Animparadise بهشت انیمه انیمیشن مانگا



دانلود زیر نویس فارسی انیمه ها  تبلیغات در بهشت انیمه

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: Rogue Mage series

  1. #1
    همکار بازنشسته بخش کتاب و کتابخوانی binke آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    پشت دریاها

    Rogue Mage series

    The Rogue Mage series of fantasy novels were written by Faith Hunter about races of beings inhabitanting a post-apocalyptic Earth of the not-too distant future. Some of them possess magical powers. The series is set in the remains of the United States about a century after an apocalypse similar to the one predicted in the Book of Revelation, but with no god appearing

    BOOK 1 Bloodring

    About a century after devastating plagues and the War between Good and Evil, Earth is in another ice age. Demons and seraphs fight unendingly, as do humans. A host of other unworldly creatures, most with an appetite for humans, add to the general danger. Certain humans are neomages, with the power to use leftover creation energy; kept in luxurious prisons, they use their powers only for the seraphic "government." Neomage Thorn St. Croix had to escape or go mad. Hiding among ordinary humans, she even married. When an attractive policeman appears at her door and tells her she is suspected of abducting her former husband, Thorn has to use her powers to hunt for him, too. Of course, any official who watches her long enough will figure out what she is, which means madness or death for her. Hunter's very professionally executed, tasty blend of dark fantasy, mystery,
    and romance should please fans of all three genres

    BOOK 2 Seraphs

    After what happened in Bloodring (2006), Thorn St. Croix can't hide that she is a neomage, and neighbors who had suspended judgment develop great wariness of her. Given a postapocalytic world that keeps going after the events of Revelation, paranoids are the least of her worries. Under the nearby mountains, a seraph lies imprisoned while her essence is used to create unholy creatures capable of defeating humans and neomages alike. Initially unaware of the seraph's plight, Thorn eventually leads a rescue team to her. More adventure than detective story or romance, and definitely more splattered with gore, Seraphs may disappoint Bloodring enthusiasts. Others, however, may relish its development of Thorn's world

    BOOK 3 Host

    The third novel in Hunter's postapocalyptic fantasy series (after 2006's Seraphs) finds neomage Thorn St. Croix working as a jeweler and town mage in the rural Appalachian town of Mineral City, Carolina. Then her former home, the New Orleans Enclave, sends arrogant metal mage Cheran Jones, ostensibly to instruct her in media relations as she is woefully lacking in diplomatic knowledge and abilities. When the deadly succubus queen's war on Mineral City provides enough death energy for the powerful Dragon to escape its prison between the planes of reality, Thorn is pulled between the demands of the ultra-lawful Administration of the ArchSeraph and its rivals, the Earth Invasion Heretics, who claim to know the origins of seraphs and demons and the whereabouts of Thorn's missing twin, Rose. Hunter's world continues to expand in this highly original fantasy with lively characters where nothing can ever be taken for granted

    i hope this will be a great read

    i guess two weeks would be sufficent
    as always please warn us if you are going to post a spoiler
    ویرایش توسط Madman : 02-22-2012 در ساعت 07:39 PM دلیل: پاک کردن لینک دانلود

  2. 2 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

  3. #2
    Registered User sepid آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2010

    پاسخ : Rogue Mage series


    اگه بخوام توي يه جمله اشكالات داستان رو جمع بكنم بايد گفت كه داستان نياز به يكي دو سري ويرايش اساسي و دقيق داشت. يعني اصلا انگار اين چك نويس نويسنده از يه داستان بود. چون اشكالات خورده ريز خيلي زياد توش بود.
    قوت اصلي داستان هم به توانايي بالاي نويسنده توي توصيف دقيق و زيباي اشخاص و صحنه ها و احساسات بود. البته توانايي نسبتا خوبي هم توي ايجاد فضاي ميستري و اكشن داشت.

    اما نقد مفصل:

    ايرادات خورده ريز داستان بيشتر توي اين محدوده بودن كه يه جايي از داستان يدفعه به نوعي با وقايع قبل جور از آب درنميومد و يا اينكه نويسنده خيلي چيزها رو به صورت مبهم و رازگونه باقي ميگذاشت. يعني تقريبا بيشتر ميستري ها حل نشده باقي ميموندن. حتي قواعد و چهارچوب هاي اصلي داستان هم مرتبا شكسته شده و استثنا ميخوردن طوري كه ديگه اواخر داستان خواننده انتظار داشت كه الان نويسنده هر نوع اتفاقي رو پيش بياره. البته نه به معناي خوبش، بلكه به اين معنا كه اينقدر قواعد شكسته شده بود كه ديگه اصلا هر نوع قدرت و كاري از هر كسي برميومد.
    حالا يه دو سه تا نمونه از اشكالات ريز رو ميارم.
    (هشدار اسپويلر) مثلا توي جلد دو اون اواخر وقتي كه ثورن زير كوه زادكيل و كروبش رو آزاد كرد و خودش داشت ميمرد، بانوي ارغواني. به شوهرش اصرار كرد كه ثورن رو هم نجات بدن و بيارنش بيرون. كلا تا اونجاي داستان اين بانوي ارغواني همش يه شخصيت مثبت و نوراني بود. اما يه دفعه از اونجا به بعد يه لجبازي بچه گانه رو با ثورن شروع ميكنه و ميگه كه چرا چرخ هاي منو تحت اختيار داري و اونا رو بهم پس بده. با اينكه خود اين بانوي ارغواني بود كه با ثورن ارتباط برقرار كرده بود و با اجازه ي خود اين بانو، چرخ هاش با ثورن اتصال پيدا كرده بودن و قدرت استفاده از اونها در اختيار ثورن قرار گرفته بود. خود اين بانو بود كه توي جلد يك بر خلاف قوانين اصرار ميكنه كه ثورن براي نجات خودش از چرخ ها استفاده كنه. خودش بود كه رفتن به اون مكان فراي مكان (otherness) و استفاده از اون رو به ثورن ياد داده بود. بعد يه دفعه اومده و به ثورن ميگه كه تو چرخ هاي منو دزديدي و بهم پسشون بده. اونم در حالي كه ثورن نميدونه چطور اتصالش رو با چرخ ها قطع كنه.
    مثال ديگه اينكه اواخر جلد 3 وقتي كه رز داشت نيروي زندگي روپرت رو ميگرفت تا قدرت جذب كنه، كسي جلوش رو نگرفت و همه ميدونستن كه روپرت در هر حال مردني هست. بعدش هم وقتي رز به آدريك ميگه كه اين خواسته ي خود روپرت بود تا از زندگيش به اين شكل در مسير نابودي تاريكي و به عنوان يه قرباني و فداكاري استفاده بشه، اونجا ظاهرا نشون ميده كه از هر جهت حق با رز هست و رز هيچ اشتباهي نكرده و داره كار صحيح رو انجام ميده، بعد يه دفعه وقتي رز از قدرت جذب شده ش استفاده ميكنه تا تمام لاروها رو نابود كنه،‌ هم ثورن هم آدريك و همه به نوعي ازش متنفر ميشن و اون رو طرد ميكنن، با اينكه مثلا ثورن چند سال بوده كه دنبال خواهر دوقلوش ميگشته و اون رو شديدا دوست داشته و خواهرش تنها كسي بوده كه از خانواده ش باقي مونده بوده. از اونطرف آدريك هم مثلا فهميده ترين و متين ترين و عاقل ترين شخصيت بود. چطور شد كه يدفعه بعد از مرگ روپرت همش رفتارهاي غير معقول انجام ميداد؟
    يا مثلا اينكه اصلا چطور در آخر دوباره آزازيل شكست خورد و به دام افتاد؟؟؟ آخه از نيروي فداكاري روپرت هم در جهت به دام انداختن اژدها استفاده نشد. بلكه رز از اون نيرو براي نابود كردن لاروها استفاده كرد. چطور شد كه نيروي شگرف چرخ هاي بانو ارغواني براي شكست آزازيل اصلا كافي نبود ولي وقتي ثورن يه مقدار نيروي زياد رو با يه صليب و يه مقدار خون آزازيل و اون جلقه اي كه از زنجير شكسته شده بود تركيب كرد، يه دفعه دوباره آزازيل به زنجير كشيده شد و بعد چرخ ها تونستن نابودش كنن؟؟؟ اصلا توضيحي اينجا داده نشد. چون ظاهرا اينطور بود كه آزازيل رو نميشد با قدرت معمولي شكست داد. آزازيل مثلا از جمله ي خالق هاي زمين بود و 6 تا فرشته ي گردن كلفت باهم از پسش برنمومدن. بعد بدون استفاده از قدرت قرباني و فداكاري روپرت و فقط با قدرت اون زنجيري كه از چران گفته بودن و يمقدار قدرت سنگ ها ثورن تونست آزازيل رو دوباره به زنجير بكشه؟؟؟

    خلاصه اينكه به نظر ميرسيد نويسنده همينطور قلمش رو بدون فكر كردن روي خيلي از جزئيات و كليات روي كاغذ برده همينطور صجنه هاي اكشن و ميستري رو پشت سر هم رديف كرده.
    شايد بشه به تعبيري گفت كه اين نويسنده قلم نويسندگي نسبتا خوبي داشت ولي عقل و منطقي نداشت كه اين قلم رو پشتيباني كنه.

    اصولا يكي از جاهايي كه به وضوح كمبود منطق و عقل توي داستان حس ميشد اصل قضيه سيستم فرشته ها و خدا و اينا بود. از طرفي توي داستان بيشتر قرائن رو طوري آورد كه ميخواست بگه خدا واقعا وجود داره و حرف EIH ها درست نيست. (دليلش هم حرف امثال سيانا كه ميگفتن خدا تو رو دوست داره يا ازت راضيه يا اينكه بايد بهش ايمان داشته باشي.) اما از طرف ديگه اصلا نتونسته بود فرشته ها رو به عنوان موجوداتي نوراني نشون بده. تنها چيزي كه اينها از نورانيت و تقدس داشتن همون قيافه زيبا و نيروهاي آسمانيشون بود كه همون اون هم بنا به استدلال خود كتاب دليلي بر نوراني بودن نيستن چون آزازيل هم اونا رو بيش از بقيه داشت.
    اين ملائكه اي كه اينجا تعريف شده بودن خيلي راحت قضاوتهاي غيرمنصفانه ميكردن و انسان ها رو راحت ميكشتن. اصلا هم قضاوت هاشون صحيح نبود وگرنه بعد از قتل عامي كه كرده بودن بايد فقط انسانهاي خوب باقي ميموندن، درحالي كه هنوز انسان ها همون تركيب قبلي خودشون رو (كه بيشترشون داراي بدي هاي زيادي هستن) حفظ كرده بودن.
    ملائكه در اين داستان داراي استانداردهاي دوگانه و چندگانه بودن چون بعد از منع ها و تحريم هاي اوليه اي كه بعد از آپوكاليپس شده بود،‌به مرور در طي سالها بعضي از منع ها داشتن برداشته ميشدن.
    ملائكه در اين داستان با نقشه و فريب از ديگران استفاده ميكردن تا به منافع شخصي خودشون برسن. مثل رازيل كه به ثورن علاقه ي خاص نشون داد و همش كمكش كرد، ولي ظاهرا در تمام مدت داشته اونو به اين سمت هدايت ميكرده كه برادرش رو نجات بده. تازه اين قضيه نجات باراك هم خيلي مزخرف بود. اصلا مگه فرشته ها توي اين داستان از مادر و پدري متولد ميشدن كه بخوان دوتاشون باهم برادر باشن؟؟؟ چون طبق متن تقريبا همه ي متون ديني (تا جاييش رو كه من خبر دارم) ملائكه مستقيما آفريده هاي خدا هستن و نه متولد از پدر و مادر.

    اصولا اين نويسنده اشتباه كرده بود كه خدا و ملائكه رو وارد فضاي يه داستان تخيلي كرده بود. چون وقتي يه موضوعي مثل جادوگرها يا خون آشام ها يا گرگينه ها رو استفاده كني كه كاملا ساخته ي ذهن بشر هستن،‌ دست نويسنده خيلي باز هست كه هر طور ميخواد اينها رو به تصوير بكشه. ميخواد اينها رو موجودات خوب يا بد يا تركيبي از خوب و بد به تصوير بكشه و كسي هم بهش ايرادي نميگيره. ولي وقتي يه موضوعي كه تحقق واقعي و خارجي داره رو وارد فضاي تخيلي ميكنه، بايد يه سري اصول و قواعد رو از واقعيت بگيره و به اونها پايبند باشه. مثلا اولين قاعده اينكه اگه خدايي هست،‌ پس بايد فرد قدرتمند و توانايي و دانايي باشه. نه كسي كه تنها خاصيتش اين باشه كه جهان رو يكبار خلق كرده و بعد اون جهان ديگه طبق قواعد و اصول خودش پيش ميره و اين خدا هيچ قدرت تصرفي توي اون جهان نداره و مجبوره از فرشته ها و انسان ها و ديگر بندگانش استفاده كنه تا خوبي رو در اين جهان پيروز كنه.
    اگه قراره فرشته هايي وجود داشته باشن، بايد موجودات نوراني و مقدس و پاكيزه اي باشن، نه كسايي كه ديگران رو فريب ميدن، قضاوت هاي غير منصفانه دارن، با تعصب برخورد ميكنن، در مواردي زير قولشون ميزنن و غيره.

    حالا يه مورد هم از نكات قوت داستان بگم اين قضيه ي سه تا مردي كه توي زندگي ثورن بودن و اينكه چطور اينها رو مديريت ميكرد. يعني مثلا اينقدر عقل داشت كه بفهمه نميتونه برگرده به زندگيش با لوكاس، چون لوكاس قابل اعتماد نيست،‌هر چقدر هم كه ثورن رو دوست داشته باشه. اينكه بودن با يه كايلن اصل دردسره و در ضمن شخصيت تاديوس چندان شخصيت كامل و دوست داشتني هم جلوه داده نشد. بلكه اون هم نقاط ضعف و قوت خودش رو داشت. از اينطرف الي هم جذبه ها و نكات منفي خودش رو داشت. در آخر هم نويسنده شخصيت اول رو وادار نكرد كه حتما يكي از اينها رو انتخاب كنه يا اينكه هر سه رو باهم برداره. چون ميدونست كه هر خواننده اي با سليقه ي شخصي خودش به يكي از اين مردها علاقه مند ميشه و مشتاقه كه ثورن با اون باشه. بنابراين اگه ثورن يكي رو برميداشت، بعضي خواننده ها ناراحت و نااميد ميشدن، اگر هم هر سه رو برميداشت،‌ خواننده ها شخصيت اول رو به هوسباز بودن و هرزه بودن متهم ميكردن، حتي با وجود فرهنگ خاص ساحرها. خلاصه اينكه اين قسمت داستان رو پيچ و تاب داد و پيچيده كرد و در آخر هم به طرز ماهرانه اي بدون اينكه كسي رو ناراحت كنه از زيرش در رفت. آخه من مثلا يه داستان ديگه اي خوندم به اسم House Of Night كه قسمت رمانتيك داستانش شباهتهايي با اينجا داشت. يعني به نوعي سه تا مرد با شخصيت اول در ارتباط بودن و اونو ميخواستن. ولي اونجا نويسنده هر چي سعي ميكرد شخصيت اصليش رو بين اين سه تا نگه داره، بيشتر .... ميزد به داستان و آدم رو اينجوري ميكرد و شخصيت اولش رو هم تبديل ميكرد به يه هرزه ي بي عقل. خلاصه اينكه اونجا اينقدر اين قسمت داستانش اعصاب خورد كن شد و مزخرف شد كه من ديگه وسطاي داستان ولش كردم.

    نكات مثبت و منفي ريز ديگه ي زيادي هم توي داستان بود كه ديگه الان حوصله نوشتن ندارم.
    در كل ميشه گفت داستان ارزش خوندن داشت ولي خيلي شلوغ و آشفته بود و خيلي مشكلات بدون منطق خاص و درستي حل شد و بيشتر رازهاي داستان حل نشده باقي موند.
    شايد بشه به زور از ده امتياز بهش 6 داد.

  4. 4 كاربر برای این ارسال مفيد سپاسگزاری كرده اند :

موضوعات مشابه

  1. X-Men: Evolution Series Season 1-4
    By mohi39 in forum Cartoon Network و سریال های انیمیشن تلویزیونی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 08-05-2009, 07:49 PM

Tags for this Thread

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
بهشت انیمه انیمیشن مانگا کمیک استریپ