Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: واهه آرمن

  1. #1
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    واهه آرمن

    "واهه آرمن" شاعر توانای ارمنی ، اهل مشهد و متولد به سال 1339 شمسی است که تحصیلات عالی خود را در رشته جامعه شناسی در لندن به پایان رسانده است. از او تاکنون دو دفتر شعر با عناوین «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی و دفتر «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» و دفتر "پس از عبور درناها"،شامل سروده‌های او به زبان فارسی، منتشر شده است.





    پس از عبور درناها: مجموعه ی شعر
    پدیدآورنده: واهه آرمن
    ناشر: آهنگ دیگر
    قیمت : 2200


    گپی به درازای خوردن یک استکان چای


    سکوت کردم
    خندید و گفت
    به یاد ندارد
    ......................راه هایی را که پیموده است
    ......................درهایی را که کوبیده است
    ......................عشق هایی را که آزموده است

    سکوت کردم
    گریست و گفت
    به یاد دارد هنوز
    ......................راه هایی را که نپیموده است
    ......................درهایی را که نکوبیده است
    ......................عشق هایی را که نیازموده است


    واهه آرمن ( پس از عبور درناها )
    All good work is done the way ants do things, little by little
    پیام من این است که
    نباید ناله کرد ،نباید غمگین بود
    بلکه باید استوار بود ، بلکه باید عاشق بود
    بلکه باید غم را از درون و از دل برون کرد
    و در مقابل سختی ها ، رنج ها و ظلم ها ایستاد


  2. #2
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    فریب خوردگان

    دست هامان را به گدایان دادیم و
    دست دراز کردیم پیش این و آن

    پاهامان را به بردگان دادیم و
    به مسلخ رفتیم با پاهای خود

    گوش هامان را به کافران دادیم و
    یاسین به گوش یک دگر خواندیم

    چشم هامان را به ناکسان دادیم و
    هرچه دیدیم از چشم خود دیدیم


    واهه آرمن ( پس از عبور درناها )

  3. 19 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  4. #3
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    ...

    سوار بر اتوبوس
    از دهکده ها می گذریم
    عبور می کنیم از کنار خدا
    نمی ایستیم

    چه قدر خسته ام
    از راه نرفتن
    از نشسته به مقصد رسیدن



  5. 19 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  6. #4
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    گفته بودی
    هروقت که شعر می نویسی
    دوستم بدار

    نمی دانم
    از این همه شعر نوشتن است
    که دیوانه وار دوستت دارم
    یا از این همه دوست داشتن است
    که دیوانه وار شعر می نویسم


    واهه آرمن (دفتر شعر باران بگیرد می رویم )

  7. 14 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  8. #5
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    - نمی رویم ؟

    - کمی صبر کن
    باران بگیرد
    می رویم



    دیالوگ های حواری و من
    واهه آرمن (دفتر شعر باران بگیرد می رویم )

  9. 15 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  10. #6
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    «دوست دارم گاهی شاعر نباشم»
    این شاعر درباره‌ی این کتاب به خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: این مجموعه شامل 36 قطعه شعر – یادداشت با مضامین اجتماعی و عاطفی و در ساختار نظم و نثر است. این کتاب در واقع اتوبیوگرافی یا زندگی‌نامه‌ی خود‌نوشت من است، و شعرهای آن به زبان ساده، امروزی و در قالب سپید سروده شده‌اند.
    او درباره‌ی شعر - یادداشت بودن این مجموعه عنوان کرد: سطرهای این دفتر آمیزه‌ای است از شعر و نثر شاعرانه. تلاش کرده‌ام ساختار هر قطعه از این مجموعه، مستقل و شکل آن، به هر حال، آن گونه باشد که محتوای شعرم ایجاب و حکم می‌کند. در نتیجه بخش‌هایی از این مجموعه را به صورت شعر و بخش‌هایی را به صورت نثر، با صنایع و آرایه‌های کم‌تر نگاشته‌ام.
    آرمن ادامه داد: درون‌مایه‌ی این شعر – یادداشت‌ها مجموعه پدیده‌هایی است که در طول زندگی، من را با پرسش‌های بی‌پایان درباره‌ی معمای هستی مواجه کرده، و در نهایت به کشفیات شاعرانه رسانده‌اند؛ پدیده‌هایی چون بیماری، عشق، دلتنگی، تنهایی و ... .
    او افزود: هدف و مقصودم مثل همیشه این بوده که با تصویر و یا تصور این پدیده‌ها، بتوانم اندیشه‌ها و احساساتم را به مخاطبانم سرایت داده و اتحاد روحی بین ما به وجود آورم؛ مخاطبانی که همواره بار مسؤولیتم را سنگین‌تر، و هم‌زمان لذت‌بخش‌تر می‌کنند.
    این شاعر درباره‌ی شعرهای این مجموعه گفت: شعرهای مجموعه‌ی شعر «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» در سه، چهار سال اخیر به صورت پراکنده نوشته شده است و برخی از رویدادهای ساده، اما ماندگار و تأثیرگذار در شکل‌گیری فردیت و جهان‌بینی واهه‌ی شاعر را از دوران کودکی تا امروز در برمی‌گیرد.
    مجموعه‌ی شعر «دوست دارم گاهی شاعر نباشم در انتشارات نگاه منتشر شده است.

  11. 14 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  12. #7
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    بنا بر عادت، هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانم.
    بیشتر از ده روز بود که خواندن رمانی از یک نویسنده ی نامدار را شروع کرده بودم، اما داستان پیش نمی رفت.


    آن شب

    حال و هوای نوشتن داشتم

    اما ناخواسته کتاب را برداشتم و

    شروع به خواندن کردم

    در نیمه‌های داستان

    اسب سواری بر بلندای تپه ای ایستاد

    از اسب پیاده شد

    نیم نگاهی به من انداخت و

    با بی‌حوصلگی پرسید

    تا پایان داستان

    چه‌قدر راه مانده

    حیرت زده نگاهش می‌کردم

    که ادامه داد

    اسب من تیزپاست

    به سرزمین شعر‌ها می‌روم

    می‌آیی؟...



    واهه آرمن ( دوست دارم گاهی شاعر نباشم : شعر-یادداشت های واهه آرمن در کافه ترانس )

  13. 14 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  14. #8
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    سکوت کردم
    خنده‌اش گرفت

    به ياد ندارم
    راه‌هايي را که پيموده‌ام
    درهايي را که کوبيده‌ام
    و غزل‌هايي را که سروده‌ام

    سکوت کردم
    به گريه افتاد

    به ياد دارم هنوز
    راه هايي را که نپيموده‌ام
    درهايي را که نکوبيده‌ام
    و غزل هايي را
    که براي او
    نسروده‌ام



    واهه آرمن

  15. 8 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  16. #9
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن



    هرگز به دستش ساعت نمی‌بست
    روزی از او پرسیدم
    پس چگونه است سر ساعت به وعده میایی ؟
    گفت :
    ساعت را از خورشید می‌پرسم
    پرسیدم :
    روزهای بارانی چه‌طور ؟
    گفت:
    روزهای بارانی
    همه ساعت‌ها ساعت عشق است
    راست می‌گفت
    یادم آمد که روزهای بارانی
    او همیشه خیس بود





    واهه ارمن

  17. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  18. #10
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    زمانی بیشتر بازیهای لیگ فوتبال در ورزشگاه امجدیه برگزار میشد. من هم گاهی با دوستان برای تماشای مسابقۀ تیم های استقلال و یا آرارات به استادیوم می رفتم.
    روزی آرارات در دقیقۀ شصتم بازی دومین گل را به تیم حریف زد. سرپرست آن تیم که به گل تیم آرارات معترض بود، ناگهان مثل یک غول زخمی خود را به کنار زمین رساند و فریاد زد:- “آقا، اینا داور رو چیزخور کردن. به خدا، داور رو چیزخور کردن”.
    در میان هیاهوی جمعیت یک نفر از جایش بلند شد و با صدایی بلندتر از صدای سرپرست تیم فریاد زد:- “مرد حسابی! ما چیز اضافی نداریم که به خورد ِ داور بدیم. ما چیزامونو نگه می داریم که اگه تیممون برنده میشه، از خوشی بخوریم، اگه هم میبازه، از غصه بخوریم”.
    من این روزها با آن که چیزی نخورده ام، اما از خوشی ها و ناخوشی های زندگی، بسیار شبیه آدم هایی هستم که چیزخور شده اند.



    دوست دارم جایی بروم
    دوستانم را ملاقات کنم
    اما هر بار بهانه ای برای نرفتن و
    ماندن در خانه پیدا می کنم
    دوست دارم به خیلی ها بگویم
    دوستت دارم
    اما به چشم هاشان که نگاه می کنم
    ناخواسته سکوت می کنم
    دوست دارم ساعت ها با خدا سکوت کنم
    اما مدام در گوشش پچپچ می کنم و
    با گلایه هایم
    حوصله اش را سر می برم
    خسته اش می کنم
    دلم برای تماشای یک بازی فوتبال
    که داورش را چیزخور کرده باشند
    لک زده است…


    واهه آرمن

  19. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  20. #11
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن








    در یک صبح زمستانی به خانه ام آمد
    با هفت شاخه گل نرگس و
    تکه ای آسمان
    دیگر چیزی از این دیدار به یاد ندارم
    مثل خوابی که پس از بیداری
    چیزی از آن به یاد نداری
    چشم هایت خیس است
    اما
    مسحور آن خواب
    بی اختیار لبخند می زنی
    کاغذ و مداد را بر می داری و
    آن چه را که به یاد نداری
    می نویسی…

  21. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  22. #12
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    بیدار شدم
    ...........پس از نیمه شب
    در کوچه
    زیر یک بوته ی یاس
    ...................تمام دنیا به خواب رفته بود

    در اتاق من
    خدا و شیطان
    ...........گفت و گو می کردند
    صدای یکی
    .........شبیه ریزش باران بود بر خاک
    صدای دیگری
    ..........شبیه ریختن مشتی خاک در چاه


    واهه آرمن ( پس از عبور درناها )

  23. 3 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  24. #13
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,497
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : واهه آرمن

    سخنی شعر است که در ناهشیاری شاعر سروده می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند.
    نظر شاعر و نویسندۀ بزرگ آلمانی، هاینریش هاینه را هم در تعریف شعربسیار دوست می‌دارم که می‌گوید: “شعر ممکن است نشانۀ بیماری انسان باشد، هم‌چنان که مروارید نشانۀ بیماری صدف است”.

  25. 3 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ