Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 3 از 47 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 45 , از مجموع 697

موضوع: [فارسى] انجمن کتاب دوستان مقیم بهشت (نقد و بررسى‌)

  1. #31
    کاربر افتخاری فروم
    Graphic
    Kanda آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Black Order HQ
    نگارشها
    1,629
    اینو
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram نمایش پست ها
    من این کتاب ونخوندم باید برم دنبالشم ببینم چیه ؟؟
    از هلن کلر کتاب بسیار بسیار زیبای کتاب زندگی من وخوندم که واقعا شاهکار بود خیلی خوشم اومد.:D
    مخصوصا این تیکه اش وخیلی دوست دارم
    «به عمق نومیدی رسیده بودم و تاریکی چتر خود//بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و// روح مرا رهایی بخشید.// فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می‌کوبیدم.// حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ// موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم.// اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد// در دستانم، به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با شور زندگی شعله ور شد.// معنای تاریکی را نمی‌دانم، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.»


    اینو گفتی یاد یکی از کتابهای قدیمی افتادم ، البته اسمش یادم نیست ولی این تیکه اش قشنگ یادمه :

    شمع ها به آرامی می سوختند فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبتهای آنها را بشنوی .
    اولی گفت :من صلح هستم ! باوجود این هیچ کس نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد. من معتقدم که از بین می روم . سپس شعله اش به سرعت کم شد و از بینرفت.
    دومی گفت: من ایمان هستم ! با وجود این من هم ناچار مدت زیادی روشن نمی مانم ٬بنابراین معلوم نیست که چه مدت روشن باشم وقتی صحبتش تمام شد نسیم ملایمی برآن وزید و شعله اش را خاموش کرد.
    شمع سوم گفت: من عشق هستم ! آنقدر قدرت ندارم که روشن بمانم مردم مرا کنار می گزارند و اهمیت مرا درک نمی کنند آنها حتی عشق ورزیدن به نزدیکترین کسانشان را هم فراموش می کنند و کمی بعد او هم خاموش شد .
    ناگهان ...
    پسری وارد اتاق شد و شمع های خاموش را دید وگفت :
    چرا خاموش شده اید؟ قرار بود شما تا ابد روشن بمانید و با گفتن این جمله شروع به گریه کرد .
    سپس شمع چهارم گفت : نترس تا زمانی که من روشن هستم می توانیم شمع های دیگر را دوباره روشن کنیم . من امید هستم !
    پسرک با چشمهای درخشان شمع امید را بر داشت و شمع های دیگر را روشن کرد .
    چه خوب است که شعله امید هرگز در زندگیتان خاموش نشود . هر یک از ما می توانیم امید ٬صلح٬ایمان و عشق را حفظ و نگهداری کنیم.

  2. #32
    کاربر افتخاری فروم smiley آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نگارشها
    484
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram نمایش پست ها
    ummm..........
    فکر خوبیه ;) خودت چی پیشنهاد میکنی افشین جان ؟؟؟؟؟

    براي عنوان ؟! يه چيزي عامه پسند كه راحت توي ذهن هم بمونه و گويا هم باشه ..." مثلا انجمن كتاب دوستان مقيم بهشت ! " چطوره ؟

    من آخرين كتابهايي كه خوندم سري و در روز هفتم + كيمياگر از پائولو كويليو بوده كه خيلي چسبيد . قبلش هم يه خروار رمان ايراني و خارجي خوندم ... ولي سبك كارهاي كويليو رو بيشتر دوست دارم
    توي اين سبك چيزي هست معرفي كنين ؟!

  3. #33
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462
    نقل قول نوشته اصلی توسط Smiley نمایش پست ها
    براي عنوان ؟! يه چيزي عامه پسند كه راحت توي ذهن هم بمونه و گويا هم باشه ..." مثلا انجمن كتاب دوستان مقيم بهشت ! " چطوره ؟
    ummm....
    خوبه :Dخوشم اومد" انجمن کتاب دوستان مقیم بهشت "
    هرگاه به اوج قدرت رسیدی ، به حباب فکر کن ... !

  4. #34
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462
    نقل قول نوشته اصلی توسط meysam نمایش پست ها

    تازه هم رمان جنگ و صلح رو شروع كردم خيلي وقت بود گرفته بودمش ولي دلم نميومد شروع كنم بخونمش
    واقعا جنگ وصلح کتاب بینظیری هست داستان جنگ وصلح،اثر جاودانی تولستوی، که 6 سال برای آن زحمت کشید یک تاریخ بزرگ، یک ‏رمان دلنشین ویک اثر اندیشمندانه گرانقدره هرچند در یک ‏کتاب آن جنگ ودر کتاب دیگر صلح، نقش اصلی را بازی می کند ولی ‏قهرمانان اصلی کتاب انسان هایی هستند جالب که با آرزوها ‏وافکار مختلف خود در صحنه ها ظاهر می شوند ومی روند وهریک به ‏طور محسوسی در داستان از خود اثر می گذارند، لئون تولستوی به ‏هنگام خلق جنگ وصلح می دانست که یک شاهکار به وجود می آورد ‏اما نمی دانست که یکی از چند کتاب برگزیده جهان ادب را به صورت ‏افتخار ادب روسیه از خود به یاد گار می گذارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kakashi نمایش پست ها
    .

    چه خوب است که شعله امید هرگز در زندگیتان خاموش نشود . هر یک از ما می توانیم امید ٬صلح٬ایمان و عشق را حفظ و نگهداری کنیم.
    WOOOOOW
    بابک جان کاش یادت می اومد واسه کدوم کتاب هست واقعا زیبا بود
    --------------------------------------------------------
    من همه جور کتابی میخونم چه تاریخی چه سیاسی چه انقلابی فقط برام مهمه که داستان اولش من وجذب کنه :D وبدونم وقتم والکی تلف نکردم وارزشش و داشته
    کتابهای تاریخی محبوبم هم غیر از کنیز ملکه مصر و سینوهه و جنگ وصلح اینا هستن .
    عشق صدراعظم از الکساندر دوما ترجمه استاد ذبیح الله منصوری
    هوسهای امپراطور هنریک سینگویچ ترجمه استاد بهرام افراسیابی
    آخرین وسوسه مسیح نیکوس کازانزاکیس ترجمه صالح حسینی
    اسپارتاکوس هوار فاست
    دزیره از آن ماری سلینکو
    و...
    ویرایش توسط Aram : 09-14-2007 در ساعت 12:58 PM

  5. #35
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462

    Talking کتابی که همین الان دارم میخونم

    خب من دیشب یه کتاب به توصیه یکی از دوستانم خریدم برای یکی از آشناها که نوجوان هست نشون به اون نشون خودم از دیشب نشسته ام دارم میخونمش
    یه خلاصه براتون میزارم ببینید چه کتابی هست .من که خیلی خیلی خوشم اومده
    حفره ها !!! ( Holes ) نام کتابی است که نام لوییس سکر را بر سر زبانها انداخت. حکایت نوجوانانی که بی آنکه بدانند جور اجدادشان را می‌کشند. ولی با سختکوشی و ارده ای که از خود نشان می‌دهند ، تقدیر از پیش تعیین شده خود را عوض میکنند و سایه نحس نفرینی را از سرزمین پهناوری بر میدارند.
    ترجمه خوب کتاب به دست حسن ابراهیمی.با این که قهرمانان اصلی داستان نوجوان هستند ، ولی فکر کنم مفاهیمی چون وفاداری ، رفاقت ، تقدیر ، مبارزه ، عشق و ... در قالب گروه سنی خاصی قرار نمیگیره..
    جوایز:
    حفره‌ها ، جایزه نیوبری سال 1999 ، جایزه آلن پو 1999، جایزه نشنال بوک در ادبیات کودک و نوجوان ، جایزه بهترین کتاب سال به انتخاب اسکول لایبراری ژورنال ، جایزه بهترین کتاب نوجوانا به انتخاب انجمن کتابداران آمریکا و جایزه بهترین کتاب سال از دید نشریه پابلیشرز ویکلی را یرده است
    داستان:
    ماجرا ، ماجرای پسر بچه‌ای است که خیلی اتفاقی و مضحک سر از اردوگاه تربیتی ویژه نوجوانان بزهکار سر در می‌آورد. از همان بدو ورود متوجه میشود که یک چیزی در این اردوگاه غیر عادی است که همه‌اش زیر سر زن موقرمز مرموز و خشن رئیس اردوگاه می‌باشد. ... و این وسط حکایت سر در آوردن از ماجرا بسیار شیرین و جداب است. با طنزی غریب و دوست داشتنی و البته با کمک بزمجه‌های زرد خالدار و مقادیر زیادی پیاز


  6. #36
    banned AliMH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    انيمه انيميشن مانگا
    نگارشها
    505
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram نمایش پست ها
    ummm....
    خوبه :Dخوشم اومد" انجمن کتاب دوستان مقیم بهشت "
    موافقيد اسمشو عوض كنيم؟
    راستي اگه الان فروم منفجر شد نترسيد همه چيز تحت كنترله:D:D در حال انتقالم فروم ممكنه يه بلاهايي سرش بياد

  7. #37
    Hime Sama
    Hime Sama
    Crown Clown آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Paradise
    نگارشها
    5,103
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram نمایش پست ها
    پس علی تا قبل از اینکه بلایی به سرش بیاد اسم تاپیک وعوض کن:D
    hai .........

  8. #38
    کاربر افتخاری فروم smiley آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نگارشها
    484
    اي ول سرعت عمل خيلي خوب شد ... تاپيك خيلي خوبي شده من كه تا الانش كلي استفاده كردم

    حالا به نظرتون ... توي گفتگوي آزاد باشه يا مباحث مشترك

  9. #39
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462
    منم ممنونم که سریع اسم تاپیک وعوض کردید متشکرم به نظرم جاش همین جا توی گفتگوی آزاد باشه بهتره تا نظر مدیران وعلی چی باشه
    ویرایش توسط Aram : 09-14-2007 در ساعت 03:50 PM

  10. #40
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462
    شاید سفیروث عزیز وبابک جان از این کتاب خوششون بیاد ...( البته شاید هم درباره اش شنیدی یا اصلا خوندید)
    خود من یک ساعته با این کتاب آشنا شدم وبسیاربسیار واسم جالب بود ...یه قسمتیش وترجمه کردم ببینید همچین ژانری ودوست دارید یا نه؟
    اسم کتاب نایت ساید هست نوشته سایمون گرین ...
    این قسمتی که من ترجمه کردم بخش کوتاهی از کتاب چهارم نایت ساید است .
    تا به حال هفت کتاب از سری نایت‌ساید منتشر شده و گرین مشغول کار روی هشتمین قسمت است.
    «گناهکار» یکی از مردانی است که داستانش در «نایت‌ساید» شهرت داره... هیچ چیز درباره زندگی ابتدایی «گناهکار» مشخص نبود، جز این که روزی مردی که به عنوان «گناهکار» شناخته می‌شود، تصمیم گرفت روحش را به شیطان بفروشد. موضوع را به دقت بررسی کرد، تدارک‌های لازم را فراهم کرد و شیطان را از جهنم احضار کرد. نه یک دمون یا یک فرشته سقوط کرده، بلکه خود «دشمن باستانی» را احضار کرد. او ابلیس را احضار کرد، او را به شکل دلخواه درآورد، سپس گفت که می‌خواهد روحش را بفروشد و وقتی ابلیس پرسید در مقابل چه می‌خواهد، مرد گفت: عشق حقیقی.
    شیطان غافلگیر شد و تذکر داد که عشق حقیقی در حیطه کاری او نیست. ولی مرد پافشاری کرد. معامله، معامله است، بنابراین قرارداد با خون امضا شد و در مقابل اهدای ابدی روحش، مرد قول ده سال زندگی با زن رویاهایش را گرفت.
    شیطان گفت: برو به این بار، در این زمان و او منتظر توست. بعد خندید و ناپدید شد.
    مرد در زمان تعیین شده به بار رفت و به راستی زن رویاهایش را ملاقات کرد. عاشق هم شدند و به سرعت ازدواج کردند. آنها از ده سال بسیار شاد کنار یکدیگر لذت بردند. وقتی ده سال به پایان رسید، شیطان همزمان با آخرین ضربه ساعت نیمه شب آمد تا روح مرد را ببرد و به دوزخ بیاندازد.
    مرد به علامت موافقت سر تکان داد و گفت: دانستن عشق حقیقی ارزشش را داشت.
    شیطان گفت: تمامش دروغ بود. زن یکی از دمون‌های من بود، یک succubus که فقط وانمود می‌کرد به تو علاقه دارد. همانطور که قبل از تو به بسیاری از مردان علاقمند شده بود.
    مرد گفت: مهم نیست. من عاشقش بودم و همیشه خواهم بود.
    شیطان شانه‌ای بالا انداخت و مرد را برد.
    و این‌گونه مرد تنها روح دوزخ شد که همچنان عشق می‌ورزید، با وجود آن که فهمیده بود، باوجود آنچه برایش رخ داده بود؛ بی‌اعتنا و لجوج عشق می‌ورزید. شیطان نتوانست در دوزخ نگهش دارد. عشق او هوای دوزخ را خراب می‌کرد. عاقبت چاره‌ای نداشت جز این که مرد را از دوزخ بیرون کند و او را به سرزمین زندگان برگرداند. بهشت هم نمی‌توانست مرد را بپذیرد. او به هر حال با شیطان معامله کرده بود. پس مرد به «نایت‌ساید» آمد تا برای ابد در خیابان‌های پوشیده از نور چراغ‌های نئونی قدم بزند، نه زنده و نه مرده، رانده شده از دوزخ و بهشت. مرد «گناهکار» نامیده شد...
    نایت‌ساید یک شهر قدیمی زاییده ذهن سایمون گرین است که زیر لندن واقع شده. در «نایت‌ساید» همیشه شب است، ساعت 3 نیمه شب: «ساعت گرگ و میش، زمانی که اغلب مردم می‌میرند و اغلب کودکان به دنیا می‌آیند». دنیایی سرشار از تباهی و گناه و شرارت. «جایی که بهشت و دوزخ بر آن تسلط ندارند». گرین با تخیلش اسطوره‌ها و افسانه‌های مغرب زمین را بازتولید کرده و دنیا و شخصیت‌های «نایت‌ساید» را خلق کرده است.
    ویرایش توسط Aram : 09-14-2007 در ساعت 08:42 PM

  11. #41
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462
    به خاطر خواهر لاکی چند تا رمان دخترونه معرفی کنیم برای خانم های گل فروم
    اینم چند معرفی که خودم خیلی خیلی دوسشون دارم.
    بربادرفته
    غرور وتعصب
    که معروف حضور همگی هست بعد از چندین وچند فیلم وسریال
    جین ایر
    اینم به همون دلیل بالایی خیلی معروفه
    بلندی های بادگیر
    کتاب بسیار تحسین برانگیز امیلی برونته که من فقط تونستم نسخه قدیمی این سریال وببنیم ونسخه ای که توش الیزابت بینوش بازی میکرد بالاخره پیدا نکردم
    ساندیتون
    کتاب بسیار محبوب من نوشته جین آستین
    پرنده خارزار
    شاهکار کالین مک کالو
    ربه کا شاهکار دافنه دوموریه
    سقوط یک فرشته شاهکار هنری وود( این وخانم های شکاک حتما بخونن که چطور یه دخترساده به خاطر حماقت وشکاکیش زندگی خودشو ...)
    خفته درگور شاهکار الکساندردومای پسر
    دشمن عزیز (ادامه ای بر رمان محبوب بابا لنگ دراز ودرباره دوست جودی سالی مک براید هست )

  12. #42
    Hime Sama
    Hime Sama
    Crown Clown آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Paradise
    نگارشها
    5,103
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram نمایش پست ها
    به خاطر خواهر لاکی چند تا رمان دخترونه معرفی کنیم برای خانم های گل فروم
    اینم چند معرفی که خودم خیلی خیلی دوسشون دارم.
    بربادرفته
    غرور وتعصب
    که معروف حضور همگی هست بعد از چندین وچند فیلم وسریال
    جین ایر
    اینم به همون دلیل بالایی خیلی معروفه
    بلندی های بادگیر
    کتاب بسیار تحسین برانگیز امیلی برونته که من فقط تونستم نسخه قدیمی این سریال وببنیم ونسخه ای که توش الیزابت بینوش بازی میکرد بالاخره پیدا نکردم
    ساندیتون
    کتاب بسیار محبوب من نوشته جین آستین
    پرنده خارزار
    شاهکار کالین مک کالو
    ربه کا شاهکار دافنه دوموریه
    سقوط یک فرشته شاهکار هنری وود( این وخانم های شکاک حتما بخونن که چطور یه دخترساده به خاطر حماقت وشکاکیش زندگی خودشو ...)
    خفته درگور شاهکار الکساندردومای پسر
    دشمن عزیز (ادامه ای بر رمان محبوب بابا لنگ دراز ودرباره دوست جودی سالی مک براید هست )
    وای آرام چه ميکنی! دل همه رو آب انداختی؟!:p ميبينم که مثل خودم عاشق سيدنی هستی!

    ببينم چرا جای رابين هود الکساندر دومای پدر با ترجمه ذبيح ال... منصوری که پانوشته های کتاب ، خودش يه کتابه!!! خاليه!

    ولی همه اينا به کنار، کتاب خرمگس يه چيز ديگست! من اينقدر اين کتاب رو خوندم که واو به واش رو حفظم! ميگم من چرا فيلمشو نديدم؟؟؟؟ قشنگه؟

    اينکه چرا روسی بايد دليل خوبی داشته باشه. ميدونين که شوهر اتل ليليان روسی بوده. فاميل وينچ هم از اونجا ميآد ديگه. تقريباً ميشه گفت که دومين زبونی هست که همه کتاب های خانم وينچ بهش ترجمه شده! به خاطر همين تو روسيه خيلی معروفه!

    حالا يه سوال کسی کتاب ديگه اي از ايشون خونده؟ من يادم همه کتاب فروشی های دست دوم تهران رو هم زير پا گزاشتم ولی تنها چيزی که گيرم اومد کتاب اليو يالتام ش بود! که البته خيلی قشنگه ولی دوست داستم کفش هايت رو بکن و ... کتاب هايی که مربوط به زندگيه آرتور/فليس/خرمگس تو امريکای جنوبی ميشد رو ميخوندم! کسی اونا رو داره يا خونده يا سراغي ازشون داره؟

    ميگم راستی يه نفر يه جوری جلد 2 کتاب کنيز ملکه مصر رو به من برسونه! بد جوری تو خماريش موندم!
    ویرایش توسط Crown Clown : 09-14-2007 در ساعت 05:55 PM

  13. #43
    banned AliMH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    انيمه انيميشن مانگا
    نگارشها
    505
    هنوز در حال انتقال (قبليرو داشتم رو بكآپ مي ريختم هي مي گفتم چرا هيچ اتفاقي نيوفتاد)

  14. #44
    Registered User Aram آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    محل سکونت
    Teh
    نگارشها
    462
    نقل قول نوشته اصلی توسط linghuchong نمایش پست ها
    ميبينم که مثل خودم عاشق سيدنی هستی!
    دقیقا فریدا جونم کیه از سیدنی عزیز دل بدش بیاد خوشم می اومد همه رودست مینداخت و همه رو اذیت میکرد و دست آخرهمه چیز به دست میگرفت من هنوز ریسه میرم سر تقسیم کالسکه ها چند تا کالسه پر رفت کالسکه آخر خود سیدنی بود شارلوت و دوست سیدنی و اون دختر شله

    ببينم چرا جای رابين هود الکساندر دومای پدر با ترجمه ذبيح ال... منصوری که پانوشته های کتاب ، خودش يه کتابه!!! خاليه!
    راستی چرا یادم رفته ؟؟؟؟/
    هرچند بخوای کتاب های زیبای دومارو بگید یه کامیون لازمه :D
    کنت مونت کریستو و رابین هود و سه تفنگدار و عشق صدر اعظم و ژزف بالسامو وغرش طوفان و گردن بند ملکه ووو همشونم چندصد جلدی با ترجمه استاد منصوری
    ولی همه اينا به کنار، کتاب خرمگس يه چيز ديگست! من اينقدر اين کتاب رو خوندم که واو به واش رو حفظم! ميگم من چرا فيلمشو نديدم؟؟؟؟ قشنگه؟
    واقعا هم کتاب خرمگس یه چیز دیگه اس فیلمش هم خیلی خیلی قشنگه البته با دوبله اصلیش که قبل از انقلاب دوبله شده حتما حتما باید ببینش من که هیچ وقت یادم نمیره
    اينکه چرا روسی بايد دليل خوبی داشته باشه. ميدونين که شوهر اتل ليليان روسی بوده. فاميل وينچ هم از اونجا ميآد ديگه. تقريباً ميشه گفت که دومين زبونی هست که همه کتاب های خانم وينچ بهش ترجمه شده! به خاطر همين تو روسيه خيلی معروفه!
    توضیح خیلی خیلی به جایی هست :D دلیل خوبی و بیان کردی
    حالا يه سوال کسی کتاب ديگه اي از ايشون خونده؟ من يادم همه کتاب فروشی های دست دوم تهران رو هم زير پا گزاشتم ولی تنها چيزی که گيرم اومد کتاب اليو يالتام ش بود! که البته خيلی قشنگه ولی دوست داستم کفش هايت رو بکن و ... کتاب هايی که مربوط به زندگيه آرتور/فليس/خرمگس تو امريکای جنوبی ميشد رو ميخوندم! کسی اونا رو داره يا خونده يا سراغي ازشون داره؟
    منم کتاب الیو یالتام و خوندم اونم قشنگه اما متاسفانه اثری از آثار کفشت را بکن و پیدا نکردم
    اما فریدا جون کتاب جک دایموند و 2 یا 3 سال پیش خوندم با اینکه به پای دو کتاب قبلیش نمیرسه اما اونم بینهایت زیباست

    ميگم راستی يه نفر يه جوری جلد 2 کتاب کنيز ملکه مصر رو به من برسونه! بد جوری تو خماريش موندم!
    جلد دوم و کنیزملکه مصر ؟؟؟!!!!!الان که دیگه با همچین نامی زیاد چاپ نمیشه من یه دست دوم فروشی طرفهای کاخ سعد آباد سراغ دارم میرم پیگری کنم ببنیم جلد دومش و میتوانم گیر بیارم
    ویرایش توسط Aram : 09-14-2007 در ساعت 08:45 PM

  15. #45
    کاربر افتخاری فروم smiley آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    نگارشها
    484
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram نمایش پست ها
    نایت‌ساید
    اين كتابو آكادمي فانتزي داره روش كار ميكنه تاحالا چند فصلشو هم فارسي كرده ;) اين لينكش

    برباد رفته اولين رمان بلندي بود كه خوندم و شخصيت مورد علاقه ام هم رت باتلر بود !! شخصت منفي بود ولي منفور نبود

    كتاب پاپيون هم خيلي قشنگه احتمالا بيشتر بچه ها فيلمش رو ديدند ولي كتابش يه چيز ديگست . از زبان اول شخص هم نوشته شده و با توجه به متن قوي كه داره توي بعضي از جاها عرق آدمو در مياره !

    پ.ن ! قرار بود يه چند تا كتاب معرفي كنينا !!

Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ