شنبده باشید ولی ندونید چیه و چطوری و یا کجا نوشته شده بود و چی هست ...
    میخوام معرفی کوروش کبیر و بحث هخامنشیان رو با این متن اغاز کنم ...

  8. 12 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  9. #5
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    :: منشور جهانی حقوق بشر کوروش کبیر ::











    :: منشور حقوق بشر کوروش کبیر در "بخش ایران باستان" موزه بریتانیا قبل از انتقال موقت به ایران ::




    کوروش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان "ذوالقرنین" (پادشاه ستوده شده در قرآن) است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته و هم اکنون به عنوان نخستین منشور جهانی حقوق بشر شناخته می شود. این منشور را با هم می خوانیم:

    اینك كه به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم :

    كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ، دین و آیین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

    من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.

    من تا روزی كه پادشاه ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسی به دیگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.

    از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند. من تا روزی كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید.

    من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد. من امروز اعلام می كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه میل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند ، مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید و هر شغلی را كه میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است ، به مصرف برساند ،
    مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند.

    من اعلام می كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است
    و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران.

    من تا روزی كه به یاری مزدا ، سلطنت می كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنیز بفروشند و حكام و زیر دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند.

    گزیده ای از مشهورترین بخشِ
    منشور کوروش کبیر

    منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان، پسر كمبوجیه، شاه بزرگ... نوه كوروش شاه بزرگ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...
    آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زیرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.
    ارتش بزرگ من به صلح و آرامى وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلى بابل و جایگاه هاى مقدس اش قلب مرا تكان داد... من براى صلح كوشیدم. من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچ كس اهالى شهر را از هستى ساقط نكند.
    مردوك خداى بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانى اش را ارزانى داشت. ما همگى شادمانه و در صلح و آشتى مقام بلندش را ستودیم...
    من همه شهرهایى را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایى كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم. همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اكد را كه نبونید بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نیایشگاه هاى خودشان بازگرداندم.
    باشد دل ها شاد گردد. بشود، خدایانى كه آنان را به جایگاه هاى مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خداى بزرگ برایم زندگانى بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پربركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خداى من مردوك بگویند: "به كوروش شاه، پادشاهى كه تو را گرامى مى دارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهى در "سراى سپند" ارزانى دار."
    من براى همه مردم جامعه اى آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامى مردم اعطا كردم
    .



  10. 15 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  11. #6
    soltanmasoud
    Guest

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    خیلی خیلی ممنون بابت اطلاعات ...

  12. 10 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  13. #7
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    نقل قول نوشته اصلی توسط soltanmasoud نمایش پست ها
    خیلی خیلی ممنون بابت اطلاعات ...
    خواهش میشه ...

  14. 8 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  15. #8
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    خوب نصایح زرتشت در طی تاریخ معروف هستند ...

    من تا الان بیش از 100تا از این نکات رو تونستم طی چندماه جمع اوری کنم ...

    تصمیم گرفتم روزی 3-2 تای انها را برای شما بذارم ...

    باشد تا عملی شوند بین ما و کمکی باشند برای بهتر زیستن ...

  16. 12 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  17. #9
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    نکاتی که زرتشت به مردم و فرزندان خود گوش زد میکرد :

    1- آنچه را که گذشته است فراموش کن و به آنچه که نرسيده رنج و اندوه مبر.

    2 - به رئيس و سردار خود گستاخ مباش و در خدمت استوار بايست, آچه بر خود نيک نداني به ديگران نيز نيک نشمار با رئيس ها و دوستان به يگانگي برخورد کن.

  18. 12 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  19. #10
    مدير بخش Pandora Hearts همکار بخش سریال های آسیایی APTA Fire Team Sh_shlove6 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    جايي در ناكجا آباد
    نگارشها
    4,345
    Sh_shlove6's: گریه

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    ممنون بابت تاپیک خوبت میشه پیشگوی های زرتشت هم بزاری فکر کنم مفید باشه ^__^

  20. 8 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  21. #11
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    نقل قول نوشته اصلی توسط sha_shlove200 نمایش پست ها
    ممنون بابت تاپیک خوبت میشه پیشگوی های زرتشت هم بزاری فکر کنم مفید باشه ^__^
    باید تو ارشیوم اطلاعاتم قسمت زردتشت و هخامنشیان بگردم ، اگر چیزی پیدا کردم چشم میذارم ...



    مرسی که سر میزنی ...

  22. 10 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  23. #12
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    هفت راز خوشبختی از زبان کورش کبیر :متنفر نباش, عصبانی نشو ,ساده زندگی کن ,کم توقع باش ,همیشه لبخند بزن, زیاد ببخش و یک دوست خوب داشته باش

  24. 12 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  25. #13
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    نقل قول نوشته اصلی توسط sha_shlove200 نمایش پست ها
    ممنون بابت تاپیک خوبت میشه پیشگوی های زرتشت هم بزاری فکر کنم مفید باشه ^__^
    بفرمایید ...
    بابت این که چند ساعت طول کشید عذرخواهی میکنم ، نیاز بود که کلی تو هارد های قدیمی بگردم دنبال این مطالب ...
    در هر صورت امیدوارم مورد قبول باشه ...
    Anime Spoilerمتن پنهان: پیشگویی های زرتشت:
    پیشگویی های زرتشت از آینده ایراندر گاتها از قول جناب زرتشت آمده است:ای اورمزد،این هر دو را از تو می پرسم:آنچه که تا کنون روی داده است و آنچه که پس از این روی خواهد داد.....

    و در بند 26 هرمزد یشت،اهورمزدا به زرتشت می گوید:...ای زرتشت پارسا،به میانجی خرد و دانش من،دریاب که سر انجام زندگی و زندگانی آینده چگونه است؟

    در کتاب


    دینکرد،یکی از معجزات زرتشت،پیشگویی او دربارهء دین پذیری گشتاسپ و نبردهایش با ارجاسپ می باشد.که البته از آن حضرت پیشگوییهای زیادی نقل شده که از آنجمله اعلام دقیق زایش عیسی مسیح و محل تولد اوست که به دلیل اطالهء کلام از نقل آنها میگذریم....

    اما شاید یکی از جالبترین مکاشفات زرتشت،پیشگویی 1500 سال آخر گیتی و به قول معروف علائم آخرالزمان می باشد که با استفاده از معتبر ترین منابع،برخی از آنها را که دارای پیوستگی و معنای روشنتری می باشند را در اینجا برای شما می آورم و از نقل آن قسمتهایی که دارای گسستگی و یا به اصطلاح ریختگی تاریخی بوده اند و یا معنای آن برای ما واضح نبوده است،و یا نقل آنها باعث کج فهمی و یا دل آزردگی دوستان از سایر ادیان می باشد،خودداری نموده ام:

    *چون این گیتی به پایان خویش نزدیک آید،صدهزار و ده هزار و هزار.... از تخمهء خشم به هستی رسند.

    *آن بد تخمان که به ایرانشهر (سرزمین ایران)برسند،از بدترین تبار و بی هنر ترین آفریدگان باشند....دارای پرچمی افراشته و زینهای مرکبشان سیاه رنگ باشد،چهره هاشان آفتاب سوخته و مویی ژولیده بر سر و صورت دارند....از پست ترین نژاد و از فرزندان زویش باشند که چون نیک بنگری آنان را تخمه و جد و بن پیدا نیست.

    *آنان به جادوگری و وعده های دروغین به سرزمینهای ایران که من ،اورمزد،آفریدم بتازند و بسیار دیها که ویران کنند و چاهها که بخشکانند و دانشمندان که کشتار کنند و بسیار کتابها که بسوزانند و لوحها که بر آب ریزند و آتشها که خاموش کنند و بر این کارشان نیز تا ابد مفتخر باشند.....

    *آنگاه بس چیزها را که سوزند و آلایند و خانه از خانه داران بگیرند و ده از دهگانان،آبادی و بزرگی و بزرگزادگی و راستی در دین و پیمان و زنهار و شادی و همگی آفرینش من،اورمزد که دادم بگیرند.....و این دین ویژهء مزدیسنان و آتش بهرام که به داد بر پا شده است،همه را بگیرند و به نیستی رسانند و زنگیان و آوارگان صحرا نشین پدید آیند.

    *..... و آن روستای بزرگ شهر و آن شهر بزرگ ده و آن ده بزرگ دودمانی شود و از آن دودمان بزرگ،جز استخوانی نماند......بازی و شوخی از دل کودکان و جوانان برود و پیران را حرمت نباشد و از دلشان رامش بر نیاید...... ای زرتشت این ژولیده مویان را عهد نباشد و بسیار فریفتار باشند،چرا که آنچه را گویند،نکنند و بدترین عهد دارند،چرا که آنچه را نگویند کنند.ایشان را پایداری در دین و گفتار نیست و از آفریدگار زینهار ندارند و بر گفتار خویش،استوار نیستند.

    * .... و اندر آن بدترین هنگام،همه مردن را فریفتار باشند و بد یکدیگر خواهند و مهرورزی بزرگ دگر گونه باشد....... و آزرم و دلبستگی و روان دوستی از این جهان بشود.....مهر پدر از دل پسر و برادر از برادر برود و داماد از پدر زن روی بگرداند و خواهش مادر از دختر جدا و دگرگونه باشد..... و رستنیها و دار و درخت بکاهد،اگر کسی یکصد می ستاند،نود بکاهد و ده بیفزاید و آنکه بیفزاید،گوارا و خوشمزه نباشد.....میوه تخم ندهد و دانه ها از هشت،ده بکاهد و دو بیفزاید و آنکه بیفزاید،رسیده نباشد.

    * و در آن بدترین هنگام،آن بد تباران،مرغی را گرامیتر بدارند تا مردم یگانه پرست و دیندار ایران زمین را.....آن بد نهادان،تخمهء خویش را گرامی دارند و آنان که از تخمهء پارسیانند را پست شمارند.

    * ای زرتشت،چون این گیتی به تنگ آید و پیدایش سوشیانت،نزدیک آید،روز و ماه و سال کوتاه تر شود و روز و شب بکاهد و خورشید راست تر و نهفته تر گردد......آنان مرده ها را چال کنند و مردگان را بگسترانند.

    *..... و اندر آن روزگار سخت،ای سپیتامان زرتشت،آن پست ترین بندگان به فرمانروایی سرزمینهای ایران فراز آیند.....بهدینان که کستی به میان دارند،پس از آن پاکی نگهداشتن نتوانند.... و آنقدر پارسایان بکاهند که دیگر مردمان سرزمین ایران روزهای مقدس را نشناسند و هر پارسی زبانی،روزهای آن دیوان ژولیده موی را بشناسد.......عبادت به روش خویش را بیاموزند و بیاموزانند و کمتر کسی نیایش بهدینی را بداند،آنقدر که اگر مردی پارسا،در آن روزگار بد،شعلهء آتشی را به روش صحیح بیفروزد،بهرهء آن مانند کسی است که در این روزگار تو،صد سال به نیایش آمده باشد.......گفتار پاکان و بخردان و راست دینان را انگیزش(شورش) و کفر بدارند و گفتار خردان و بدکاران و دلقکان را نیکو و گرامی و باور بدارند.

    * .... هم در آن بدترین ایام،این بد نهادان،دختران پادشاهان و بزرگان ایران زمین را به زنی گیرند و برده داری و غلامی که در این سرزمین هرگز نبوده،رواج دهند و انسانی ،که آفریدهء من است به انسانی دیگر به بهای پول میفروشند....با آن بهایی که بابت زنان برده (کنیزان)می پردازند با آنان مانند حیوانات همخوابه می شوند و بدان کار نیز مباهات می ورزند و فرزندان حاصل را نیز به فرزندی می دارند.......

    * و از گناهانی که مردمان کنند،از پنج گناه سه گنه را پیشوایان دین و دو دیگر را مردمان و پیروان آنان مرتکب گردند و نیکان را دشمن باشند و عبادتی را که خود بپذیرند،انجام ندهند و از دوزخ بیم ندارند.....

    * و ابر کامکار و باد تندرو به هنگام و زمان خویش باران نشایند کرد.....گرمای طاقت فرسا در زمستان و سرما و بوران در تابستان صورت پذیرد...... و از این جهت بر و تخمهء گیاهان و رستنی ها ضایع گشته و بسوزد......باران به وقت خویش نبارد،الا آنکه باعث آلایش زمین شود و با خود موجودات اهریمنی بیاورد....و آب جویباران و رودخانه ها بکاهد و آنرا افزایشی نباشد،الا آنکه با خود ویرانی بیاورد....و ستور و گاو و گوسفند کمتر بزایند و آنچه که زایند،کوچکتر بزایند و بی هنرتر زایند و بار کم ستانند و موی کمتر و پوست تنگتر آید و شیر نیفزاید و چربی کم دهند.....

    * .... و جشن و رسم پیشینیان،جای جای کنند و آن نیز که کنند بسیار سست باشد و بدان اعتقادی ندارند.....

    * سپندارمذ زمین(فرشتهء موکل بر زمین)دهان بگشاید و آنچه از آهن و سیم و زر و قلع و گوهر، در دل داشته باشد به پایان دهد.... پادشاهی ایران به غیر ایرانیان برسد و فرمانروایان ایرانی نیز دل در گرو آن دیوان ژولیده موی دارند... و ...... پادشاهی از ایشان،چرمین کمران و تازیان و ارومیان به ایشان رسد.آنان چنان فرمانروایی بد کنند که اگر پارسی مرد پارسایی را بکشند در نظرشان به مانند کشتن مگسی باشد....

    * و بسا نابکاریها چون غلامبارگی و نزدیکی با زنان بی نماز کنند و آنرا رواج دارند و هوا پرستی و کارهای زشت بسیار کنند و دروغ بسیار گویند و ناراستی چنان با راستی در آمیزد که جدا کردنشان و تشخیص،نا ممکن می نماید.......پس ای زرتشت اینها را بر آفریدگان من برخوان و در زند و پازند بنگار تا جمله پارسایان بدانند که بر ایرانشهر چه خواهد گذشت......تا آنان نیز این،بر جهانیان فراز دارند،که روز معاد در پی این روزها خواهد آمد....... ای سپیتامان زرتشت..... به تو نیز این گویم:کسی که به آن هنگام تن خواهد،رستگاری روان نتواند،چه تن فربه و روان گرسنه و نزار به دوزخ خواهد رفت،آنکس که روان خواهد،تنش گرسنه و نزار به گیتی شکسته و درویش است،و روانش فربه به بهشت خواهد بودن....

    * آنگاه زلزله بسیار گردد و زمین در بیشتر جاهای ایرانشهر بجنبد......پنج زلزله خونین به فاصلهء نزدیک به ده سال از یکدیگر فراز آیند و هر یک بسیار کسان بکشند و بسیار دیها ویرانه سازند....در زلزلهء دوم موعود ما زاییده شود.....پدرش از نژاد کیان باشد و به یاری هوشیدر به هندوستان بشود(هندوستان در حال حاضر دومین و شاید مهمترین مرکز و پایگاه زرتشتیان جهان باشد،در زمان زرتشت و پیش گویی او هیچ بهدینی در هندوستان زندگی نمی کرده و پس از حملهء اعراب مسلمان،گروهی از زرتشتیان ایران به هندوستان مهاجرت کرده اند)این مولود در 30 سالگی به گفتگوی با من برسد....... و در آن شب که او به دنیا بیاید نشانی به جهان برسد..... و ستارگان بر زمین ببارند و ستاره ای رهوار بر آسمان پدید آید و مردمان آنرا به چشم ببینند...... و در همان شب،پدر او بمیرد و او را بانوان شاهی (اصیل)بپرورند.....چون ستارهء مشتری به اوج بلندی برسد و ناهید را فرو افکند،لشکری بیشمار گرد آیند تا موعود را به پادشاهی برسانند....جوانان بسیار از سرزمین پارس دوباره به سوی آیین نیاکان خویش متوجه گردند و بسیاری از آنان به همین جرم کشته و لهیده گردند....و در کنار رودخانهء اروند سه نبرد و کارزار اتفاق افتد و ماهیان این آب بسیار سیر گردند از گوشت آدمیان..... و این نبرد به دشت نهاوند رسد....و آب دریای پارس از خون سرخگونه شود......

    * ای زرتشت چون زمان سر رسد و گاه شود ، این دشمنان مانند بن درختی که به یک شب سرد زمستانی که برسد و به یک شب برگ بیفکند، تباه شوند.

    * پس او به مشورت با من برسد و ...... چون از مشورت باز آید به خورشید بانگ مند که بایست و خورشید برای ده روز از تابیدن باز ایستد و جمله آفریدگان ببینند که خورشید باز ایستاده است.....سپس هوشیدر بانگ کند که ای پسر زرتشت،ای راست دین دین راست دار به خورشید فرمان ده که برود و او این می کند و خورشید به تابش بیاید.... و جمله مردم این بشنوند و این ببینند...

    * سپس به سوشیانت،موعود من،فرمان دهم که :دوباره تاج و تخت پادشاهی بیارای و دوباره دین مزدا را ویژه ساز.....و سپس سوشیانت دوباره آفرینش را دوباره پاک سازد و.....به یاری من دوباره دروغ و بنیان بدیها را برکند.

  26. 13 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  27. #14

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    سیاوش جان بخاطر اطلاعات مفیدت خیلی ممنون فعلا یک ذره اش را که خواندم خیلی خوشم اومد بازم ممنون

    راستی جاش نیست ولی بالاخره بگم این مشکل تو برای ورود به فروم با نام کاربری خودت حل شد ؟
    When I was younger, I could remember anything, whether it had happened or not; but soon I shall be so I cannot remember any but the things that never happened.
    Mark Twain


  28. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  29. #15
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : زرتشیان و زرتشت و هخامنش و هخامنشیان

    نقل قول نوشته اصلی توسط divan نمایش پست ها
    سیاوش جان بخاطر اطلاعات مفیدت خیلی ممنون فعلا یک ذره اش را که خواندم خیلی خوشم اومد بازم ممنون

    راستی جاش نیست ولی بالاخره بگم این مشکل تو برای ورود به فروم با نام کاربری خودت حل شد ؟
    سلام ، لطف داری به من ....
    و تشکر کنم که هم به فکره مشکل من هستی و هم اینکه وقت میذاری و مطالب رو میخونی ....

    راستی بگم که لطف دارید به من ، مشکل من هم به لطف مدیران عزیزی چون حمید عزیز و شاپرک عزیز حل شد ...


    دست همگی درد نکنه .

  30. 5 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ