Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 40

موضوع: چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

  1. #1
    kinshin
    Guest

    Lightbulb چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    تیبرام جالب که تو اکثر فروم هایی که بودم قسمت کتاب بدرد نخور ترین قسمت این فروم ها بود حالام اینجا از این قاعده مستثنا نیست یه تاپیک در مورد کتاب هایی که خواندم زدم یه دوستی به اسم عادل یه پست گذاشت که فقط کتاب های درسی می خونیم و حوصله خوندن کتاب های دیگه نداریم دوست دارم بقیه هم بیان نظرشون رو بگن برام جالب که نظر های موافق و مخالف رو بشنوم ...

    من خودم این بحث اینجوری شروع می کنم چطور می شه که ما فیلم می بینیم کارتون نگاه می کنیم و هزاران کار دیگه و با توجه به اینکه مادر تمام اینها ادبیات و کتاب، چطور می شه کتاب نخوند مهم نیست چه کتاب از کافکا و سارتر تا م مودب پور و فهیمه رحیمی هر نوع کتابی به نظر من ارزش یک بار خوندن داره ولی با تمام اینها ما کتاب نمی خونیم و از اون بدتر این کارو وقت تلف کردن می دونیم کسایی که این کارو می کنن با تمسخر نگاه می کنیم ؟!!!

    ادامه دارد...
    ویرایش توسط kinshin : 03-10-2008 در ساعت 10:07 AM

  2. #2
    tahx
    Guest

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    شرمنده ها ولی قسمت کتاب خونی اینجا کتاب های خیلی خوبی معرفی کرده.
    کتاب خوندن هم مثل دیدن کارتون و انیمه پیش زمینه می خواد.

  3. #3
    Registered User takavar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2007
    محل سکونت
    Toronto/Tehran
    نگارشها
    78

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    به شما کارهای پروفسور Marshal McLuhan رو توصیه میکنم. مخصوصا کتاب The medium is the massage .
    به اونایی که از کتاب خوندن بیزارن هم این بخش CBC Television -Understanding McLuhan از این Torrent رو توصیه میکنم تماشا کنید.

    کلا فرهنگ جهانی داره به سمتی میره که همه چیز خلاصه، راحت و چند رسانه‌ای هست . فرهنگ این زمان فرهنگ تقلید، تصویر و بازگویی هست و توش نوشته دیگه جایی نداره. بعلاوه اینها قانون کپی رایت و قیمت گزاف کتاب در غرب توانسته که پخش کتاب را که بر عکس موسیقی و فیلم که به راحتی به صورت دیجیتال تبدیل نمیشه رو از جوانان اینترنتی جامعه با سرعت بالا تری دور کنه.

  4. #4
    کاربر افتخاری فروم Huashan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    abadan
    نگارشها
    828

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    من تو این زمینه حرف زیاد دارم ...خیلی خیلی ... تقریبا تو جمع هایی که هستم ؛ با اینکه اکثرا جز طبقه ی متوسط به بالای جامعه و یا افراد تحصیل کرده هستن ... باز هم خیلی خیلی کم کتاب می خونن ( از این نکته ی حاشیه ای هم می گذریم که مثلا خانوده ی من از زیاد کتاب خوندنم می ترسن ... )

    من زیاد در این مورد فکر کردم , که واقعا چرا اینقدر انگیزه برای کتاب خوندن کمه ؟ ...

    و در نهایت به یه جواب رسیدم ... مردم کتاب نمی خونن چون انگیزه ای ندارن ... ببینین زمانی شما به سمت کتاب خوندن می رید که مثلا یه روحیه ی خاص و یا یه تفکر خاص , خلاصه دنبال یه چیزی باشید , حتی اون چیز می تونه لذت بردن باشه ...

    اکثرا کسانی که وارد حیطه ی کتاب خونی می شن , از ابتدا به یه موضوعی ( اون موضوع می تونه شخصیت نویسنده باشه , سیر تفکری خاصی باشه , علاقه به موضوعی خاص باشه و ... ) علاقه داشتن ...

    شما توی مردم ما بگرد , می بینی که واقعا ذهنشون خیلی از علاقه خالیه ی ( یا حداقل من اینطور برداشت کردم ) , نمی تونی یه علاقه خاص رو بهشون نسبت بدی ...

    چند وقت پیش برای یکی از دوستانم که به هری پاتر علاقه داشت , جلد هفتمش رو بهش هدیه دادم ... یکی از دوستان دیگه ای که اونجا بود گفت " پس ما چی ؟ " ... گفتم به خدا خیلی فکر کردم ولی نتونستم هیچ علاقه ی خاصی درون تو پیدا کنم که از طریق اون بتونم بهت هدیه بدم ...

    البته , سر فرصت هم در مورد محیط هم صحبت می کنیم ... باید تاپیک جالبی بشه ...
    به صلیب صدا مصلوبم ای دوست /تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
    شرف نفس من اگه شد قفس من / به سكوت تن ندادم حالا میرم بی‌ كفن
    IPM

  5. #5
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    من این همه خودم رو کشتم کتاب گذاشتم

    شما خیلی لطف دارید ولی این جا چند تا مشتری دائم خمار کتاب داره که همون ها مغز کتاب خونی دارند

    و از نظر من همین تعداد هم برای کشور بیسواد ما کافیه

    الان که چیزی حالیمون نیست این همه دبدبه کب کبه داریم و کری میخونیم

    ماشالله همه ادعای عالم بودنشون میشه وای به حال روزی که همه کتاب خون هم بشن

    در مورد فرهنگ کتاب خوندن مشکلی بس عظیم تر از خود خوندنش هست اون هم مربوط میشه به این که

    هر چی خوندی مهم نیست , چقدرش رو یادته و ازش استفاده کردی ؟ این چیزیه که کمتر کسی بهش فکر میکنه

    وگرنه تمامی اساتید دانشگاه و اعضای علمی اون باید آدمای فوقالعاده ای باشند که همه مون میدونیم

    نصف بیشترشون سرشون به تنشون هم نمی ارزه

    بعدن در این مورد گفتمان میکنیم
    Being aloneis the some thing remarkable but to be ignoredis so awkward

  6. #6
    Registered User Werwolf آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    تهران
    نگارشها
    228

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    راستش شخصا فکر می کنم مردم ما یخورده کمبود وقت هم دارن!
    ما (بچه های دبیرستان ما) توی دبیرستان، دنبال قبولی توی کنکور بودیم؛ توی دانشگاه دنبال کار یاد گرفتن، (البته من همین 4جلد کتابی که خوندم، توی دانشگاه بود) بعدش هم که بری سر کار، دیگه خسته و کوفته، اصلا حالیت نمیشه چی داری می خونی!
    در مورد اینکه علی میگه همه ادعا دارن، دقیقا به همین دلیله که اطلاعات کمی داریم؛ اگه بدونیم چقدر چیز هست که نمی دونیم، دیگه جرات نمی کنیم راجع به چیزی همین طوری رو هوا حرف بزنیم.
    در ضمن کتاب خریدن هم پول میخواد. همین بهشت گمشده میلتون یا کمدی الهی، هر جلدش 4000 تا 5000 تومنه. کتابخونه ها هم خیلی موثر نیستن؛ من خودم دنبال چندتا کتاب بودم توی کتابخونه ملی! پیداش نکردن! توی لیستشون بود، ولی پیدا نشد!
    همون طور که دوستان گفتن، انگیزه هم لازمه؛ که البته به هدفت بر می گرده. هدف ملت ما، اینه که به لحاظ مالی، توی رفاه باشن. خوب! بدون مطالعه هم میشه پول دراورد. چند نفر توی کشور ما، دلالی می کنن؟! چقدر دانشجوها جمع شدن دور این سیستم های هرمی؟!
    همین قضیه هم باعث میشه، چیزایی هم که شما میخونی، واقعا ازش استفاده نکنی؛ چون میگی من که دارم کارم رو میکنم، حالا این بابا توی کتابش یه چیزی گفته. خوب واسه خودش گفته.
    البته میتونه چیزای دیگه هم باشه ها. مثلا اینکه بعضی ها دوست دارن خودشون همه چیز رو تجربه کنن. واسه همین دنبال تجربیات بقیه نمیرن. نمی دونم خودشون رو گول میزنن یا نه؛ ولی به هر حال، اعتماد نمی کنن.
    نمی خوام بحث مذهبی راه بندازم، ولی وقتی بعضی ها، به کتابی که (فرض میکنیم فقط اسما) از طرف خدا اومده، بی توجه هستن، میخوای برن به چی توجه کنن؟
    مردم باید باور کنن که کتاب خوندن، براشون مفیده. که البته همین باور، به اعتقادات طرف هم برمی گرده.
    بقیش باشه واسه پست بعدی. الانه که علی بگه دیدی من میگم همه ادعاشون میشه، نمونش این werwolf ;)
    "ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست."

  7. #7
    kinshin
    Guest

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    خب خوشحالم که حداقل همین تعداد کم هم این مسئله براشون مهم
    1-با نظر تکاور مخالفم و فکر می کنم هیچ چیزی نمی تونه لذت کتاب خوندن به آدم بده موزیک و فیلم و تمام اینها هم لذتبخش اما به نظر من قدرت تخیل کتاب نداره مثلا من یکی حاضر نیستم لذتی که با خوندن مرشد و مارگاریتا بردم با هیچ چیزی عوض کنم هنوزم که هنوز مردم واسه خوندن کتاب جدید مارکز یا سیلینجر یا حتی همین هری پاتر کلی هزینه می کنن ژاپن با اون وسعت تکنولوژی و سرعت سرسام آور زندگیش هم سرانه مطالعه بالایی داره
    2- دوست دیگمون در مورد لذت و انگیزه صحبت کرده من فکر می کنم مشکل ما خیلی پیچیده تر از این حرف ها باشه انگیزه ها و علایق وجود دارند اما بد تعریف شدند یه زمانی قشر دانشجو رو فرهیخته و روشن فکر می دوستن اما الان چی دوستانی که دانشجو هستند می دونن من چی می گم دانشگاها که باید بستر کار های فرهنگی مثل کتاب خوندن باشه تبدیل شده به یه محیط مختلط که به درد کارهای می خوره که تو جامعه تابو های بدی هستن مشکل اینه ما همیشه سعی کردیم شبیه بقیه باشیم حتی اگه واقعا بهش باور نداشته باشیم وقتی کتاب خوندن تو جامعه تبدیل به یه کار به اصطلاح املی شد واسه اینکه از این صفت فرار کنیم ما هم با جریان آب همراه می شیم تو همه چیز این نگاه داریم و بدتر از اون اینکه خانواده ها هم ترجیح می دن بچه هاشون کتاب نخونن به چند دلیل اول قضیه این درس و کنکور لعنتی که زندگی آدم تا 18 سالگی که می تونه مهمترین قسمت از شکل گیری انسان باشه به فنا می ده دیگه اینکه خانواده ها از تبدیل شدن بچه هاشون به آدم های با فکر باز و متفکر که با کتاب خوندن به دست می آد می ترسن ترجیح می دن بچه هاشون به شدت معمولی باشن فکر می کنم دلیلش اینه که جامعه ما به طرز اسف باری عادت به نخبه کشی(به معنی عام) داره (کتاب جامعه شناسی نخبه کشی اثر علی رضا قلی رو بخونید) و این در طی این چند صد سال تو روح جامعه ما وارد شده و نسل به نسل خودش رو نشون داده همین باعث شده پدران ما کسی مثل شاملو رو تمجید کنند اما دوست نداشته باشند که بچه خودشون نویسنده یا شاعر یا هر چیز دیگه تو این رنج بشه حالا سوال اینجاست آیا ما هم قرار همین راه رو بریم و جا پای پدران مون بزاریم این مسئله خیلی مهم نسل بعد از ما قرار چطور با این امر مواجه بشه به نظر شما نسل ما چطور پدر مادری می شن ؟!! نمی دونم واقعا با این بی خیالی عجیب خودمون قرار چی کار کنیم خیلی وقتها به این نتیجه می رسم بهترین راه حل واسه ما اینه یه نسل رو به طور کامل از بین ببریم تا نسل بعد بدون هیچ پیش زمینه فکری رشد کنه.
    3- علی جان شما یه کم عصبی به قضیه نگاه می کنی البته شاید این عکس العمل اکثر ما نسبت به این فشار های اجتماعی باشه اما راه حل نیست به نظرت همین تعداد رو هم می شه روشن فکر و فرهیخته خوند وقتی سعی در تغییر وضع موجود نکنند ؟ وقتی حتی نتونیم یک نفر رو با خودمون همراه کنیم به چه درد می خوره این همه تلاش برای فهمیدن ! مشکل جماعت نخبه اینه که تو بعد تئوری عالی اند اما عملی شون افتضاح با فاصله گرفتن عوام دارن یواش یواش خودشون منقرض می کنن که این یه فاجعه است شده مثل داستان اون دو تا کلاغ که واسه تعمیر خونه هر کدون منتظر دیگری بود عوام منتظرن روشنفکر ها همه مشکلات رو حل کنن روشنفکر هام می خوان که همه مردم بدون کمترین هزینه ای به سمت اونها بیان و این شدنی نسیت...
    4- هیچ کدوم از محدودیت هالی مادی که گفته شد دلیل قابل قبولی واسه این داستان نیست ما خیلی جاها پول و وقت مون رو دونسته می کشیم تا زندگی بگزره پس این ها همش بهانست چقدر آدم مرفه رو می خواین مثال بزنم که با تمام استطاعت مالی هیچ علا قه ای به این کار ندارند و بر عکس اکثر کسانی که کتاب می خونند از قشر به شدت متوسط جامعه هستند بحث کاربردی بودن این مطالب هم شق دوم مطلب من حتی حاضرم این رویه فقط به عنوان سر گرمی هم جای خودش رو باز کنه اما...
    دوستان شرمنده که زیاد چرت و پرت گفتم وقتی آدم یه گوش شنوا پیدا می کنه دیگه دست خودش نیست

  8. #8
    kinshin
    Guest

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    راستی اینو یادم رفت بگم نظر دوستان چیه که اینجا یه تاپیک Audio Book راه اندازی کنیم فکر کنم خیلی به درد بخوره من خودم چند تا از اینها دارم ؟!

  9. #9

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    آخ درد دل منو بالاخره یکی اینجا گفت ..

    یه چیزی که این 2 سال شدیدا منو عذاب میده همینه ... منظورم کتاب نخوندم .... وقتی دوستان خودم رو می بینم که کتاب می خونند و درباره کتاب ها با چه شور و ذوقی حرف میزنند و دانششون میره بالا واقعا حسودیم میشه ...
    یه دوست داشتم که از 3 سالگی شروع کرده بود به کتاب خوندن .. همیشه بیشتر از سنش میفهمید .. اینقدر بهش حسودیم میشد که وقتی پیشش بود واقعا داشتم میمردم ... خیلی اطلاعات داشت .. درباره همه چی می دونست .. ولی من مجبور بودم در کنار اون سکوت کنم و فقط به حرفاش خوب گوش بدم ...

    نمی دونم چرا این همت توی من ایجاد نمیشه که شروع کنم به کتاب خوانی..
    اولش گفتم شاید به خاطر این باشه که از کتاب های سنگین شروع می کنم .. رفتم سراغ کتاب های رمان ... رمانهای زیبا ... ولی باز هم یه ذره می خوندم بعد ولش می کردم ... با خودم گفتم .. اینم که نشد .. حداقل بشینم کتاب های رمان تخیلی بخونم .. چون به تخیلات علاقه مند بودم ... چند تا خوندم .. بعد دیگه نخوندم ... خلاصه هدفم این بود که با این کتاب ها خودم رو به کتاب خونی عادت بدم و بعد برم روی کتاب های مشکل تر ... اینقدر دوست دارم که بدونم جریان این حذب ها چیه ؟ مثلا سوسیالیسم و .... یا دوست دارم بدونم جنگ ها و انقلاب ها چه شکلی بوده .. چه اتفاقاتی افتاده ؟؟ مثلا انقلاب فرانسه ... یا دوست دارم کتاب هایی رو بخونم که به زندگیم جهت بده .. طرز فکرم رو عوض کنم .. یکم بزرگ تر فکر کنم ...دوست دارم بدونم فیلسوف ها چی میگن ؟؟ دوست دارم بدونم فروید چی میگه .دوست دارم بدونم ک...

    کاش این همت توی من ایجاد میشد ..
    این علی توپول رو که می بینم واقعا از خودم بدم میاد .. خیلی کتاب می خونه .. مثلا همین فن بیانش رو از همین چیزها داره ... یا این اطلاعاتش درباره همه چی از همین چیزهاست ... اون دفعه که دیدمش خیلی دوست داشتم باهاش در این باره صحبت کنم که من چیکار کنم ... از کجا شروع کنم .. و ... .. خواشان هم همین طوره .. اونم خیلی کتاب خونه .. و همیشه در باره همه چیز می خواد اطلاعات داشته باشه ..

    خلاصه این مشکل فقط به دست خود آدم حل میشه .. باید تنبلی رو بزاره کنار و به جای کار با این کامپیوتر کوفتی که شب و روز من این شده ..یکم هم برای کتاب وقت بزاره ..

  10. #10
    Kodama
    Guest

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط masih نمایش پست ها
    این مشکل فقط به دست خود آدم حل میشه .. باید تنبلی رو بزاره کنار و به جای کار با این کامپیوتر کوفتی که شب و روز من این شده ..یکم هم برای کتاب وقت بزاره ..
    از آدمهایی که با خودشون رودرواسی ندارن خوشم می آد ! درس و کار و دانشگاه و هزینه و هر چیز دیگه ای بهونه است . چون فیلم و انیمه دیدن و موزیک گوش دادن و بیرون رفتن و خلاصه هر کار دیگه ای که تو برنامه ی زندگی بیشتر ما ها جا داره هم وقت گیره و هم هزینه بر . پس مشکل از خودمون هست . از ارزشی که قائل نیستیم برای قلم ها و برای افکار . از حوصله ای که نداریم . ( معذرت می خوام ) ولی همین هم بر می گرده به یک سطحی برخورد کردن با دنیای نوشته ها .
    نقل قول نوشته اصلی توسط takavar نمایش پست ها
    کلا فرهنگ جهانی داره به سمتی میره که همه چیز خلاصه، راحت و چند رسانه‌ای هست . فرهنگ این زمان فرهنگ تقلید، تصویر و بازگویی هست و توش نوشته دیگه جایی نداره.
    حرف تلخی بود و خوشبختانه نادرست . مثال ملموسش هری پاتر . از کتاب هاش بیشتر اسقبال شد تو سراسر دنیا و یا فیلم هاش؟؟ Multimedia قدرت بیان خیلی از کلمات رو نداره .
    نقل قول نوشته اصلی توسط kinshin نمایش پست ها
    مهم نیست چه کتابی از کافکا و سارتر تا م مودب پور و فهیمه رحیمی هر نوع کتابی به نظر من ارزش یک بار خوندن داره
    امیدوارم این حرف رو جدی نزده باشید . با وجود این همه کتاب های فوق العاده تلف کردن بینایی و وقت برای خوندن کتاب های بد ، به نظر من جنایته و از کتاب نخوندن هم بدتره .

  11. #11
    Registered User Werwolf آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    تهران
    نگارشها
    228

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kodama نمایش پست ها
    درس و کار و دانشگاه و هزینه و هر چیز دیگه ای بهونه است . چون فیلم و انیمه دیدن و موزیک گوش دادن و بیرون رفتن و خلاصه هر کار دیگه ای که تو برنامه ی زندگی بیشتر ما ها جا داره هم وقت گیره و هم هزینه بر.
    ...
    با وجود این همه کتاب های فوق العاده تلف کردن بینایی و وقت برای خوندن کتاب های بد ، به نظر من جنایته و از کتاب نخوندن هم بدتره .
    بله؛ قبول دارم که بهانه است، ولی واسه بعضی ها بهانه است! هستن کسانی که دوست دارن مطالعه کنن، اما به همین دلایل نمی تونن. اینا رو فقط به عنوان یک سری دلیل ممکن ذکر کردم، نه اینکه قطعا همینه و بس. خیلی از اوقات، اینقدر اوضاع خودم قاطی میشه که دیگه وقتی واسه مطالعه ندارم، علی رغم اینکه توی برنامه ام هست.
    بعضی اوقات هم تمرکز لازم نیست. ذهنت درگیر چیز دیگه هست. پس خوندن با ادراک همراه نمیشه و میشه چیزی که علی گفت. میخونیم ولی عمل توش نیست.

    با بخش آخر حرفت موافقم؛ جمله ای که kinshin گفت، به لحاظ تئوریک شاید درست باشه. چون پشت هر اثر میتونه یک تفکر باشه. حتی اگه تفکر پیش پا افتاده ای باشه، شاید بتونه به بعضی ها کمک کنه. کاملا با این جمله موافق هستم که مطالعه کردن، پیش زمینه ها و شرایط محیطی خاص خودش رو میخواد. اما در عمل، بین آثار مختلف، اولویت هایی وجود داره. و اونایی که پایین تر قرار میگیرن، هرگز نوبت بهشون نمیرسه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط masih نمایش پست ها
    آخ درد دل منو بالاخره یکی اینجا گفت ..

    یه چیزی که این 2 سال شدیدا منو عذاب میده همینه ... منظورم کتاب نخوندم .... وقتی دوستان خودم رو می بینم که کتاب می خونند و درباره کتاب ها با چه شور و ذوقی حرف میزنند و دانششون میره بالا واقعا حسودیم میشه ...
    یه دوست داشتم که از 3 سالگی شروع کرده بود به کتاب خوندن .. همیشه بیشتر از سنش میفهمید .. اینقدر بهش حسودیم میشد که وقتی پیشش بود واقعا داشتم میمردم ... خیلی اطلاعات داشت .. درباره همه چی می دونست .. ولی من مجبور بودم در کنار اون سکوت کنم و فقط به حرفاش خوب گوش بدم ...
    نمی دونم چرا این همت توی من ایجاد نمیشه که شروع کنم به کتاب خوانی..
    انبار کردن اطلاعات توی ذهن فایده نداره. اون مثال حمار (بلا نسبت دوستان عزیزمون) که توی قرآن هست یادت میاد؟
    به نظر من مهم اینه که راه رو پیدا کنی. حالا اگه کسی نظریات فروید رو ندونه یا مثلا تعریف واژه های سیاسی یا اجتماعی رو ندونه، رستگار نمیشه؟ راه درست رو پیدا نمیکنه؟ البته بستگی به هدفت داره. باید ببینی این اطلاعات که میریزی توی مغزت، به دردت میخوره یا نه. من یادمه یه زمانی یه کتاب مد شده بود همه میخوندن! (اسمش رو میگم، ولی لطفا کسانی که این کتاب رو دوست دارن، به ضربات جوتسو متوسل نشن، من از همین الان تسلیمم : روی ماه خداوند را ببوس) به درد من نخورد؛ ولی خیلی ها هم طرفدارش بودن. اما واسه من مفید نبود. منظورم اینه که ناراحت نباش که اینا رو نمی دونی. مشکلی نیست. بازم بلا نسبت دوستان، باید بگم که بعضی چیزا به خاطر همین مشکل فرهنگی در مطالعه که عزیزان گفتن، شده یه جور پز روشنفکری. همه فکر میکنن فلانی یعنی آخر فلان قضیه، چون تفکراتش توی دانشگاه تدریس میشه. ما چیا رو با افکار اون آدم مقایسه کردیم، تا بفهمیم واقعا درست میگه یا نه؟ بگذریم...
    ولی نظر شخصیم اینه که هر چه زودتر شروع کنی بهتره. ;)
    اول هدفت رو تعیین کن، میخوای راجع به چی بدونی؟ اگه میخوای راجع به همه چیز میدونی، چیا در اولویتته؟
    بعدش پله پله برو جلو. فکر کنم شما هم مشکل انگیزه داری. میخونی ولی تو رو راضی نمیکنه. چون جسته گریخته میخونی و نمی دونی از این خوندنت چی میخوای. جمع کردن اطلاعات همیشه نمیتونه کمک کننده باشه. یا خودت قاطی میکنی، یا مطالعاتت با هم قاطی میشه. پیشنهاد من اینه که موضوعات مورد نظرت رو دونه دونه دنبال کن. سعی نکن همه چیز رو یکجا بدونی. می دونی که نمیشه. (یکی نیست به من بگه تو که لالایی بلدی، خودت چرا خوابت نمیبره )
    مسیح جان، ببخشین؛ قصدم فقط کمک بود. شرمنده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط kinshin نمایش پست ها
    خب خوشحالم که حداقل همین تعداد کم هم این مسئله براشون مهم ...
    در مورد شماره 1: قبول، ولی قرار نیست چون به امثال ما لذت میده واسه همه لذت بخش و راهگشا باشه. وقتی طرف هشتش در گرو نهشه، کتاب بخونه که چی بشه؟!
    توی فیلم هفت (فینچر)، کوین اسپیسی میگفت من وقتی میشینم بغل بعضی از آدما که راجع به چیزای کم اهمیت حرف میزنن، میخوام توی صورتشون بالا بیارم. (اینجا منظورم از کوین اسپیسی، تو بودی!)
    منظورم اینه واسه کسانی که اهل کتاب هستن، خوب نیست که فکر کنن بقیه که کتاب نمیخونن، امل هستن. یعنی فکر کنن فرد کتابخون، چون بیشتر میدونه پس برتره. این میتونه در دراز مدت، گمراه کننده باشه. البته این فقط یه نظر شخصیه.

    در مورد شماره 2: فکر کنم شما داری یخورده تاریک و سیاه به قضیه نگاه میکنی. این جوریا هم نیست. شاید محیطی که شما اطرافت دیدی، باعث شده این طوری به نظرت بیاد. هنوز به عقیده خیلیا کتاب خوندن نماد روشنفکری به حساب میاد.

    در مورد شماره 3: حرفی که میزنی، خیلی گنده هست. نمی خوام برم طرف نسبی گرایی که خودمم ازش متنفرم؛ ولی از کجا معلوم که من و شمای نوعی داریم راه رو درست میریم که حالا بخوایم بقیه رو هم با خودمون همراه کنیم؟ (منظورم به لحاظ طرز تفکر هست، نه کتابخوانی) وقتی شما مخوای به من بگی بخون، باید بگی چی رو بخونم؛ درسته؟ خوب، چطور میتونی به من بگی چی رو باید بخونم؟!
    البته با قسمت هایی از حرفات موافقم.
    شاید یکی از دلایل دلزدگی مردم از کتاب و اهالی کتاب، این باشه که روشنفکرا (به قول شما)، به وظیفه خودشون عمل نکردن. مردم از روشنفکرا بجز یکسری تئوری عمدتا غیر عملی، چی دیدن که حالا بیان باهاشون همراه بشن؟
    مشکل من نوعی اینه که چرا من عوام، بیام عقلم رو بدم دست شمای خواص؟
    اگه این تئوری ها درست بود یا در صورت درست بودن، عملی بود، بشر وضعش از این بهتر بود.
    شما فکر میکنی پشت حرکات صهیونیستی، پشت نیروهای تندروی اسلامی، پشت جنگ جهانی دوم، تفکر نبوده؟
    فکر میکنی هیتلر و امثالهم، فکر میکردن دارن راه رو غلط میرن؟ نه! اونا هم فکر میکردن دارن راه رو درست میرن.
    بعضی جاها، برای رسیدن به حقیقت، لازمه که شک کنیم. نمی خوام بگم این بحث ها فایده نداره، ولی قبول کنین که ما الان یخورده مغزمون داغه!
    چرا حضرت رسول (ص) که معروف بود به امین، به یگانه پرستی، به پرهیزگاری و امثالهم، تا 40 سالگی پیامبر نشد؟ مگه حسن نیت و ایمانش رو به خدا ثابت نکرده بود؟ یعنی خدا فکر میکرده که ممکنه ایشون از تفکرش برگرده و کافر بشه؟ آیا این تاخیر به این خاطر نبوده که ایشون پخته بشه؟
    به نظر من، دانش به تنهایی کافی نیست؛ تجربه، صافی مناسبیه تا افکار ما رو پالایش کنه. زمان نشون خواهد داد که چقدر از تفکرات ما صحیح بوده و چقدر غلط بوده.

    بچه ها تو رو خدا ببخشید، زیاد تر از کوپنم حرف زدم.
    واقعا منظوری نداشتم، گردنم هم از مو باریکتره. می خواستم حرفام صریح و واضح باشه. اگه دوستان به خاطر لحنم ناراحت شدن، عذرخواهی میکنم.
    ویرایش توسط Werwolf : 03-11-2008 در ساعت 03:10 AM

  12. #12
    Registered User adel آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    بندرعباس
    نگارشها
    75

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    والا ما كه كتاب نميخونيم واقعا وقتش رو نداريم فقط كتابهاي درسي رو ميخونيم چون مجبوريم چاره ديگه اي نداريم و بايد از استراحتمون بزنيم

  13. #13
    kinshin
    Guest

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    مسیح جان شما باید علایق خودتو طبقه بندی کنی و بعد شروع کنی به کتاب خوندن اونم کم کم مثلا روزی نیم ساعت خودتو مجاب کنی که حتما کتاب بخونی کتاب های با تعلیق زیاد بخون مثلا یکی از کتابایی که من دوران راهنمایی خوندن و به شدت دوستش دارم (دیگه پیداش نکردم) کتابی بود به اسم سفر به مثلث برمودا که یه ایرانی نوشته بود تخیلی بود این یه جورایی پیش زمینه من شد واسه کتاب خوندن اونم تخیلی که بعد از اون رفتم دنبال داستان ها ایزاک آسیموف و از اون طیف پیشنهاد می کنم یه دفعه نری دنبال کتاب های مثل دانته و جنگ و صلح و اینها البته خوندنش واسه هر کسی واجبه اما حتی از لحاظ دیداری باید به کتاب خوندن عادت داشته باشی تا خستت نکنه . در مورد جمع کدن اطلاعات هم یه نکته هستش که خیلی ها برای پز روشنفکری تبدیل شدن به ضبط صوت هایی که جمله های کافکا و شریعتی و پائولو کوئیلو (هیچ وقت نتونستم با این یکی کنار بیام با اینکه می دونم الان کلم می کنید اما خدا وکیلی اینقدر نویسنده بزرگی؟!!)بلغور می کنن
    دلیلی که من گفتم هر نوع کتابی هم خونده بشه خوبه اینه که شما نمی تونید انتظار داشته باشید یه نوجوان 15 16 ساله بیاد شروع کنه به خوندن 100 سال تنهایی این می تونه یه عامل بازدارنده باشه من خودم شروع کتاب خوندن حرفه ایم با کتاب باغ مارشال بود و دیگه اینکه kodma جان این کتاب ها چه منو شما خوشمون بیاید یا نه به شدت در بین نوجوان ها مخصوصا دختر ها طرف دار داره و تعداد خیلی کمی از اونها از این مسیر میگزرن و وارد کتاب های سطح بالالتر می شن شاید هم دلیلش این باشه که گروهی با این نوع کتاب ها مخالفن نگاه تحقیر آمیزی نسبت به این موضوع دارندو باعث واکنش منفی می شه دوست من خیلی مواقع هست که آدم نیاز به یه مقدار ابتذال داره همیشه آدم نمی تونه annathema گوش بده یه موقعی هست طلب می کنه شما حسن خشتک گوش کنید (که من به شدت دوسش دارم)
    در مورد مورد 1- ببین بحث ما اینجا در مورد طبقه متوسط جامعه است مطمئنا مطالبات قشر فقیر جامعه بیشتر نان تاکتاب که این هم لزوما درست نیست اما چون بیشتر تبدیل می شه از بیرون گود نگاه کردن به قضیه واردش نشیم بهتره
    احتمالا حرف منو بد متوجه شدی منظور من این بود که تو جامعه ما به کسایی که وقت و هزینه میزارن واسه کتاب خوندن با تمسخر نگاه می شه و بهشون لقب امل می دن
    3- من خیلی بی جا می کنم بخوام راه نشون کسی بدم (من نوعی) یک انسانم با محدودیت های بشری من خودم این بحث رو در مورد آرماگدون باهات کردم نه ؟ من می گم حد اقل راه انتخاب کنیم اینکه بشینیم تا منجی بیاد همه چی رو درست کنه حماقت محض ببینید من نمی خوام بگم منجی وجود نداره ها اما دیگه دوران قهرمان داشتن تموم شده هر کس خودش باید قهرمان خودش باشه یه شعر هست تو کتاب انجمن شاعران مرده که من خیلی دوسش دارم
    ما در رویای فرا رسیدن فرداییم و فردا نمی آید
    ما در رویای شکوه و افتخاری غوطه وریم که خود نمی خواهیمش
    خواب روزی نو را میبینیم ، غافل از اینکه همین امروز است آن
    ما رویگردان از رزمیم ، آن دم که باید در آن قدم بگذاریم
    ما ندا را می شنویم اما به آن وقعی نمی نهیم
    امید بر آینده بسته ایم آینده تنها نقشی است بر آب
    در آرزوی خردی هستیم که همواره از آن سر باز می زنیم
    ظهور منجی را به نیایش ایستاده ایم ، اما نجات خود در دستان ماست
    و ما همچنان خوابیم
    و ما همچنان در نیایشیم
    و ما همچنان هراسانیم
    کی گفته شمای عوام بیا اختیارتو بده دست روشنفکر ها من می گم باید عبور کرد باید از این عوام بودم بیرون اومد اینکه منتظر باشیم تا یه طلایه دار بیفته جلو تا مام پشتش بریم البته شاید یه کم زیادی ایده آلیستی بیاد من همیشه بیش از حد خوشبین هستم
    شرمنده بازم زیادی طولانی شد
    راستی عادل جان کاش به جای این تک جمله ها تو بحث شرکت می کردی فکر می کنی روزی نیم ساعت خیلی از استراحتت بگیره ؟!! می تونم بپرسم پس چرا با این همه مشغله غذا می خوری ؟! جسم آدم تنها چیزی نیست که باید نیاز هاشو بر طرف کرد در مورد درس خوندن هم بزرگترین اشتباه اینه که فکر کنید درس خوندن یه هدف بزرگ و مهم حتی دانشگاه هم یه هدف نیست یه وسیله است که وسیله های دیگه ای هم واسه رسیدن به هدف وجود داره و این دانشگاه یه بخش بسیار کوچکی از زندگی آدم

  14. #14
    MiAD
    Guest

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    هي من يه موقعي خوره كتاب بودم . هر چي كتاب دستم ميرسيد در يك روز تموم ميكردم . ولي الان ماه هاست كه هيچ كتابي نخوندم !!
    چرا ؟؟ كمبود وقت !! به دليل مشغله زياد وقت آزادم خيلي كمه و توي اين وقت آزاد بجاي خوندن كتاب ميشينم انيمه نگاه ميكنم و با مانگا ميخونم .
    ا

  15. #15
    Registered User Werwolf آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    تهران
    نگارشها
    228

    پاسخ : چرا کتاب نمی خوانیم ؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط kinshin نمایش پست ها
    ما در رویای فرا رسیدن فرداییم و فردا نمی آید
    ما در رویای شکوه و افتخاری غوطه وریم که خود نمی خواهیمش
    خواب روزی نو را میبینیم ، غافل از اینکه همین امروز است آن
    ما رویگردان از رزمیم ، آن دم که باید در آن قدم بگذاریم
    ما ندا را می شنویم اما به آن وقعی نمی نهیم
    امید بر آینده بسته ایم آینده تنها نقشی است بر آب
    در آرزوی خردی هستیم که همواره از آن سر باز می زنیم
    ظهور منجی را به نیایش ایستاده ایم ، اما نجات خود در دستان ماست
    و ما همچنان خوابیم
    و ما همچنان در نیایشیم
    و ما همچنان هراسانیم
    در مورد دو پاراگراف اول صحبت هات که خطاب به من نبود، منم منظورم همینایی بود که شما گفتی! ولی نتونستم درست جمعش کنم.
    در مورد مورد مورد 1: نمی خواستم فقط مخالفت کرده باشم و یه حرفی زده باشم؛ واقعا من همچین حسی بهم دست نداده که به خاطر کتاب خوندن، به کسی بگن امل. مگر بین خود کتاب خونها، که مثلا اونی که طرفدار شریعتی بوده، طرفدارای مودب پور رو ضایع کرده باشه! بگذریم، فکر نکنم زیاد مهم باشه.
    در مورد مورد مورد 3: کاملا موافقم که دوران منتظر نشستن واسه اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند گذشته. یکی از مفاهیمی که ارباب حلقه ها میگه هم همینه. همه چیز به خودمون مربوط میشه.
    همین طوره که شما میگی؛ باید خودمون رو یه تکونی بدیم. اما چه جوری؟!
    اونایی که دارن کتاب میخونن که خوب میخونن. اونی هم که وقت نداره که نداره؛ وقت داشته باشه، اونم میخونه. سوال اینه که اونی که کتاب رو دوست نداره، چه طوری میشه علاقه مندش کرد؟
    kinshin در مجموع فکر کنم هممون سر یه سری موارد با هم هم عقیده باشیم. اما باید این رو هم قبول کرد که همه یکجور نیستن، پس نمیشه واسه همه حکم صادر کرد که چرا فلانی پست نمیگذاره یا کتاب نمی خونه؟!
    نمیشه دیگران رو بازخواست کرد که چرا تو واسه فلان چیز وقت میذاری، واسه فلان چیز نمیذاری. اگر قرار باشه من نوعی بیام روزی 5 تا پست بگذارم و واسه هر کدومش 10-15 دقیقه وقت بذارم، خودش کلی زمان می بره؛ تازه بعدش باید بیام بحث رو هم ادامه بدم.
    در کل اینکه واسه خود من هم بین فیلم، کتاب، انیمه، موسیقی و مواردی از این قبیل، گزینه اول، کتاب هست. (ای خالی بند!!!)
    (البته اگه موارد در یک سطح باشن؛ مثلا بین کتاب شنگول منگول و فیلم انجمن شاعران مرده، خوب معلومه کدوم رو باید انتخاب کرد: شنگول و منگول!)
    ولی بقیه که شرایطشون مثل من نیست؛ شاید واسه کسی که توی شرایط دیگه ای باشه، فیلم دیدن، راهگشا باشه.
    در مورد درس خوندن هم همینه. نمیشه به کسی بگی چرا درس میخونی و کتاب غیر درسی نمیخونی. اون الان توی شرایطیه که باید درس بخونه. نمی دونم تونستن منظورم رو برسونم یا نه؟!
    در مورد این هم که میگی یه ذره ابتذال بد نیست، یه جمله یادم اومد که یادم نیست مال کیه؛ در تایید حرف شماست:
    خدایا! از من در برابر وسوسه های شیطان، محافظت کن، اما نه خیلی زیاد! ;)

Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ