Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: جنگ داخلی آمریکا

  1. #1
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    جنگ داخلی آمریکا

    جنگ داخلی آمریکا (به انگلیسی: US Civil War) جنگ بین ایالت‌های شمالی به رهبری آبراهام لینکلن از حزب جمهوری خواه و یازده ایالت جنوبی تحت فرمانروایی رئیس‌جمهور جفرسون دیویس که در ایالات متحده آمریکا رخ داد.


    مقدمه :

    چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰ سپتامبر ۱۸۶۰، کارولینای جنوبی با رأی مجلس قانونگذاری خود، خروج از جرگه ایالات متحده را اعلام کرد. بلافاصله پس از مراسم سوگند لینکلن در ۴ مارس، ۱۸۶۱ ایالات متحده تجزیه شد. در این روز ایالت‌های کارولینای جنوبی، جورجیا، فلوریدا، می‌سی‌سی‌پی، لوئیزیانا و تگزاس کنفدراسیون کشورهای آمریکا را تشکیل دادند. اندک زمانی بعد، آرکانزاس، کارولینای شمالی، ویرجینیا و تنسی نیز به ایالت‌های شورشی پیوستند و تعداد ایالت‌های تجزیه طلب به ۱۱ ایالت رسید. در این کشمکش، یازده ایالت جنوبی به ایالت‌های برده مشهور شده بودند، چرا که در این مناطق برده‌داری هنوز رواج داشت و برعکس ایالت‌های شمالی ممنوع نشده بود. ایالت‌های جنوبی بلافاصله ریچموند را پایتخت خود قرار داده و جفرسن دیویس را به ریاست جمهوری برگزیدند.




    نقشه سیاسی آمریکا در حین جنگ داخلی. ایالت‌های جنوبی، با رنگ قرمز و ایالت‌های شمالی با رنگ آبی نشان داده شده‌اند. رنگ آبی کمرنگ، برای ایالت‌های شمالی است که هنوز برده‌داری را ممنوع نکرده بودند و ایالاتی که هنوز عضو ایالات متحده نبودند، با رنگ سفید نشان داده می‌شوند.
    vi veri veniversum vivus vici
    به قدرت حقیقت ، من جهان هستی رو فتح میکنم

  2. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  3. #2
    Registered User ASUMA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    جهنم همینجاست به جان خودم
    نگارشها
    4,020

    پاسخ : جنگ داخلی آمریکا

    اولین نبرد


    قلعه سومتر در بندر چارلتون در کارولینای جنوبی در آوریل ۱۸۶۱ مورد حمله جنوبی‌ها قرار گرفت. مدافع قلعه یعنی ژنرال اندرسن شمالی قصد تسلیم نداشت اما سرانجام در اثر شدت حملات جنوبی‌ها قلعه را به مهاجمان واگذار کرد. غرش توپ‌ها ی جنوبی چندان ادامه نیافت و جنگ تقریباً با تلفات اندکی به پایان رسید اما سقوط دژ سومتر آتش نبردی را شعله ور ساخت که ۴ سال به طول انجامید و ۶۰۰ هزار تن را به کشتن داد.

    بسیج عمومی شمال


    در واشنگتن لینکلن از مردم درخواست ۷۵ هزار داوطلب را کرد اما تاپایان آوریل ۳۰۰ هزار سرباز زیر پرچم گرد آمدند. در جنوب نیز اوضاع به شدت متشنج بود. ده‌ها هزار مزرعه دار در کنار فئودال‌های بزرگ در حال شکل دادن ارتشی بزرگ برای جلوگیری از رخنه شمالی‌ها بودند. در ژولای ۱۸۶۱، ۳۰ هزار سرباز آمریکای شمالی حمله به سمت ریچموند را آغاز کردند اما در جنوب غرب واشنگتن در اولین درگیری با ژنرال بورگارد فرمانده جنوبی‌ها از هم پاشیدند و به صورت نامنظم به سوی واشنگتن عقب نشستند. لینکلن پس از این شکست، تا پایان جنگ در سال ۱۸۶۵ ایالت‌های جنوبی را محاصره دریایی کرد. سپس برای کاستن از انسجام نیروهای جنوب، آزادی غلامان و سایهان جنوبی را اعلام کرد. اما اقدام سوم او گسیل یک ارتش قدرتمند آموزش دیده به فرماندهی ژنرال گرانت بود. گران در فوریه ۱۸۶۲ رود تنسی را تصرف کرد و در آوریل به جنگ ژنرال بورگارد رفت. در جنوب غرب تنسی نبردی سنگین درگرفت و شجاعت جنوبی‌ها چیزی نمانده بود تا سبب شکست گرانت شود اما در روز دوم با استفاده از نیروهای عظیم امدادی، جنوبی‌ها را عقب راندند. در همین زمان قوای دریایی آمریکای شمالی، نیواورلئان در جنوب را نیز به تصرف درآوردند. اکنون شمالیها برای تصرف کامل می‌سی سی پی تنها شهر ویکسبورگ را پیش رو داشتند. ژنرال گرانت و ژنرال شرمن در نوامبر ۱۸۶۲ با حمله‌ای گازانبری به نیروهای مستقر در اطراف شهر حمله بردند و سربازان جنوبی تحت فشار شدید مهاجمان ناگزیر به داخل شهر پناه گرفتند. ۸ ماه نبرد خونین سبب مرگ ده‌ها هزار سرباز و افراد غیر نظامی درآمد. سقوط ویکسبورگ سبب سقوط مدافعان هودسن نیز شد و عملاً ارتباط مدافعان جنوبی با یکدیگر گسست. شکست چاتانوگا در پاییز ۱۸۶۳ سبب شد تا جنوبی‌ها کلاً جنگ را در جبهه غرب ببازند.


    جنگهای جبهه شرق


    در آن زمان در جبهه شرق ژنرال مک کلیلان با ۱۰۰ هزار سرباز مستقیماً در حال تاخت به سوی ریچموند بود. این ژنرال مورد حمله ژنرال لی، فرمانده شجاع جنوبی‌ها، واقع شد. نبردی سخت درگرفت و ژنرال لی، در پایان موفق شد سپاه ۱۰۰ هزار نفری شمالی‌ها را در هم بکوبد. وی مجدداً در همان محورها سپاه کمکی شمالی‌ها را شکست داد و سبب یاس شدید شمالی‌ها شد.


    نبرد گتیزبورگ


    جولای ۱۸۶۳ دره گتیزبورگ شاهد عظیم‌ترین نبرد قاره آمریکا بود. مردان ژنرال لی که قصد فتح واشنگتن را داشتند، از دو رشته کوه عبور کردند اما ده‌ها هزار سرباز شمالی با نصب صدها توپ مانع ورود جنوبی‌ها شدند. ۴۸ ساعت نبرد بی امان سبب مرگ هزاران سرباز در پای کوه‌ها شد اما در ابتدای روز سوم، جنگ برنده‌ای نداشت. در نهایت جنوبی‌ها علی رغم شجاعت زیاد به دلیل حجم شدید آتش شمالی‌ها و ناکارآمدی اسب در جنگ کوهستانی مجبور به عقب نشینی شدند. سپاه لی مجبور شد شبانه به سمت ویرجینیا عقب بنشیند.


    فتح پایتخت جنوبی‌ها



    شمالی‌ها در ۱۸۶۴ پیشروی خود را به سمت بنادر جنوب شرق آمریکا آغاز کردند. گرانت از شمال و شرمن از غرب به سمت ریچموند پیشروی کردند و سرانجام به دروازه‌های ریچموند رسیدند.


    تسلیم ژنرال لی و پایان جنگ

    ژنرال لی به‌ناچار ریچموند را تخلیه کرد و به ویرجینیا عقب نشست. او که ارتشی گرسنه و خسته را در اختیار داشت و حتی شهر بزرگی را هم نداشت، در ۹ آوریل ۱۸۶۵ شخصاً خود و ارتشش را به گرانت تسلیم کرد و بدین گونه، جنگهای انفصال پس از ۴ سال به پایان رسید.



    منبع : صد جنگ بزرگ تاریخ

  4. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  5. #3
    Registered User Sasuke-Naruto آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    دهکده کونوها (تهران)
    نگارشها
    1,124

    پاسخ : جنگ داخلی آمریکا

    آبراهام لینکلن در دوران جنگ داخلی آمریکا


    آبراهام لینکلن در پی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۱۸۶۰ به ریاست جمهوری آمریکا رسید. این دوران مصادف بود با جنگ داخلی آمریکا، که در این دوران نزدیک به ۶۰۰٬۰۰۰ نفر جان باختند.

    سالهای تا قبل از جنگ داخلی آمریکا

    قانون کانزاس و نبراسکا مصوب سال ۱۸۵۴، که آشکارا محدودیت‌های گسترش برده داری را که بخشی از مصالحهٔ میسوری در سال ۱۸۲۰ بود لغو کرد، بیش از پیش آبراهام لینکون را به دنیای سیاست کشاند. یکی از دموکراتهای ایلینویز به نام استفان داگلاس، که پر قدرتترین فرد مجلس سنا بود، اقتدار عام را راه حلی برای بن بست برده داری خواند و قانون کانساس نبراسکا نیز در متن آن جای داد. داگلاس استدلال می‌کرد که در دموکراسی مردم یک سرزمین باید تصمیم بگیرند که آیا برده داری می‌خوادهند یا نه، کنگره نباید چنین تصمیمی را به آنها تحمیل کند. سخنرانی لینکون در مخالفت با قانون در ۱۶ اکتبر ۱۸۵۴ در شهرستان پئوریای ایلینویز بود که او را نسبت به دیگر سخنوران آن زمان متمایز و برجسته ساخت. او در سخنرانیش – که بخشی از منظرهٔ وی با داگلاس بود – در مورد قانون کانساس نبراسکا چنین نظر داد. این قانون به صراحت اعلام بی طرفی و بی تفاوتی کرده، اما باید فکر کنم که انگیزه واقعی در پس گسترش برده داری چیست، لیکن نمی‌توانم چون از آن متنفرم. از آن به دلیل بی عدالتی هولناکی که در خود برده داریست بیزارم. از آن متنفرم زیرا ما را از الگوی جمهوری خواهان و تأثیر عادلانه آن بر جهان محروم می‌کند، زیرا دشمنان نهادهای آزاد را قادر می‌سازد تا ما را به عنوان منافق به استهزا بگیرند، زیرا سبب می‌شود دوستداران واقعی آزادی در صداقت ما تردید کنند و به ویژه به این دلیل که بسیاری از نیک مردانی را که میان ما هستند مجبور می‌کند تا با اصول بنیادین آزادی مدنی به مبارزه برخیزند، «اعلامیه استقلال» را مورد انتقاد قرار دهند و اصرار بورزند که هیچ اصلی جز منفعت مرزی درست و بحق نیست.
    Anime Spoilerمتن پنهان: ادامه:
    لینکون با استفاه از کسانی که از حزب ویگ (و حزب‌های آزادی و دموکرات) باقی مانده بودند، به تشکیل حزب جمهوری خواه کمک کرد. در یک مبارزه انتخاباتی پر جنجال، جمهوری خواهان سناتوری برگزیدند. برای این سمت لینکون بهترین گزینه بود، اما برای اینکه توازن را در حزب جدید حفظ کند، انتخابات را به سوی دموکرات سابق، سیمان ترامبون، هدایت کرد. در سالهای ۵۸- ۱۸۵۷، رابطه داگلاس با رئیس جمهور (جیمز بوکنان) به هم خورد که به درگیری برسر کنترل حزب دموکرات انجامید. برخی از جمهوری‌های شرقی حتی موافق انتخاب مجدد داگلاس در ۱۸۵۸ بودند زیرا او با فشار دولت برای قبول قانون اساسی لکومپتون، که منجر می‌شد کانساس به عنوان ایالت برده داری پذیرفته شود، مخالفت کرد. لینکون پس از قبول انتصاب یک جمهوری خواه برای مسند سناتور در سال ۱۸۵۸، سخنرانی مشهوری ایراد کرد و گفت: «پارلمانی که بر سر خود دچار اختلاف است پای برجا نخواهد ماند.» من معتقدم که این دولت نمی‌تواند به صورت نیم آزاد و نیمه برده دار به حیاتش ادامه دهد. انتظار ندارم که اتحادیه متلاشی شود – انتظار ندارم که مجلس از میان برود- بلکه انتظار دارم اختلافات آن پایان یابد، یا کامل آزاد شود یا کامل برده داری.
    این سخنرانی تصویری ماندگار از خطر عدم اتحاد ناشی از برده داری برجای گذاشت و جمهوری خواهان شمال را فراخواند. مناظرات لینکون و داگلاس (۱۸۵۸)، که ستیزی بود بر سر برده داری و در سطح ملی معروف، مشخصهٔ انتخابات سال ۱۸۵۸ به حساب می‌آید. لینکون هشدار می‌داد که «قدرت برده» تهدیدی است برای ارزشهای جمهوری خواهانه، در حالیکه داگلاس، همانطوری که در اصل فیریپرت مبنی بر اینکه ساکنان محلی باید میان آزادی و برده داری انتخاب کنند آمده‌است بر دموکراسی تاکید داشت. هرچند که نامزدان جمهوری خواه پارلمان محبوبیت بیشتری داشتند، اما دموکراتها کرسیهای بیشتری به خود اختصاص دادند و پارلمان مجدداً داگلاس را به عنوان سناتور برگزید. اما با این حال فصاحت و بلاغت لینکون را به ستارهٔ سیاسی کشور مبدل ساخت. در طی مناظرات ۱۸۵۸، اغلب مسئله نژاد مورد بحث قرار می‌گرفت. در طی دوره‌ای که مساوات طلبی از نظر سیاسی نادرست محسوب می‌شد. داگلاس به مردم گفت: اگر می‌خواهید سیاهان شهروند محسوب شوند، اگر می‌خواهید آنها هم در جایگاهی برابر با شما رأی دهند، از لینکون و حزب جمهوری خواه سیاه که طرفدار شهروندی سیاهان هستند حمایت کنید. "
    لینکون در دفاع از خود گفت: " که به دنبال این نیست که تحت هر شرایطی میان نژاد سیاه و سفید برابری اجتماعی و سیاسی برقرار سازد.
    مخالفت لینکون با برده داری در واقع مخالفت با قدرت برده بود و او در سال ۱۸۵۸ طرفدار الغای بردگی نبود. اما جنگ داخلی خیلی چیزها، از جمله اعتقاد و دیدگاه لینکون نسبت به روابط نژادها را تغییر داد.
    سلسله موي دوست حلقه دام بلاست*هر كه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست


  6. 3 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ