Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: چراغ ها را من خاموش می کنم

  1. #1
    کاربر افتخاری فروم golpar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    وطن
    نگارشها
    926

    چراغ ها را من خاموش می کنم

    چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم





    شناسنامه کتاب:
    نام:چراغ ها را من خاموش می کنم
    نوشته:زویا پیرزاد
    نشر:مرکز
    چاپ اول:1380

    اطلاعات:این کتاب تا کنون سی بار تجدید چاپ شده است

    جوایز:
    این کتاب تا کنون چند جایزه معتبر ادبی را در ایران به خود اختصاص داده است. جایزه ادبی یلدا، جایزه بهترین رمان سال بنیاد گلشیری و جایزه کتاب سال از جمله این جوایز است
    .

    خلاصه داستان:

    کلاریس زنی است که در طول 17 سال زندگی مشترک،تمامی نقش هایش را اعم از مادر،همسر و دوست به خوبی ایفا کرده است.تا جایی که اهمیت به آنچه بقیه می خواهند و میگویند،چه مادر چه خواهر و چه خانواده اش از آنچه خود میخواهد برایش مهم تر جلوه می کند.تا جایی که این حضور او در زندگی دیگران نیز برایشان مبدل به عادتی گشته که جز این را انتظار ندارند.اما همه چیز با اسباب کشی همسایه جدیدشان به محله انان تغییر می کند.
    کلاریس با وجود امیل بسیاری از خواسته ها و نیاز هایش را پیش رویش می بیند و به عبارتی به یاد می آورد در دنیایش"من"وجود دارد.
    و....


    دانلود کتاب
    ویرایش توسط golpar : 08-26-2012 در ساعت 05:37 PM
    آزادی آخرین کلمه ای ست که همواره در دل دارم
    آزادی من،خط قرمز من است!

    غادة السمان

  2. 8 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  3. #2
    کاربر افتخاری فروم golpar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    وطن
    نگارشها
    926

    پاسخ : چراغ ها را من خاموش می کنم


    زندگینامه ی نویسنده:

    زویا پیرزاد (زاده ۱۳۳۱ در آبادان-) نویسنده معاصر ارمنی‌تبار ایرانی است. او در سال ۱۳۸۰ با رمان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» جوایز مهمی همچون بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد هوشنگ گلشیری، كتاب سال وزارت ارشاد جمهوري اسلامي و لوح تقدیر جایزه ادبی یلدا را بدست آورد و با مجموعه داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» یکی از برندگان جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ و جایزه «کوریه انترناسیونال» در سال ۲۰۰۹ شد. وی از معدود نویسندگان ایرانی ست که تمام آثارش به فرانسوی ترجمه شده است.

    زندگی

    زویا پیرزاد نویسنده و داستان نویس معاصر در سال ۱۳۳۱ در آبادان از مادری ارمنی تبار و پدری روس تبار به دنیا آمد، [۲] در همان جا به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و دو پسرش ساشا و شروین را به دنیا آورد.
    آثار

    وی در سال ۱۳۷۰، ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷، سه مجموعه از داستان‌های کوتاه خود را به چاپ رساند؛ «مثل همه عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» [۲] مجموعه داستان‌های کوتاهی بودند که به دلیل نثر متفاوت خود مورد استقبال مردم قرار گرفتند.
    اولین رمان بلند زویا پیرزاد، با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسید. داستان این رمان که با نثر ساده و روانی نوشته شده‌است، در شهر آبادان دههٔ چهل خورشیدی می‌گذرد و شخصیت‌های داستان از خانواده‌های کارمندان و مهندسین شرکت نفت هستند که در محلهٔ بریم جدا از بومیان آبادان زندگی می‌کنند.
    زویا پیرزاد کتاب‌هایی نیز ترجمه کرده‌است، از جمله «آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوییس کارول و کتاب «آوای جهیدن غوک» که مجموعه‌ای است از هایکوهای شاعران آسیایی.[۲]
    مجموعه داستان کوتاه

    این سه داستان در کتابی با عنوان «سه کتاب» گرد آمده‌اند.

    • مثل همه عصرها
    • طعم گس خرمالو
    • یک روز مانده به عید پاک

    رمان

    • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم که در مورد زندگی چند خانواده ارمنی ساکن آبادان که اغلب کارمند شرکت نفت هستند می‌باشد! داستان به سبک زنانه و از زبان شخصیت اصلی داستان، زنی خانه‌دار به نام کلاریس بیان می‌شود و مشکلات و گرفتاری‌های همیشگی زنها را سوژه نوشتن قرار می‌دهد.
    • عادت می‌کنیم که زندگی آرزو صارم زن مطلقه و بچه‌داری است که دلش می‌خواهد بعضی وقت‌ها خودش را دوست بدارد و کاری که مطابق میل خودش است انجام دهد نه هر کاری که دختر و مادرش می‌خواهند.

    ترجمه


    جایزه‌ها



    • داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» برنده جایزه بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ شد.
    • ترجمه داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» به زبان فرانسوی جایزه کوریه اینترناسیونال در سال ۲۰۰۹ شد.



    به نقل از:ویکی پدیا

  4. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  5. #3
    کاربر افتخاری فروم golpar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    وطن
    نگارشها
    926

    پاسخ : چراغ ها را من خاموش می کنم

    نگاهي به رمان «چراغ ها را من خاموش ميكنم » نوشته زويا پيرزاد



    شهرنوش پارسي پور ــ كاليفرنيا
    ناشر مركز، تهران



    من پيش از اين كتاب "يك روز مانده به عيد ‌پاك" و "مثل همه عصرها" را از زويا پيرزاد خوانده بودم. در مثل همه عصرها، در خواندن هر داستاني احساس ميكردم رودر روي يك تابلوي امپرسيونيستي ايستاده ام و دارم به آن نگاه ميكنم. داستانها ساده و شفاف بودند. پر از رنگ و نور. در كتاب حاضر اما روش نوشتاري نويسنده تفاوت كرده است. اين بار از آنجايي كه دارد يك رمان بلند‌ مينويسد لحن نگارش او عوض شده. البته در كتاب حاضر نيز آنچه را كه نويسنده توصيف ميكند به خوبي ميبينيم، بويژه اگر همانند من تجربه زندگي در آبادان و خرمشهر پشتتان باشد.
    مكان داستان آبادان است، يا در حقيقت محله ي بوارده شمالي آبادان. قهرمانان داستان در مجموع همه از ارمني هاي مقيم اين شهر هستند. راوي داستان، كلاريس، مادر سه بچه و همسر مردي ست كه با عشق با يكديگر ازدواج كرده اند. مادر و خواهر او نيز به عنوان شخصيتهاي اصلي داستان هميشه حضور دارند. كلاريس مادر خوبي ست. به بچه ها ميرسد. خانه را تميز و مرتب نگه ميدارد، آشپزي ميكند. دوست خوبي ست، از سياست بازي شوهر خود نگران است.
    زندگي ناگهان زماني عوض ميشود كه خانواده سيمونيان در خانه ي روبروي خانه آنها سكونت ميكنند. خانم سيمونيان، مادربزرگ خانواده، پيرزن بسيار قد كوتاه و متكبري ست. او ثروت زيادي دارد يا داشته. از ارمني هاي جلفاي اصفهان است. نوه او، اميلي، دختر زيباي دوازده سيزده ساله اي ست. دختر بچه اي ساكت و كم حرف، با شخصيتي پيچيده و گاه بدجنس، اميل پدر اميلي مردي ست جذاب و قدبلند و تابعي از خواستهاي مادر.
    زويا پيرزاد با تكيه بر اين شخصيتها پي رنگ (پلات) داستان خود را پي ريزي ميكند. پيش از آمدن سيمونيان ها زندگي آرام و ساده ميگذشت. اما اكنون ناگهان حس مشوشي كلاريس را پر كرده است. او زن كتاب خوانده اي ست. با يك كتابفروش در تهران قرار دارد كه مرتب برايش كتاب ميفرستد. او در اعماق روحش هميشه به ياد پدر است. هرگز در اين باره با كسي صحبت نميكند و در سكوت دائم به حرفهاي بي وقفه مادر درباره پدر گوش ميدهد. اما حسي كه دختر را به خاطره پدر متصل كرده بسيار عميق و خصوصي ست. اكنون با آمدن اميل سيمونيان كه او نيز اهل كتاب خواندن و مردي ظريف است، يك حس مشوش او را پر كرده. نويسنده با مهارت ويژه اي تا آخر داستان هيچ نامي براي اين حس پيدا نميكند. اين حس كش آمده و انگيخته در متن شهري كه از گرما تب كرده است و در فصل هاي گرم بهار و تابستان آبادان، اندك اندك جهت پيدا ميكند و خواننده را پا به پاي خود پيش ميبرد. در اين ميانه آرمن، پسر كلاريس نيز ديوانه وار دل به اميلي بسته است، و دخترك با بدجنسي هايش او را مي آزارد. مادر نگران پسر است. كشف نامه اي كه بسيار جوان مآبانه نوشته شده مادر را بيشتر دل نگران ميكند. و نگراني همانند شاخه هاي عشقه به دور كلاريس تار ميتند.
    رمان چراغ ها را من خاموش ميكنم از جهات مختلفي قابل بررسي و ارزيابي ست.
    نخست آن كه يكي از رمان هاي نادري ست كه به مسئله اقليت هاي مذهبي در ايران ميپردازد. زويا پيرزاد با لحني طبيعي و بدون هيچ وجهي از مبالغه به آداب و رسوم ارامنه ميپردازد و خواننده را در متن داستان و در ميان قهرمانان قرار ميدهد. خواننده كم كم با اين قهرمانان اخت ميشد و احساس خويشاوندي ميكند. دومين نكته درخور تحسين كتاب پرداختن به مسئله عشق ممنوع است كه با ظرافت بسيار شكل گرفته. در طول روايت داستان و در اين رابطه هرگز از واژه عشق استفاده نشده است. «حس مشوش» حالتي ست كه كتاب به خواننده منتقل ميكند. عوالم روحي كلاريس و ديد صريح و تيزبين او هميشه در پشت چهره اي خانگي پنهان شده. او دائم در حال كار كردن و به دور خود چرخيدن است. موتور خانه است. بي او هيچ كاري پيش نميرود، و زماني ميرسد كه گويي او دارد از دست ميرود. تمامي اين نكات به گونه اي توصيف شده اند كه كوچك ترين جاي پايي از توضيح يا توصيف به چشم نميخورد. نويسنده در به كار بردن واژگان نهايت اقتصاد را به خرج ميدهد. درك حالات روحي كلاريس و ديگر شخصيت هاي كتاب بر عهده خواننده است.
    داستان چراغ ها را من خاموش ميكنم نشان ميدهد كه چگونه ميتوان ساده و شفاف نوشت و بسيار پر مغز نوشت. نويسنده براي آن كه اثري به وجود بياورد مجبور به هيچ كلنجار رفتني با خود نيست. البته اين ظاهر قضيه است. اين رمان در حقيقت با عرقريزان روحي نوشته شده است. تنظيم گفته هاي كودكانه دوقلوها، بحث هاي ميان زن و شوهر. و يا درست در لحظاتي كه كلاريس در خلجان روحي به سر ميبرد، كه نشان از ارتباط عميق روحي زن و شوهر دارد و نشان ميدهد كه سرگشتگي زن به مرد منتقل شده، نوشتن همه اينها به سادگي ميسر نبوده است. طنز كتاب يكي ديگر از نكات درخشان كتاب است. زويا پيرزاد به طور كلي طنز قابل تاملي دارد. اين در بعضي از داستانهاي كوتاهي كه نوشته بسيار خوب جلوه ميكند. طنز او نه رو در رو، بلكه واژگونه است. حالتي را يا صحنه اي را يا آرايش گيسويي را شرح ميدهد، و بي آن كه قصد مسخره كردن داشته باشد لبخند به لب خواننده مي آورد.

  6. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  7. #4
    کاربر افتخاری فروم golpar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    وطن
    نگارشها
    926

    پاسخ : چراغ ها را من خاموش می کنم

    این کتاب رو سوم راهنمایی بودم که خوندم.واقعا از نثر بسیار قوی و ساده ی نویسنده لذت بردم و هنوزم اگه فرستی پیش بیاد دوست دارم بخونمش.
    چیزی که توی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم خودنمایی می کنه این که از نظر تمام شخصیت های داستان،حتی خود کلاریس که راوی داستانه،زن خوب زنیست که مرتب بشوره و بپزه و به شوهر و بچه هاش برسه.درواقع،عوامل بسیاری هستن که در طول جوامع و عصر ها زن رو در همین چهارچوب ها تعریف کردن و بهش اجازه ی رشد و بالندگی ندادن.
    در حالی که ما شاهدیم زن امروز،چیزی فراتر از این تصاویره.زن امروز برای حقوقش می جنگه،زن امروز نوبل می بره،به المپیک میره،قاضی میشه،دوشادوش مردان مبارزه می کنه(هر چند قدیم هم داشتیم مثل مبارزه های چریکی جنگ آمریکای لاتین علیه آمریکا.زنان بسیاری که اسمشون در خاطرم نیست شانه به شانه ی چه گوارا و کاسترو جنگیدن و توی رمان دا نوشته ی خانم زهرا حسینی هم شاهدیم که زنان فقط آشپزی نمی کردن.)
    بله.اگر چه موضوع داستان مارو به یاد دفترچه ی ممنوع دسس پدس یا وانهاده ی دوبووار میندازه اما هنر نویسنده های این کتاب ها،این آثار ارزنده رو از هم متمایز می کنه.

  8. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  9. #5
    گرافیست تیم ZABOZA
    Graphic
    MADARA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    تهران
    نگارشها
    323

    پاسخ : چراغ ها را من خاموش می کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط golpar نمایش پست ها
    چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم





    شناسنامه کتاب:
    نام:چراغ ها را من خاموش می کنم
    نوشته:زویا پیرزاد
    نشر:مرکز
    چاپ اول:1380

    اطلاعات:این کتاب تا کنون سی بار تجدید چاپ شده است

    جوایز:
    این کتاب تا کنون چند جایزه معتبر ادبی را در ایران به خود اختصاص داده است. جایزه ادبی یلدا، جایزه بهترین رمان سال بنیاد گلشیری و جایزه کتاب سال از جمله این جوایز است
    .

    خلاصه داستان:

    کلاریس زنی است که در طول 17 سال زندگی مشترک،تمامی نقش هایش را اعم از مادر،همسر و دوست به خوبی ایفا کرده است.تا جایی که اهمیت به آنچه بقیه می خواهند و میگویند،چه مادر چه خواهر و چه خانواده اش از آنچه خود میخواهد برایش مهم تر جلوه می کند.تا جایی که این حضور او در زندگی دیگران نیز برایشان مبدل به عادتی گشته که جز این را انتظار ندارند.اما همه چیز با اسباب کشی همسایه جدیدشان به محله انان تغییر می کند.
    کلاریس با وجود امیل بسیاری از خواسته ها و نیاز هایش را پیش رویش می بیند و به عبارتی به یاد می آورد در دنیایش"من"وجود دارد.
    و....


    دانلود کتاب به صورت پی دی اف

    گلپر جان فک کنم این لینکی که گذاشتی اشتباهه چون گفتوگوی یکی از بازیگر هاست با مجله ی سلامت...

  10. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  11. #6
    کاربر افتخاری فروم golpar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    وطن
    نگارشها
    926

    پاسخ : چراغ ها را من خاموش می کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط MADARA نمایش پست ها
    گلپر جان فک کنم این لینکی که گذاشتی اشتباهه چون گفتوگوی یکی از بازیگر هاست با مجله ی سلامت...
    مرسی درستش کردم^^

  12. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  13. #7
    ***** مدير بخش سينما ***** (در مرخصی) Kaveh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Journey before Destination
    نگارشها
    2,484
    Kaveh's: Animparadise

    پاسخ : چراغ ها را من خاموش می کنم

    خیلی ممنون گلپر عزیز

    خیلی کم پیش میاد کتاب ایرانی بخوانم ... "چراغ ها را من خاموش می کنم" یکی از بهترین رمان های ایرانی است که خوانده ام. حتما بخونین
    All good work is done the way ants do things, little by little
    پیام من این است که
    نباید ناله کرد ،نباید غمگین بود
    بلکه باید استوار بود ، بلکه باید عاشق بود
    بلکه باید غم را از درون و از دل برون کرد
    و در مقابل سختی ها ، رنج ها و ظلم ها ایستاد

  14. 4 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ