Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 80

موضوع: پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

  1. #1
    Bloo
    Guest

    پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    خانه فاستر برای دوستان خیالی
    پرورشگاه بهشت انیمه

    در این تاپیک بزرگ شما می توانید تمام شخصیت های خیالی خود را کهدر بچگی ساخته بودید و آن را دوست داشتید نگه داری کنید.
    یعنی شما با نوشتن درباره شخصیت خیالی کودکی هایتان آنرا به دیگران هم بشناسانید .
    در اینجا موجودات خبیث در قفس نگه داری می شوند و موجودات دوست داشتنی هم می توانند آزادانه بگردند.
    در صورتی که طراحی هایی از دوستان خیالی خود دارید انرا هم در اینجا قرار دهید
    ح0تی اگر هنوز هم دوست خیالی برای خود دارید مطمئن باشید کسی شما رو در تیمارستان بستری نمی کنه...اینجا کلا محل همه شخصیتهایی هست که دوست داشتیم باشند اما نیستند.

    زود تر بشتابید و نام شخصیت خیالی خود را در این پرورشگاه بزرگ ثبت نام کنید...از هیولا گرفته تا موجودات عجیب غریب همه اینجا در خوشی و خرمی زندگی می کنند.
    بدو بدو که حراجش کردیم....



    تذکر مهم : از پذیرفتن دوستان خیالی سیاسی شما معذوریم

  2. #2
    Registered User askuka آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    midgar
    نگارشها
    181

    Thumbs down پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    پلولشگاه رو خودم مفتته(!) ميکنم.....
    اينا بچه های منن......
    اوخمی......
    دلم واسه بلو کفاف خواست....
    سی کار ميخوای بکنی با اين گوگوريايه من.....:p

    ميگم چرا جزه قوانينه بخش آزاد بودنه قلته املای نيست....
    ما هاکه سيواد نيداريم
    بچيم

  3. #3
    کاربر افتخاری فروم Itachi Uchiha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    Hidden village درجه: ?ⓞⓗ ⓨⓞⓤ ⓜⓐⓓ ✵❄☃☃☃❄✵
    نگارشها
    4,457

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    اين كه ميگم به كسي نگيدا!
    من وقتي بچه بودم از كمد لباسام مي ترسيدم هميشه شبها فكر ميكردم از توش يه دراكولا مياد بيرون منو ميخوره واسه همين هميشه به طرف ديوار ميخوابيدم
    بين خودمون بمونه ها!!!






    •♥•.¸•♥•









  4. #4
    همکار بازنشسته بخش Dark Side of Eden mana sama آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    konoha
    نگارشها
    714

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    من يه فرشته كوچولوي بند انگشتي رو تصور مي كردم كه هميشه باهام بود وبهش چي چي ميگفتم
    مامانم يه داستان برام گفته بود از جن ومن مي ترسيدم شب بيدار باشم واي چه وحشتناك بود تازه الانم هنوز مي ترسم تنها بيدار باشم از فكر جن وپري و دراكولا
    هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه

  5. #5
    کاربر افتخاری فروم Count Dracula آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    In My Coffin
    نگارشها
    697

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Itachi Uchiha نمایش پست ها
    اين كه ميگم به كسي نگيدا!
    من وقتي بچه بودم از كمد لباسام مي ترسيدم هميشه شبها فكر ميكردم از توش يه دراكولا مياد بيرون منو ميخوره واسه همين هميشه به طرف ديوار ميخوابيدم
    بين خودمون بمونه ها!!!
    هان نگران نباش به کسی نمی گیم()

  6. #6
    Vampire Queen Raha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    Paradise
    نگارشها
    1,397
    Blog Entries
    1

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    خوب من به دلیل قوه تخیلم که زیادی فعال بود انواع جک و جونورها رو میدیدم مخصوصا اگر اونجایی که بودم تاریک بود:pولی من شجاعتم مثال زدنی بود چون با این همه قیافه های وحشتناک توی تصوراتم هیچ وقت نمی ترسیدم
    ولی بیشترین شخصیتی که توی تصورم بودیکی دقیقا مشابه خودم بود که همیشه هر جا میرفتم همرام میومد تازه الان هم حسش می کنم برای همین همیشه به من همه می گفتند که تو چطوری می تونی این همه تنهایی رو تحمل کنی

    ولی این ها به کنار من میدونم این بلو چه نقشه ای داره فردا می خواد پشت سر همه تون صفحه بزاره داره این جوری اطلاعات جمع می کنه حالا ببین من کی گفتم:p
    در ضمن اولین بیماری که به ذهنش میرسه احتمالا شیزو فرنی مخصوصا واسه من
    ولی جرات داری بیا به من برچسب بزن اون دو تا انگشتت و می کنم توی چشت

  7. #7
    کاربر افتخاری فروم Count Dracula آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    In My Coffin
    نگارشها
    697

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    نقل قول نوشته اصلی توسط sensei kakashi hatake نمایش پست ها
    من يه فرشته كوچولوي بند انگشتي رو تصور مي كردم كه هميشه باهام بود وبهش چي چي ميگفتم
    مامانم يه داستان برام گفته بود از جن ومن مي ترسيدم شب بيدار باشم واي چه وحشتناك بود تازه الانم هنوز مي ترسم تنها بيدار باشم از فكر جن وپري و دراكولا
    چقد ترسناکم خودم خبر نداشتم
    بذار یه نیگا تو اینه بندازم

  8. #8
    کاربر افتخاری فروم prosper آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    oblivion land
    نگارشها
    691

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    منم کوچیک که بودم فکر می کردم که وقتی همه خوابن یه هیولا میاد تو اتاقمون رد می شه اگه کسی نفس بکشه برش می داره و با خودش می برتش:d
    یکی از (فکر کنم بشه گفت شخصیت های یا موجود)مورد علاقمم دست چپم بود:dچون دست چپم و اون موقع می دیدم که بیشتر افراد دست راستن,بیشتر سمت دست چپم می رفتم و به دست زاستم به عنوان یه موجود بد نگاه می کردم:D
    ....Shinjiterunde

  9. #9
    kinshin
    Guest

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    خب مهمترین شخصیت بچگی های من یه سری گرگ بودن که تو تاریکی از زیر تخت بیرون می اومدن و تنها راه مقابله با اونها هم این بود که پتو رو رو سرم بکشم :دی
    البته اون ترس از تاریکی هنوز هم وجود داره گرچه متاسفانه گرگ هاش دیگه رفتن

  10. #10
    کاربر افتخاری فروم vincent valentine آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    Azuth
    نگارشها
    614

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    من بچه كه بودم هميشه ميترسيدم زير شلواريما يكي بدزده منم هر شب بغلش ميكردم كسي ازم ندزده
    دوغ

    The only one who can beat me, is me alone

  11. #11
    Sharingan
    Guest

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    من چرا هيچي يادم نمي ياد؟؟ ..... آهان... من بچه كه بودم از سوسك و عنكبوت مي ترسيدم ... ... (البته الانم حالم ازشون به هم مي خوره، درجا كشته مي شن طفليا) خب البته اين موجودات كوچولو و دوست داشتني اصلا جزو تخيلات بنده حقير نبودند و نيستند .. ولي خب چي كار كنم ديگه ... اون موقع ها من تو تخيليم از هيچي نمي ترسيدم ... :p .. همه موجودات تخيلي من در دوران بچگي و يا حتي الان، قهرامانان شكست ناپذير بيدند...


    آهان راستي من از اون آدم جيوه توي ترميناتور 2 وقتي بچه بيدم مي ترسيدم... مي گفتم اگه اين بياد كه گلوله مولوله حاليش نيست!! پس من چيكار كنم؟؟

  12. #12
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    والله من از دوران کودکی با انواع موجودات عجیب و غریب سر و کار داشتم

    یادش بخیر وی خونه قدیمیمون توی حموم آب گرم کن داشتیم این هــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــوا

    صداش توی شب برای مو سیخ کردن یه بچه مامانی کافی بود

    ولی بیشتر تز اون تخیل این که از توی تاریکی یک دست میاد بیرون و یهو میکشتت توی سرزمین نیستی و پوچی

    از داستان های مبارزه با تک تک آدم بد های فیلم و انیمیشنها گرفته تا نجات دختران پریان و غیره

    ولی بیشترین تاثیر رو بعد از دیدن انیمه مونونوکه گرفتم ( و صد البته بازی دیابلو ) که اولین داستانم رو نوشتم

    که هنوز هم ادامه داره..................
    Being aloneis the some thing remarkable but to be ignoredis so awkward

  13. #13
    farshokoof
    Guest

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    نقل قول نوشته اصلی توسط prosper نمایش پست ها
    منم کوچیک که بودم فکر می کردم که وقتی همه خوابن یه هیولا میاد تو اتاقمون رد می شه اگه کسی نفس بکشه برش می داره و با خودش می برتش:d
    نقل قول نوشته اصلی توسط kinshin نمایش پست ها
    خب مهمترین شخصیت بچگی های من یه سری گرگ بودن که تو تاریکی از زیر تخت بیرون می اومدن و تنها راه مقابله با اونها هم این بود که پتو رو رو سرم بکشم :دی
    البته اون ترس از تاریکی هنوز هم وجود داره گرچه متاسفانه گرگ هاش دیگه رفتن
    آخ عییییییییییییییییین من، من کوچیک که بودم یه برنامه ای بود که توش یه شیطون بود که خیلی برای من ترسناک بود البته همیشه شکست می خورد ولی خوب از اون به بعد من هر شب وقتی می رفتم توی تخت فکر می کردم الان در اتاق من که بازه اون با یه سرعت وحشتناک میاد کنار تختم و تنها راه این بود که برم زیر پتو و قایم بشم و اگر نفس هم می کشیدم وجودم رو احساس می کرد برای همون تا نیم ساعت اول زیر پتو یواشکی و آروم نفس می کشیدم. این رو هم بگم که کمدم هم اگه باز بود با خودم می گفتم الان دستیارهاش هم از اونجا میان و مثل اون دنبال من می گردند ( کلا همش به خاطر ترس از تاریکی بوده دیگه قوه تخیل که نیست ماشاالله...:D) ولی الانم هر شب تا در اتاقم رو پیش نکنم و پتو رو تا روی سرم نکشم آروم نمی شم ( فکر کنم منم هنوز از تاریکی می ترسم البته یک کم ها!!!!)

  14. #14
    Bloo
    Guest

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Raha نمایش پست ها
    خوب من به دلیل قوه تخیلم که زیادی فعال بود انواع جک و جونورها رو میدیدم مخصوصا اگر اونجایی که بودم تاریک بود:pولی من شجاعتم مثال زدنی بود چون با این همه قیافه های وحشتناک توی تصوراتم هیچ وقت نمی ترسیدم
    ولی بیشترین شخصیتی که توی تصورم بودیکی دقیقا مشابه خودم بود که همیشه هر جا میرفتم همرام میومد تازه الان هم حسش می کنم برای همین همیشه به من همه می گفتند که تو چطوری می تونی این همه تنهایی رو تحمل کنی

    ولی این ها به کنار من میدونم این بلو چه نقشه ای داره فردا می خواد پشت سر همه تون صفحه بزاره داره این جوری اطلاعات جمع می کنه حالا ببین من کی گفتم:p
    در ضمن اولین بیماری که به ذهنش میرسه احتمالا شیزو فرنی مخصوصا واسه من
    ولی جرات داری بیا به من برچسب بزن اون دو تا انگشتت و می کنم توی چشت

    رها = اوماتیسم از نوع بن ایسم(( از فردا تو بوقت می کنم.....)) یو ها ها ها...الان چندین هزار برچسب جدید برات آماده نمایش کردم......وایستا ببین که چجوری ازت یک تاپیک تو بخش فن کریشن در میارم
    ویرایش توسط Bloo : 09-20-2008 در ساعت 06:50 PM

  15. #15
    Registered User kam110 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    خونه یامی
    نگارشها
    572

    پاسخ : پرورشگاه برای دوستان خیالی بهشت انیمه

    والا من اون موقع که بچه بودم یک قهرمان داشتم که بر سیاهی ها پلیدی ها هر چیز ترسناکی که فکر می کردم قلبه کنه ولی من دیگه اونو ندارم چون بزرگ شدم ولی هنوز دوستش دارم
    یادش بخیر
    بجه ها من دیگه نمی تونم بیام

صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ