Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 35

موضوع: عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

  1. #16
    کاربر افتخاری فروم ariangirl آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    نگارشها
    489

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    چند سالته مگه ؟ یکی هم پیدا شد که مثل ما کهولت سن داشته باشه . من اینا رو یادم نمیاد . ولی یه چیزایی بودکه بهش میگفتن چی چی اسکوپ !! که داخلش رنگی بود . یه مدل ساده از پریسکوپ . خیلی جالب بود . من ندارمش که عکسشو بذارم .
    ولی یه جامدادی از بیش از 20 سال پیش برام مونده !!! اینم عکسش

    مدرسه که میرفتم همه دوست داشتن که ببیننش . منم فقط بعضی وقتها میبردمش مدرسه که خراب نشه . برای همین تا الان مونده احتمالا!!
    اینم سمت دیگش

  2. 4 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  3. #17
    AMINOSHARIE
    Guest

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    سلام
    دیدن این جا مدادی منو با خودش برد به دوران دبستان آخه منم لنگشو داشتم ( البته تصاویرش فرق داشت روبات فضایی داشت و مردان فضایی) یادمه کلی کیف می کردم وقتی در آهن رباییش تقی صدا میداد و بسته می شد ...توشم بوی پاک کن میداد و مداد .....یادش بخیر ممنون یادم انداختین.....
    راستی یه اسباب بازی دارم که خیلی دوستش میدارم ...از سری اسباب باری های کارخونه TOLO است ....خیلی دوست دارم بقیه عروسک هاشو بخرم.....راستی ما کهولت سن نداریم که ،فقط سنمون بیخودی بالا رفته .......
    ویرایش توسط AMINOSHARIE : 01-12-2010 در ساعت 12:11 PM

  4. #18
    AMINOSHARIE
    Guest

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    سلام ...یکی دیگه از اسباب بازی های مورد علاقه من ...خمیر وایا (همون آریا ) بود ....یه وسیله دیگم بود...یه تحته سفید با کلی سوراخ و سوزن های رنگی که میتونستی با فرو کردن اونا تو سوراخهای تخته سفید شکل های قشنگ بسازی.....اما بیشتر از همه درست کردن حباب صابون رو دوست داشتم ....هنوزم بعضی وقتها با فوت کردن بین دستهام که صابونیه حباب های گنده درست می کنم....تازه ما با پوست پرتقال و چوب کبریت فرفره درست می کردیم که کلی دور خودش می چرخید....

  5. #19
    Registered User yuki آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نگارشها
    297

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    من یه عروسک جوجه دارم که 3 سایز مختلفش رو با شکل های مختلف خریدم

    2 سایز عروسک لاپشت هم دارم

    تازه یه مدت لاک پشت زنده هم داشتم که بعدا دادم ازمایشگاه مدرسه
    Princes of Vampires
    Be Care full...Death is near

  6. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  7. #20
    کاربر افتخاری فروم
    Graphic
    Alice آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    Library
    نگارشها
    2,044

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    من بچه بودم یه دوربین اسباب بازی بود که خیلی می خواستمش...
    دوربینه عکس هم می گرفتا!!!ولی یه بار مصرف بود.
    خیلی قشنگ بود ولی گرون بود...من هم هر هفته میرفتم دم در مغازه نگاش می کردم...::#13
    یه روز بالاخره واسم خریدنش...اما داداشم تو یه دعوا داغونش کرد...خیلی خوشگل بود...تقریبا شبیه عکس زیر:
    [IMG][/IMG]

  8. 11 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  9. #21
    Registered User yabini آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    محل سکونت
    نزدیک ام 5 دقیقه دیگه میرسم
    نگارشها
    1,090

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    من کوچولو تر که بودم ... یه عروسک ویمون ویه عروسک هاتمون داشتم ... هنوزم دارم اگه دستشونو تکون بدم حرف می زنن ....
    یه عروسک سگ سفید که رو دوتا پاش استاده هم دارم که اسمش رومپرز هست ... هنوزم وقتی می خوابم بغلش میکنم تا لولوی توی کمد لوازم تحریرم نخورتم!!


    (خام هم یه عروسک خرس سفید داشت که اسمش بمبری بود ... من همیشه باهاش ور میرفتم .... نمی دونم چی به سرش اومد!)

  10. 8 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  11. #22
    کاربر افتخاری فروم sesshomaru آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    Dead Lands ◊════ஜ۩۞۩ஜ════◊
    نگارشها
    1,346

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    بغلش میکنم تا لولوی توی کمد لوازم تحریرم نخورتم!!
    خدایا من به تو چیکار داشتم آخه ! بیچاره "رومپرز"

    منم یه خر داشتم افتاده بود تو جوب مامانم هی میشستتش ( جمله م چه فعله سختی داشت ، داشتم دندونه هاشو میشمردم XD )


    ► Play the moment
    ▌▌ Pause the memories
    ■ Stop the pain
    ◄◄ Rewind the happiness


  12. 11 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  13. #23
    مدير بخش Pandora Hearts همکار بخش سریال های آسیایی APTA Fire Team Sh_shlove6 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    جايي در ناكجا آباد
    نگارشها
    4,369

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    من کلی عروسک داشتم و دارم ..همشون عزیز بیدن ...اتاق من پر عروسک بید ...پشت در اتاق که میای فکر میکنی اتاق بچه 6 سالست ..وارد اتاق که میشی تنها چیزی که تورو از این فکر دور میکنه لپ تاپ رویه میزه .درو دیوار هم که... :دی

    حالا اینارو ببینین:دی


  14. 15 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  15. #24
    کاربر افتخاری فروم
    Graphic
    Alice آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    Library
    نگارشها
    2,044

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    من شش سالم بود یه عروسک مرحوم داشتم اسمش فرانگیز خانوم بود...یه روزی فرانگیز خانوم رو که موهای کاموایی قرمز و چشمای گندۀ سبز داشت گذاشتم رو صندلی برم ناهار بخورم...
    بر حسب اتفاق دیشبش با داداشم دعوا کرده بودم...
    بعد یه اتفاق وحشتناک افتاد...
    من وارد اتاقم شدم و دیدم که...
    موهای فرانگیزخانوم رو از ته قیچی کرده بودن و پنبه های شیکمش هم زده بود بیرون...
    حدس بزنین کار کی بود.

  16. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  17. #25
    مدير بخش Pandora Hearts همکار بخش سریال های آسیایی APTA Fire Team Sh_shlove6 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    جايي در ناكجا آباد
    نگارشها
    4,369

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    نقل قول نوشته اصلی توسط Alice نمایش پست ها
    من شش سالم بود یه عروسک مرحوم داشتم اسمش فرانگیز خانوم بود...یه روزی فرانگیز خانوم رو که موهای کاموایی قرمز و چشمای گندۀ سبز داشت گذاشتم رو صندلی برم ناهار بخورم...
    بر حسب اتفاق دیشبش با داداشم دعوا کرده بودم...
    بعد یه اتفاق وحشتناک افتاد...
    من وارد اتاقم شدم و دیدم که...
    موهای فرانگیزخانوم رو از ته قیچی کرده بودن و پنبه های شیکمش هم زده بود بیرون...
    حدس بزنین کار کی بود.
    میگم دادشت با وینسنت در ارتباط نیس ؟؟ یه اعترافی ازش بگیراااا مشکوک میزنه @_@

  18. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  19. #26
    Registered User Miss Kaiba آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    221b Baker Street
    نگارشها
    693

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    از بين عروسكاي پرشده يكيشون هست كه هميشه تك بوده و هست اونم گربه ي عزيزم ذوالفقاره! من و ذوالفقار باهم خيلي رفيقيم!
    ذولي علاوه بر تمام حسنايي كه داره و قيافه ي قشنگش صداي خوبيم داره
    ذولي حدود ده سال اسم خاصي نداشت بعد اينو يكي از دوستام براش انتخاب كرد ديگه روش موند

    اينم يه سري عكس ذولي
    به همراه چنتا از مريدانش- ذولي سياه و سفيده

  20. 6 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  21. #27
    Registered User Elf dante آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    Hell
    نگارشها
    301

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    من یک دایناسور داشتم اما این با همه عروسکهای دنیای فرق داره.من میگرفتم میخ میکردم توش یا میزاشتم زیر لاستیک ماشین یا دمش رو میسوزوندم یا با چاقو در حال بریدن گردنش بودن.در کل اون موقع واسه خودم یکپا جیگساو بودم
    You Better Lose yourself in the Music

  22. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  23. #28
    Registered User Yagami-Light آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    محل سکونت
    اصفَهون !!!
    نگارشها
    24

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    یادش بخیر داییم یه عروسک پینوکیو داشت ، زشت بود در حد چی ها . بعد این ارث رسید به من
    چند سال پیش عصبی شدم پرتش کردم بالا پشت بوم خونه ، آفتاب حسابی بش خورد و به زشتیش اضافه شد .
    2 - 3 سال پیش دوباره پیداش کردم و کلی اعمال سادیسمی روش انجام دادم و نهایتا به رحمت خدا رفت بیچاره .

  24. 7 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  25. #29
    همکار بازنشسته فروم katsura آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    ~ * Sweet Amoris High school*~
    نگارشها
    636

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    یکی از فامیلامون(خاله فریبا)یه عروسک برام بافت.....خیلی ناناز بود شبا باهاش میخوابیدم(اسمشم گذاشته بودم فریبا)..........خاله ی عزیزم به خاطر مریضیش فوت کردباورتون میشه بگم عروسکم ناپدید شد؟ ::#13
    I got the point that i should leave you alone...but we both know that I'm not that strong

  26. 10 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  27. #30
    گرافیست تیم ZABOZA
    Graphic
    MADARA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    تهران
    نگارشها
    323

    پاسخ : عروسکها و اسباب بازی های عزیز خودتون

    نقل قول نوشته اصلی توسط katsura نمایش پست ها
    یکی از فامیلامون(خاله فریبا)یه عروسک برام بافت.....خیلی ناناز بود شبا باهاش میخوابیدم(اسمشم گذاشته بودم فریبا)..........خاله ی عزیزم به خاطر مریضیش فوت کردباورتون میشه بگم عروسکم ناپدید شد؟ ::#13


    خدایی راست میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    همیشه خوب می بینی ، همیشه حق ما با توست
    واسه مثل شما دیدن چه قدر چشمارو باید شست؟

  28. 4 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ