Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا

 

 


دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 16 تا 30 , از مجموع 56

موضوع: (فرهنگ,هنر) زندگی در ژاپن

  1. #16
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    آغاز سال نو 2008 یا سال موش

    سال ‪ ۲۰۰۸‬ميلادي در ژاپن كه بيشتر آيين‌هاي سال نو در آن بر پايه سنتهاي ديرينه اين كشور برگزار مي‌شود، با سال "موش" آغاز شد.
    در ژاپن برپايه دانشهاي كهن ستاره شناسي چيني، تقويم سال به يك دوره ‪۱۲‬ ساله تقسيم مي‌شود كه با سال "موش" آغاز و با سال "گراز" پايان مي‌يابد.
    اين دوره ‪ ۱۲‬ساله كه در ايران نيز همانند آن وجود دارد، شامل نام ‪۱۲‬ حيوان است كه به ترتيب موش، گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، ميمون، مرغ، سگ و گراز مي‌باشد.
    در ژاپن سال نو ميلادي تا اوايل دوران سلسله"ميجي" كه به‌آن دوران اصلاحات و آغاز مدرنيزه شدن اين كشور مي‌گويند، برپايه آيينهاي چيني در اواسط ماه فوريه هر سال برگزار مي‌شد، اما پس از سال ‪ ۱۹۷۳‬ميلادي، زمان تحويل سال نو تغيير يافته و همانند كشورهاي غربي روز نخست ماه ژانويه سال نو تحويل مي‌شود.
    در ژاپن از سال موش به عنوان سالي پر از بركت و شكوفايي نام برده مي‌شود و از اين رو در ميان ژاپني‌ها اين زمزمه به‌گوش مي‌رسد كه امسال سال پربركتي براي آنها خواهد بود.
    در ژاپن كهن نيز همانند ايران كهن كه سال به دو بخش تابستان و زمستان تقسيم مي‌شد و برپايه آن دو آيين بزرگ جشن مهرگان و جشن نوروز برپا مي‌شود، دو آيين بزرگ تابستاني و زمستاني وجود دارد كه مردم درآن به سپاسگزاري از بركات و نيكاكان خود مي‌پردازند.
    آيين بزرگ تابستاني در ژاپن كه در ماه اوت برگزار مي‌شود ، آيين "اوبون" نام داشته و آيين بزرگ زمستاني در ژاپن كه در روز نخست ماه ژانويه برگزار مي شود "شوگاتسو" نام دارد.
    اين دو آيين كهن در ژاپن امروزي نيز بخوبي پاس داشته شده و براي مردم اين كشور پيشرفته صنعتي،پاسداري و برگزاري آن در زمره ضروريات مهم فرهنگي ژاپن قرار دارد.
    واژه "شوگاتسو" به معناي نو شدن سال مي‌باشد كه هر سال ساعت ‪ ۱۲‬شب ماه دسامبر، آخرين ماه ميلادي تحويل مي‌شود.
    در ژاپن هنگامي كه از سال نو سخن گفته مي‌شود، مردم به طور حتم به ياد واژه "كوهاكو" مي‌افتند كه معناي آن "سرخ و سپيد" است و مي‌توان گفت ، بدون آن، سال براي آنها تحويل نمي‌شود.
    كوهاكو نام يك برنامه قديمي تلويزيون سراسري ژاپن (ن.اچ.كي) است كه ساعاتي پيش از تحويل سال نو آغاز شده و هنرمندان اين كشور به دو گروه سرخ و سپيد تقسيم شده و درباره هنرهاي خود كه بيشتر مربوط به موسيقي مي‌باشد با يكديگر به رقابت مي‌پردازند.
    سال نو در ژاپن به مردم پرتلاش اين كشور اين فرصت را مي‌دهد كه به زادگاه خود بازگشته و پس از يك سال تلاش و كار با خويشاوندان نزديك خود ديدار كنند.
    در جريان سال نو در ژاپن، مردم بجاي آيين پهن كردن سفره هفت سين كه در ايران برگزار مي‌شود ، خوراك و شيريني‌هاي رنگارنگ سنتي بر روي ميزهايي كوتاه پايه در اتاقهايي با كفپوش سنتي حصير (تاتامي) تزيين مي‌شود، مي‌چيند كه نام آن "اوسچي ريوري" مي‌باشد.
    اوسچي ريوري كه به مدت سه روز ميز خانه‌هاي مردم ژاپن را تزيين مي‌كند،از خوراك و شيريني‌هايي تشكيل مي‌شود كه به آساني فاسدپذير نبوده و به‌حالت سرد نيز مي‌توان آن را ميل كرد.
    اوسچي ريوري شامل خوراكيهايي چون نخود سياه،خاويار ماهي،شاه بلوط، جلبك دريايي و تخم مرغ است كه همگي با روش آشپزي سنتي پخته مي‌شود و هر كدام به طور جداگانه در ظروف زيبا و رنگارنگ جعبه مانندي گذاشته مي‌شوند كه نام آن "جوباكو" است.
    اين خوراكيها و شيرينيها به طور معمول درميان خوراك و شيريني‌هاي روزمره ژاپني‌ها ديده نمي‌شود و تنها در سال نو سفره‌ها را رنگين مي‌كنند.
    يكي ديگر از خوراكيهاي مهم ويژه سال نو در ژاپن سوپ "اوزوني" مي‌باشد كه مردم هر منطقه‌اي با توجه به سنتها و موقعيت جغرافيايي خود موادي‌كه در اين سوپ مي‌ريزند، متفاوت است.
    به طور معمول در سوپ اوزوني چند نوع سبزي فصل ، گوشت مرغ و يا ماهي و يا صدف دريايي ريخته مي‌شود.
    خوراكي ديگري كه در اين سوپ ريخته مي‌شود خميرهاي گوله‌اي درست شده‌از آرد برنج است كه به آن "موچي" مي‌گويند.
    موچي به صورت جداگانه پخته شده و در آخرين لحظه ، يعني پيش از خوردن در درون سوپ اوزوني ريخته مي‌شود.
    در ژاپن پيش از تحويل سال نو،يعني در آخرين دقايق سال كهنه نيز خوراكي ويژه خورده مي‌شود كه مردم به صورت معمول بدون خوردن آن به استقبال سال نو نمي‌روند.
    اين خوراك نوعي سوپ رشته‌اي است كه "توشي كوشي سوبا" نام دارد و مي‌گويند كه رشته‌هاي دراز آن نمادي براي طولاني شدن عمر آدمي مي‌باشد.
    نخستين كاري كه شهروندان ژاپني در روز نخست سال نو ، انجام مي‌دهند نيز مراجعه به صندوق پستي خانه و برداشتن دسته‌هايي‌از كارت تبريك‌هاي ارسال شده براي آنها است كه به آن "نن گاجو" مي‌گويند.
    شهرونداني ژاپني به طور سنتي سالي دو بار در اول سال و اواسط سال براي اقوام، دوستان ، همكاران و يا كساني كه‌از لطف آنها برخوردار شده‌اند، كارت تبريك ارسال مي‌كنند كه درآن همزمان با تبريك سال نو،از آنها به دليل لطفي كه در حق آنها كرده‌اند، قدرداني مي‌كنند.
    متن اين كارتها كه شمار آنها براي يك خانواده به دهها كارت مي‌رسد ، به صورت عمومي به طور دستنويس با استفاده از خودكار و يا قلم مركب نوشته مي- شود، اما در سالهاي اخير با گسترش استفاده از نامه الكترونيكي، برخي از شهروندان ژاپني به ويژه جوانان در نوشتن دستي كارت تنبلي كرده و به استفاده از رايانه براي نوشتن و ارسال كارت روي آورده‌اند.
    بااين وجود هنوز هم بسياري از ژاپني‌ها با وجود سخت بودن كار نوشتن دستي متن كارت‌ها را از ضروريات مهم فرهنگي كشورشان مي‌دانند.
    "كازوئو سوگي‌اورا" پزشك ‪ ۶۰‬سال ژاپني دراين زمينه به‌خبرنگار ايرنا گفت:
    او از دوران كودكي با آيين نوشتن دستي و فرستادن كارت به خويشاوندان و دوستان در تابستان و سال نو انس پيدا كرده است.
    سوگي‌اورا افزود: نوشتن دهها كارت توسط دست كار سختي است، اما براي او و بسياري از شهروندان ژاپني قديمي، ارسال و يا دريافت كارت با دست نوشته شده، شادي آور و سرگرم‌كننده مي‌باشد.
    اين پزشك ژاپني مي‌گويد: اما هم اكنون با توجه به تغيير يافتن ابزارها و پيشرفت فن‌آوري،نوشتن كارت توسط رايانه و ارسال آن توسط شبكه اينترنت و يا تلفن همراه براي جوانان يك امر طبيعي شده است كه نمي‌توان از آن گلايه كرد.

    ها.شی.مو.تو
    Being aloneis the some thing remarkable but to be ignoredis so awkward

  2. #17
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    سرمایه ای بنام تجربه

    ژاپن از جمله کشورهایی است که میانگین سنی جمعیت در آن بالاست. از آنجهت جامعه پیری محسوب می شود.چیزی که برایم جالب است احترام و حمایتی است که برای افراد مسن و با تجربه جامعه قائل می شوند.

    در ایران چنانچه کسی بازنشسته شود، یعنی بعد از دوره ای کار ( قریب 30 سال) برای دولت یا یک شرکت خصوصی، با دریافت برچسب "بازنشسته"، یا باید روز را در پارک سپری کند، یا در منزل عصای دست حاج خانوم شود و یا اگر خوش شانس باشد کاری سبک و با حقوقی اندک برای خودش دست و پا کند و در کنار آن هم کم کم چمدان ها را ببندد و آماده رفتن به دیار باقی باشد. البته حساب کسانی که علاوه بر کارمند بودن، اقدام به کسب آزاد هم می کنند تفاوت دارد. چون بعد از بازنشستگی می توانند به همان کار مشغول باشند...
    اما در ژاپن... اکثر ادارات و شرکت ها، افراد بازنشسته و یا در شرف بازنشستگی را به عنوان یک سرمایه گرانبها می پندارند و اصلا حاضر نیستند که براحتی او را از دست دهند.

    از آنجهت که او را مملو از تجربه و دانش در آن زمینه کاری می دانند. اینکه کلی زمان و هزینه صرف شده است تا چنان نیرویی تربیت شود... درست است که از او سن و سالی گذشته ولی نباید رهایش کرد و باید از او بهر جست و به او بهر رساند.


    البته مواردی نیز وجود دارد که یا خود شخص این امر را نمی پذیرد و یا اصلا چنین پیشنهادی به او داده نمیشود.
    مدتی پیش عیال را جایی بردم و منتظر بودم تا برگردد. توی این فاصله گفتم برم کافی شاپ روبروی محل و یک قهوه بنوشم. داخل شدم و یک میز خالی دیدم و نشستم. بعد از مدتی پیرمردی ژاپنی که روی صندلی میز کناری نشسته بود و مشغول خواندن مجله تایمز (به زبان انگلیسی) بود توجه ام را جلب کرد. بعد از مدتی رو به من کرد و گفت: هوا امروز گرمه، نه؟ ( جمله ای که معمولا ژاپنی ها باهاش بحث رو آغاز می کنن!) خلاصه بحث ما آغاز شد.

    کلی صحبت در مورد ایران و ژاپن... جالب بود که اطلاعات خوبی در مورد ایران داشت. از او پرسیدم که شغل شما چیست؟ گفت که من کارمند شرکت ای.بی.ام در بخش برنامه نویسی بودم و البته الان بازنشسته شدم! خیلی خوشحال شدم و گفتم که پس تقریبا همکار هستیم (بودیم)! گفت که چند سالی است که بطور رسمی بازنشسته شده ولی شرکت از او خواسته تا بدون پذیرفتن مسئولیتی رسمی، تنها به عنوان مشاور و راهنما، در شرکت حضور فیزیکی داشته باشد!! و البته با حقوق و مزایای خوب... به ایشان گفتم که احساس خستگی نمی کنید و کار برایتان سنگین نیست؟


    گفت: نه. این کار در ژاپن مرسوم است و البته شرکت هم می داند که باید مراعات حال افراد مسن را بکند. برای همین است که مسئولیت رسمی به ما نمی دهند و از ما می خواهند تا تنها بعنوان راهنما در جلسات و تصمیم گیری ها حضور داشته باشیم و نظراتمان را اعلام کنیم...
    یک مورد دیگر هم، رئیس یکی از بزرگترین شرکتهای معتبر فرش فروشی در ژاپن است. ایشان مدتی پیش بازنشسته شدند ولی جالب است که با 75 سال سن، شرکت از ایشان خواسته تا بعنوان راهنما و مشاور همکاری اش را ادامه دهد. (بصورت پاره وقت) با ایشان که صحبت می کردم می گفت ابتدا به عنوان یک فروشنده ساده در شرکت استخدام شدم. سالها تلاش کردم تا توانستم یک فروشنده حرفه ای شوم.


    بعد از چند سال مدیر بخش فروش در اوساکا و بعد مدیر فروش در توکیو و نهایتا به عنوان معاون کل شرکت. حالا هم بعد از بازنشستگی هفته ای دو یا سه روز به شرکت می روم. فروشنده های جدید را راهنمایی می کنم و تجربه هایی که داشته ام را در اختیارشان قرار میدهم. چند ماه یکبار هم به اتفاق خانوم سفری چند روزه به یکی از کشورها داریم...
    اما مقصود از این گفتار، نشان دادن برنامه ریزی دقیقی است که یه مجموعه را تا به این حد موفق می کند. از آن جهت که این امر از تجربه کردن تجربه دیگران جلوگیری میکند.


    مملی

  3. #18
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    Exclamation پیرمردترین !

    نام " توموجي تانابه " يك پيرمرد ژاپني به عنوان مسن‌ترين مرد جهان ‌در كتاب ركوردهاي جهاني " گينس " به ثبت رسيد.
    به گزارش خبرگزاري " كيودو " ، تانابه كه داراي ‪ ۱۱۱‬سال ‌سن ‌است در مياكونوجو در جنوب شرقي ژاپن متولد شده و داراي هشت فرزند است. به گزارش سایت خبری قدس به نقل‌از كيودو ، وي در ‪ ۱۸‬سپتامبر سال ‪ ۱۸۹۵‬ميلادي متولد شده و هم‌اينك به همراه پنجمين فرزند خود و همسرش در مياكونوچي زندگي مي‌كند. تانابه اوايل ماه جاري ميلادي و پس از آن كه مرد ‪ ۱۱۵‬ساله پورتوريكويي كه ركوردار مسن‌ترين مرد جهان بود ، درگذشت به عنوان مسن‌ترين مرد جهان شناخته شد و نام وي در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسيد.

    خانم "يونه ميناگاوا" ديگر شهروند ژاپني نيز با ‪ ۱۱۴‬سال سن به عنوان مسن‌ترين زن جهان شناخته شده و نام وي در كتاب گينس به ثبت رسيده است.
    جشن ‪ ۱۱۴‬سالگي ميناگاوا كه هم‌اينك در شهر فوكوچي استان فوكواوكادر سلامت زندگي مي‌كند، چهاردهم دي ماه ‪ ۱۳۸۵‬برگزار شد.

    آخرين بررسي‌هاي دولت ژاپن كه در رسانه‌هاي جمعي اين كشور منتشر شد، نشان مي‌دهد كه شمار افراد مسن در اين كشور همچنان رو به فزوني است به‌طوري كه‌در حال حاضر تعداد افراد مسن بالاي ‪ ۶۵‬سال به بالا در ژاپن به ‪ ۲۶‬ميليون و ‪۴۰۰‬ هزار نفر رسيده است كه در نوع خود يك ركود محسوب مي‌شود.
    به گزارش وزارت مديريت عمومي ژاپن ، ‪ ۲۰/۷‬درصد از جمعيت ‪ ۱۲۷‬ميليوني ژاپن را افراد سالمند بالاي ‪ ۶۵‬سال تشكيل مي‌دهند كه با ‪ ۳/۲‬درصد افزايش نسبت به سال قبل، در بالاترين سطح قرار دارد. اين گزارش مي‌افزايد : شمار افراد مسن ‪ ۷۵‬سال به بالا نيز با ‪ ۵۴۰‬هزار نفر افزايش، به ‪ ۱۲‬ميليون و ‪ ۸۰‬هزار نفر رسيده است.
    براساس گزارش اخير وزارت بهداشت، رفاه و كار ژاپن شمار سالمندان بالاي صد سال در اين كشور نيز به بيش از ‪ ۲۸‬هزار نفر رسيده است كه يك ركورد شمرده مي‌شود.


    براساس گزارش‌هاي منتشر شده در سال ‪ ۱۹۶۳‬ميلادي، شمار افراد سالمند بالاي صد سال در ژاپن تنها ‪ ۱۵۳‬نفر بوده است كه در سال ‪ ۱۹۸۱‬ميلادي براي اولين بار از مرز يك هزار نفر و در سال ‪ ۱۹۹۸‬ميلادي براي نخستين بار از مرز ‪۱۰‬ هزار نفر گذشت.

    گزارش وزارت بهداشت ژاپن حاكي است كه درحال حاضر ‪ ۸۵/۴‬درصد از سالمندان بالاي صد سال اين كشور را زنان تشكيل مي‌دهند. اين گزارش مي‌افزايد: شمار زنان و مردان سالمند بالاي صد سال ژاپن به ترتيب ‪ ۲۴‬هزار و ‪ ۲۴۵‬نفر و چهار هزار و ‪ ۱۵۰‬نفر مي‌باشند. به گزارش وزارت بهداشت ژاپن ، درحال حاضر دراين كشور ‪ ۳۶‬نفر سنشان بالاي ‪ ۱۰۹‬سال مي‌باشد كه يك ركورد محسوب است.





  4. #19
    Registered User Mordad آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    محل سکونت
    neverland
    نگارشها
    9

    پاسخ : (فرهنگ,هنر) زندگی در ژاپن

    خيلي جالبه !

    ولي جالبتر اين واقعيته كه اينا دارن فرهنگ خودشون رو صادر هم ميكنند
    چطوري ؟
    صنعت فيلمسازي و انيميشن شاخص ترينش هست

    دوستان اگر از اسطوره ها و افسانه هاي ژاپني ( كه در انيمه ها هم زياد مي بينيم ) چيزي مي دونيد بگيد .
    ممنون

  5. سپاس

  6. #20
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    آیا خانواده به فرد در ژاپن هویت می دهد؟

    ترجمه یک مقاله

    من فرزند یک خانواده ژاپنی هستم . خانواده های ژاپنی بسیار سنتی هستند . البته تا قبل از جنگ جهانی دوم خانواده های افراطی سنتی بیشتر بودند . اما حالا مدرنیته به جامعه ما نیز راه پیدا کرده و زندگی را تا حد زیا دی تحت تاثیر قرار داده است . در حال حاضر بیش از دو سوم افراد ژاپن در قسمت شهری زندگی می کنند و خانوده ها نیز برخلاف قدیم کم جمعیت تر شده اند .
    در ژاپن خانواده مهم ترین بخش هویت افراد تلقی می شود یعنی به شخص به تنهایی آنقدر ارزش نمی دهند که به او در خانواده ارزش می دهند . وقتی یک دختر و پسر با یکدیگر ازدواج می کنند بچه دار شدن برایشان اهمیت بسیار دارد و تا قبل از ورود فرزند به خانواده گویی خانواده تکمیل نشده است .
    در گذشته دخترها و پسرها تا 25 سالگی حتماٌ ازدواج می کردند اما اکنون به دلیل بالارفتن تحصیلات و تمایل افراد به کار در خارج از منزل سن ازدواج بالا رفته است . در بیشتر موارد هم در دانشگاه یا محل کار با یکدیگر آشنا شده و ازدواج می کنند .
    تا قبل از بچه دار شدن زن و شوهر می توانند یکدیگر را به نام کوچک صدابزنند اما پس از بپه دار شدن یکدیگر را پدر یا مادر صدا می کنند . شاید برایتان جالب باشد اما اکنون مادران ژاپنی پس از وضع حمل حتی تا یک هفته در بیمارستان می مانند . سپس هم به خانه والدین خود می روند تا مادر بزرگ از آنها و نوزادشان نگهداری می کنند.
    یکی از موارد قابل توجه در میان زنان ژاپنی این است که به دلیل اهمیت هماهنگی در جامعه زنان ژاپنی اصولا" احساسات و عواطف داخلی و قلبی خود را عنوان نمی کنند به ویژه اگر این احساسات ناشی از نارضایتی باشد . زیرا خانواده به قدری برایشان با اهمیت است که نمی خواهد هیچ گونه خللی به آن وارد شود . البته در مواردی این عدم بیان به خود آنها صدمه می زند . اما مادر ژاپنی بسیار صبور و با تحمل است . نکته عجیت این است که در میان زنان ژاپنی در بسیاری موارد پاسخ مثبت صرفا" به معنای رضایت نیست بلکه به معنای هماهنگی با خانواده است .
    من خودم بارها متوجه شده ام که مادرم از چیزی راضی نیست اما به خاطر ما و پدرم رضایت می دهد . در خانواد نقش مرد از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است و احترام خاصی دارد . البته با توجه به امکان ادامه تحصیلات عالی برای دختران و پسران این تفاوت میان جنس ها تاحدی کاهش یافته ، اما هنوز رگه هایی از آن در خانواده ها جاری است .
    مرد رکن اصلی خانواده است و مادر نقش تربیتی در داخل منزل را دارد . البته در حال حاضر بسیاری از مادران در کارهای اجتماعی نیز شرکت دارند . اما آنچه از مادر توقع می رود اجرای قوانین خانواده و انتقال آن به فرزندان است .
    پدر در خانواده به فرزندان مهر می ورزد اما چندان ابراز نمی کند . برعکس مادر به نوعی با فرزندان حالت وابستگی شدید و چسبندگی دارد . غذای اصلی خانواده از برنج تهیه می شود زیرا اکثر قشر کشاورز در ژاپن به برنج کاری مشغول هستند.
    در جامعه ژاپن به ویژه برای فرزندان اطاعت از قوانین و آداب و رسوم اهمیت زیادی دارد.
    آنچه بسیار عجیب و جالب است این است که حمام کردن ژاپنی ها هم متفاوت با دیگران است .
    آنها خود را قبل از این که به داخل وان حمام بروند می شویند و به منظور استراحت مورد استفاده قرار می گیرد .
    در واقع افراد با بدن شسته و تمیز وارد وان حمام می شوند به همین دلیل گاهی ممکن است چند نفر از اعضای خانواده از آب و کف داخل وان برای استراحت پس از شستشو استفاده کننده بدون اینکه آب آن عوض شود.
    مساله دیگر در مورد مدارس و نظام آموزشی ژاپن است . در مدارس با وجود تاثیر پذیری از مدرنیته هنوز قوانین و آداب و رسوم حرف اول را می زند . دانش آموزان نخستین چیزی که یاد می گیرند اطاعت است ، اطاعت از بزرگتر و پیشکسوت .
    در مدارس ما معلم واقعا نقش استاد زندگی را دارد و ما برای او احترام زیادی قائل هستیم .
    اکثر اوقات مادر ما در درسها کمک می کند ، اما انجام تکالیف برای خانواده اهمیت زیادی دارد.
    مدتی است که در همسایگی ما خانواده ای اروپایی ساکن شده اند که یک پسر همسن و سال من دارند .

    پدر او برای انجام کار و ماموریت به ژاپن آمده و همسر و فرزندش هم با او به اینجا آمده اند .
    رفتار و رسوم ما برایشان عجیب است . پسر همسایه به من می گوید که در کشور آنها مساله اصلی فرد و تمایلات شخصی است در آنجا هر فرد هر طوری زندگی می کند که خودش دوست تدارد و نظر دیگران برایش چندان اهمیتی ندارد . او معتقد است این گونه راحت تر است . اما من فکر می کنم همیشه خانواده به فرد هویت می دهد و شخص تنها هرچقدر هم که خوشحال و راضی باشد باید در جمع خود را نشان دهد و با همکاری با دیگران ارزش می یابد . به همین دلیل است که من فرهنگ آسیایی خودمان را بسیار می پسندم و حداقل می دانم که جایگاه خودم وقتی بزرگ شوم در کجاست ... "

  7. #21
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    اسطوره شناسی - پیدایش ژاپن

    در اساطیر ژاپنی با پیدایش زوج آفریننده خدای مرد یعنی ای.زا.نا.گی – نو – می.کو.تو و خدای زن ای.زا.نا.می – نو – می.کو.تو که از دشت بلند آسمان به پایین فرود آمدند و در روی زمین ای.زا.نا.گی عصای خود را در آب فرو برد و بیرون آورد و از این عصا هشت قطره فرود چکید و هشت جزیره کنونی ژاپن را پدید آورد ، پرسش آغاز می شود.

    سپس خدایان دیگری آفریده شدند. در میان خدایان آفریده شده سه خدا یا به زبان ژاپن کا.می از همه بزرگوارتر بودند: ایزدبانو خورشید یا آ.ما.ته.را.سو - اوو- می.کا.می که وی از دشت بلند آسمان است. دومین خدا سو.سا.نو.او - نو – می.کو.تو که برادر ایزدبانو و موکل زمین است و سومین خدا ایزدبانوی ماه یا تسو.کی.یو.می – نو – می.کو.تو که موکل قلمرو تاریکی است.

    بر پایه کتاب کو.جی.کی یکی از کتابهای باستانی ژاپنیها دومین خدا ستم پیشه شد و از این رو خواهرش یعنی ایزدبانوی خورشید از وی دلگیر شد و به غاری پناه برد و در آن جا پنهان گشت. از این روی جهان در تاریکی فرو رفت.
    خدایان دیگر بر آن شدند تا جشنها و سرگرمیهای گونه گونی اجرا نمایند تا بل که این ایزدبانوی خورشید دست از این لجبازی بردارد و بیرون بیاید و دنیا را روشن کند. اما وی ناز کرد و بیرون نیامد.
    از این رو برادرش را به جهان پست تر تبعید کردند و وی نیز بیرون آمد.

    بعدها به خاطر رفتار خوب برادرش وی را از تبعید بیرون آوردند و یکی از فرزندانش یعنی ای.زو.مو خدای بسیار نیکوکاری شد و وی را بر آن داشتند که بر این هشت جزیره فرمانروایی نماید.
    بعدها به نوه ایزدبانوی خورشید یعنی نی.نی.گی نو.شی - نو – کا.می فرمان داده شد که بر این هشت جزیره فرمان راند . از این روی این بار به وی سه نماد ایزدی داده شد: آینه و شمشیر و یک رشته گوهر.

    این نوه ایزد بانوی خورشید وقتی به زمین رسید با فرمانروای پیشین یعنی ای.زو.مو نشستی برگزار کرد و فرجام این که قرار شد نوه ایزدبانوی خورشید بر جهان دیداری و ای.زو.مو بر جهان ندیداری فرمان رانند.
    بعدها فرزند نوه ایزدبانوی خورشید نام جیم.مو به خود گرفت و نخستین فرمانروای انسانی و امپراتور ژاپن شد. اسطوره ای را که بر شمردم کوتاه سخنی از اسطوره آفرینش در ژاپن است.

    سه نکته برایم جالب بود. یکی این که ژاپنیها نیز مانند ما ایرانیان باور دارند که خورشید جنس زنانگی دارد. دوم این که ماه نیز جنس زنانگی دارد و ما نیز با آنها هم باوریم. سوم این که به سه جنس ایزدی دقت شود: آینه ، شمشیر ، یک رشته گوهر. پرسش این جاست که چرا این سه جنس؟ و این ها چه معنایی را در خود در بر دارند؟ آیا شما می دانید؟

  8. #22
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    آشنایی با یک پژوهشگر

    گفت و گو با ناهوكو ـ تاواراتاني (مترجم و پژوهشگر ادبيات ژاپن)




    ناهوكو ـ تاواراتاني در سال ۱۹۵۷ ميلادي در ژاپن به دنيا آمد و فوق ليسانس تاريخ و ادبيات ژاپن است. حدود ده سال در دانشكده زبانهاي خارجي دانشگاه تهران به تدريس زبان و ادبيات ژاپني اشتغال داشته و نوشتن مقاله و ترجمه را از طريق همكاري با مجلات ادبي و فرهنگي كشور آغاز كرده است. با تاواراتاني مترجم كتاب «شعراي بزرگ معاصر ژاپن» در مورد ادبيات ژاپن گفت و گويي انجام داده ايم كه در ادامه مي خوانيد:

    \ ناهوكو به چه معني است؟
    * زبان ژاپني سه نوع خط دارد، دو نوع آن فونتيك است، يعني معني ندارد، فقط خوانده مي شوند. نوع سوم خط تصويري است كه چيني ها آن را ابداع كرده اند كه هم معني دارد و هم تلفظ مي شود. ناهوكو را هم به خط فونتيك مي شود نوشت و هم به خط تصويري چيني. «نا» به معني سبزي، «هو» به معني خوشه و «كو» هم به معني فرزند است، حالا شما خودتان، ناهوكو را معني كنيد.
    \ در كجاي ژاپن به دنيا آمديد؟
    * در مغرب ژاپن. در يك شهر كوچك به اسم «نيشي نوميا».
    \ از ژاپن برايمان بگوييد!
    * آفتاب مثل هميشه باز هم در آنجا مي تابد.
    \ چند سال است در ايران زندگي مي كنيد؟
    * تقريباً از سال .۱۳۶۴
    \ به طور خلاصه از تاريخچه شعر ژاپن برايمان بگوييد.
    * در نيمه دوم قرن پنجم ميلادي، ژاپني ها وسيله نگارش يعني خط را از شبه قاره چين آموختند. ورود كتبي درباره آيين بودا اين پديده را به ژاپن به ارمغان آورد. بنابراين به دليل نبود خط از سروده هاي قبل از اين زمان اطلاع صحيحي در دست نيست و با اين حال از آثار قرون پنجم تا هشتم نيز آثاري به جا نمانده است.
    در قرن هشتم ميلادي دو مجموعه مهم شعر تدوين شد، يك مجموعه به زبان چيني و ديگري به زبان ژاپني. مجموعه شعر به زبان ژاپني كه «مان يوشو» نام دارد، شامل حدود۴۵۰۰ عنوان شعر از افراد طبقات مختلف جامعه آن دوران است.
    \ چه فرمهايي در اين مجموعه شعر ديده مي شود؟
    * فرمهاي شعري كه در اين مجموعه مشاهده مي شود، فرمهاي سنتي شعر ژاپن است و با توجه به تعداد هجا در واحدهاي شعر به چند نوع تقسيم مي شود. در اينجا به چهار فرم موجود در مان يوشو اشاره مي كنيم. نخست «چوكا» كه شعر بلند است. اين فرم از تكرار واحدهاي پنج هجايي و هفت هجايي تشكيل مي شود و آخرين واحد آن بايد هفت هجايي باشد. دوم «نان كا». سوم «سه دوكا» و چهارم «بوس سوكوسه كي كا» نام دارد كه احتياجي نمي بينم در مورد آنها بيشتر توضيح بدهم، جز اينكه «بوس سوكوسه كي كا» سنگي است كه شكل پاي بودا روي آن حك شده باشد.
    \ فرم هايكو از كي رواج پيدا كرد؟
    * اين فرم در قرون شانزدهم و هفدهم رايج شد. ابتدا نامش «هاي كايي» بود در دوره «مه اي جي» به هايكو تغيير نام يافت. فرم هايكو در ايران به خاطر ترجمه خوب احمد شاملو و ع. پاشايي مشهور شده است. اين فرم از واحدهاي پنج هجايي، هفت هجايي و پنج هجايي تشكيل مي شود.
    \ شعر ژاپن بيشتر به چه موضوعاتي مي پردازد؟
    * موضوعاتي كه در شعرهاي سنتي انتخاب مي شد. اساساً متكي بر زيبايي شناسي سنتي بود و مي توان گفت اين زيبايي شناسي در دوره «هه اي آن» (۱۱۹۲ ـ ۷۹۴) با شاخص ترين اثر ادبي در زمينه شعر به نام «كوكين واكاشو» به وجود آمد. در قسمتهاي مختلف اين مجموعه از نظر زيبايي شناسي به موضوعات گوناگوني پرداخته شده است. براي مثال در بخش بهار، موضوعاتي نظير بلبل، شكوفه زردآلو، جوانه گياهان، برگ جوان درخت بيد، مه بهاري، شكوفه گيلان، گل ياس بنفش ترسيم شده اند كه از نظر زيبايي شناسي سنتي الگويي براي زيبايي فصل بهار به حساب مي آيند. مثلاً از آنجا كه شكوفه گيلاس را سمبل زيبايي و گذرا بودن دنياي فاني مي دانستند، فقط به زيبايي شكوفه و پرپر شدن آن توجه داشتند و هميشه احساس غم و اندوه در مقابل پرپر شدن آن ابراز مي داشتند. اگر شاعر احساس نفرت از شكوفه گيلاس مي داشت، در سنت «واكاسرايي» سرودن چنين احساسي از شايستگي واكاسرايي آن شاعر كاهش مي داد. امكان ابراز احساس واقعي شاعر با فرا رسيدن دوران جديد ـ دوران معاصر ـ تحقق يافت.
    \ شاعران بيشتر از چه واژه هايي استفاده مي كردند؟
    * واژه هايي كه در شعرهاي سنتي آورده مي شد، واژه هاي شعري بود و استفاده روزمره نداشته است. اين امر باعث شد كه شعرهاي سنتي از زندگي واقعي فاصله بگيرد و نتواند احساس صريح خود را بيان كند.
    \ لطفاً از شعر معاصر ژاپن بگوييد.
    * شعر معاصر ژاپن ديگر در بند قالب نيست، همين طور در بند هجا. شعر معاصر ژاپن در واقع آزاد است، همان اصطلاح شما شايد درست باشد؛ شعر سپيد. شاعران حالا خيلي آزادترند، در عين حال شاعراني داريم كه پايبند قالبهاي كلاسيك هستند و به سبك و سياق شاعران قديم شعر مي گويند.
    \ از چهره هاي شاخص شعر معاصرتان نام ببريد.
    * شاعران فعلي ژاپن نسبت به شاعران قديمي چندان معروف نيستند. حالا ما شاعران شاخصي داريم، اما آنها فقط در ژاپن مشهور هستند و جهانيان آنها را نمي شناسند. شايد هم به همين دليل كه آنها هايكو نمي گويند. چرا كه ژاپن يعني هايكو، البته اگر اين حرف درست باشد. در عين حال كه ما شاعران خوبي در شعر معاصر داريم، ولي مردم دنيا باز بوشو و كوباياشي ايسا و... را بيشتر مي شناسند.
    \ فكر مي كنيد مشكل كار كجاست؟
    * فكر مي كنم به خاطر عدم اطلاع رساني است، بايد ژاپني ها همت به خرج بدهند كه اين شعر معاصر را ترجمه كنند و آن تصوير ثابتي را كه مردم دنيا از ژاپن و شعر آن در ذهن دارند، تغيير دهند و مترجمان ديگر كشورها نيز كه ژاپني ترجمه مي كنند، دست از سر هايكو، گل آرايي، ذن و كاراته و... بردارند.
    \ شعر و ادب ايران در ژاپن چقدر شناخته شده است؟
    * در عين حال كه حافظ و نظامي (ليلي و مجنون و هفت پيكر) و خيام در آنجا مشهور است، همين طور سعدي، ولي نفت و فرش ايران از همه آنها مشهورتر است. مردم ژاپن، ايران را كشوري نفت خيز مي شناسند كه فرشهاي نفيس دارد. متأسفانه شهرت نويسنده هاي معاصر شما آنطور كه بايد، به ژاپن نرسيده است. تنها نام تعداد اندكي را شنيده اند، آن هم مردم اهل فن نه مردم عادي. از نويسنده هاي معاصر شما تا جايي كه مي دانم آل احمد به خاطر كتاب زمين و صادق هدايت به خاطر كتاب «بوف كور» در آنجا شهرت دارند. اين هم اضافه كنم كه سينماي ايران نيز كم كم در ژاپن، جاي خود را باز مي كند. چندي پيش تلويزيون دولتي ژاپن فيلم گال ساخته ابوالفضل جليلي را به نمايش گذاشت. ضمناً طعم گيلاس عباس كيارستمي هم در سينماهاي آنجا به نمايش گذاشته شده است.
    \ از داستان نويسان معاصر ژاپن نام ببريد.
    * ما نويسندگان بسيار خوبي داريم كه اوئه كنزبورا و ميشيما يوكيو از آن جمله اند و همين طور كاوا باتاياسوناري، اوئه و كاواباتا ياسوناري جايزه ادبي نوبل را برده اند، اما ميشيما يوكيو در عين حال كه خيلي نويسنده قدرتمندي است، نتوانست اين جايزه را بگيرد. اين سه نويسنده را ايرانيها خيلي خوب مي شناسند، چون بعضي از آثار آنها به فارسي ترجمه شده است. اضافه كنم كه ايرانيان نام ريونوسكه و دازاي ئوسامو را كم و بيش شنيده اند.
    \ تا جايي كه مي دانم، ميشيما يوكيو، ئوسامو و كاواباتا پايان زندگي خود را خيلي غم انگيز رقم زدند، اگر ممكن است درباره مرگ آنها توضيحي برايمان بدهيد.
    * ميشيما يوكيو در اعتراض به اينكه مردم از سنتها و باورهاي خود دور شده اند، در مقابل يكي از پادگانهاي ژاپن هاراگيري كرد و به طرز فجيعي خودش را كشت. يكي از شاگردانش به اسم موريتاني هم با او بود. راز مرگ كاواباتا ياسوناري هنوز هم مشخص نيست. او خودش را با گاز كشت، مثل صادق هدايت. «دازاي ئوسامو» و نامزدش نيز خود را در آب غرق كردند.
    \ زندگي از نظر شما چيست؟
    * كاهني از «باشو» پرسيده بود زندگي چيست، او در جواب كاهن، هايكويي سروده بود كه من آن را خيلي دوست دارم. زندگي همان است كه باشو مي گويد:
    بركه اي قديمي / و صداي جهيدن / غوك در آب
    \ مهم ترين آرزوي شما در زندگي چيست؟
    * سؤال مشكلي است. آرزوي خاصي ندارم، جز اينكه هر كسي كه لايق است بتواند ارزش واقعي خودش را در جامعه نشان بدهد.
    \ از هواپيما و قطار و كشتي كدام يك را دوست داريد؟
    * من قطار را دوست دارم، چون روي زمين راه مي رود و سرعتش هم خيلي زياد نيست. ببخشيد چرا اين سؤال را كرديد.
    \ خواستم بدانم دلت براي سفر همينطور براي ژاپن تنگ شده يا نه؟
    * دلم براي ژاپن خيلي تنگ شده است.
    \ اگر حرف ناگفته اي داريد، بفرماييد.
    * نه، خيلي ممنون، حرف خاصي ندارم.
    \ پس با خوانندگان ايران جمعه خداحافظي كنيد!
    * سايونارا.

  9. #23
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    وضعیت زنان شاغل در ژاپن

    از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، وضعیت زنان در جامعه ژاپنی تحول چشمگیری پیدا کرد. قبل از جنگ، زنان در جامعه ای زندگی می کردند که به آنها یاد داده بود اول از پدر بعد از برادر و سپس از شوهر و بعد از آن هم از پسران خود اطاعت کنند. تعداد زنانی که بیرون از منزل شاغل بودند خیلی کم بود و اغلب آنها هم فقط به عنوان پرستار یا معلم مشغول به کار بودند. این مشاغل حرفه هایی بودند که در آن زمان مناسب زنان تشخیص داده می شد.

    پس از جنگ، وضعیت زنان حداقل در ظاهر تغییر چشمگیری داشت. به عنوان بخشی از "دمکراسی جدید پس از جنگ"، تساوی جنسیتی مطرح شد و در قانون اساسی ژاپن هم حق رای، تحصیل و برخورداری از موقعیت مساوی در اشتغال نوشته شد. هرچند که تساوی جنسیتی عملا ریشه عمیقی در جامعه ژاپنی نتوانست بدواند.

    البته نباید این نکته را نادیده گرفت که درصد زنان شاغل از آن پس افزایش داشت و مثلا در اواسط دهه 1980 میزان تعداد زنان شاغل ژاپنی قابل مقایسه با زنان شاغل در دیگر کشورهای صنعتی بود. علت این افزایش هم همچون دیگر جوامع صنعتی: افزایش موقیعت شغلی برای زنان در نتیجه مدرنیزه شدن جامعه، رشد صنایع خدماتی، افزایش سطح تحصیلات زنان، کاهش میزان ازدواج و زادوولد، عدم نیاز به صرف وقت زیاد برای انجام کارهای منزل به خاطر به کار گرفته شدن وسایل جدید و مدرن که در زمان صرفه جویی می شد، تمایل شدید برای بهبود وضع اقتصاد و از بین بردن فقر دوران پیش از جنگ و ....

    علیرغم افزایش تعداد زنان شاغل هنوز هم موانعی سر راه زنان برای دستیابی به موقعیت ها در بازار کار ژاپن وجود دارد. یکی از آنها وضعیت ازدواج و ادامه شغل بود. خیلی از زنان بعد از ازدواج از کار بیرون کناره گیری می کنند و وقت خود را به بچه داری و بزرگ کردن فرزندان اختصاص می دهند، برخی دیگر بعد از ازدواج به کارهای نیمه وقت و پاره وقت رو می آورند و بعضی دیگر نیز بعد از بزرگ شدن بچه ها به سر کار بر می گردند (هرچند که در این باره شانس کمتری وجود دارد) (1)

    در اواخر دهه 1980، یک چهارم زنان شاغل در ژاپن کار پاره وقت داشتند. بیشتر آنها در زمینه کارهای خدماتی اشتغال داشتند مانند فروشگاه های کلی فروشی، فروشندگی، خدمات غذایی و یا صنعتی. تنها درصد کمی از زنان که کار پاره وقت داشتند حرفه ای تخصصی، فنی و یا مدیریتی داشتند.

    وقتی زنی ژاپنی دارای سطح بالای تحصیل بوده و سوابق کاری چند ساله ای هم داشته باشد بخواهد بعد از بزرگ کردن فرزندانش به بازار کار برگردد، تنها شغل های پاره وقت که احتیاجی به داشتن تخصص خاصی هم ندارند و حداقل دستمزد را هم می پردازند برای وی مهیا است! این وضعیت ریشه در اصول سنتی اشتغال ژاپنی دارد. این اصول عبارتند از سیستم اشتغال مادام العمر، میزان حقوق پرداختی بر اساس سابقه کاری، و اتحادیه های کاری شرکت محوری. این ویژگی ها هستند که یافتن شغل برای مادران را دشوار می کنند. بنابراین با وجود اینکه به نسبت گذشته زنان متاهل بیشتری شاغل هستند، ولی تنها در انواع محدودی از مشاغل فعالیت دارند.

    مشکل دیگر زنان سطحی بودن نسبی قانون برخورداری از موقعیت اشتغال برابر در قانون اساسی ژاپن است. مثلا با وجود اینکه قانون اساسی درصدد از بین بردن هرگونه تبعیض علیه زنان در جامعه است و طبق قانون کار زنان می توانند از اضافه کاری های طولانی مدت و کار در ایام تعطیل معاف بوده و یا از مرخصی زایمان برخوردار باشند، خیلی از شرکت های ژاپنی این مساله را نادیده می گیرند.
    در واقع انتقادی که از قانون برابری اشتغال می شود این است که این قانون تنها ظاهر دارد ولی درونش تهی است! البته این قانون تغییرات مثبتی را هم ایجاد کرده است. بطور مثال این امکان را فراهم کرده است که زنان نیز بتوانند شغل هایی نظیر مردان انتخاب کنند و همپای آنها به فعالیت بپردازند. البته خانم هایی هم هستند که کماکان سیستم سنتی را ترجیح می دهند زیرا چندان علاقه ای به ماموریت رفتن و یا منتقل شدن به شهرهای مختلف ندارند. بر اساس سیستم سنتی، زنان به عنوان کمک و دستیار مردان در کاری استخدام می شدند و کارهایی مثل کپی گرفتن و چای سرو کردن هم بخشی از وظایفشان به شمار می رفت.

    بطور کلی آگاهی زنان درباره تساوی زن و مرد بالاتر رفته هرچند که مجموع عوامل سنتی، اجتماعی و فرهنگی باعث شده که تغییرات در برنامه اشتغال کماکان با سرعت آهسته ای پیش برود.


    منبع: مقاله پروفسور ایکو شینوتسوکا، استادیار دانشگاه اُچانومیزو – توکیو.


    (1) زنان ژاپنی تمام کارهای منزل خود را معمولا به تنهایی انجام می دهند و از کمک های خدمتکار یا کارگر برای نظافت یا نگهداری از بچه ها استفاده نمی کنند. خیلی از مردان نیز در کارهای خانه به همسر خود کمکی نمی کنند (هرچند که نسل جدید تغییرات زیادی کرده و شوهرانی که در کارهای منزل به همسران خود کمک کنند تا حدی افزایش داشته است).

  10. #24
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    جایگاه زن در ژاپن:

    ژاپن از نظر تاریخی جامعه ای کاملا مردسالار بوده است. این امر را می توان از قرائن و شواهد تاریخی فراوان از جمله شیوه گفتار کاملا متواضعانه و فروتنانه زن در مقابل مرد و نیز القاب و اصطلاحات به کار گرفته شده که امروزه هم کم و بیش رایج هستند، دریافت. محدود کردن زن به حریم منزل و پرورش فرزندان و اطاعت و تابعیت مطلق از مرد، عدم اجازه برای حضور در اجتماع و عدم اختیار در تعیین سرنوشت خود که همه نشانه های مشترکی از جوامع مردسالار است در جامعه گذشته ژاپن نیز به چشم می خورد.


    اما با شروع صنعتی شدن جامعه زن بتدریج وارد عرصه اجتماع شده است یعنی اولین نشانه تغییر در وضعیت زن ژاپنی با اجتماعی شدن او آغاز می شود. این اجتماعی شدن بیش از آنکه ناشی از نهضت های فکری اجتماعی تساوی طلبانه و فمینیستی- از آن نوع که در تاریخ غرب وجود دارد ـ باشد، معلول صنعتی شدن جامعه و نیاز به خروج زن از منزل و حضور او در عرصه تولید و خدمات به عنوان یک نیروی کار بوده است.


    در جامعه امروز ژاپن، زن به عنوان نیمه دوم جامعه و نیمی از نیروی کار به طور فعال و جدی در جامعه حضور دارد و اگر چه زمینه های تاریخی و بافت سنتی هنوز اجازه حضور زن در رده های تصمیم گیری و پست های مدیریتی بالای جامعه را نمی دهد اما به نظر می رسد در زمانی نه چندان دور این ساختار سنتی در مقابل این روند رو به جلو دستخوش تغییر شود.


    ژاپن از جوامعی است که در آن حضور زن در اجتماع یک حضور سازنده و مفید هم برای زن و هم برای اجتماع بوده است و بدون دامن زدن به ناهنجاری های اجتماعی نظیر ایجاد گسست در خانواده یا تربیت فرزندان، از یک سو باعث رشد و ارتقاء زن و قادر کردن او به کسب حقوق اجتماعی خویش بدون پرداخت هزینه زیاد و از سوی دیگر باعث پیشبرد جامعه از نظر برخورداری از یک نیروی فعال و مؤثر در عرصه تولید، خدمات و آموزش گردیده است. اینکه اجتماعی شدن زن در ژاپن بدون ایجاد ناهنجاریهای معمول و بیشتر در جهت مثبت صورت می گیرد ریشه در عواملی دارد که از جمله می توان به همان روحیه جمعی، مطیع بودن زن ژاپنی (که سبقه درمردسالاری جامعه و نگاه از بالا به زن دارد)، روحیه خجالت و عدم گستاخی در سطح جامعه، عدم خشونت، امنیت اجتماعی، سنتی بودن و به نوعی بسته بودن جامعه در پذیرش الگوهای منفی فرهنگ های دیگر اشاره کرد.


    چنانکه خواهیم گفت وجود یک نوع دولایگی در سطح روابط و برخوردهای اجتماعی که از آن به Polite بودن ژاپنی ها تعبیر می شود باعث می گردد که افراد به طور معمول حفظ حریم و شئون رفتاری را در سطح اجتماع بکنندواپن بطور طبیعی خصوصا برای زن یک حریم امنیت و احترام را ایجاد می کند.


    به طور کلی می توان گفت که در بستر صنعتی شدن و مدرنیزاسیون جامعه اگر چه زن وارد عرصه اجتماع شده و از نظر فرصت های یکسان شغلی تقریبا با مرد برابری دارد و از نظر قدرت اقتصادی به استقلال رسیده است؛ اما اگر از دید تساوی انگارانه غربی بنگریم زن ژاپنی تا کسب کامل حقوق اجتماعی خود و گسستن از قید و بندها و باورهای سنتی در مسائلی نظیر ازدواج وغیره هنوز فاصله زیادی دارد. زن ژاپنی تاکنون یا تحت تأثیر آموزه های یک جامعه مردسالار بوده است و یا تحت تأثیر الگوهای قالبی جامعه صنعتی که متناسب با نیازهای خود مدل های مشخصی را با دستورالعملهای مشخص برای زن دیکته می کند، لذا استقلال شخصیت و آزادی عمل فردی لازم در زن ژاپنی کمتر به چشم می خور
    د.
    آن قدرتی که در زن به عنوان یک موجود اساطیری و پرجاذبه با قدرت دلربایی و تسخیر مرد در زنان دیگر جوامع دیده می شود در زن ژاپنی کمتر به چشم می خورد و این البته از قدرت زن ژاپنی تا حدودی کاسته است.

    اگر زن شرقی را به عنوان کسی که هنوز از نقش اساطیری خود فاصله نگرفته و از جاذبه های درونی و زنانه خود در غلبه بر دشواریها و محدودیت های محیط مردسالار استفاده می کند، و در مقابل زن مدرن را به عنوان فردی که از محدودیت ها و قید و بندهای سنتی و اجتماعی کاملا خود را رهاکرده و بر آزادی و قدرت اجتماعی خود تکیه دارد؛ به عنوان دو قطب از زن امروز در نظر بگیریم، می توان گفت که زن ژاپنی در میانه این دو قطب قرار می گیرد. یعنی زن ژاپنی اگر چه در فرآیند اجتماعی شدن وارد اجتماع شده و مقتضیات زندگی در یک جامعه صنعتی مدرن را پذیرفته است، اما از نظر پایبندی به بسیاری سنت ها و از جمله خانواده و الزامات آن هنوز یک زن شرقی است که در پشت سر مرد قرار دارد.

    البته باید گفت که امروزه در طبقه جوان و میانه زن ژاپنی الگوبرداری شدید از مدلهای غرب و توجه و دنباله روی از الگوهاو مدهای روزغربی پدیده ای است که به طور روزافزون زن ژاپنی را از قطب سنتی دور و به قطب مدرن از نوع غربی نزدیک می کند. آنطور که خود ژاپنی ها می گویند زن ژاپنی مکمل مرد ژاپنی است یعنی بدون زن ژاپنی مرد ژاپنی در اداره بسیاری از جنبه های زندگی ناتوان است.

    اما آیا در آینده نیز زن ژاپنی چنین نقشی را خواهد داشت؟

  11. #25
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    پیوند خرگوش و ماه

    3-1- دیباچه

    در كشور ژاپن آیینى به نام " آیین دیدن ماه " وجود دارد كه ژاپنى‏ها به آن " او.تسو.كى مى " (Otsuki mi) مى‏گویند. آیینى كه در آن مردم به تماشاى بدر (ماه تمام یا ماه شب چهارده) در نیمه پاییز هر سال مى‏نشینند و بر این باروند كه در آن شب مى‏توانند خرگوشى را كه در ماه مى‏زیید، ببینند.
    پیوند بین خرگوش و ماه نگارنده را به یاد داستانى انداخت، كه پیش از این در كتاب گرانسنگ " مثنوى معنوى " اثر جلال الدین مولوى خوانده بود و آن نیز خود برگرفته شده از كتاب ارزشمند "پنجا تنترا" كلیله و دمنه بود.
    در آن جا سخن از خرگوشى در میان است كه خود را پیامبرِ خداىِ ماه قلمداد مى‏كند. حال به درستى میان ماه این كره زیباى آسمانى كه بیشتر ( حُسن مه رویان مجلس را كه دل و دین مى‏برند) بدان مانند مى‏كنند، با جانورى چون خرگوش ( كه هیچ همانندى نه با آن كره شب فروز آسمانى دارد و نه با دلبر ما كه حُسن خداداد دارد) چه پیوندى برقرار است؟ نیك نمى‏دانیم. اما به هر روى خوب مى‏دانیم كه چنین داستانها و آیین‏هایى از گذشته تا به امروز، چونان درختى تناور در درازناى زمان بر همگان سایه گسترند.
    3-2- پیوند خرگوش و ماه در ژاپن

    چنان كه گفته شد در ژاپن آیینى وجود دارد كه در نیمه پاییز هر سال، آن هنگام كه چراغ شب به تمامى مى‏درخشد، بر پا مى‏گردد.
    ریشه این آیین همانند برخى دیگر از آیین‏هاى امروزى ژاپن از كشور باستانى چین بدان سامان رسیده است.[1]
    مى‏گویند كه این آیین در آغاز سده چهارم هجرى مَهى (قمرى) به ژاپن ره یافته است و نخستین شب بر پایى آن را پانزدهم مرداد از گاهشمار مَهى سال 298 ه.م (سال 909 میلادى) مى‏دانند. همچنین در آن شب زیباى دل انگیز، مردم براى دیدن ماه از خانه‏هاى خویش بیرون مى‏آیند و با شگفتى ساعتها به ماه مى‏نگرند. براى آن شب غذایى ویژه آماده مى‏كنند و با شادمانى آن شبِ به یاد ماندنى را جشن مى‏گیرند. در آن هنگام بزرگترهاى خانواده براى كودكان كنجكاو از افسانه‏اى سخن به میان مى‏آورند كه این آیین بر پایه آن بنا گشته است و آن افسانه چنین است :
    مى‏گویند شبى از شبهاى سال، پیرمردى كه در ماه زندگى مى‏كرد، براى آن كه همدمى داشته باشد، با خود اندیشید كه به زمین برود و بهترین و وفادارترین جاندار آن جا را برگزیند و با خود به ماه بیاورد. با این اندیشه به جنگلى در كره زمین فرود آمد و خود را به گونه گدایى در آورد. در آن جا به سه جانور بر خورد : روباه و میمون و خرگوش.
    وى از آنان خواست تا براى خوردن چیزى بدو ببخشند. آنها از مرد درویش كمى وقت خواستند. پس از مدتى هر سه باز گشتند. روباه، یك ماهى به همراه داشت و میمون هم كمى میوه آورده بود. اما پیش از آنكه سخنى بگوید، خرگوش از روباه و میمون خواست تا كمى هیمه گرد آورند. پس از گرد آمدن هیمه، خرگوش رو به مرد درویش كرد و گفت : مرا ببخشایید كه نتوانستم چیز درخورى برایتان آماده كنم. اندیشیدم كه آتشى بر افروزم و خودم را به درون آن بیندازم و پس از آن كه گوشت تنم كباب شد، شما آن را میل بفرمایید.
    همان دَم مرد درویش به صورت " پیر مردِ ماه نشین " در آمد و داستانش را براى آنان بازگفت و از خرگوش خواست تا به همرا‏هش به ماه برود كه او نیز چنین كرد. از آن زمان تاكنون خرگوش مهربان در آنجا براى پیرمرد ماه نشین غذا مى‏پزد.
    ژاپنى‏ها هرگاه به ماه مى‏نگرند، خرگوشى را مى‏بینند كه در حال كوبیدن چیزى در هاون براى آماده كردن غذا است.[2]
    هم از این روست كه ژاپنى‏ها در این شب غذاى ویژه‏اى به ماهِ بزرگوار پیشكش مى‏كنند. رسم بر این است كه غذایى به نام "تسو.كى.‏مى.‏دان.‏گو " (Tsukimidango) درست مى‏كنند. این غذا را معمولاً از برنج درست كرده و به سیخ چوبىِ كوچكى مى‏كَشند. همچنین گونه‏اى غذا را كه از آرد غلات فراهم مى‏آید و گلوله‏اى شكل است، با بخار آب مى‏پزند و به همراه گونه‏اى سیب زمینى به نام "یا.ما.اى.مو" (Yamaimo) و یا "سا.تو.اى.مو"( Satoimo) در ظرف ویژه‏اى مى‏گذارند. در كنار این غذا میوه‏هاى پاییزى و علف‏هاى جلگه و بیشه‏زار و نیز گل‏هایى كه به زبان ژاپنى "او.مى.نا.ا.شى" (Ominaeshi) و "ها.گى" (Hagi) و "او.با.نا" (Obana) یا "سو.سو.كى" (Susuki) خوانده مى‏شود، مى‏گذارند و این ظرف آراسته شده را به ماه آسمان پیشكش مى‏كنند. در این هنگام مردم سرواده كوتاه ژاپنى به نام "ها.اى.كو" (Haiku) مى‏سُرایند و یا از ها.اى.كوهاى نامى سرایندگان بزرگ مى‏خوانند و گاهى هم آواز گروهى سر مى‏دهند.
    3-3- پیوند خرگوش و ماه در پنجا تنترا[3]
    زمانى خشكسالى به كشور پیلان روى آورد، آن چنان كه همه آبدانها و استخرها و باتلاقها خشكیدند. جانوران همه از تشنگى مُردند و پیلان را به ویژه بلایى بزرگ بود. پیلى از پیلان، (چار دندان) نام، آن جا مى‏زیست كه پیلان او را به شاهى برگزیده بودند. پیلان نزد او آمدند كه : این پادشاه، فرزندان ما بس تشنه كامند، آن چنان كه سایه مرگ بر آنان افتاده است و بسى نیز مُرده‏اند. پس چاره‏اى بیندیش تا بدین رنج تشنگى پایان دهیم. پس شاه پیلان دوندگانى تیز پا به هشت سو فرستاد، تا آب بجویند.
    یكى از آنان بازگشت و گفت : شهریارا، در این نزدیكى چشمه‏اى است ژرف، به نام "ماه"، آبى سرشار و ناآلوده دارد و چون آسمان صاف است.
    شهریارِ پیلان با شادمانى، به تندى به همراه همه لشكریان به سوى آن چشمه رفتند و آن جا سرزمین خرگوشان بود. چون راهى نیافتند تا به چشمه نزدیك شوند، پیلان خرگوشان را هزاران هزار بكوفتند و بمالیدند. خرگوشان را از پیلان آسیب‏ها رسید. هنگامى كه پیلان از آن آب خوردند و تَن شستند، به جنگل بازگشتند.
    خرگوشانى كه جان به سلامت به در برده بودند، گرد هم آمدند و انچمن كردند. شاه خرگوشان، "تیر"، گفت : حال چه باید كرد؟ جمع ما را هلاكت رسیده است. چون پیلان این راه بیاموختند، ساعت تا ساعت باز آیند و باقى را زیر پاى بِسپُرند. پس، پیش از آن كه بدین جا باز آیند باید چاره‏اى بیندیشیم. در میان آنان خرگوشى "فیروز" نام بود، بس جهاندیده. گفت: غمگین مباش! قول مى‏دهم كه آنها دیگر به اینجا باز نمى‏گردند. تو مرا بر این مهم بُگمار و آنگاه به آرامى رخداد را بنگرید. شاه خرگوشان چون این شنید، شادمانه گفت : دوست گرامى، ما آن چنان كنیم كه آرزوى توست. زیرا كه گفته‏اند :
    1- آن فیروز كه به معناى واقعى به كار گرفتن دانایى آگاه است، اهمیت گاه و جاه را مى‏داند. هر جا كه رود نیك انجامى او را در پى است.
    2- هرگز مرد شیرین گفتار و سنجیده سخن و روشن بیان و حتى پُرگو را به كسى كه پس از درنگ بسیار سخن مى‏گوید، برترى مَده. زیرا سخنِ اندیشمند را همواره در كردارها كامیابى همراه است.
    اكنون تو را اى تیز هوش نشان خواهم داد، كه پیلان به زودى حتى از این مسافتِ دور، از دلیرى و بى باكى و دانایى من آگاه خواهند شد. چون آنان مى‏گویند :
    3- تنها با دریافتن یك فرستاده یا پیامِ یك شهریارِ غایب، من به خوبى مى‏توانم بپندارم كه این فرمانروا ابله است یا هوشمند.
    4- این فرستاده است كه مردم را به هم مى‏پیوندد و هم اوست كه پیوسته را از هم مى‏گسلد. فرستاده وظیفه خویش را از راهى به انجام مى‏رساند كه كامیابى به چنگ آورند.
    گویى رفتن تو بدان ماند كه من به آنجا رفته‏ام. زیرا آنان مى‏گویند :
    5- تنها آن گونه سخن در خورِ حال بگو كه شایسته موقعیت باشد، به آن سان كه اگر من خودم هم مى‏گفتم، چنین مى‏بود.
    6- اگر پیامبر سخنان را آن چنان برگزیند كه به حجت‏هاى دشمنان پیشدستى كند، خواسته او به سخن كوتاه پایان مى‏یابد. چند كس مى‏توانند این گونه سخن بگویند؟
    پس آن خرگوش كه فیروز نامیده مى‏شد، از شاه خرگوشان دور شد و شاه پیلان را نزدیكى گرفت. هنگامى كه شاه پیلان را دید، اندیشید : (دشوار است كه كوچكى چون من با او گفت و گو كند. زیرا گفته‏اند :
    7- پیل تنها با به زیر گرفتن، افعى با دمیدن دم، شاه با لبخند و شرور آن، وقتى كه احترام مى‏گذارد، مى‏كُشند.
    پس من باید شاه پیلان را درود فرستم. بالاى تپه رفت. چون چنین كرد، پادشاه پیلان را آواز داد كه آیا كار تو شایسته است؟ چون سخنش را شاه پیلان شنید و او را دید، خطابش كرد : كیستى و از كجا آمده‏اى؟ گفت: من فرستاده ماه خجسته‏ام. شهریار پیلان گفت : پیام خود بر ما بازگو. خرگوش پاسخ داد : اى گرامى، مى‏دانى كه اگر فرستاده، پیام درستى را با خود آرد، او را نباید براى وظیفه‏اى كه به گردن گرفته سرزنش كرد. به راستى شاهان، همه فرستادگان را چون سخنگویان خود مى‏شمارند و گفته‏اند :
    8- فرستاده، حتى هنگامى كه هدف سلاحى قرار گرفته، تنها درستى را مى‏گوید. چون او بر خواسته فرمانرواى خود سخن مى‏گوید. فرستاده را هرگز شاه نباید بكُشد.
    9- بدون دانستن توانایى خود و دشمن خود، كژ كه به كثرى و كشاكش و جنگ آغازد، بدبختى به خود فرا مى‏خواند.
    تو آب چشمه ماه را به خشونت تیره و تار كرده‏اى. سرچشمه‏اى كه به نامِ "مقدس" نامیده مى‏شود[4]، تو در آنجا خرگوشانى را كه در پناه آن مى‏زیستند، كُشته‏اى. این بس نارواست. از اینها درگذریم. من از آنان نگهدارى مى‏كنم. من در همه جهان، نزد همه، به آن كه خرگوش را در خود پناه دهد، شناسه‏ام. اگر دست از این كردار ناشایست نشویى، بلاى ناگهانى بر تو فرود خواهد آمد. اما اگر تو دست از این خشونت كوتاه دارى، به امتیازى بزرگ خواهى رسید. تن تو از درخشندگى من مى‏گیرد و گرنه من فروغم را فرو خواهم كشید و تن تو را با گرماى سوزان خواهم سوزاند. تو پایان زندگى خود را همراه با پیروانت خواهى دید.
    چون خرگوش چنین گفت، شاه پیلان با دلى آكنده از بیم ، خرگوش را چنین گفت : اى سروَر، پوزش مى‏خواهم من از روى نادانى و كم خردى به ماهِ خجسته، دچار گناه گردیده‏ام. من بیش از این او را با كردارهایم، خشمگین نخواهم كرد. خرگوش گفت: آن والا، این جا و در این چشمه است. اگر تو تك همراه من باشى كارى مى‏كنم كه او را ببینى. تو در برابر این شهریار كُرنش خواهى كرد و از بركتهاى او در راه خود سود خواهى برد. چون چنین گفت، پیل را شبانگاه به آن چشمه راهنمایى كرد و عكس "ماه" را در آن چشمه نشان او داد.
    پیل اندیشید كه او باید در برابر این خدا پس از پالودن خود زانو زند. پس خرطوم بزرگ خود را در آب فرو بُرد. آب، بدین سان به چین و شكن افتاد و گرده ماه این جا و آن جا به پایكوبى برخاست. تو گویى به هر چرخى مى‏چرخد. در آن حال پیل هزاران ماه دید.
    فیروز با دلهره فراوان بازگشت و گفت : حیف، تو دیگر بار ماه خجسته را خشمگین كرده‏اى، حیف! پیل شاه گفت : چرا ماه خجسته از من خشمگین مى‏شود؟. فیروز گفت : براى این كه تو دست به این آب رسانیدى. پیل چون این بشنید، دم خود فرو چید، خرطوم بیاویخت، زانو زد و آن خدا را با پیشانى به خاك ساییدن درود فرستاد و ماه خجسته را گفت : سروَر ارجمند، خواهشمندم نادانى مرا فراموش كنید. من هرگز بار دیگر پاى بدین جا نخواهم گذاشت. چون چنین گفت، بى آن كه به پشت بنگرد، راه خود گرفت و رفت و از آن پس هرگز باز نیامد.
    حال مى‏سَزَد كه این داستان را از زبان داناى ایرانى، جلال الدین مولوى بشنویم :
    این بدان ماند كه خرگوشى بگفت
    من رسول ما هم و با ماهِ جفت
    كز رمه پیلان بر آن چشمه زلال
    جمله نخچیران بُدند اندر و بال
    جمله محروم و ز خوف از چشمه دور
    حیله‏اى كردند چون كم بود زور
    از سر كُه بانگ زد خرگوشِ زال
    سوى پیلان در شبِ غره هلال
    كه بیا رابع عشر اى شاه پیل
    تا درون چشمه یابى این دلیل
    شاه پیلان من رسولم پیش بیست
    بر رسولان بند و زجر و خشم نیست
    ماه مى‏گوید كه اى پیلان روید
    چشمه آنِ ماست، زین یك سو شوید
    ورنه من تا كور گردانم ستَم
    گفتم، از گردن برون انداختم
    تَرك این چشمه بگویید و روید
    تا ز زخم تیغِ مه ایمن شوید
    نك نشان آنست كاندر چشمه، ماه
    مضطرب گردد زپیلِ آب خواه
    آن فلان شب حاضر آ اى شاه پیل
    تا درون چشمه یابى زین دلیل
    چونك هفت و هشت از مه بگذرید
    شاه پیل آمد زچشمه مى‏چرید
    چونك زد خرطوم پیل آن شب در آب
    مضطرب شد آب و مه كرد اضطراب
    پیل باور كرد از وى آن خطاب
    چون درون چشمه مه كرد اضطراب ...
    4-3- فرجام
    باور این است كه كتاب ارزشمند پنجاتنترا در چندین سده پیش از زایش عیسى(ع) نگاشته شده است. اما به درستى نمى‏دانیم كه آیا این داستان، همان افسانه‏اى است كه نخست به چین و بعدها به ژاپن ره یافته است یا نه؟ نگارنده را گمان بر این است كه ریشه این باور نباید از چین باشد. زیرا هیچ نشانى از خرگوش در خط پندار نگارى چینى در واژه "ماه" دیده نمى‏شود (و وارون آن). در ادب پارسى اصطلاح "خوابِ خرگوشى" را از واژه خرگوش ساخته‏اند :
    كردى مگر آن مثل فراموش؟ ـ چندان كه دو دیده خفت خرگوش (نظامى)
    آهو چشمى كه چشم آهوش ـ مى‏داد به شیر خواب خرگوش (نظامى)
    بسا شیران عالم را كه دارى ـ زچشم آهوانه خواب خرگوش (سنایى)
    و این اصطلاح كاربرد فراوانى دارد. نگارنده تا كنون به "پیوند ماه و خرگوش" در جاى دیگرى برخورد نكرده است.
    كتابنما
    1- شیكهر ، ایندو ، (پنجاتنترا)، دانشگاه تهران، 1341.
    2- مولوى، جلال الدین، (مثنوى معنوى)، به كوشش نیكلسون، امیر كبیر، 1362.
    3- مولوى ، جلال الدین، (كلیات شمس تبریزى)، به كوشش بدیع الزمان فروزانفر، امیركبیر، 1362.
    4- Nippon, the land and Its People, Gakuseisha Publishing Co. Ltd, Japan, 4.2891

    [1]- از یكى از دوستان چینى‏ام درباره این افسانه پرسیدم. او چنین گفت : این افسانه از چین و ژاپن رفته است. مردم ما چنین مى‏پندارند كه یكى از خدایان بزرگ چین به نام (لى) اكسیر جاودانگى را از فرمانرواى آسمان غربى بدست آورد. شوهر او یعنى (هنگ - ئو)، این اكسیر را از او مى‏دزدد و به ماه مى‏رود و آن را مى‏نوشد. این اكسیر به وسیله خرگوش یا غوكى كه در ماه زندگى مى‏كند، درست شده بود.

    [2]- از آنجا كه در این شب پیش از نگریستن به ماه پیش انگاره وجود خرگوش در ماه در پندار مردم هست. بنابراین هر لكه‏اى كه در ماه وجود داشت به گونه‏اى به خرگوش همانند مى‏شود. این نكته نگارنده را به یاد داستانى از مولوى مى‏اندازد. مولوى در غزلى چنین بیان مى‏دارد كه عاشقى از افسونگرى دست‏ض نوشته‏اى مى‏خواست تا با آن فسانه به معشوق خویش دست یابد. افسونگر دست نوشته‏اى به وى مى‏دهد كه در زمین دفن كند تا خواسته‏اش بر آورده شود، اما یاد آور مى‏شود كه به هنگام دفن آن یادِ بوزینه نیفتد. عاشق نیز مى‏پذیرد. اما هر بار كه زمین را مى‏كَنَد و مى‏خواهد كه دست نبشته را دفن كند، بوزینه‏اى را مى‏بیند كه از سویى بدو مى‏نگرد. پس به ناچار فریاد بر آورد كه ایكاش از روز نخست نام بوزینه را نمى‏بُرد و من هرگز در اندیشه آن نبودم.

    خواست یكى نوشته‏اى عاشقى از معزمى
    گفت بگیر رقعه را زیر زمین بكن دفین
    لیك به وقت دفن این یاد مكن ز بوزنه
    زانك ز یاد بوزنه دور بمانى از قرین
    هر طرفى كه رفت او تا بنهد دفیفه را
    صورت بوزنه ز دل مى‏بنمود از كمین
    گفت كه آه اگر تو خود بوزنه را نگفتمى
    یاد نَبُد ز بوزنه در دل هیچ مستعین
    دیولن كبیر، ص 693

    [3]- تلاش شده است كه بنیاد نوشتار پایدار بماند. در صفحه 23 كتاب پنجاتنترا چنین آمده است : "همچنین تاریخ نگارش آن مبهم است. ولى منشأ افسانه‏ها به دوران باستانى مى‏رسد ..."


    [4]- در زبان سانسكریت درباره واژه "ماه" چنین مى‏پندارند كه آن خرگوشى را در آغوش‏دارد و بدان خاطر است كه "شاشادهار" (Shashad hara) یا "شاشانك" (Shashanaka) به معناى دارنده "خرگوش" است.


    ها.شی.مو.تو



  12. #26
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    شماره‏هاى بدشگون

    دیباچه

    1-2- :


    به راستى باید گواهى داد كه بررسى خرافات و نیز باورهاى مردمى، در حالى كه بسیار شگفت و گاهى هم شادى بخش است، كار ساده‏اى هم نیست. مدتى پیش از این ، نگارنده در یكى از روزنامه‏هاى سراسرى ایران )به گمان فراوان كیهان بود( به مطلبى درباره (خرافات و باورهاى گیلانى‏ها) برخورد. در آنجا آمده بود كه گیلانى‏ها بر این باورند كه اگر در جاده )كوچه یا خیابان(ى مقدارى (فلفل) بریزند، تا هنگام شب در آن جاده، حتماً دعوایى رخ خواهد داد.
    نگارنده به همراه چند تن از دوستانش كمى فلفل را در خیابان محل زندگى پیشین خود (در گیلان) یعنی در سال ۱۳۶۶ ریخت و شگفت آن كه نزدیك غروب دو نفر از اهالى محل با چوب‏هاى كُلفت به جان هم افتادند و دعواى سختى در گرفت و ... اهالى محل در اندیشه بودند كه چگونه مى‏توانند جلوى این درگیرى را بگیرند؟ و نگارنده در اندیشه این نكته چه راز شگرفى بین (فلفل) و (جاده) و (دعوا) و (گیلان) وجود دارد؟ به راستى با این رخداد چگونه باید برخورد كرد؟ آیا باید این پندار را پذیرفت كه پیوندى تنگاتنگ میان این چهار عنصر وجود دارد؟ دست كم نگارنده تردیدهاى خویش را دارد.
    به هر حال خرافات چیز نو و تازه‏اى نیستند، بلكه از دیرباز در پندار مردمان گیتى بوده‏اند. گاهى خرافات ریشه‏هاى دیدارى دارند. یعنى بر اثر دیدنِ رخدادى، آن در باور مردم رخنه مى‏كند. همانند رخدادى كه پیش‏تر بیان شد. گاهى هم اندیشه آفرینشگر آدمى دست به آفرینش آن مى‏زند و ... اما آنچه به راستى وجود دارد و نمى‏توان آن را پنهان كرد، همانا وجود خرافات است.
    2-2 :



    شماره سیزده و راز بدشگونى آن در ایران : به باور ایران شناسان در اساطیر ایرانى درازناى زندگانى گیتى 12 هزار سال بوده است و شماره 12 از برج‏هاى دوازده‏گانه گرفته شده است. در این اساطیر آمده است كه پس از 12 هزار سال گیتى از بین مى‏رود و انسان‏هایى كه در جهان هستى، وظیفه آنان جنگ در برابر اهریمن بوده، بر آن پیروز مى‏شوند. از آن پس دیگر هستى مادى وجود نخواهد داشت و آدمیان در جایگاه ابدى و به هستى دیگر یعنى (مینو) باز مى‏گردند. با دانستن این دیباچه مى‏توان گفت كه نخستین 12 روز سال، تمثیلى از این 12 هزار سال و زایش انسان‏هاست؛ و روز سیزدهم تمثیلى از هزاره سیزدهم مى‏تواند باشد كه آغاز رهایى از هستى مادى است. از این رو روز سیزدهم مى‏تواند (روز بازگشت ارواح به مینو) باشد. این داستان به گونه دیگرى نیز بیان شده است. مى‏گویند كه ایرانیان باستان در جشن‏هاى نوروزى روز سیزدهم را ویژه فرشته باران مى‏دانستند و در این روز بود كه از اهورامزدا مى‏خواستند تا فرشته باران را بر دیو خشكسالى چیره سازد، و در این روز براى كشتزارهاى خود باران درخواست مى‏كردند و دیو خشكسالى شكست مى‏خورد.
    اما به راستى راز بدشگونى شماره سیزده در چیست؟ و آیا به راستى شماره سیزده بدشگون است؟ مى‏دانیم كه از دیر باز بارها زمین به خود لرزیده و از آسمان به سویش آذرخش‏هاى فراوان و شهاب‏هاى فراوانى نیز با زمین برخورد كرده‏اند. اما برخى از این رخدادها بسیار سهمگین بوده‏اند، به گونه‏اى كه در حافظه آدمى جاى باز كرده‏اند. گویا یكى از این رخدادها در روز سیزدهم سال نو از گاهشمار مصرى روى داده است. از این رخداد در تورات نیز نامى به میان آمده است. این روز برابر با روز سیزدهم سال نو از گاهشمار ایرانى بود.
    گفته مى‏شود كه در این روز به هنگام برابرض بهارى )برابرى روز و شب(، خورشید گرفته شد و در این میان شهابى نیز با زمین برخورد كرد. در پى این رخداد هزاران نفر جان سپردند و زیان‏هاى فراوانى به مردم رسید. بر اثر این رخداد دهشتناك، بسیارى از پرستشگاه‏هاى مصرى نابود و گروه فراوانى از مردم در صحرا سرگردان شدند. مى‏گویند كه این رخداد در فلات ایران نیز آسیب‏هاى جانى و مالى براى ایرانیان در پى داشته است. شگفت آن است كه مردم بر این باورند كه بر اثر این برخورد ستاره دنباله‏دار پدید آمد.
    به هر حال به مناسبت روى دادن این همه رخدادهاى ناگوار این باور در ذهن مردم نقش بست كه در هر چند هزار سال یك بار و در همین روز از سال، بلایى آسمانى فرود خواهد آمد و گیتى را دگرگون خواهد نمود. برخى از مردم هم بر این باورند كه به همین خاطر است كه مردم در روز سیزده نباید زیر سقف بمانند، تا اگر زمین به خود لرزید، از ریزش آوار در امان باشند. این كار سبب شد كه رفته رفته روز سیزدهم و در پى آن واژه (سیزده) رنگ (بدشگونى) به خود بگیرد.
    3-2- شماره چهار و راز بدشگونى آن در ژاپن : شماره 4 در ژاپن یك شماره دوست داشتنى نیست و حتى برخى آن را بدشگون مى‏نامند. این شماره در زبان ژاپنى سه جور بیان مى‏شود :
    1- یوْ )تسو( Yo )tsu) /
    2- یوْن Yon /
    3- شى Shi /
    بیان نخست بر پایه چم ژاپنى یا (واشى كى Washiki /( ، بیان مى‏شود. اما دو بیان دیگر از زبان چینى به زبان ژاپنى راه یافته‏اند، و آنها را بر پایه چَم چینى یا (كان شى كى) / Kanshiki( بیان مى‏كنند. هر آینه چینى‏ها این شماره را (سه) (s) بیان مى‏دارند. در زبان ژاپنى بیان (شى) نماد پنج چیز است :
    1- سرواده )شعر(
    2- شهر
    3- مرگ
    4- شماره چهار
    5- تاریخ.
    بنابراین اگر روى اطاقى شماره 4/4 نوشته شود و ما آن را با بیان (شى) بخوانیم، از شنیدن آن دو جور برداشت مى‏شود : 1- اطاق شماره چهار ؛ 2- اطاق مرگ.
    همچنین شماره چهل و دو نیز چنین است. گفتنى است كه شماره 42 داراى دو عدد 4 و 2 است. چهار به زبان ژاپنى (شى) خوانده مى‏شود و دو (نى) (Ni). پس اگر شماره 42 را با بیان تك تك شماره‏ها بخوانیم چنین مى‏شود : (شى نى). این بیان یاد آور واژه (مرگ) است. پس اطاق شماره 42 یعنى اطاق مرگ! هم از این روست كه در برخى از بیمارستان‏ها و مهمانخانه‏ها و ... شماره چهار وجود ندارد و شماره اطاق‏ها چنین است.
    ... و 6 و 5 و 3 و 2 و 1
    جالب است بدانید که از روی کنجکاوی روزی برای عیادت دوستی به بیمارستانی علوم پزشکی شهر او.سا.کا رفته بودم و در پی عدد چهار در این بیمارستان برآمدم. آن چیزی که خیلی شگفتی مرا به خود جلب کرد این بود که بیمارستان یاد شده اصلا طبقه چهار ( یعنی طبقه مرگ) نداشت و نیز در هر طبقه اتاق چهار وجود نداشت.
    گفتنی است که برای شمارش زمان نیز بیان (شى) پسندیده نیست. زیرا زمان (مرگ) را مى‏رساند. از آنجا كه گذشت زمان را چاره‏اى نیست و نمى‏توان جلوى حركت عقربه‏هاى ساعت را گرفت تا ساعت چهار را نشان ندهد و نیز نمى‏توان از روش پیشین )ستردن شماره چهار از میان دیگر شماره‏ها) بهره برد، بنابراین ژاپنى‏ها چاره را در آن دیدند كه شماره چهار را به گونه نخست بیان كنند. یعنى :
    ساعت چهار : یوْجى Yoji /
    حتى این حالت درباره سال نیز كاربرد دارد :
    چهار سال : یوْنِن Yonen /
    اما نگارنده هیچ نمى‏داند كه چرا درباره دیگر موارد این اندیشه كاربرد ندارد؟ مانند :
    ماه چهارم سال : شى گاتسو Shigatsu /
    و یا چهار فصل : شى كى / shiki كه به دیگر سخن مى‏توان به ترتیب آنها را (ماه مرگ) و (فصل مرگ) پنداشت.
    4-2- فرجام. از آنچه بیان شد مى‏توان دریافت كه برخى از ایرانیان و نیز ژاپنى‏ها از دیرباز شماره‏اى را (بدشگون) مى‏پنداشتند، اگر چه این شماره‏ها در نزد مردمان هر دو كشور یكى نیست. گفتنى است همان گونه كه در ایران همه بر بدشگونى واژه سیزده هم باور نیستند، در ژاپن نیز همه به بدشگونى شماره چهار باور ندارند. در ژاپن باور بدشگونى شماره 4 از همانند بیان شماره چهار با بیان واژه مرگ پدیدار گشته است. اما در ایران این باور از رخدادى طبیعى پدیدار گشت، به گونه‏اى كه یك داستان شگفت در پس پرده آن قرار دارد.




    ها.شی.مو.تو

  13. #27
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    تاریخچه حزب لیبرال دمکراتیک ژاپن

    تاریخچه حزب لیبرال دمکراتیک ژاپن

    سال ۲۰۰۵ به زماني ماندگار در تقويم سياسي ژاپن تبديل شده است. اين مناسبت پنجاهمين سالگرد ايجاد «نظام ۱۹۵۵» است، يعني آغاز سيطره طولاني حزب ليبرال دموكرات بر سياست پارلماني ژاپن.

    حاكميت تقريباً دايمي حزب ليبرال دموكرات از آن زمان باعث شده است تا به نظر برسد در تمام دوران رشد اقتصادي تصاعدي و ركود (از سال هاي اول دهه ۱۹۹۰) اين گروه، حزب طبيعي حكومت بر ژاپن است. حال ممكن است اين نظام اليگارشي زده، مشتري بنياد، منفعت مدار و پر از گروه و جناح در انتخابات سال ۲۰۰۵ با بزرگترين چالش خود روبه رو شود.

    ائتلاف انتخاباتي كه به تشكيل حزب ليبرال دموكرات انجاميد، در سال ۱۹۵۲ شكل گرفت كه سياست مستقل در ژاپن از سر گرفته شد، يعني پس از پايان سال هاي اشغال توسط آمريكا. هدف از اين ائتلاف جلوگيري از ادامه كار حزب سوسياليست بود كه زمام نخستين دولت پس از تصويب قانون اساسي جديد را برعهده داشت. حزب ليبرال دموكرات در سال ۱۹۵۵ از ادغام دو حزب ليبرال و دموكرات به وجود آمد و از آن زمان اداره كشور را بر عهده داشته است، البته به جز دوره اي كوتاه در سال ۱۹۹۳ كه ائتلافي نافرجام از احزاب مخالف به قدرت رسيد. در سال ۱۹۹۴ حزب ليبرال دموكرات به ائتلاف ياد شده پيوست و در انتخابات ۱۹۹۶ توانست توانايي خود را براي حكومت اكثريت بازيابد.


    بسياري از ناظران استدلال مي كردند سال ۱۹۹۳ طليعه افول نظام ۱۹۵۵ و همراه آن حزب ليبرال دموكرات بود. آنان اشتباه كردند، چون حزب توانست خود را بازسازي كند. انتخاب جو.ني.چي.رو كو.اي.زو.مي به عنوان رئيس حزب در سال ،۲۰۰۱ اين امكان را فراهم آورد تا حزب طراحي جديدي از خود ارايه و با انتخاب رهبري جوان (بر اساس معيارهاي ژاپني) خود را تقويت كند. وي در ميان راي دهندگان محبوبيت داشت و- شايد پس از گذشت چهار سال يادآوري آن دشوار باشد كه- در ميان برخي نوجوانان كشور به مانند خوانندگان راك با وي برخورد مي شد.


    دوام حزب ليبرال و دموكرات تا حد زيادي مرهون امتيازهاي نهادينه است، به خصوص جهت گيري ذاتي در نظام انتخاباتي ژاپن. نظام راي گيري حوزه اي چند عضوي، حوزه هاي راي گيري روستايي را بر مراكز شهري مقدم مي دارد، جذابيت ها و پاداش هاي نظام مريدي سياسي را افزايش مي دهد و باعث مي شود تا هر حزب ميانه رو متمايل به راست بتواند قدرت را ايجاد و در اختيار بگيرد.


    با اين حال، سه تحول سياسي سيطره حزب ليبرال دموكرات را در خلال چهار سال نخست وزيري كو.اي.زو.مي مورد تهديد قرار داده است. نخست، حزب ناچار شده است با ائتلاف با شريكي سخت مزاج يعني حزب نيوكو.مه.اي.تو (بودايي) حكومت كند. اين حزب تمايل خود را براي آغاز گفت وگوهاي ائتلاف با حزب مخالف دموكرات ژاپن در صورت كسب بيشترين تعداد كرسي ها در انتخابات توسط آن حزب اعلام كرده است.


    دوم، تسريع روند ادغام بين احزاب مخالف دستاوردهاي انتخاباتي در برداشته است كه جديدترين آن در انتخابات شوراي شهر توكيو در تيرماه بود. حزب دموكرات ژاپن در سال ۱۹۹۸ از ادغام چهار حزب چپ گرا و ميانه رو تشكيل شد و در سال ۲۰۰۳ حزبي ديگر به آن پيوست. تصميم اخير حزب كمونيست ژاپن داير بر اختيار دادن به حزب دموكرات ژاپن براي فعاليت انتخاباتي در مناطق روستايي، مطمئناً در آمار نتايج آن تأثير خواهد گذاشت.


    سوم، تيرگي روابط بين جناح ها در حزب ليبرال دموكرات بر اثر فشارهاي سياسي متضاد تشديد شده و مقاومت در برابر كو.اي.زو.مي (كه اعلام كرده است در سال ۲۰۰۶ از قدرت كناره مي گيرد)، روبه تزايد است بحران در مسأله سازمان پست باعث شده تا اين اختلافات به اوج برسد.



  14. #28
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    نگاهی به سازمان پست ژاپن

    ژاپن شايد يك ابرقدرت اقتصادي سرمايه داري باشد، اما بخش دولتي گسترده اي نيز دارد كه كارمندان آن زندگي مطمئني دارند، به خصوص در مقايسه با اصلاحات بازار آزاد كه همتايان غربي شان از سال هاي دهه ۱۹۸۰ با آن روبه رو بوده اند. از اين رو، هرگونه طرح براي كاهش اندازه يك اداره دولتي كه كارمندان آن مورد احترام و نيز تمسخر ماليات پردازان هستند تا به حال در حد گمان بوده است.

    طرح دولت براي صرفه جويي شامل تمركز زدايي برخي سازمان هاي دولتي عمده از وزارتخانه هاي مستقر در توكيو و تفويض اختيار به حدود ۴۷ استان و ۳۰۰۰ شهرداري كشور است.
    اين كار به اندازه كافي جنجال آفرين است، اما طرح تقسيم سازمان پست ژاپن، بزرگترين اداره دولتي جهان و سپس خصوصي كردن اجزا تشكيل دهنده آن، سياست اصلي جو.ني.چي.رو كو.اي.زو.مي بوده است. اين سياست ظاهراً در برگيرنده آزادسازي اقتصادي و كوچك كردن دولت بدون به چالش كشيدن ديگر بخش هاي آن است.

    كو.اي.زو.مي اميدوار بود سوسياليسم مالي را در بخش دولتي و فرهنگ استخدام مادام العمر را ريشه كن كند تا اوضاع اقتصاد راكد ژاپن را بهبود بخشد. بيش از يك دهه است كه دومين اقتصاد بزرگ جهان در حال ركود به سر مي برد.
    شايد اين سياست هنرمندانه و بلندپروازانه باشد، اما واقعيت اين است كه جناح هاي عمده حزب ليبرال دموكرات و بخش هاي پاييني آن به خصوص در مناطق روستايي، حمايت شديدي از وضعيت موجود مي شود. برخي از ۴۰۰ هزار نفر كارمند سازمان پست ژاپن در زمان انتخابات به عنوان كارگزار حزب ليبرال دموكرات عمل مي كنند. با احتساب اعضاي خانواده و كارمندان وابسته، صنعت پست ژاپن مي تواند يك ميليون راي داشته باشد
    .
    بحران خصوصي سازي پست چشمگير است، اما ارزيابي اين كه آيا طليعه افول نظام ۱۹۵۵
    ( سال تاسیس حزب لیبرال دمکراتیک ژاپن ) خواهد بود يا خير؟ مستلزم نگاهي به تحولات در بخش هاي ديگر نظام سياسي ژاپن است.

  15. #29
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    فردگرایی و جمع گرایی در ژاپن

    فردگرایی : مهمترین الگوی منحصر به فرد در برخی جوامع مانند امریکا و کانادا و هلند و ... فردگرایی است. به طور کلی فردگرایی همان نظریه ای است که در آن هر شخص منحصر به فرد به طور کلی متفاوت با بقیه افراد واحدی اساسی در طبیعت است. در این قضیه به عنوان نقطه آغاز می بینیم که منافع افراد از اهمیت زیادی برخوردار بوده و باید باشد. هم چنین همه ارزشها, حقوق و وظایف از خود افراد سرچشمه می گیرند. همانند بیشتر الگوهای فرهنگی منشا این ارزش دارای پیشینه ای بس طولانی است
    .
    فردیت در پیشگام بودن فردی ( خودت در پیشرفت خودت تلاش کن ), استقلال (خود به مسایل خود بپرداز) , بیان فردی ( چرخی که صدا می دهد باید روغن کاری شود) و خلوت ( خانه انسان قصر اوست ) تجلی پیدا می کند. چه در مسایل جنسی , اجتماعی یا قومی , "خود " برای امریکاییها نقش محوری دارد. این باور میان امریکاییها از چنان قدرتی برخوردار است که از نظرشان افرادی که فردیت را نشان نمی دهند دارای مشکل هستند.


    بنابراین از ویژگیهای فرهنگی کشورهایی که در آن فردگرایی شاخص است می توان به موارد زیر اشاره کرد:


    اهداف شخصی افراد بر پیرویشان از اجتماعهایی هم چون خانواده یا کارفرما مقدم است. وفاداری فردگرایان به جمع بسیار ضعیف است, آنها احساس می کنند که به گروههایی زیادی تعلق داشته و هر زمان که به نفع شان باشد از عضویت یک گروه بیرون آمده و به گروه دیگری می پیوندند.


    در فرهنگهایی که به سوی فردگرایی گرایش دارند نوعی توجه به "خود" غالب می باشد: رقابت بیش از همکاری تقویت شده , اهداف فردی بر اهداف گروهی مقدم بوده , افراد گرایشی به این که وابسته به سازمانها یا موسسات ویژه ای باشند, نداشته و هر فرد حق دارد که ویژگیها, اندیشه ها و باورهای ویژه خویش را داشته باشد. این گونه فرهنگها بر ابتکار و کامیابیهای فردی تاکید داشته و برای تصمیم گیریهای فردی ارزش قائلند.


    زمانی که نیاز به تصمیم گیری است , افرادی که از فرهنگهای فردگرا می باشند در برابر افرادی قرار می گیرند که متعلق به فرهنگهای جمع گرا هستند.

    جمع گرایی : در جوامع جمع گرا از آن جا که افراد به وفاداری کامل به گروه باور دارند, به ازای آن بر روی حمایت درون گروهی ( اقوام, طایفه ها , تشکیلات ) حساب می کنند
    .
    به طور خلاصه جمع گرایی به معنی تاکید و اهمیت بر چهار ویژگی زیر است:

    الف – نگرشها , نیازها و اهداف درون گروهی است تا فردی
    ب – هنجارهای اجتماعی و وظایف تعریف شده در گروه است تا رفتارهایی که خوشایند فرد باشد
    پ – باورهای مشترک درون گروهی است تا باورهایی که فرد را از گروه جدا می سازد.
    ت – آمادگی زیادی برای مشارکت با اعضای درون گروهی است.





    در جوامع جمع گرا یا گروهی مانند ژاپن و تایوان و .... افراد در طایفه ها یا خانواده های بزرگی متولد می شوند که به خاطر وفاداریشان به گروه از آنها حمایت و محافظت می کنند. در چنین جوامعی گونه ای توجه به "ما" غالب می باشد. هویت بر پایه نظام اجتماعی می باشد. فرد به طور احساسی وابسته به تشکلها , رسوم و عرفهای معمول می باشد.


    چنین فرهنگی بر تعلق داشتن فرد به گروه تاکید دارد, تشکلها , زندگی و طایفه های اختصاصی را که افراد بدانها تعلق داشته باشند, رد می کند و افراد به تصمیمات گروه باور دارند. رفتار جمع گرایی هم چون بسیاری از جنبه های دیگر این فرهنگ , ریشه تاریخی ژرفی دارد.


    به پیام جمع گرایی در این کلمات از کنفوسیوس توجه کنید:

    " اگر شخصی به خواهد موقعیت خود را تثبیت کند, نخست باید به تثبیت موقعیت دیگران کمک کند."
    چنانچه در همه الگوهای فرهنگی به چشم می خورد جمع گرایی شماری از متغییرهای ارتباطی را تحت تاثیر قرار می دهد. برای نمونه می توان به مشخصه هایی چون : ارتباط غیر مستقیم, حفظ ظاهر, نگران نگاههای دیگران بودن, مشارکت گروهی .

  16. #30
    کاربر افتخاری فروم alitopol آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2007
    محل سکونت
    در سفر
    نگارشها
    4,068

    از سفر ژاپن




    کیمونو



    ساز سنتی ژاپنی و نوازندگان آن


    رستوران ها ظاهراً نمونه غذاهایی رو که سرو می کنن در معرض نمایش می گذارن تا شما به دلیل ناآشنایی با اسامی در تشخیص محتواشون دچار مشکل نشین. فکر خوبیه :)



    هندوانه به سبک ژاپنی



    فضای شهری توام با آرامش برای من و شما و این گربه ی تن آسا :)



    هورااا ! یه بچه ژاپنی دیدم



    ابزارآلات برای صرف بستنی قیفی به شکل بهداشتی اش!



    دمی بر روی این نیمکت زیبا بیاساییم و گپی بزنیم!



    اینجا محله ی چینی هاست



    و این هم البته اژدهایش!



    فکر کردین فقط ما "کرسی" داریم؟! اونها هم دارن برقی اش هم دارن!



    این مجسمه های پرستیدنی!



    مثل این که اونجا هم نسل سومی دارن



    می گفتن زیاد خوراکی های این کافه تریا رو توصیه نمی کنن!







Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ